۱۰ راه سریع برای شاد شدن

پایگاه تفریحی آلامتو

۱. در خونه تون تاب ببندین. هیچی شاد کننده و باحال تر از داشتن یه تاب در حیاط خونه نیس. دوستان، همسایه ها و حتی غریبها ممکنه بیان و بخوان با شما بازی کنن. یه روز مادری با دو بچه کوچکش وارد خونه ما شدن. نمی تونستن منو ببینن اما من صدای زن رو شنیدم که به بچه هاش می گفت، “نگاه کنین اینجا خونه همون زنیه که تاب داره. اون خیلی زن باحالیه!”

۲. سنتای خودتون رو داشته باشین. به چه دلیل باید سبزی پلو با ماهی شب عید کنار همه اعضای خونواده رو فقط یه بار در سال بخورین؟ همه همیشه می گن، “بیشتر از اینا باید دور هم جمع شیم و از این مراسما داشته باشیم.” ما خودمون سه بار در سال هم اینکه مراسمی می گیریم و سبزی پلو با ماهی رو با همه متعلقاتش که شب عید درست می کنیم، آماده می کنیم و کنار هم جمع میشیم و شبی خوب و خاطره انگیز واسه خودمون درست می کنیم.

۳. شیرینی ای شکلاتی درست کنین و بی دلیل اونا رو به یه ناشناس هدیه کنین. وقتی از منطقه امن خودتون بیرون برید می تونین ارزشمندترین لحظات زندگی رو واسه خودتون بسازین. خاطره انگیزترین هدیه همیشه غیر منتظره ترین اوناس. وقتی یه ظرف شیرینی شکلاتی به کسی هدیه کنین، لبخندی که روی لبهای فرد مقابل می شینه واقعاً حیرت انگیزه. آنجاست که می تونین کلی با اون ناشناس حرف بزنین و بخندین و لحظاتی رو بسازین که هیچکدامتان فراموشتان نشه.

۴. خودتون رو مسخره کنین و بخندین. دفعه بعد که کاری خجالت آور انجام دادین اون رو مخفی نکنین. اون رو واسه دوستان و اعضای خونواده تعریف کنین و با هم دقایقی رو بخندین و خوشحال باشین.

۵. بزرگترین و پر سر و صداترین تشویق کننده خود باشین. من نامه ای واسه خودم نوشتم و در اون همه خصوصیات و ویژگیای خوبم رو یادداشت کردم و توضیح دادم به چه دلیل میتونم دوست خیلی خوبی واسه هر کسی که دنبال دوسته، باشم. اول خجالت می کشیدم که از خودم تعریف کنم اما اگه خودم خودمو تشویق نکنم چیجوری میتونم از بقیه توقع داشته باشم ویژگیای خوب منو ببینن؟

۶. اجازه ندین آتیش نشون زیرتختتان خونه کنه. چه می شد “اگرها” رو دور بریزین. اگه قراره ساعت ۳ نصفه شب آتیش سوزی براتون اتفاق بیفته، باید تمرین کنین (مثل تمرینای به کار گیری کپسول آتیش نشانی که در مدرس انجام می دادیم درحالیکه جایی آتیش نگرفته بود). وقتی دچار ترس یا اضطراب میشین، من همیشه این جمله رو به یاد میارم، “یه نفر باید وقتی بچه بودم این رو به من می گفت.” این شعار هیچ ارتباطی به ترس من نداره اما باعث می شه چرخه های نگرانی من متوقف شن چون قبل ازاینکه بحران پیش بیاد من اون رو تمرین کردم.

۷. کهنها رو دور بریزین تا جا واسه چیزای جدید داشته باشین. من تو یه خونه قدیمی زندگی می کنم. شاید عاشقونه به نظر برسه و البته هم اینطوره اما تازمانیکه بخواین جایی واسه نگه داشتن چیزی پیدا کنین. فقط با داشتن چهار کمد کوچیک و نبود انباری هر چیزی جای خودشو داره. قانون ای که دنبال می کنم اینه که اگه چیز جدیدی بخرم، یه چیز قدیمی رو باید دور بندازم. این فرمولیه که باعث می شه بتونم زندگیم رو متعادل و متوازن نگه دارم چون باعث می شه این سوال رو از خودم سوال کنم، “واقعاً چی برام مهمه؟”

۸. شکافهای شخصیتتون رو قبول کنین. من فهمیدم که من کمی عجیب هستم. شخصیت من جنبه های گیج کننده ای داره و بعضی وقتا می بینم که دلم می خواد دور بریزمشان. اما بعد یاد این قسمت از یکی از آوازهای لئونارد کوهن می افتم که میگه، “هر چیزی شکافایی داره که از همانجا نور وارد اون می شه.” پس بااینکه ممکنه خیلیا این جنبه های خاص شخصیت منو شکافایی در شخصیم بدونن، اون نوری که از اون شکافا واردم می شه باعث می شه فردی خلاق و به نظر خودم باحال باشم.

۹. واسه یکی یادداشت بذارین. وقتی کاری کنین که یکی از دوستانتون بفهمه که به اون فکر می کردین باعث می شه لبخندی روی لبهای اون و البته خودتون بیاره. خیلی وقتا ایمیلای کوتاهی مثل این به دوستانم می زنم، “دیروز که واسه خرید رفته بودم یه بلوز آبی خیلی خوشگل دیدم، منو یاد بلوزی که پارسال واسه ناهار بیرون رفته بودیم پوشیده بودی انداخت. آبی خیلی به تو میاد تلاش کن بیشتر آبی بپوشی!” شاید وقتی ایمیل رو بفرستم احساس عجیبی به من دست بده اما نوشتن اونا لبخندی روی لبهایم می آورد و می دونم واسه دوستم هم همینطوره.

۱۰. اشکالی نداره اگه بعضی وقتا قوانین رو بشکنید. قانونی که موقع بچگی در خونه ما بود این بود، “اگه کاری رو شروع کردی باید تمومش کنی.” به خاطر همین بود که همیشه در کتابخونه کتابای نازک رو واسه خوندن انتخاب می کردم. اما الان که بزرگ شده ام اگه کتابی رو دوست نداشته باشم خیلی راحت دست از خوندن اون بر می دارم. خیلی وقتا هم کمی از اول کتاب می خونم، کمی از آخر اون و کمی از وسط.این کتاب واسه خودمه به چه دلیل نباید اینکار رو بکنم؟ هیچ قانونی وجود نداره. واسه این اون کتاب رو می خونم که از اون لذت ببرم پس هر طور که بیشترین لذت رو ببرم اونو می خونم.

به نقل از: مردمون

جمع آوری: پایگاه تفریحی آلامتو

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

بازنشر روانشناسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *