گزارش، شرح و سنجش دیدگاه‌های تازه درباره‌ی علم دینی با تأکید بر دیدگاه‌های عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان، علی پایا و بیژن عبدالکریمی ۹۲- قسمت ۳

مقدمه ۱۱۹
۱٫ تفاوت علم و فناوری ۱۲۰
نقد و سنجش ۱۲۴
۲٫ امتناع علم دینی و امکان فناوری دینی ۱۲۶
نقد و سنجش ۱۲۷
۳٫ علم دینی و حوزه علوم انسانی و اجتماعی ۱۲۹
نقد و سنجش ۱۳۱
۴٫ نقد استدلال‌های مدافعان علم دینی ۱۳۲
الف) نقد دیدگاه آقای ریاحی و همکاران ۱۳۳
ب) نقد دیدگاه دکتر خسرو باقری ۱۳۴
نقد و سنجش ۱۳۷
ج) نقد دیدگاه آقای بستان ۱۳۹
نقد و سنجش ۱۴۰
جمع بندی ۱۴۱
فصل پنجم: گزارش و سنجش دیدگاه دکتر بیژن عبد الکریمی
مقدمه ۱۴۵
۱٫ طرح علوم انسانی اسلامی، ایده‌ای تاریک و ناروشن! ۱۴۶
الف) معانی «دین یا الهیات» و «علوم انسانی» ۱۴۶
ب) صورت‌بند‌ی‌های مسأله ۱۴۷
نقد و سنجش ۱۵۱
۲٫ طرح علم دینی یا شرق شناسی وارونه؟ ۱۵۷
نقد و سنجش ۱۵۸
جمع‌بندی ۱۶۰
نتایج و پیشنهاد‌ها ۱۶۱
فهرست منابع ۱۶۴
 

فصل اول:

کلیات و مباحث مقدّماتی

بخش اوّل: کلّیات

۱٫ بیان مسأله

موضوع علم دینی در ایران، با عمر سی و چند ساله خود، با دیدگاه‌های موافق و مخالف برخی اندیشمندان ایرانی همراه بوده است. موافقان علم دینی در ایران، تعاریف و تصاویر متفاوتی از این مقوله ارائه کرده‌اند. عده‌ای از موافقان مقصود از علم، در تعبیر علم دینی را علم تجربی[۱] دانسته‌اند و برخی دیگر معنای آن را عام قلمداد کرده‌اند. دسته‌ای از مدافعان علم دینی، در تولید و شکل‌گیری آن بر روش تجربی[۲] پای فشرده‌اند و برخی دیگر از تکثرگرایی[۳] روش شناختی سخن گفته‌اند. عده‌ای از باورمندان علم دینی بر تأثیر پیش فرض‌های متافیزیکی دینی تأکید می‌کنند و برخی دیگر، فرضیه‌ها و نظریه‌های علمی را در متون و منابع دینی جستجو می‌کنند. گروهی از موافقان علم دینی، تمام دغدغه و اهتمام خود را تولید علوم انسانی اسلامی عنوان می‌کنند و برخی دیگر علوم طبیعی را نیز داخل در محل نزاع می‌دانند. خلاصه آنکه در اردوی موافقان و حامیان علم دینی، طیفی از آرا و نگاه‌های متفاوت در این زمینه وجود دارد.
در سوی دیگر برخی منتقدان و مخالفان علم دینی اندیشه‌ی دینی کردن علم را میراث فرسوده‌ای تلقی می‌کنند که روزگاری امتحان خود را پس داده و نمره خوبی نیاوده است و عده‌ای دیگر صرف عدم موفقیت کوشش‌های صورت گرفته را دال بر عدم امکان تأسیس علم دینی و اسلامی نمی‌دانند. برخی از مخالفان اساساً علم دینی را ممکن نمی‌دانند و تعبیر علم دینی را واجد تناقض درونی و متنافی الاجزاء[۴] تلقی می‌کنند و در عوض از امکان فناوری دینی و بومی سخن می‌گویند امّا برخی دیگر از مخالفان علم دینی با اذعان به امکان علم دینی، آن را مطلوب نمی‌دانند و خلاصه آن‌که همان تشتت و تعدّد آرا در جانب منتقدان و مخالفان علم دینی نیز مشاهده می‌شود. بنابراین نمی‌توان ادّعا کرد همه باورمندان و موافقان علم دینی در ایران، به تعریف و تصویر واحدی دست یافته‌اند و مخالفان و منتقدان نیز بر ایرادات و اشکالات مشخّصی اجماع کرده‌اند.
در این نوشتار سعی بر آن است دیدگاه‌های سه تن از مهم‌ترین منتقدان و مخالفان علم دینی در ایران، دکتر عبدالکریم سروش، آقای مصطفی ملکیان و دکتر علی پایا، گزارش و سنجش گردد. در گزارش دیدگاه‌های این افراد، صرفاً به مقالات و مطالبی از آن‌ها پرداخته می‌شود که مستقیماً به موضوع علم دینی اختصاص دارد و از استنباط و استخراج مقصود و نظر آن‌ها از مباحث و مواضع دیگرشان، اجتناب خواهد شد. مقصود از سنجش در این‌جا، معنای دقیق آن یعنی نشان دادن نقاط قوّت و نقاط ضعف دیدگاه‌های ایشان است و تنها جنبه سلبی و منفی آن مدّ نظر نیست.

انتقال اعتبارات اسنادی و ضمانت نامه های مستقل بانکی در حقوق ایران و تجارت بین الملل- قسمت ۱۴

۲٫ ضرورت و هدف تحقیق

نفس تعدّد آرا در هر موضوع یا علمی، حاکی از حیات و حرکت آن موضوع یا علم است. علمی که در آن، آرای مختلف و دیدگاه‌های مخالف و منتقد وجود ندارد، علمی زنده نیست بلکه می‌توان گفت چنین پدیده‌ای اساساً علم به معنای مجموعه‌ای هماهنگ از گزاره‌ها و اصطلاحاً رشته علمی[۵] نیست. علم در فرآیند تضارب همین دیدگاه‌های مختلف و مخالف در بستری از زمان تولید می‌گردد. همان‌گونه که دیدگاه‌های متفاوت همسو در یک موضوع یا یک علم در پویایی و بالندگی آن، نقش مؤثری دارند، دیدگاه‌های مخالف و منتقد نیز رخنه‌ها و کاستی‌های آن را نمایان می‌کنند و به ساختمان آن استحکام می‌بخشند؛ همان‌طور که دیدگاه‌های متفاوت همسو، جزئی از علم و داخل در بازی علم هستند، دیدگاه‌های مخالف نیز منطقاً، جزئی از علم و در محدوده آن قرار می‌گیرند. تجربه‌ی تاریخ علم نشان داده است که یک منتقد و مخالف، نقاط ضعف و خلأها را بهتر از یک موافق، شناسایی و رصد می‌کند.
در موضوع علم دینی نیز اولاً دیدگاه‌های مخالف، جزئی از این موضوع و مقوله‌اند و لازم است به طور دقیق و عالمانه به آن‌ها پرداخته شود و ثانیاً چه بسا نقاط ضعف و کاستی‌هایی را به موافقان گوشزد کنند که از چشم آن‌ها پنهان مانده است، اگرچه ممکن است بخشی از این انتقادها، قابل پذیرش و وارد نباشد. بنابر این دو نکته که ذکر شد، ضرورت این پژوهش و پرداختن به دیدگاه‌های مخالف در موضوع علم دینی، روشن می‌گردد.
اگرچه ممکن است دیدگاه‌های مخالف و منتقدان دیگری نیز در زمینه علم دینی در ایران وجود داشته باشند امّا به دلیل برخی محدودیّت‌ها و نیز اهمّیت بعضی دیدگاه‌های مخالف، تنها به گزارش و سنجش سه دیدگاه‌ مخالف و منتقد اکتفا می‌گردد. بنابراین هدف این پژوهش، گزارش و نمایاندن نقاط قوّت و نقاط ضعف دیدگاه‌های دکتر عبدالکریم سروش، مصطفی ملکیان و دکتر علی پایا درباره علم دینی خواهد بود.

نحوه پیگیری و ضمانت اجراهای گزارش های کمیسیون اصل ۹۰- قسمت ۱۰

۳٫ پیشینه تحقیق

همان‌طور که در ادامه و در بحث سیر تاریخی خواهد آمد، موضوع علم دینی از دهه سوم قرن بیستم ذهن برخی اندیشمندان جهان اسلام را به خود مشغول کرده است. در زمینه علم دینی در سطح جهان اسلام، نشریات، کتاب‌ها و رساله‌های قابل توجّهی منتشر شده است که دکتر مهدی گلشنی در فصل پایانی کتاب از علم سکولار تا علم دینی بخشی از آن‌ها را نام می‌برد. در کتاب اسلامی سازی معرفت نوشته مجید مرادی نیز بخشی از دیدگاه‌های موافق و مخالف اندیشمندان جهان اسلام درباره علم دینی و اسلامی سازی علوم، آمده است.
در داخل کشور از همان اوایل انقلاب، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه و سازمان سمت، مسؤولیت پی‌گیری این موضوع و تدوین و تألیف آثاری در زمینه علوم انسانی اسلامی را بر عهده گرفتند. در ذیل به مهم‌ترین آثار منتشر شده در کشور با رویکرد تئوری به علم دینی اشاره می‌گردد.
الف) یکی از آثار قابل توجّه و تا حدودی متقدّم در زمینه علم دینی، کتاب از علم سکولار تا علم دینی نوشته دکتر مهدی گلشنی است. فصل پایانی آن مهم‌ترین بخش این کتاب است. دکتر گلشنی در این کتاب عمدتاً از منظر تاریخ علم به موضوع نگریسته‌اند و بیشتر از تأثیر پیش فرض‌های متافیزیکی بر نظریه‌های فراگیر در علم و نیز تأثیر آموزه‌های دینی بر جهت‌گیری و کاربرد علوم سخن گفته‌اند.