تقریباً بیست سال س که بازاریابان دیجیتال و کار و کاسبی آنلاین به بعضی از مفروضات اساسی در مورد اینترنت و تجربه کار آنلاین متکی بودن. طراحی، تجربه کاربر، محتوا و روش هدف دارای پیشرفت سایت در موتور جستجو (سئو) که همه وابسته به این فرضیاتند، در راهی درست قرار دارن.

دیجیتال

تا حالا، وب سایتای سنتی مرکز اطلاعاتی واسه شرکتا بودن. این سایتا هم به طور جداگونه و هم از راه موتورهای جستجو پیدا و دیده می شن، و وقتی که پیشرفت رسانه های اجتماعی شروع به سرعت گرفت، میشه اونا رو از راه این کانالا هم دید. وب سایتا فرصتایی هستن واسه تبدیل تماشی چی به سرمشق و به نوبه ، تبدیل سرمشق به فروش؛ با داشتن یه طراحی خوب و چند تا کپی فوتی و فوری، می تونستید تبدیل رو شروع کنین، اما هدف بزرگ این بود که که سایت تون به جایگاه اول بیارین. در سمت دیگه این معادله، کاربرانی بودن واسه پیدا کردن اطلاعات در مورد اون شرکت بر سایت اون تکیه می کردن.
با گسترش اینترنت و قرار گرفتن در دسترس همه و رشد محبوبیت تلفنای همراه، اصول به دست آوردن ترافیک و طراحی وب تغییر کرد. کاربران تجربه ای بی عیب و مشکل رو در تلفنای همراه شون طلب می کردن، وگرنه، شروع می کردن به توپ و تشر زدن.
حالا که اپل از اپل واچ یا همون ساعتای هوشمند اپل رونمایی کرده، دوران جدیدی از فناوری گوشی موبایل به منصه ظهور رسیده: دوران وسایل پوشیدنی. در بعضی موارد، این نسل از فناوری پوشیدنی خیلی فرقی با گوشیای هوشمند متوسط ندارن. عملکردشون مشابه و رابط کاربریشان کوچکتره، اما در اصل یکی هستن. با این حال، این تغییر می تونه کاتالیزوری جدید باشه در پیشرفت چگونگی به کار گیری اینترنت، چگونگی طراحی، نوشتن، و بهینه سازی سایت هامون طوری که پاسخگوی نیازای تغییر یافته وب باشن.

موبایل

اپلیکیشنا همه چیزند
اول و مهمتر از همه، صفحه های سنتی وب در حال جون دادن هستن و دارن جای خودشون رو به اپلیکشیشنای موبایلی میدن. در چند سال گذشته وب سایتا و اپلیکیشنا در یکی بودن کامل با همدیگه بودن؛ شرکتای آنلاین تونسته ان ترافیک لازم واسه سایتای شون رو حفظ کنن، در حالی که یه سریای دیگه از شرکتا (مانند Snapchat) با راه اندازی یه اپلیکیشن منحصر به فرد، فقط به حضوری نا محسوس و جزئی در وب اکتفا کردن تا از اپلیکیشن شون پشتیبانی اطلاعاتی کنن.
تا همین لحظه، گوگل و دیگه بازیگران بزرگ صحنه فناوری دارن از وب سایتای سنتی به نفع اپلیکیشنا جهش می کنن. مثلا، گوگل شروع به فهرست کردن اپلیکیشنا در موتور جستجویش کرده، بسیار مثل کاری که واسه صفحات وب سنتی انجام میده، و واسه ایجاد فرضیات درباره شرکتای دیگه و آزمایش اونا، از اطلاعات موجود در اپلیکیشنای سوم، مانند Yelp و دایرکتوریای دیگه داخلی استفاده می کنه. این شرکت داره حتی ویژگیای اپلیکیشنای دیگه رو در اجناس خود می گذاشت.
اپل واچ و نسلای بعدی فن بیاریای پوشیدنی به جای وب سایتا، بیشتر از قبل نیازمند اپلیکیشنا هستن. از اونجا که صفحه نمایش ساعتا کوچکه، محتویات حجیم و طرحای سنتی صفحات وب نیس اهمیت خود رو از دست میدن. مردم قادر نیستن به روش عادی در وب چرخ بزنن. عوضش، اونا واسه دریافت اطلاعات و کارکردایی که نیاز دارن، به اپلیکیشنایی خاص متکی هستن.
البته، این تغییر تا وقتی که چندین سال از به صحنه اومدن فن بیاریای پوشیدنی نگذشته باشه سرتاسری نمیشه. وب سایتای سنتی هنوزم جایی واسه موندن دارن اما اپلیکیشنا دارن اونا رو کوچ میدن. روزی در آخر معنی «سایت» به طور کامل رنگ خواهد باخت، و اون روزیه که مردم واسه جواب به نیاز هاشون منحصراً سراغ به کار گیری اپلیکیشنای جداگونه میرن.

اهمیت کمتر جستجو
وقتی که وسایل پوشیدنی به جریان اصلی فناوری تبدیل شن، جستجوی عادی دور انداخته می شه. همین حالا هم گوگل و دیگه موتورهای جستجو شروع کردن به گسترده کردن مرزهایی که چگونگی انجام جستجو رو تعیین می کردن. مثلا، گوگل به خاطر آزمایش قصد نهفته پشت یه درخواست جستجو قبل از بازخوانی یافته های، داره از فرایندی استفاده می کنه که با عنوان «جستجوی معنایی» شناخته شده، و محصول جدید اونا با عنوان Knowledge Graph به دنبال اون هستش که واسه پاسخگویی به سؤالات کاربر، بدون انتقال اونا به وب سایتی که شامل اطلاعات مورد نظر باشه، جواب رو مستقیماً در اختیار درخواست کننده بذاره.
این رو ترکیب کنین با این واقعیت که وسایل با فناوری پوشیدنی توانایی محدودی واسه صفحه کلید دارن، به جای اون، کاربران مجبور می شن واسه نیازای خود به جستجوی براساس صدا تکیه کنن. به خاطر این، اونا واسه پاسخگویی به نیازشون به جستجو، بدون این که نیازمند رفتن به سایت عادی باشن، به کار با دستیاران شخصی مجازی مانند Siri یا جستجوی صوتی گوگل [Google Voice Search] تکیه دارن. هنوزم می تونین این جستجو رو یه «جستجوی آنلاین» بنامید، اما دیگه این نوع جستجو بدست اومده به این نمیشه که آدما به سایت شامل اطلاعات فوق هدایت شن.

پیشی گرفتن کارکرد از اطلاعات
به دلیل تغییرات فوق، مردم دیگه مثل قبلی از اینترنت واسه کسب اطلاعات استفاده نمی کنن. عوضش، اونا واسه کارکردا و کاربرد هاشون به اینترنت تکیه می کنن. اونا واسه نیازای شون به اپلیکیشنا تکیه می کنن، حال این نیاز می خواد رفتن به بخش دیگری از شهر باشه یا فرستادن پیامی به یه دوست، و این وسط نیاز لازم واسه وب سایتی که خدمات فوق رو ارائه می کرد از بین میره. حتی خود اطلاعات مثل یه کارکرد اجرای نقش می کنه؛ مردم از اپلیکیشنایی استفاده می کنن که به طور تخصصی واسه فهرست کردن، نمایه سازی و ارائه اطلاعات مستقیما ایجاد شدن؛ و بدین روش چشم انداز مون از چگونگی به کار گیری وب به طور کامل تغییر می کنه.
آثار و علایم این تغییرات به احتمال زیاد تا دست کم چند سال دیگه رو نمیشه و پیش بینی دقیق اون که این تغییرات چه مقدار قابل توجه هستن هم سخته. با این حال، من باور دارم که روزی در آینده ای نزدیک، اپلیکیشنا به طور کامل جانشین وب سایتای سنتی می شن و زیرو رو کردن و گشتن های سنتی دیگه کانال موثری واسه رسیدن به ترافیک وب نیس. شروع کار و کاسبیا با ساختن اپلیکیشنی موبایلی، مشارکت و درگیری هر چی بیشتر با کانالای اجتماعی و دیگه اپلیکیشنا، و جلب شدن به بازار وسایل پوشیدنی همراه شده و به دنبال پیشرفت یه پیشنهاد یا یه جور پیشرفت براساس نزدیکی هر چی بیشتر افراد بنا میشه. هر چی زودتر راه بیفتید، منحنی پیشرفتتون بیشتر از بقیه بوده و در دراز مدت سود بیشتری به سراغتون میاد.