نشر اندیشه های سکولاریسـتی و اومانیستی

وزیر خارجه ایران تمامی موارد فوق را رد کرد. در سال ۱۳۷۴ مقامات انگلیسی از امضای قرارداد تکمیل نیروگاه هسته ای بوشهر مابین ایران و روسیه ابراز نگرانی نمودند. در سال ۱۳۷۴ روند کلی روابط را می توان به سه دوره مشخص تقسیم بندی کرد.۱)دوره آرامش نسبی تا وقوع انفجارهای انتحاری در اسراییل در اسفند ۱۳۷۴ ۲)طرح جدی مسئله صلح خاور میانه ۳)طرح مسئله بحرین توسط مقامات انگلیسی. دراین سال ادوارد هیث ،نخست وزیر اسبق بریتانیا به تهران سفر کرده و با مقامات بلندپایه ایران گفتگو نمود. در ملاقات هیث و نیز برخی اعضای پارلمان انگلیس از تهران گسترش روابط دوجانبه مطرح شد.[۱۳۳] سخنان میجر در کنفرانس شرم الشیخ (۱۳ مارس ۱۹۹۶؛ اسفند ۱۳۷۴) و طرح اتهاماتی علیه ایران و نیز اظهارات مایکل پورتیلور، وزیر دفاع انگلیس در جریان بازدید از امارات (۲۴ دی ۱۳۷۴) و حمایت از ادعای امارات در مورد باز پس گیری جزایر سه گانه روند بهبود روابط را برهم زد.[۱۳۴] اما با وجود این انگلیس در برابر اعمال تحریمها امریکا علیه ایران روی خوش از خود نشان نداد و سخنگوی وزارت خارجه انگلیس مخالفت خود را با تحریمهای تجاری به عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی اعلام نمود.
در سال ۱۳۷۵ جری هنلی معاون وزارت خارجه انگلیس در مصاحبه ای با الحیات ادعا کرد: “ما مدارک کافی در خصوص فعالیت ایران در اقدامهای تروریستی در نقاط مختلف جهان در اختیار داریم.” نیک براون رئیس اداره خاورمیانه در آذر ۱۳۷۵ ضمن ملاقات و گفت و گو با مقامات ایرانی در تهران بر راهبرد انگلیس مبنی بر بهبود روابط با ایران مشروط به حل و فصل اختلافات فی مابین تأکید کرد. در تاریخ مردادماه ۱۳۷۵ آقای هاشمی در دیدار رهبر جدید پارلمان مسلمان انگلستان با ایشان بر لزوم تحقق حقوق مسلمانان در اروپا تأکید کرد. سرانجام روابط دو کشور در اواخر سال ۱۳۷۵ و ابتدای سال ۱۳۷۶ تحت تأثیر صدور رأی نهایی دادگاه میکونوس قرار گرفت.در پی موضع گیری ریاست اتحادیه اروپایی ، انگلیس اولین کشوری بود که از بیانیه اتحادیه حمایت کرد و به همراه دیگر کشورهای اروپا ،کاردار خود را به لندن فراخواند.[۱۳۵]
بدنبال انتخابات دوم مه ۱۹۹۷ وسقوط حکومت ۱۸ ساله محافظه کاران در انگلیس حزب کارگر به رهبری تونی بلر تغییرات عمده ای در سیاست خارجی و داخلی انگلیس نمود.[۱۳۶] درعرصه سیاست خارجی دولت کارگری سبب دگرگونی در نگرش سنتی انگلیسی ها به جهان خارج و تلاش گسترده آنها جهت بهبود و ارتقای موقعیت آسیب دیده این کشور در سطح اروپا و جهان گردید. نزدیک کردن دیدگاه ها و سیاست دو سوی آتلانتیک، سیاست اصولی انگلیس به ویژه در دوره ریاست بر اتحادیه اروپایی در نیمه اول سال ۱۹۹۸ بود که تجلی عینی آن در توافق سران امریکا و اتحادیه برای عدم تسری قانون تحریم شرکتهای نفتی طرف قرارداد با ایران، قابل مشاهده است. در همین رابطه رابین کوک ،وزیر خارجه انگلیس در جریان سفر خود به امریکا در اولین روزهای ریاست انگلیس بر اتحادیه، بر نزدیک کردن سیاست اروپا و امریکا و اتخاذ مواضع مشترک در قبال ایران تأکید نمود.[۱۳۷]
موضوع مهم و مؤثر بر روابط دو جانبه جمهوری اسلامی ایران و انگلستان، مبحث اروپا و ریاست دوره ای انگلیس بر اتحادیه اروپایی است. در واقع ماهیت و محتوای مناسبات این دو کشور نه تنها برکلیت روابط جمهوری اسلامی ایران و کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا اثرگذار می باشد، بلکه متقابلاً از نوع سمت گیری اتحادیه اروپایی نیز تأثیر می پذیرد و به همین دلیل نیز همواره مقاطع ریاست دوره ای انگلیس بر جامعه و اتحادیه اروپا در اوایل و اواخر دهه ۹۰ نقاط عطف روابط ایران و اروپا محسوب شده و در شکل دهی به مناسبات این دو بسیار تعیین کننده بوده است.
طی سال ۱۳۷۱ (نیمه دوم سال ۱۹۹۲) در دوره ریاست دوره ای انگلیس بر جامعه اروپایی بنیان سیاست موسوم به گفتگوی انتقادی پی ریزی شد که به مدت ۵ سال شکل دهنده روابط ایران و اروپا بود. در دوره ریاست انگلیس موضوعات حساس و جنجالی از قبیل روند سازش خاورمیانه ،اتهام حمایت از تروریسم،اتهام نقض حقوق بشر،تلاش جهت کسب تسلیحات کشتار جمعی و در رأس همه مسئله سلمان رشدی دردستور کار روابط اروپا با جمهوری اسلامی ایران و به عنوان سرفصل موضوعات گفتگوی انتقادی قرار گرفت. دوره چهارم روابط طرفین در نتیجه صدور رأی دادگاه میکونوس دستخوش بحران گردید.هرچند پس از آن نیز انگلیس مواضع مثبتی نسبت به ایران اتخاذ نمود[۱۳۸]. در بیست و هفتم مهرماه ۱۳۷۶ مقامات دولت و حزب کارگر انگلیس از دعوت گروه تروریستی منافقین در کنفرانس سالانه حزب ابراز شرمساری کردند. وزارت خارجه انگلیس تأکید کرد سیاست دولت و قطعنامه حزب کارگر دو موضوع متفاوت است و ما سالها است که این گروه را به عنوان یک سازمان تروریستی می شناسیم.[۱۳۹] در آبان همان سال دولت انگلیس برای مریم رجوی، ویزای ورود به انگلیس صادر نکرد. وزارت خارجه انگلیس اعلام کرد که این تصمیم در راستای موضع گیری قاطعانه دولت علیه تروریسم اتخاذ شده است.[۱۴۰]
رابین کوک به عنوان رئیس شورای وزیران اتحادیه اروپا روز ۲۵ دی سال ۱۳۷۶ به ایالات متحده سفر کرد و طی دیدارهای خود با مقامات امریکایی به بیان دیدگاه های دولت انگلستان تحت عنوان مواضع اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی پرداخت و بر همکاری نزدیک تر با این کشور تأکید کرد[۱۴۱].
در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی سیاست تنش زادیی ایشان کمک بسزایی به تلطیف فضای سیاسی ایران در سطح بین المللی و بهبود شرایط با کشورهای اتحادیه اروپا از جمله انگلیس کرد. در مسئولیت آقای خاتمی روابط ایران و بریتانیا به دلیل ماجرای میکونوس و نیز ماجرای سلمان رشدی در سطح کاردار قرارداشت. هنلی معاون وزارت خارجه بریتانیا در خلال دیدار ۱۶ فوریه ۱۹۹۷ خود از امارات متحده عربی ایران را به تروریسم متهم کرد و عامل بی ثباتی منطقه نامید.[۱۴۲] اما پس از انتخابات دوم خرداد و مشارکت عمومی مردم لندن تلاش زیادی را برای بهبود روابط در پیش گرفت. نهایتاً نقش مثبت انگلیس در بهبود روابط اروپا و ایران و بازگشت سفرای اروپایی به تهران موجب بهبودی نسبی روابط طرفین گشت و کاردار انگلیس (نیک براون)در ۱۴ نوامبر همان سال وارد تهران شد.[۱۴۳] پس از یک سال قطع تماس سیاسی میان دوطرف، در اواخر اردیبهشت ۱۳۷۷ مذاکرات مقدماتی میان هیئتهای دو طرف شامل مدیر کل غرب اروپای وزارت خارجه با هیئت تروئیکای اتحادیه متشکل از مدیران منطقه ای وزارت خارجه انگلیس، اطریش و لوکزامبورگ در بروکسل برگزار شد. در این نشست در باب چگونگی روند مذاکرات آتی طرفین بحث و بررسی صورت گرفت. سخنگوی وزارت خارجه انگلیس گفت و گوهای مذکور را در فضایی سازنده انجام گرفته خواند و ابراز امیدواری کرد که نخستین دور گفت وگوهای راه را برای برقراری همکاری های ثمربخش تری بین ایران و اتحادیه اروپا هموار سازد.
تلاشهای انگلیس در دوره ریاست شش ماه بر اتحادیه در دوره ریاست اطریش به بار نشست و اولین دور گفتگوهای فراگیر(نه انتقادی) میان ایران و اتحادیه اروپایی در تیرماه ۱۳۷۷ در تهران برگزار شد. دراین سفر معاون وزیر امور خارجه انگلیس در ترکیب هیئت تروئیکا حضور داشت که علاوه بر جهت دهی به روند مذاکرات دوجانبه با مسئولان وزات خارجه آغازگر روندی بود که در نهایت منجر به پیشرفت قابل ملاحظه ای در مناسبات دوجانبه ایران و انگلیس شد.در پی این سفر رابین کوک وزیر خارجه انگلیس بهبود روابط اتحادیه اروپایی با ایران را یکی از موفقیتهای دولتش در دوره شش ماهه ریاست بر این اتحادیه ذکر کرد. در تیرماه ۱۳۷۷ درک فاچت معاون سابق وزارت خارجه انگلیس در مصاحبه ای اظهار داشت: ” ما تصریح کرده ایم که از روابط دو جانبه سازنده تر با ایران استقبال می کنیم…علائق بسیاری در میان جامعه بریتانیا برای گسترش همکاری با شرکتهای ایرانی و به طور مشخص در زمانی که ایران در حال بررسی چگونگی جذب سرمایه گذاری خارجی است، وجود دارد و این روندی است که به نفع طرفین خواهد بود. وی ضمن اظهار علاقه به دیدار از ایران در رابطه با موضوع سلمان رشدی از اینکه کتاب آیات شیطانی باعث اهانت به بسیاری از مسلمانان شده اظهار تأسف کرد.”
در واکنش به اظهارات فوق، سخنگوی وزارت خارجه ایران از تلاشهای ایران و اتحادیه اروپا در دوره ریاست جمهوری انگلیس که منجر به ارتقای درک طرفین از مواضع یکدیگر شده ابراز خرسندی نمود. بدین سان روابط سرد و تیره دو کشور رو به رشد نهاد. اعمال محدویت بر فعالیتها وتحرکات منافقین (منع ورود مریم رجوی به خاک انگلیس،شناسایی گروهک منافقین به عنوان یک سازمان تروریستی،تعطیلی نشریه و رادیوی آنها در خاک انگلیس و محکومیت اقدامات تروریستی منافقین در تهران) ؛ اظهار نظرهای قابل قبول مقامات انگلیسی و ابراز تمایل مکرر آنها برای بهبود و توسعه روابط با جمهوری اسلامی ایران و بهبود نسبی جو رسانه ای و مطبوعاتی این کشور در قبال ایران از موارد مثبت اقدامات انگلیسی ها بود.
با نظر مساعد انگلیس همچنین در بیانیه پایانی گروه هشت کشور صنعتی که در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۷ در این کشور تشکیل شد ؛ هیچ اشاره ای به جمهوری اسلامی ایران نشد و در بیانیه وزاری خارجه نیز تنها یک پارگراف به ایران اختصاص یافت که به لحاظ متن و محتوا در مقایسه با سالهای اخیر معتدل تر ارزیابی شد. پس از آن جان شپرد معاون وزیر خارجه انگلیس که بالاترین سطح سفر یک مقام سیاسی انگلیسی در دو دهه تا آن زمان به تهران بود؛ با تأکید بر علاقه مندی و تمایل انگلیس برای بهبودی روابط و آغاز فصل تازه ای از مناسبات برابر و متوازن با جمهوری اسلامی ایران بود. بدنبال دعوت شفاهی جان شپرد از مدیر کل وقت وزارت خارجه ایران برای سفر به انگلیس دریک فاچت معاون وزیر خارجه این کشور نیز روز ۱۰ اوت ۱۹۹۸ (۱۹ مردادماه ۱۳۷۷)با ارسال نامه ای به کاردار جمهوری اسلامی ایران در لندن مسئله سفر مدیر کل غرب اروپا به لندن را مورد توجه و پیگیری قرار داد.[۱۴۴]
در حقیقت طی نیمه اول سال ۱۳۷۷ انگلیس بیش از آنکه درعمل به سمت گسترش روابط با ایران بپردازد، به اظهارات دیپلماتیک در جهت حمایت از سیاست تنش زدایی دولت ایران و نظاره گر توسعه روابط دولتهایی چون ایتالیا و فرانسه با ایران مشغول بود.اما به مرور انگلیسی ها احساس کردند که ادامه همراهی آنها با امریکا علیه ایران نمی تواند منطبق بر منافع ملی این کشور باشد و دوری گزیدن لندن از تهران به سایر دولتهای اروپایی نظیر ایتالیا و فرانسه فرصت خواهد داد تا در این زمینه از انگلیس پیشی جویند.[۱۴۵] انعقاد قرارداد نفتی توتال فرانسه با ایران شرکتهای نفتی انگلیسی را هوشیار ساخت که برای حفظ رقابت در بازار ایران باید سیاستهای ضدایرانی ایالات متحده را نادیده گیرند و با اتحادیه اروپا هم آوا شوند. شرکت نفتی انگلیسی-هلندی شل بلافاصله وارد میدان رقابت با شرکتهای نفتی-فرانسوی و ایتالیایی شد و شرکت بی پی نمایندگی خود را در تهران مستقر ساخته و سرگرم بازار استخراج و صدور انرژی ایران گردید.[۱۴۶]
بهبود روابط ایران با انگلیس و اتحادیه اروپا در دوران آقای خاتمی ناشی از ضرورتهایی در سه دیدگاه ویژه بود:۱)بدون اثر بودن سیاست امریکایی منزوی ساختن ایران؛۲)زیآنهای اقتصادی که از سردی روابط با ایران متوجه اروپا به ویژه آلمان و بریتانیا شده بود و ۳) خنثی ساختن دخالتهای ایالات متحده در روابط بازرگانی کشورهای دیگر با ایران.
عکس مرتبط با اقتصاد
در آن ایام اعلام شد که وزارت خارجه انگلستان برای نخستین بار پس از ۲۰ سال در حال طراحی نخستین سفر در سطح معاون وزیر به ایران است و سفارت ایران در لندن نیز اعلام کرد که دو کشور آماده تبادل سفیر هستند. اما در این میان حرکتهایی نیز در خلاف مسیر طراحی شده از سوی انگلیس سر میزد.از جمله دریک فاچت در تابستان سال ۱۳۷۶(۱۹۹۷) سرگرم اقداماتی بود که هدف آن نمایش گونه هایی از جانبداری از ادعاهای امارات متحده نسبت به جزایر تنب و ابوموسی بود. در روزنامه القدس العربی چاپ لندن در ۴ ژانویه ۱۹۹۷ (یک ماه پس از انتخاب آقای خاتمی) به نقل از فاچت عنوان شده بود که اگر امارات متحده عربی و ایران مشکل اختلافات برسر سه جزیره را حل نکنند ، چاره ای جز دخالت جامعه بین المللی برای حل این مشکل باقی نخواهد ماند. به غیر از آن در این روزنامه عنوان شده بود که فاچت در این برخورد از حضور ایران در منطقه به منزله عامل تهدیدی نسبت به امنیت منطقه یاد کرد. فاچت در کنفرانس مطبوعاتی در ۲۶ ژوئن ۱۹۹۸ در حالی که سخن از یافتن راه هایی برای بهبود روابط اتحادیه اروپا با ایران به میان آورد، در باره گسترش روابط دو جانبه ایران و بریتانیا بار دیگر به مسئله سلمان رشدی اشاره کرد. وی در این برخورد ایران را متهم ساخت که برای حل مسئله یاد شده گامی برنمی دارد. وی گفت:” بریتانیا خواهان آغاز روند تلاش برای حل اختلافات دوجانبه است.شایان ذکر است که هردو طرف خواهان گفت و گوهای واقعی هستند ولی این ایران است که هنوز حاضر به اقدامی نیست.”
همزمان با موضع گیری منفی دریک فاچت در لندن، نیک براون از روزنامه اصلاح طلب “جامعه” دیدار کرد و با ابن اقدام بدبینی های تازه ای را در محافل مطبوعاتی کشور نسبت به بریتانیا و دخالتهای احتمالی اش در مسائل داخلی ایران برانگیخت.این مسئله موجب شد که وی با یک مرخصی یک ماهه اوایل اوت آن سال به لندن بازگردد.همان هنگام در لندن اعلام شد که بریتانیا بزرگترین غرفه نمایشگاه بین المللی ۱۹۹۸ تهران را از آن خود خواهد ساخت.
اما به هرحال سفر مدیر کل وقت وزارت خارجه ایران به لندن در اواخر شهریور سال ۱۳۷۷ موجب مذاکرات مقدماتی شد که نهایتاً دو وزیر امور خارجه در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل با یکدیگر دیدار نمودند. کمی بعد در پی دیدارخرازی و کوک در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل روابط دو کشور یک باره متحول شد. وزرای خارجه ایران و انگلیس در این دیدار ضمن انتشار یک بیانیه مطبوعاتی به ضرورت همکاری میان جهان اسلام و دنیای غرب برای جلوگیری از برخورد تمدنها توافق کردند.رابین کوک گفت:” من و دکتر خرازی در باره مسائل بین المللی و دو جانبه مورد علاقه دو طرف مذاکراتی داشتیم.در ارتباط با افغانستان و عراق به زمینه های مشترک زیادی رسیدیم.من مراتب تسلیت خود را در خصوص قتل دیپلماتها و یک خبرنگار ایرانی به وسیله طالبان ابراز داشته و محکومیت شدید این جنایتها را مورد تأکید قرار دادم. ما هر دو بر ضرورت استقرار یک دولت فراگیر در افغانستان و حل وفصل مسئله از طریق مذاکره، تحت نظارت سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی توافق کردیم و…من و دکتر خرازی توافق کردیم که باید سطح روابط را تا سفیر ارتقا دهیم.[۱۴۷] “
دکتر خرازی نیز اعلام کرد که:” مذاکرات با وزیر خارجه انگلیس مثبت بوده و ما توانستیم راه هایی برای توسعه همکاریهای سیاسی و عملی بیابیم. و…”
با توجه به موارد مذکور همکاریهای گسترده ای در روابط ایران و انگلیس صورت گرفت و علاوه برعادی سازی و ارتقای روابط ایران و انگلیس؛ در عرصه روابط منطقه ای و بین المللی دو کشور، موارد زیر بوقوع پیوست:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

    • آغاز مراودات و گفتگوی سطح بالا میان مقامات دو کشور در ارتباط با موضوعات مهم جهانی و منطقه ای همچون کوزوو وبحران عراق.

 

    • مبادله پیامهای تشریفاتی و کاری و تحول مثبت در لحن و محتوای مطالب و موضع گیریهای مقامات انگلیسی در قبال ج.ا.ا.

 

    • انجام سفر مقامات انگلیسی به ابران از جمله:درک پلامیلی مدیر منطقه ای وزارت خارجه انگلیس به تهران به عنوان فرستاده ویژه و حامل پیام کتبی رابین کوک خطاب به همتای ایرانی؛ سفر مدیرکل ترویج بازرگانی وزارت تجارت و صنایع انگلیس به تهران؛ سفر نمایندگان ۱۶ شرکت نفتی انگلیسی به ایران؛سفر یک گروه سه نفره از افسران مبارزه با مواد مخدر انگلیس به تهران؛و سفر هیئت فنی انگلیسی در ارتباط با موضوع خلع سلاح.[۱۴۸]

 

    • توافق دو طرف در خصوص افزایش سقف دیپلماتهای سفارتخانه های دو کشور از پانزده به هجده نفر.

 

    • حضور گسترده شرکتهای انگلیسی در بیست و چهارمین نمایشگاه بین المللی بازرگانی تهران.

 

    • ابراز علاقه و فعال شدن شرکتهای نفتی جهت مشارکت در طرحهای نفت و گاز کشور

 

  • امضای موافقتنامه های حمل و نقل هوایی.[۱۴۹]

 

نهایتاً تهران و لندن اعلام کردند که با پذیرش کارداران فعلی به عنوان سفیر در پایتختهای یکدیگر موافقت کردند. سپس نیکلاس براون به عنوان سفیر انگلیس در ایران در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۸ معرفی شد. [۱۵۰] انگلیس در اکتبر ۱۹۹۸ با تروریست خواندن منافقین و ممنوع کردن فعالیتهای آنها در بریتانیا نظر دوستانه خود را نسبت به ایران نشان داد.وزیر خارجه بریتانیا در کنگره حزب حاکم گفت که غرب باید سرانجام با اسلام کنار بیاید.در نوامبر همان سال یکی از معاونین وزارت خارجه انگلیس خواستار نقش آفرینی بیشتر ایران در تحولات منطقه و جهان شد.
همزمان منافقین تحرکات جدیدی را با مخالفان ایران در مجلس های عوام و لردها آغاز کردند.در فوریه ۱۹۹۹ شماری از لردها طی نامه ای به نخست وزیر انگلیس خواستارخودداری از گسترش روابط آن کشور با ایران شدند.[۱۵۱] کمال خرازی طی سفری به انگلیس پس از بیست سال در مؤسسه سلطنتی لندن سخنرانی ؛ و با جامعه بازرگانان ایرانی و مسلمانان ملاقات کرد. وی سپس با تونی بلر ملاقات و گفت و گو کرد. اما مسئله این بود که کارشکنی هایی در این روابط صورت می گرفت و بازدید رسمی میان تهران ولندن صورت نپذیرفته بود. با این حال یک هیئت پارلمانی در نوامبر ۱۹۹۹ به سرپرستی پیترموریس تمپل از ایران دیدار کرد.در نوامبر ۱۹۹۹ وزیران خارجه ایران و انگلیس طی دیدار خرازی از لندن توافق کردند که همکاری دوجانبه در زمینه های علوم و آموزش،مبادلات دانشگاهی،و همکاریهای پژوهشی میان دو کشور گسترش یابد.همین طور در زمینه مبارزه با مواد مخدر،سرمایه گذاری و اقتصاد. تونی بلر نیز در دیدار با خرازی یادآور شد که اتحادیه اروپا ایران را به دلیل منابع انسانی و طبیعی بسیار گسترده اش یک قدرت منطقه ای می شناسد.
پس از این تحولات سفیر اسراییل در لندن و کمیته نمایندگان صهیونیست در مجلس عوام انگلیس فعالیت گسترده ای را برای قطع روابط ایران و انگلیس آغاز کزدند.سخنگوی وزارت خارجه انگلیس گفت که دیدار رابین کوک از ایران در چهارم تیرماه ۱۳۷۹ انجام خواهد شد. اما تأخیر این دیدار تحلیل هایی را دامن زد که وی نخواست همزمان با محاکمه ۱۳ تن یهودی بازداشت شده در شیراز و همزمان با سفر دبیرکل حزب الله در لبنان حضور یابد.[۱۵۲]
البته سفر کوک هیچ گاه انجام نشد؛ ولی نخستین سفر وزیر کابینه دولت انگلیس پس از ۲۰ سال نیکلاس رنیز فورد وزیر مسکن بریتانیا بود که به ایران سفر کرد و مذاکراتی انجام داد. در ۲۳/۶/۱۳۷۹ مرتضی سرمدی معاون پیشین وزارت خارجه به عنوان سفیر ایران در انگلیس منصوب شد. در بهمن ماه ۱۳۷۹ کیث هلاول هماهنگ کننده مبارزه با مواد مخدر انگلستان طی سفری سه روزه به ایران با برخی مقامات وزارت خارجه ملاقات و از برخی مکآنهای مربوط به مبارزه با مواد مخدر بازدید کرد. همچنین کمکهای مالی برای اجرای طرح کنترل موارد مخدر سازمان ملل به ایران داده شد.
با تمام این موارد، پس از ماجرای یازده سپتامبر و در آستانه حمله امریکا به افغانستان جک استرا وزیر خارجه جدید انگلستان برای جلب حمایت ایران از ائتلاف ضدتروریسم دوبار با فاصله کوتاهی از ایران دیدار نمود که پس از انقلاب اسلامی نخستین سفر چنین مقام بریتانیایی به ایران بود و حتی هنگامی که ایران در لیست محور شرارت قرار گرفت وزیر خارجه انگلیس صریحاً خود را از این موضع امریکا مبرا دانست.[۱۵۳] و گفته می شود که اینها همه از آثار و نتایج سیاست تنش زدایی آقای خاتمی بود. اما با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور در ایران و پررنگ شدن شعارهای روزهای نخستین انقلاب در سیاستهای اتخاذ شده توسط ایشان، از جمله: تأکید بر نابودی اسرائیل، سیاستهای تهاجمی نسبت به اتحادیه اروپا از جمله انگلیس و فرانسه؛بازتعریف بسیاری از اصول سیاست خارجی دولت قبلی (آقای خاتمی) که در تضاد کامل با آنها و بر خلاف منافع اروپا،امریکا و انگلیس بود؛ به ناگهان بر ارتفاع دیوار بی اعتمادی که بین ایران با کشورهای غربی از جمله انگلیس و امریکا قرار داشت به یکباره افزوده شد.
اوج این بی اعتمادی را در مسئله هسته ای ایران و اتخاذ سیاستهای هسته ای منحصر بفرد دولت و حکومت ایران می توان مشاهده کرد.در دوران آقای خاتمی بسیاری از خواسته های دول غربی از جمله انگلیس در این زمینه پذیرفته شد و اجازه بازدیدهای گسترده از صنایع و تأسیسات هسته ای ایران به بازرسان داده شد اما در دوره آقای احمدی نژاد شرایط کاملاً تغییر نموده و ایران در تقابل با غرب قرار گرفت و یکی از کشورهایی که بیشترین فشار را بر ایران وارد ساخت انگلیس بود.
دولت ایران بارها انگلیس را به دخالت در امور داخلی خود متهم، و برخی بمب گذاریها در کشور را از سوی سازمان اطلاعاتی انگلیس اعلام نمود. دانشجویان ایرانی بنا به دلائل متفاوت از جمله نقش منفی انگلیس در مسئله هسته ای ایران، بارها به سفارت انگلیس در ایران حمله کردند.تحریمهای اقتصادی شورای امنیت علیه ایران در بیشتر موارد با هدایت و نقش برجسته انگلیس طراحی و اجرا گردید.از سوی دیگر مسئله دستگیری ملوانان انگلیسی در آبهای ایران نیز برای مدتی روابط دو کشور را بسیار تیره تر از قبل نمود و در نهایت این جو بی اعتمادی بین دو کشور طی ماه های اخیر بخوبی مشهود می باشد.
پ-مقایسه کاربست دیپلماسی فرهنگی امریکا و انگلیس در ج.ا.ایران:
روابط اقتصادی ایران و انگلیس کمتر تحت تأثیر تنش های روابط سیاسی دو طرف قرار می گرفت. مثلاً در سال ۱۳۶۶ که روابط دو کشور به شدت تیره بود، ایران اولین شریک تجاری انگلیس در خاورمیانه بود و حجم مبادلاتی قریب به ۷۰۰ میلیون دلار با انگلیس داشت.[۱۵۴]
در گذشته قسمت اعظم واردات ایران از کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه(OECD) بوده است و در میان این کشورها،انگلستان در سال ۱۳۵۹ مقام چهارم در تأمین واردات ایران را داشت.حجم واردات ایران از انگلستان در این سال ۱۳۸ هزار تن و به ارزش ۵۶۶۲۱ میلیون ریال و صادرات غیرنفتی ایران به انگلیس در این سال به وزن ۳ هزار تن و به ارزش ۱۶۱۲ ریال بوده است.[۱۵۵] اقلام عمده صادراتی ایران به انگلیس شامل قالی و قالیچه،خشکبار،خاویار، و…؛ و اقلام وارداتی ایران از انگلیس شامل ماشین الات ،انواع رنگ و مرکب چاپ و… بوده است.همین طور وزارتخانه های نفت، نیرو، ارتباطات و فن آوری اطلاعات، از جمله مهمترین طرفهای شرکتهای انگلیسی به شمار می رفتند.[۱۵۶] حدود ۶۸ درصد صادرات ایران به انگلیس در ۸ ماهه اول ۱۹۸۷ مربوط به صادرات نفتی بوده است.انگلیس در این سال در بین عمده مشتریان نفتی جمهوری اسلامی ایران در اروپا پس از ایتالیا ،هلند ،فرانسه و اسپانیا با خرید معادل ۳۸۱۳۵۴۴ بشکه نفت در ردیف پنجم قرار گرفت و در بین واردکنندگان فرش از ایران پس از کشورهای آلمان،ایتالیا،و فرانسه در ردیف چهارم قرار داشته است.
حتی پس از قطع روابط ایران و انگلستان در ۱۶/۱۲/۱۳۶۸ صادرات انگلیس به ایران افزایش پیدا کرد.[۱۵۷] وزارت نفت در اوایل فروردین ۱۳۶۹ یک قرارداد نفتی با شرکت نفتی میشل انگلیسی به امضا رسانید. این قرارداد مشتمل بر این بود که حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت خام به این شرکت فروخته شود که بهای آن سالانه ۵/۰ میلیارد دلار برآورد شد. با آغاز دوباره روابط دو کشور در ۵ مهرماه ۱۳۶۹ مبادلات دو کشور رو به بهبودی گذاشت. در مهرماه ۱۳۷۰، ۱۰۷ شرکت انگلیسی در هفدهمین نمایشگاه بین المللی تهران شرکت کردند.در تیر ۱۳۷۱ اعلام شد که بهبود عملکرد سالانه بانک سرمایه گذاری خارجی ایران در انگلستان در پایان شهریور ۱۳۷۰،سبب افزایش ۱۴ در صد سود بانک گردیده است.
روابط تجاری و بازرگانی ایران و انگلیس در ۱۹۸۹ حدود ۴ درصد رشد داشته است و ایران ۱۰ درصد واردات خود را از انگلیس تأمین نمود.ایران تا سال ۱۳۶۹هشتمین وارد کننده اجناس انگلیسی بود و به طور کلی ۸/۱۱ درصد کل منابع ایران وابسته به انگلیس است.[۱۵۸] از قراردادهای میان طرفین می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

 

 

    1. قرارداد ۱۰۰ میلیون پوندی جمهوری اسلامی ایران و شرکت پلیس در زمینه ابزار مخابراتی

 

    1. قرارداد ایجاد یک پایگاه نیروی دریایی در بندرعباس به ارزش ۱۳۰ میلیون پوند.

 

    1. قرارداد مجتمع صنایع دفاعی اصفهان به ارزش ۷۰۰ میلیون پوند.

 

    1. قرارداد شرکت فرگوسن با کارخانه تراکتورسازی تبریز.

 

    1. قرارداد ایران خودرو و شرکت تالبوت در رابطه با لوازم یدکی پیکان.

 

  1. قرارداد معوق مانده مربوط به ساخت تانکهای چیفتن، موشکها و رادارها.[۱۵۹]

 

همچنین قراردادی بین راه آهن ایران و شرکت فولاد انگلیس در اردیبهشت ۱۳۶۹ منعقد گردید که محافل اقتصادی در لندن از آن به عنوان سر آغاز ورود شرکتهای انگلیسی به بازار ایران یاد کردند.در خردادماه ۱۳۷۰ طی قراردادی که بین شرکت انگلیسی گراون و وزارت نیرو منعقد شد مقرر گردید این شرکت وسایل و تجهیزاتی به ارزش ۳۵۰ میلیون دلار برای تکمیل شبکه برق رسانی توانیر به ایران دهد. در دی ماه سال ۱۳۷۰ طی قراردادی میان بنیاد جانبازان و شرکت بدفورد قرار شد شرکت مزبور دو کارخانه مونتاژ کامیون در ایران بسازد[۱۶۰].
در بهمن ماه سال ۱۳۷۰ در قراردادی که میان وزارت صنایع سنگین ایران از یک طرف و پنج شرکت اسلحه سازی انگلیسی از طرف دیگر منعقد شد؛ طرفین به توافق رسیدند که در اصفهان یک مجتمع صنعتی تولید قطعات یدکی ماشین الات نظامی از جمله تانکهای چیفتن تأسیس کنند. در تیرماه ۱۳۷۱ گروه صنعتی آلستوم با ملیت انگلیسی-فرانسوی قراردادی به ارزش ۲۰۰ میلیون دلار برای تحویل ۱۴ دستگاه مولد برق با سازمان توانیر منعقد کرد.[۱۶۱]پس از جنگ ایران و عراق؛ بریتانیایی ها به تدریج درصدد برآمدند تا وارد بازار تسلیحاتی ایران گردند. تصمیم انگلیس مبنی بر عدم فروش ۱۰۰ فروند جنگنده به عراق پس از جنگ با ایران زمینه را برای بازسازی روابط با ایران فراهم آورد. در این رابطه انگلیس سعی کرد که با عدم فروش تجهیزات نظامی به عراق که طبعاً بر امنیت ملی ایران تأثیر مثبتی بر جای می گذاشت امکان بازسازی روابط ایران و انگلیس را فراهم سازد.[۱۶۲]طبق گزارشات مختلف ایران سعی نمود تا تسلیحات مدرن نظامی نظیر تانکهای چیفتن،جنگنده های MBT،جنگنده تورنادو، جتهای موزی هاو، مین جمع کن های مدرن،و… را از انگلیس خریداری نماید.[۱۶۳]
همچنین انگلستان از مخالفان تحریم اقتصادی امریکا علیه ایران بود و همواره سعی می نمود به نوعی این مسئله را حل نماید. در زمان اشغال سفارت امریکا در تهران و درخواست آن کشور از متحدان اروپایی برای تحریم اقتصادی ایران؛حمایت متحدان اروپایی و منجمله انگلیس بیشتر ماهیت سیاسی و دیپلماتیک یافت ؛ چرا که مثلاً واردات انگلیسی از نفت ایران ۱/۷ درصد کل واردات نفت آن کشور را تشکیل می داد و ارزش قراردادی آن یک میلیارد دلار بود. یک قرارداد مربوط به شعبه انگلیسی شرکت چیسلر برای ارسال قطعات ماشین بود که ارزش آن ۱۵۰ میلیون پوند بود و قرارداد شرکت مارپل ریجوی برای ساخت یک بزرگراه در ایران ۱۲۵ میلیون پوند ارزش داشت و انگلیس نمی توانست از این گونه معامله ها بگذرد.[۱۶۴]
درزمان تحریم ایران بواسطه قانون داماتو نیز انگلیسی ها با این طرح مخالفت کردند، چرا که منافع اقتصادی شرکتهای انگلیسی در خطر قرار می گرفت. انگلیس اعلام کرد که ما با اهداف کنگره در جنگ نیستیم ولی به شدت با ابزاری که آنها بکار می برند مخالفیم. هیچ کشوری حق ندارد به شرکتهای کشور دیگر بگوید که با کشور ثالث چه رفتاری را باید در پیش گیرد.(سخنانی از ملکم ریفکیند،۲۹ مه ۱۹۹۶)[۱۶۵]
با انتخاب خاتمی و تلاش حکومت وی برای بهبود روابط ایران با کشورهای اروپایی و انعقاد قرارداد نفتی توتال فرانسه با ایران، شرکتهای نفتی انگلیس به تکاپو افتادند تا برای حفظ رقابت در بازار ایرانی سیاستهای ضدایرانی ایالات متحده را نادیده بگیرند و با اتحادیه اروپا هم آوا شوند. شرکت نفتی انگلیسی-هلندی شل بلافاصله وارد میدان رقابت با شرکتهای فرانسوی و ایتالیایی شد و شرکت بی پی نمایندگی خود را در تهران مستقر ساخته و سرگرم بازار استخراج و صدور انرژی ایران گردید.انگلیس در آن زمان که ریاست دوره ای تروئیکای اتحادیه اروپایی را بر عهده داشت حتی آشکارا از مخالفت با قانون امریکا داماتو و سیاست امریکایی تحریم اقتصادی ایران سخن به میان آورد. وزیر خارجه انگلیس روز ۱۵ ژانویه ۱۹۹۸ اعلام کرد که در سفرش به ایالات متحده مخالفت با سیاستهای یاد شده امریکایی را به آگاهی رهبران آن کشور خواهد رساند.سرانجام در نشست فوق العاده اعضای اتحادیه اروپا در انگلیس (اردیبهشت ۱۳۷۷) طرح امریکایی مجازات شرکتهای اروپایی طرف قرارداد با ایران لغو شد.
اتحادیه اروپا نیز در بیانیه ای خواستار لغو قوانین فرامرزی امریکا علیه ایران شد.در ۳۰/۴/۱۳۷۷ علی نقی خاموشی رئیس وقت اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در دیدار با جان شفرد مدیر کل وزارت خارجه انگلیس در تهران گفت:ایجادسرمایه گذاری های مشترک باعث استحکام روابط دو کشور خواهد شد.اوایل تابستان ۱۹۹۸ ایران از حرکت آهسته بریتانیا در بهبود دادن به روابط دوجانبه و روابط ایران – اروپا ناراضی بود.بریتانیا در مقام ریاست دوره ای اتحادیه اروپا نتوانسته بود انتظارات ایران را برآورده سازد. روز ۲۳ اکتبر ۱۹۹۸ اداره تضمین اعتبارات صادراتی بریتانیا تأیید کرد که در مورد ضمانت پروژه های ایران روش انعطاف پذیرتری را در پیش خواهد گرفت.این اداره در اواخر ماه می آن سال اعلام کرد که شماری از طرحهای نفتی ایران را برای پوشش بیمه دولتی بریتانیا در نظر گرفته است.این اقدام در گسترش مناسبات بازرگانی میان دو کشور بسیار مؤثر بود.کمتر از یک ماه بعد یک هیئت هجده نفره دیگر از طرف اتاق بازرگانی بریتانیا و ایران از تهران دیدار کرد.
پس از آنکه وزارت خارجه بریتانیا از نارضایتی تهران در زمینه عدم پیشرفت در گسترش مناسبات اقتصادی و بازرگانی دو کشور آگاه شد؛اعلام نمود که روابط بازرگانی میان دو کشور را تشویق خواهد کرد. در پی آن یک هیئت سی نفره از مدیران بازرگانی بریتانیا در ژوئن ۱۹۹۹ از تهران دیدن کرد.اندکی بعد از آن دیدار گروهی مرکب از مدیران بیست کمپانی انگلیسی با مقامات اقتصادی ایران در تهران به گفت و گو نشستند. این در حالی بود که حدود هفتاد کمپانی بریتانیا در نمایشگاه بین المللی نفت و گاز ایران که در آوریل آن سال برگزار شد شرکت کردند. روز ۱۴ نوامبر ۱۹۹۹ اعلام شد که شرکت انگلیس-هلندی شل برنده یک مناقصه ۸۰۰ میلیون دلاری برای گسترش میدآنهای نفتی نوروز و سروش در خلیج فارس شد.همچنین کمپانی بوورلی انگلیس به همراهی کمپانی ای.ال.اف فرانسوی و اجیپ ایتالیایی در ماه های مارس و آوریل ۱۹۹۹ دو قرارداد برای گسترش میدآنهای نفتی ایران داریوش و بلال امضا کردند.
به دنبال ارتقای روابط سیاسی ایران و انگلیس، شرکتهای انگلیسی نیز تمایل خود را به سرمایه گذاری در طرحهای صنعنی ایران اعلام کردند.در سال ۱۹۹۸ یک شرکت انگلیسی مجوز سرمایه گذاری در طرح تولید مواد پتروشیمی به میزان ۱/۱ میلیارد دلار را کسب کرد.این میزان ۹۴ درصد از کل سرمایه گذاری های خارجی در سال ۱۹۹۸ بود و دو شرکت انگلیسی –سوئیسی نیز آمادگی خود را برای سرمایه گذاری در ایجاد چند واحد تولیدی مواد غذایی در استآنهای غرب کشور به میزان ۳۰۰ میلیون دلار اعلام کردند.[۱۶۶]سخنگوی وزارت خارجه انگلیس نیز در مصاحبه ای با ایرنا اعلام کرد دولت آن کشور تصمیم دارد در جریان رأی گیری برای تصویب اعطای دو وام بانک جهانی به ایران رأی مثبت بدهد.پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد و تشدید مناقشات سیاسی بین دو کشور بسیاری از مراودات اقتصادی گذشته با محدودیت مواجه و در مواردی قطع شد.به طور متوسط حجم مبادلات دو کشور طی چند سال گذشته به طور سالیانه از چند صد میلیون دلار صادرات انگلیس به ایران و بالعکس بیشتر نشد که عمده این مبالغ صادرات انگلیس به ایران بود.
از سوی دیگر به دلیل تحریمهای اعمال شده جهانی ناشی از مسئله هسته ای، تعدادی از شرکتهای انگلیسی دفاتر خود در ایران را تعطیل و یا فعالیتهای خود را با کاهش چشمگیری مواجه ساختند.از جمله آنها می توان به شرکت نفتی شل(BP)؛شرکت گاز (BG)؛شرکت هواپیمایی انگلیس(بریتیش ایرویز)و چندین شرکت دیگر انگلیسی اشاره کرد.ذکر این نکته حائز اهمیت است که به لحاظ شرایط خاص حوزه اقتصاد انرژی و نفت، انگلیس حضور خود در صنایع نفت ایران مخصوصاً در صنایع حساس آن را(به شکل مستقیم و نیز از طریق شرکتهای واسطه) هم چنان حفظ نموده است.
پ) مسائل منطقه ای
روابط ایران و انگلیس پس از حوادث یازدهم سپتامبر:
حادثه یازده سپتامبر و تحولات بین المللی پس از آن در تمام مسائل بین المللی از جمله روابط ایران و انگلستان نیز تأثیراتی را برجای گذاشت.از جمله تحولات در این میان حمله ایالات متحده و انگلیس به افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان و القائده بود.ایران به دلیل همسایگی با افغانستان در مرکز توجه قدرتهای بزرگ قرار گرفت و در این میان انگلیس به دلیل داشتن روابط سیاسی با ایران در صدد بر آمد تا ایران را در این حادثه به صف متحدان علیه تروریسم کشانده و یا حداقل همراهی ایران در این نبرد جلب نماید.سه سفر جک استرا وزیر خارجه آن کشور به ایران در عرض چند ماه نشان دهنده توجه ویژه انگلستان به ایران در این ایام می باشد.
از دیگر مسائل این دوران می توان به گنجانده شدن نام منافقین در لیست گروه های تروریستی امریکا در اتحادیه اروپا و انگلیس اشاره کرد که تحولی مهم در روابط ایران و کشورهای یاد شده به حساب می آمد.هرچند مواضع خصمانه امریکا نسبت به ابران و اعلام اینکه هرکشوری که در جنگ با تروریسم ها و پناه دادن به اعضای القاعده با آن کشور همکاری نکند، مشکلاتی را در روابط ایران با کشورهای متحد امریکا همچون انگلستان بر جای گذاشت،اما در این میان انگلستان تلاش نمود تا روابط نسبتاً مناسبش با ایران دستخوش مشکلات آن کشور با امریکا نگردد.همین طور به دنبال حمله متحدان به عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین در آن کشور روابط ایران و انگلیس ابعاد جدیدتری به خود گرفت. عمده مناسبات دو طرف در این میان تحت الشعاع اشغال عراق و تلاش ایران جهت خروج نیروهای انگلیسی و امریکایی از عراق ، حمایت از مردم مظلوم عراق، حفظ حرمت عتبات عالیات و اماکن مقدسه در عراق و توجه به حقوق شیعیان آن کشور، همچنین تلاش جهت افزایش نقش گروه های شیعی در آینده حکومت عراق بوده است. از دیگر تحولات روابط دو کشور باید به دستگیری تعدادی از ملوانان انگلیسی در آبهای داخلی ایران اشاره کرد که چند صباحی روابط دو کشور را دستخوش تنش هایی نمود و نهایتاً با آزادی ملوانان بازداشت شده قضیه مرتفع گردید؛ هر چند دو طرف در این زمینه اتهاماتی را علیه یکدیگر مطرح ساختند. مبادلات فرهنگی میان دو کشور کماکان ادامه یافت و در این زمینه می توان به کمکهای انگلیس در قضیه بم و سفر پرنس چارلز ولیعهد انگلیس به ایران که در تحکیم روابط دو طرف نقش داشت ،اشاره کرد. همین طور می توان به وقایع روابط دو کشور در مورد پرونده هسته ای ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کرد که انگلیس به همراه دو کشور آلمان و فرانسه تلاشهایی نمود تا مشکل هسته ای ایران حل شود.ابتکار سه قدرت اروپایی منجر به توقف موقت غنی سازی اورانیوم و پذیرش پروتکل الحاقی ۲+۹۳ توسط ایران شد.البته ایران بعداً اعتراض کرد که طرف اروپایی به تعهدات خود عمل نکرده است. و در سالهای پس از آن و در دوران کنونی مشاهده می کنیم که با تغییرات پدید آمده در سیاست خارجی ایران ،هم اکنون یکی از کشورهای اصلی و فعال علیه فعالیتهای هسته ای ایران کشور انگلیس و دولتمردان آن کشور هستند اما دولت و حکومت ایران همچنان به راه خود ادامه می دهند.

فصل دوم:
دیپلماسی سنتی انگلیس در ج.ا.ایران
الف-آشنایی دیرینه انگلیس با ساختار اجتماعی در ایران:
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در تاریخ روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران انگلیس به عنوان کشوری مطرح است که ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی روابط بسیار پیچیده و پرفراز و نشیبی با آن داشته است.این کشور تا قبل از ظهور ایالات متحده به عنوان یک ابرقدرت در صحنه جهانی و قدرتی مسلط در خاورمیانه و خلیج فارس در بعد از جنگ دوم جهانی؛ از حضور و نفوذ قوی در کشور ایران برخوردار بود؛ به نحوی که قادر بود بخشهای مهمی از ساختارها،فرایندها،و پویایی های سیاسی و اجتماعی ایران آن زمان را مطابق منافع و خواسته های خود شکل دهد.[۱۶۷] این کشور به طرق متعدد از جمله:تشکیل لژهای فراماسونری در ایران؛شبکه های نفوذ در جامعه سیاسی ایران را شکل داده بود که هنوز هم بسیاری به ویژه مردم عادی بر این باورند که در پس هر تحولی در ایران ،انگلیسی ها حضور دارند.
فراماسونری در ایران:
واژه فراماســونری احتمالاً از freestone mason گرفته شده که در انگلیسی به معنی سنگـــتراش ظریف کار است. برخی واژه فراماسونری را بنّای آزاده می‌دانند یعنی بنّایی که بدون مزد کار نمی‌کند.کـــسی که عضو فراماسونری است فراماسون یا ماسون نامیده می‌شود.همچنین ساختــــمانی که مرکز فعالیت ماسونهاست لژ نامیده می‌شود.[۱۶۸] .
فراماسونری از جمله اولین حرکت‌های روشنفــــکری در ایران اســـت ولی به دلیل وابستگی لژهای فراماسونری به کشورهای خارجی فراماسون‌ها همـواره به دنبال کســـب منافع برای دولت‌های خود نیز بودند.فراماسون‌ها اسرار خود را در خارج از جمع خود بروز نمی‌دادند و سوگند می‌خورند که هرآنچه در میانشان رخ می‌دهد را در خارج از لژ فراموش کنند. در ایران دوره قاجــار و پهلوی اول به دلیل بیــم از نفوذ بیگانگان فعالیت فراماسون‌ها محدود می‌شد. فعالیـــت‌های فراماسون‌ها در این دوره عموماً فرهنــــگی بود هر چند برخی فراماسـون‌ها به درجات عالی حکومتی نیز نائل آمدند.بنیانگذار نخستین انجــمن فراماســونری در ایران«میرزا ملــکم خان ارمــــــنی» است. او بنـیانگذار نخستین تشکیلات فراماسونری است که با کسـب اجازه از ناصرالدین شاه و با نام «فراموشخانه» شروع به فعالیت نمود. انتشار نشریه «قانون» مهمترین اقدام وی برای نشر اندیشه های سکولاریسـتی و اومانیستی در ایران بود.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *