مفهوم حرز و نقش آن در سرقت مستوجب حدّ، از منظر امامیه و اهل سنت- قسمت ۱۱

در حقیقت اجرای حدود الهی یکی از امتیازات والا و با ارزش نظام قضایی اسلام است. می‌توان گفت؛ یکی از اهداف اساسی نظام اسلامی اجرای احکام و حدود الهی است. شارع مقدّس که خالق مایشاء و عالم به مکنونات عالم است، بیش از هر موجودی به آثار مجازات هایی که صراحتاً در قرآن کریم ذکر کرده، آگاه بوده است. بدیهی است که اولین آثار تمرد از دستور خداوند بر زندگی خود انسان پدیدار می‌گردد.
« وَ تِلکَ حدوُدُاللهِ وَ مَن یَتَعَدَّاللهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهٌ » طلاق /۱
این (احکام) حدود خداست و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده است.
متأسّفانه وارونگی و تغییر جایگاه ارزش ها به ضدّ ارزش که ارمغان تهاجم فرهنگ غربی و استکباری در کشورهای اسلامی است، گاهی در نوع نگرش افراد به احکام مسلّم اسلامی نیز مشاهده می‌شود، تا جایی که اجرای برخی مسلّمات قرآنی در نظام اسلامی از جمله اجرای حدود و قصاص برای بعضی از افراد دور از ذهن و گاهی تعجّب برانگیز به نظر می‌رسد. درحالی که حکمت و مصلحت الهی نهفته در احکام الهی در این کتاب آسمانی، به خوبی تبیین گردیده است.
با عنایت به اینکه کیفر سرقت در قرآن کریم به عنوان یک جرم یا بزه معیّن گردیده است،بهتر است قبل از ورود به بحث اصلی، ابتدا بزه های کیفر دار را که خداوند متعال در قرآن برای آن ها حدّ معیّن نموده است به صورت اجمال ومختصر مرور نماییم.
۲ -۲- بزه های کیفر دار در قرآن کریم.
به اعمالی که خداوند انجام آن ها را ممنوع اعلام کرده است، بزه گفته می‌شود و به افراد مرتکب این اعمال بزهکار گویند و برای این قبیل افراد مجازاتی از قبیل قصاص، حدّ و یا تعزیر در نظر گرفته می‌شود. برخی از این اعمال ممنوعه نظیر شرب خمر، ارتداد، قیادت، افترا و… و مجازات آن ها در قرآن نیامده است و بیان آن به پیامبر که می‌توان آن را وحی تبیینی نامید واگذار شده است (بطحایی، ۱۳۸۳، ۵۴). لکن میزان و نحوه‌ی مجازات آنان در سنّت پیامبرصل الله علیه و آله و سلّم آمده است. هدف ما در این مقال بیان آن دسته اعمالی است که برای آن ها در قرآن کریم این چراغ هدایت بشر کیفر تعیین گردیده و به این کیفر‌ها اصطلاحا حدّ گفته می‌شود.
۲- ۲-۱- قصاص.
در خصوص جرم هایی همچون قتل نفس و یا نقص عضو آیا ت متعدّدی در قرآن ذکر گردیده و در خود این کتاب آسمانی هدف اجرای حدّ قصاص، حفظ حیات انسان ها و پرهیز از قتل و جنایت علیه یکدیگر بیان گردیده است.
خداوند متعال در قرآن کریم راجع به قصاص نفس می‌فرماید:

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ‌ بِالْحُرِّ‌ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَىٰ بِالأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُ‌وفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ۗ ذَٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّ‌بِّکُمْ وَرَ‌حْمَهٌ ۗ فَمَنِ اعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ » بقره/۱۷۸

ترجمه : ای اهل ایمان برای شما حکم قصاص کشتگان چنین معیّن گشت که مرد آزاد را در مقابل مرد آزاد و بنده را به جای بنده و زن را در مقابل زن قصاص توانید کرد و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست در گذرد بدون دیه یا با گرفتن دیه کاری است نیکو. و با [رعایت‌] احسان، [خونبها را] به او بپردازد. این [حکم‌] تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست؛ پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وی را عذابی درد ناک است.
در آیه‌ی بعد قادر متعال فلسفه‌ حکم قصاص را بیان میدارد و می‌فرماید:
« وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاهٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » بقره/۱۷۹
ترجمه: ای خردمندان حکم قصاص برای حفظ حیات شماست تا مگر از قتل یکدیگر بپرهیزید.
آیات فوق الذکر در خصوص قصاص نفس بود. حال به بیان آیه ای دیگر از کلام وحی که در آن علاوه بر قصاص نفس، صریحاً در مورد قصاص عضو حکم صادر گردیده اشاره می‌گردد.

حضرت حق در سوره‌ی مائده می‌فرمایند:

« وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُ‌وحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَ‌هٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ» مائده/۴۵

« و [در تورات بر بنی اسرائیل ]حکم کردیم که نفس را در مقابل نفس قصاص کنند و چشم را به مقابل چشم و بینی را به بینی و گوش را به گوش و دندان را به دندان و هر زخمی را قصاص خواهد بود. هر گاه کسی به جای قصاص به صدقه راضی شود؛ کفاره‌ی گناه‌ او خواهد شد و هر کس خلاف آن چه خدا فرستاده حکم کند چنین کسی از ستمکاران خواهد بود.
۲-۲-۲- زنا.
زنا از دیگر مصادیق بزه می‌باشد که کیفر آن در قرآن بیان شده است.
قرآن این چراغ روشنی بخش هدایت و سرچشمه حکمت در خصوص عمل شنیع زنا می‌فرماید:

« الزَّانِیَهُ وَالزَّانِی فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَهَ جَلْدَهٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَ‌أْفَهٌ فِی دِینِ اللَّـهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ‌ ۖ وَلْیَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَهٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ » نور/۲

ترجمه: باید شما مؤمنان هر یک از زنان و مردان زناکار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید و هرگز در باره‌ی آنان در دین خدا رأفت و ترحّم روا ندارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید و باید عذاب آن بدکاران را جمعی از مؤمنان مشاهده کنند (نور/۲).
با دقت در این آیه چند نکته حائز اهمیت است.
۱٫ اصل حکم و چگونگی اجرای حکم در متن آیه به وضوح بیان گردیده است.
۲٫ در اجرای حدود الهی ترحّم، رأفت و عواطف و احساسات جایگاهی ندارند
۳ . فلسفه‌ اجرای حدود الهی، عبرت گرفتن مؤمنین و تنفر و بیزاری آنان از ارتکاب اعمال ممنوعه (بزهکارانه) می‌باشد. حضور جمعی از مؤمنین به عنوان شهود اجرای حکم الهی روشنگر این مطلب است.
۲-۲-۳- قذف
یکی دیگر از بزه های کیفر دار در قرآن کریم قذف است و آن عبارت است از نسبت ناروا (زنا یا لواط) به مرد یا زن مسلمان. در آیه‌ی مربوط به قذف دو مطلب حائز اهمّیت است. اوّل اینکه زنان مؤمنه در دین اسلام از حرمت ویژه ای برخوردارند و دیگر اینکه شهادت در حدود الهی از مردم فاسق و نادرست پذیرفتنی نیست.
بر همین اساس در قرآن کریم آمده است که:

« وَالَّذِینَ یَرْ‌مُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْ‌بَعَهِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَهً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَهً أَبَدًا ۚ وَأُولَـٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ »نور/۴

« و آنان که به زنان با عفت مؤمنه نسبت زنا دهند آنگاه چهار شاهد[عادل] بر دعوی خود نیاورند آنان را به هشتاد تازیانه کیفر دهید و دیگر هرگز شهادت آنان را نپذیرید که مردمی فاسق و نادرست اند».
۲- ۲-۴- محاربه و فساد فی الارض.
محاربه از دیگر جرایمی است که در قوانین جزایی اسلام برای آن مجازات تعیین شده است و یکی از آیات قرآن به آن اختصاص دارد.لازم به ذکر است که بعضی از فقهای امامیه و اهل سنت در تقسیم بندی سرقت، محاربه را نیر در زمره‌ی انواع سرقت، به نام سرقت کبری آورده اند. به نظر می‌رسد حدّ محاربه پس از قصاص از سنگین ترین حدود الهی به شمار میرود . با دقت در آراء فقهای امامیه که بعضاَ حدّ محاربه را ترکیبی از مجازات قید شده در آیه می‌دانند می‌توان گفت که کیفر محاربه از کیفر قصاص نیز سنگین تر است.

« إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِ‌بُونَ اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْ‌ضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْ‌جُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ یُنفَوْا مِنَ الْأَرْ‌ضِ ۚ ذَٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا ۖ وَلَهُمْ فِی الْآخِرَ‌هِ عَذَابٌ عَظِیمٌ »مائده/۳۳

« همانا کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و به فساد کوشند در زمین جز این نباشد که آن ها را به قتل رسانند یا به دار بکشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند . این ذلّت و خواری عذاب دنیوی آنان است امّا در آخرت باز به عذابی بزرگ معذّب خواهند بود».
با توجه به تعدد مجازات قید شده در آیه‌ی محاربه و لفظ «أو» که نشانگر تخییری بودن مجازات، و عدم تجمیع همه‌ی موارد می‌باشد؛ حاکم شرع چگونه می‌تواند یکی را برگزیند؟ آیا حاکم مخیّر است کسی را که با انجام فجیع ترین جنایات، محارب محسوب می‌شود تبعید کند و دیگری را که جنایات کم تری مرتکب شده است؛ به قتل برساند؟ برای روشن شدن مطلب بهتر است به تفسیر امام صادق علیه السّلام در این باره تمسّک جوییم.
«و سئل الصادق علیه السّلام:عن قول الله عزّ و جلّ : إنما جزاؤا الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الأرض فساداً… و الی آخر الایه، فقال إذا قتل و لم یحارب و لم یأخذ المال قتل، و اذا حارب و قتل، قتل و صلب، و اذا حارب و أخذ المال و لم یقتل قطعت یده و رجله، و إذا حارب و لم یقتل و لم یأخذ المال نفی».
و از امام صادق علیه السّلام از قول خداوند عزّ و جلّ [در مورد آیه ی محاربه] سؤال کردند که فرمود : همانا کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و به فساد کوشند در زمین جز این نباشد که آن ها را به قتل رسانند یا به دار بکشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند».
آن حضرت در پاسخ فرمودند : اگر بکشد و نجنگد و مال نبرد، او را بکشند، و هر گاه بجنگد و بکشد، او را بکشند و به دار آویزند. و هر گاه بجنگد و مال را بستاند ولی کسی را نکشد، دست راست او را قطع می‌کنند و پای چپش را، و اگر بجنگد و کسی را نکشد و مالی را نبرد او را نفی بلد و تبعید می‌کنند ( شیخ صدوق، ۱۳۶۸، ج۵، ۴۰۸).
چنان چه در بحث انواع سرقت خواهد آمد، سرقت را در یک تقسیم بندی به سرقت صغری و سرقت کبری تقسیم کرده اند و منظور فقها از سرقت کبری همان محارب است. به نظر می‌رسد مستند فقها برای قراردادن محارب در زمره‌ی سرقت کبری، تفسیر ائمّه‌ی اطهار علیه السّلام، از جمله تفسیر امام صادق از آیه ی محاربه است که در آن قطع دست راست و پای چپ به عنوان کیفر سارقی که با توسّل به قوّه ی قهریه، ضمن جنگ و محاربه مال را می‌ستاند، منظور شده است.