مدل‏های انتقال دانش،پایان نامه درباره چابکی سازمانی

رده‏ بندی مدل‏های انتقال دانش

همانگونه که گفته شد، مدل‏های بسیاری راجع به انتقال دانش پیشنهاد شده که دارای فرایندهای متفاوتی هستند. دسته‏بندی مدل‏ها به دوگونه است؛ یکی از نظر دیدگاهی که زمینه ساز مدل‏هاست و دیگری با توجه به مراحل فرایندی مدل‏های ارایه شده است(اسمیت[1]،2008،ص167).

مرور رده‏بندی‏های مدل‏های دانش ارایه شده توسط “کاکابادسه[2]” و همکارانش،2003،ص75) در مقاله‏ای با نام ” مرور ادبیات انتقال دانش “[3] در مجله مدیریت دانش چهار گروه از مدل‏ها به شرح زیر اشاره دارد:

2-6-1-مدل‏های شبکه‏ای[4]

در این نوع از مدل‏ها، تمرکز بر روی ارتباطات، کسب، تسهیم و انتقال به طریق تبادل اطلاعات افقی است. دانش‏های مهم در شبکه ای متشکل از افراد که به وسیله ابزار مختلف به هم می‏پیوندند، نهفته است و آگاهی از این بینش‏ها و اطلاعات، خارج از گروه‏ها و تیم‏های رسمی، عاملی کلیدی به شمار می‏رود. در این نگرش، ساختن روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی و قائل بودن روابط متقابل، به عنوان کار و فعالیت اصلی دانش، مورد توجه قرار گرفته است(اسمیت[5]،2008،ص167).

2-6-2-مدل‏های شناختی[6]

دانش به مثابه دارایی سازمانی است که نیاز به دستیابی دقیق، بیان، ذخیره، اندازه‏گیری، نگهداری و انتشار کنترل شده دارد. ایجاد ارزش از طریق کاربرد متوالی بهترین روش‏های حاصل و نیز پرهیز از خطاهای ناآشکار ریشه‏یابی شده و کتبی و نیز بهره بردن از درس‏های آموخته شده به دست می‏آید. در این نگرش بر روی استفاده دوباره، تکثیر استانداردسازی و حذف روش‏های قدیمی که کارآیی خود را از دست داده‏اند، تمرکز می‏شود(اسمیت،2008).

2-6-3-مدل‏های انجمنی/ارتباطی[7]

در این مدل‏ها درباره ویژگی‏های گروه‏های کاری که باید دارای قابلیت‏هایی چون، خودسازماندهی، فراگیری مستمر و تبادلات غیر رسمی باشند، بحث می‏شود. دانش در تفکری ایجاد می‏شود که در یک انجمن گردش می‏کند؛ جایی که زبان مشترکی وجود دارد، اعتماد اجازه بهره‏برداری از مکاشفه‏ها را می‏دهد، ممکن است آرایه‏های نهفته به صورت خلاقانه برنامه‏ریزی شود و نشانه‏های مهم و راه‏حل‏های کاری متوالی به وسیله بیان داستان‏های کاری منتشر می‏شوند(اسمیت،2008،ص168).

2-6-4-مدل‏های فلسفی [8]

در این مدل‏ها بازارها و فرایندهای داخلی بر پایه گفتگوی دوطرفه در یک زمینه استراتژیک، پرسش در مورد فرضیات و کندوکاو مداوم درباره رفتار رقبا، مورد توجه قرار می‏گیرد. این دیدگاه، شخصی سازی را مقدم بر کدکردن می‏داند و تکنولوژی کمی را مورد استفاده قرار می‏دهد. همچنین محرک‏های فرهنگی اصلی برای این کار، حفظ ارتباط آزاد(تبادل نظر)، تشویق، انعکاس نظرات، کنکاش خلاقانه و اثبات عقیده و نظر است.با توجه به تجربیات سازمان‏های پیشرفته در زمینه مدیریت دانش، ترکیب مدل‏های شبکه، فلسفی و انجمنی به همراه استفاده از مدل شناختی، ترکیبی مناسب برای مدیریت دانش در سازمان است و محرک‏های اصلی در این راستا؛ ارتباطات و روابط، اعتماد، همدلی، انجمن گفتگوی دو جانبه عمیق و تکنولوژی برای دستیابی به گفتگو وبرقراری ارتباط با ثبات هستند(اسمیت،2008،ص169)..

[1] Smith

[2] cocabadse

[3] Reviewingthe literature of knowledge

[4] Nework model

[5] Smith

[6] Congnitive models

[7] Community models

[8] Philosophy models

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه:

بررسی رابطه بین مدیریت دانش با چابکی سازمانی کارکنان ومعلمان آموزش و پرورش شهرستان کرمانشاه