مقاله – عارضه یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP- قسمت ۹۶

I112

نظرسنجی از مشتریان کلیدی جهت ثبت انتقادات و پیشنهادات آنها

M61

 

 

 

I113

دسته بندی قرار دادهای ثبت شده در شرکت جهت تسریع انعقاد قرادادها و یا تمدید آنها

MF05

 

 

 

همانطور که مشاهده می‌شود، ۱۱۳ پروژه بهبود برای حذف اثر ۱۶۴ عارضه استخراج شده، پیشنهاد شده است که از این بین ۳۱ طرح پیشنهادی بیش از یک عارضه را برطرف می‌کنند. آنچه که مهم است این است که، مدیریت و هیئت مدیره جهت برطرف کردن این عارضه‌ها، باید طرح‌های بهبود را در راس فعالیت‌های خود قرار داده و تدوین استراتژی‌های ارائه شده از سوی آنها همسو و در راستای رسیدن به این طرح‌ها و نتایج آنها باشد. همچنین مدیران و کارکنان هربخش با اجرای دقیق و کامل دستورالعمل‌های ابلاغی از سوی مدیریت ارشد و ایجاد هماهنگی بیشتر بین واحدهای دیگر، می‌توانند در کیفیت نتایج حاصله تاثیر شگرفی ایجاد کنند.

اولویت‌بندی پروژه‌های بهبود

در بخش قبل پروژه‌هایی جهت حذف عارضه‌ها و یا کاهش اثر آنها ارائه شد. اجرای این پروژه‌ها نیازمند صرف هزینه و بخصوص زمان است. با توجه به ظرفیت نیروی انسانی و منابع محدود سازمان، اجرای همزمان این پروژه‌ها دور از انتظار و غیر ممکن خواهد بود. بنابراین در نگاه اول، اولویت‌بندی این طرح‌ها جهت اجرا ضروری به نظر می‌رسد.
در این قسمت به اولویت‌بندی ۳۱ طرح پیشنهادی که بیش از یک عارضه را برطرف می‌کنند، پرداخته خواهد شد. همانطور که از ماهیت این پروژه‌ها مشخص است و با تجزیه و تحلیل صورت گرفته با کارشناسان و خبرگان شرکت، می‌توان ادعا نمود که بین این پروژه‌ها روابط تقدمی و تاخری حاکم نیست و همه پروژه‌ها مستقل از یکدیگر قابل اجرا خواهند بود.

معیارهای اولویت‌بندی

اولویت‌بندی طرح‌ها را می‌توان بر اساس شاخص‌هایی انجام داد که با توجه به ماهیت هر شاخص، رتبه بندی طرح‌ها صورت می‌گیرد. در ادامه این معیارها ذکر شده است:
تعداد عارضه برطرف شده: پروژه‌هایی که برای اولویت‌بندی انتخاب شده‌اند بیش از یک عارضه را برطرف می‌کنند. بنابراین انتخاب پروژه‌هایی که با اجرای دقیق آنها بتوان درصد بیشتری از عارضه‌ها را برطرف نمود در اولویت بالاتری نسبت قرار خواهند داشت. از طرفی پروژه‌هایی که عارضه‌های شدید را برطرف می‌کنند نسبت به پروژه‌هایی که برای حل عارضه‌های خفیف پیشنهاد شده‌اند باید دارای ارجحیت بالاتری باشند. بنابراین می‌توان امتیازاتی برای هر پروژه متناسب با نوع عارضه برطرف شده، اختصاص داد. این امتیاز برای عارضه‌های «شدید»، «بسیار مهم»، «تا حدی مهم» و «خفیف» به ترتیب ۴، ۳، ۲ و ۱ خواهد بود. بنابراین ماهیت این معیار از نوع ماکزیمم‌سازی بوده و هرچه امتیاز طرح پیشنهادی بیشتر باشد، دارای اولویت بالاتری خواهد بود.
توانایی شرکت در انجام: با توجه به میزان منابع دردسترس، توانایی شرکت برای انجام هر پروژه می‌تواند متغیر باشد. برای محاسبه این توانایی و کمی‌سازی آن، لیستی از پروژه‌های بهبود تهیه شده و در اختیار مدیر ارشد شرکت قرار گرفت و با توجه به منابع مورد نیاز هر پروژه و توانایی شرکت در تامین این منابع، از وی خواسته شد عددی در بازه [۰،۱۰] به پروژه‌ی بهبود اختصاص دهد. هر چه این عدد به ۱۰ نزدیکتر باشد بیانگر آن است که توانایی شرکت در اجرای پروژه مورد نظر بیشتر خواهد بود. بنابراین ماهیت این معیار از نوع ماکزیمم‌سازی خواهد بود.
هزینه اجرایی: هر طرحی جهت اجرا نیازمند صرف هزینه و زمان است. هر چه این هزینه کمتر باشد، طرح پیشنهادی اولویت بالاتری جهت اجرا خواهد داشت. بنابراین این معیار از نوع کمینه خواهد بود. به همین منظور در لیست تهیه شده، جهت محاسبه وزن بومی این معیار برای هر طرح، از مدیر ارشد خواسته شد تخمینی از هزینه اجرایی طرح را پیشنهاد نماید.
بنابراین برای اولویت‌بندی طرح‌های پیشنهادی از سه معیار استفاده شده است. معیار اول بر اساس تعداد و نوع عارضه‌های برطرف شده از سوی هر طرح و دو معیار دیگر بر اساس نظر خبرگان سعی در اولویت‌بندی پروژه‌های بهبود دارند.

پرومتی

همانطور که مشاهده شد، جهت اجرای تصمیم و اولویت‌بندی طرح‌ها، معیارها و شاخص‌هایی معرفی شد. بر اساس هرکدام از این معیارها می‌تواند اولویت‌بندی صورت گیرد که ممکن است با هم متفاوت باشند. جهت بدست آوردن اولویت‌بندی یکپارچه و واحد، باید تمامی این معیارها را با یکدیگر ترکیب کرده و به صورت همزمان با اعمال کردن سه معیار بر روی طرح‌ها، تصمیم‌گیری را انجام داد؛ که به آن تصمیم‌گیری چند معیاره گفته می‌شود. در این روش می‌توان با در نظر گرفتن معیارهای متفاوت برای تصمیم‌گیری که ممکن است با یکدیگر در تعارض باشند، به طریق عقلایی تصمیم سازی نمود (اصغرپور، ۱۳۹۰).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.