مقاله دانشگاهی – عارضه یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP- قسمت ۶

سطح ۳: اطلاعات لازم برای طراحی را تعیین می‌کند و اهداف را به طور مشخص‌تری برای بهبود، به وسیله جزیی‌تر کردن اطلاعات هر یک از فرایندهای هسته‌ای سطح ۲ تنظیم می‌کند.
سطح ۴: بر روی اجرا تمرکز دارد و هنگامی وجود دارد که شرکت پروژه‌های بهبود زنجیره تامین خود را برای اجرا انتخاب می‌کند. بنابراین این سطح بنا به نیازهای هر شرکت و متناسب با آن تعریف می‌شود.
همچنین این مدل، معیارهای بسیاری برای عملکرد زنجیره تامین تعریف می‌کند که از شاخص‌های کلی تا شاخص‌های عملیاتی بسیار تفضیلی را در بر می‌گیرد. شاخص‌‌های اساسی که عملکرد کلی زنجیره را اندازه‌گیری و تشریح می‌کنند، به‌عنوان شاخص‌های کلیدی عملکرد می‌باشند. این شاخص‌‌ها به دلیل ماهیت سلسله‌مراتبی مدل SCOR، اغلب معیارها و شاخص‌‌های عملیاتی‌تری را در بر می‌گیرند. به عنوان مثال، شاخص کلیدی عملکرد تحویل[۴۷] دارای دو زیرمعیار است که زیرمعیار تحویل به موقع[۴۸] یکی از آن‌ ها می‌باشد و به شکل درصد سفارشاتی تعریف می‌شود که در زمان موعد تحویل یا قبل از آن تحویل داده شده‌اند.
انواع فرایندها اشاره به وسعت دید مدل SCOR داشته و همان پنج فعالیت کلی برنامه‌ریزی، منبع‌یابی، ساخت، تحویل و بازگشت را در بر می‌گیرد. این فعالیت‌ها در سطح دوم با توجه به نوع سیاست ساخت، به طبقات فرایندی تجزیه می‌شوند. هر یک از این طبقات فرایندی نیز به نوبه خود دارای عناصر مختلفی هستند که دارای ورودی‌ها، خروجی‌ها و سنجه‌های عملکردی بوده و نیازمندی‌های اطلاعاتی مشخصی می‌باشند.

مدل GSCF

این مدل در سال ۱۹۹۴ توسط دانشگاه اوهایو[۴۹] و فروم جهانی زنجیره تامین ایجاد گردید. مدل GSCF، مدیریت زنجیره تامین را یکپارچگی فرایندهای کلیدی کسب و کار از مصرف‌کننده نهایی تا تامین‌کننده اصلی که محصول، خدمت و اطلاعات ارزش‌زا برای مشتریان و سهامداران فراهم می‌آورد، عنوان نمود. انجمن جهانی زنجیره تامین ۸ فرایند کلیدی را در کل زنجیره تامین شناسایی کردند که هسته مدیریت زنجیره تامین را تشکیل می‌دهند. این هشت فرایند در محدوده‌ی زنجیره تامین در جریان بوده و دپارتمان‌ها و همچنین سازمان‌های عضو در این زنجیره را یکی پس از دیگری در می‌نوردند. بنابراین همان‌طور که از تعریف فرایند نیز بر می‌آید، محدود به یک دپارتمان یا سازمان نبوده و در کل زنجیره تامین از تامین‌کنندگان اولیه تا مشتری نهایی و مصرف‌کنندگان ادامه دارند. این فرایندها عبارتند از (لامبرت[۵۰] و همکاران، ۱۹۹۸؛ ۲۰۰۰؛ ۲۰۰۱؛ ۲۰۰۵):
فرایند مدیریت ارتباط با مشتری؛
فرایند مدیریت خدمات مشتری؛
فرایند مدیریت تقاضا؛
فرایند برآورده‌سازی سفارشات؛
فرایند مدیریت جریان تولید؛
فرایند مدیریت ارتباط با تامین کنندگان؛
فرایند توسعه محصول و تجاری سازی آن؛
فرایند مدیریت ارجاع.
از بین ۸ فرایند کلیدی فوق، فرایندهای مدیریت ارتباط با مشتری و مدیریت ارتباط با تامین کننده، زمینه را برای اتصال سازمان با شرکای خارجی سازمان و امتداد حلقه‌های زنجیره تامین فراهم می‌کند. همچنین میزان اهمیت هر یک از این فرایندهای اصلی با توجه به نوع سازمان می‌تواند متفاوت باشد.
شکل ‏۲‑۲ مدل فروم جهانی زنجیره تامین را نشان می‌دهد. در این مدل هر سازمان از تعدادی بخش‌های عملکردی نظیر بازاریابی، تحقیق و توسعه، خرید و غیره تشکیل می‌شود که فرایندهای ۸گانه بین این واحدها اجرا خواهند شد (لامبرت، ۲۰۰۸).
 
شکل ‏۲‑۲: مدل GSCF

مدل CPFR

در فرهنگ لغات، مشارکت به معنی با هم کار کردن به خصوص همکاری در تلاش‌های فکری است. با توجه به تعریف ارائه شده توسط هارتموت، برنامه‌ریزی مشارکتی به عنوان فرایند تصمیم‌سازی برای هماهنگی طرح‌های فردی اعضای زنجیره تامین با هدف دستیابی به مشارکت در زمینه متقارن کردن اطلاعات می‌باشد (استادلر[۵۱]، ۲۰۰۹).
یکی از نوآوری‌های نسبتاً جدید در زمینه مشارکت در مدیریت زنجیره تامین که به یکپارچه‌سازی حقیقی آن کمک می‌کند، CPFR یا برنامه‌ریزی، پیش‌بینی و بازپرسازی مشارکتی می‌باشد. بر اساس تعریف VICS[52]، این تکنیک عبارت است از یک فعالیت بازرگانی که اطلاعات شرکای تجاری متعدد را در جهت برنامه‌ریزی و برآورده ساختن تقاضاهای مشتریان یکپارچه می‌کند. این تکنیک یک رویکرد بازرگانی – مدیریتی در زنجیره تامین می‌باشد که به دنبال ایجاد هماهنگی در بین اجزای زنجیره تامین به منظور کاهش موجودی، افزایش درآمد، افزایش در دسترس بودن محصول و کاهش هزینه‌های حمل و نقل می‌باشد. فرایند CPFR شامل ۹ مرحله است که متشکل از چهار فعالیت اصلی برنامه‌ریزی، مدیریت عرضه و تقاضا، پیاده‌سازی و تجزیه و تحلیل می‌باشد (استادلر، ۲۰۰۹)[. این فعالیت‌ها را می‌توان در جدول ‏۲‑۳ مشاهده کرد. با وجود نتایج امیدوار کننده از پیاده‌سازی این رویکرد در برخی از شرکت‌ها در طول دهه گذشته، اجرای آن توسط شرکت‌ها کمتر از انتظارات بوده است. یکی از دلایل این مسئله موانع پیش‌روی شرکت‌ها در اجرای آن می‌باشد. لازم است مدیران ارشد بنگاه‌های اقتصادی قبل از آغاز پیاده‌سازی با شرکای تجاری خود از الزامات و مشکلات اجرا در جهت پیشگیری از آن‌ ها آگاه باشند.
جدول ‏۲‑۳: فرایند ۹ مرحله‌ای CPFR

تعربف و توسعه مقدمات و مقررات همکاری برنامه‌ریزی
ایجاد طرح تجاری مشترک
انجام پیش بینی فروش پیش بینی
شناسایی خطاهای پیش بینی فروش
برطرف کردن خطاهای پیش بینی فروش
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.