دسترسی متن کامل – عارضه یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP- قسمت ۱۳

برگزاری جلسه اجماع؛
تهیه‌ی چکیده‌ای از امتیازات، درجه اهمیت، توجیهات و اقدامات اصلاحی بالقوه؛
توسعه‌ی یک برنامه بهبود.
این مدل خودارزیابی به بررسی وضعیت زنجیره تامین سازمان در ۸ زمینه‌ی گوناگون می‌پردازد (قدم دوم ارزیابی) که بر حسب مورد با توجه به نیاز سازمان انتخاب می‌شوند. این ۸ فرآیند عبارتند از:
مدیریت روابط با مشتری
مدیریت خدمت دهی به مشتری
مدیریت تقاضا
برآورده کردن سفارش
مدیریت جریان ساخت
مدیریت روابط با تامین کنندگان
توسعه و تجاری سازی محصول
مدیریت مرجوعی‌ها
همانطور که در قدم شش روش ارزیابی اشاره گردید، عارضه‌یابی عمدتا بر اساس تکمیل یک سری از چک لیست‌ها صورت می‌پذیرد. این چک لیست‌ها شامل مجموعه‌ای از زیرفرآیندها در دو سطح استراتژیک (با کد S) و عملیاتی (با کد O) می‌باشند و هر بند چک لیست نشان دهنده‌ی میزان برآورده شدن آیتم‌های مرتبط با زیرفرآیند مذکور در سازمان است. همچنین امکان تعیین سطوح اهمیت در سه سطح حیاتی، مهم و کم اهمیت برای هر آیتم زیرفرآیند وجود دارد. این چک لیست‌ها توسط تیم‌های بین بخشی که از پیش تعیین شده‌اند، تکمیل می‌گردد.
همانطور که اشاره شد، برای هریک از ۸ حوزه‌ی اساسی، ۲ سطح زیرفرآیندهای استراتژیک و عملیاتی معرفی شده است. به عنوان نمونه زیرفرآیندهای استراتژیک فرآیند مدیریت ارتباط با تامین کنندگان عبارتند از:
S-1: بازنگری استراتژی سازمان، استراتژی بازاریابی، استراتژی ساخت و استراتژی تامین
S-2: شناسایی معیارها برای بخش بندی تامین کنندگان
S-3: تعریف خطوط راهنمایی برای تعیین سطح تطابق محصول یا خدمت با خواست مشتری
S-4: تعریف چارچوبی از شاخص‌ها
S-5: تعریف خطوط راهنمایی برای اشتراک گذاری منافع بهبود فرآیندها با تامین کنندگان
همچنین ۷ زیرفرآیند عملیاتی فرآیند مدیریت ارتباط با تامین کنندگان عبارتند از:
O-1: بخش بندی تامین کنندگان
O-2: تشکیل تیم مدیریت تامین کنندگان
O-3: بازنگری تامین کنندگان/ بخش بندی تامین کنندگان
O-4: شناسایی فرصت‌های بهبود با تامین کنندگان
O-5: تعریف توافقات مربوط به محصول و خدمت با تامین کنندگان
O-6: اجرایی کردن توافقات مربوط به محصول و خدمت با تامین کنندگان
O-7: اندازه‌گیری عملکرد و تهیه‌ی گزارشات هزینه / سودآوری تامین کننده
هر یک از زیرفرآیندهای فوق در قالب چندین بند در چک لیست‌های مخصوص، مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه شکل ‏۲‑۷، یک بند از چک لیست فرآیند مدیریت ارتباط با تامین کنندگان، که مرتبط با یکی از آیتم‌های زیرفرآیند S-2 می‌باشد، را نشان می‌دهد.
شکل ‏۲‑۷: نمونه‌ای از بندهای چک لیست Lambert
همانطور که از شکل فوق مشخص است، با توجه به وضعیت رعایت شدن آیتم‌های زیرفرآیند، امتیازی از ۱ تا ۵ حاصل می‌شود و هر چه امتیاز فوق کمتر باشد، یعنی آن آیتم به شکل ضعیف‌تری در سازمان رعایت می‌شود. از طرف دیگر درجه‌ی اهمیت هر آیتم نیز تعیین می‌گردد در نتیجه امکان استخراج آیتم‌های مهم فراهم می‌شود.
روش عارضه‌یابی لامبرت را می‌توان از جمله روش‌های عارضه‌یابی ساختارمحور کیفی قلمداد نمود. از نقاط قوت آن درک ساده و امکان اجرای سریع عارضه‌یابی می‌باشد و از جمله نقاط ضعف آن می‌توان به عدم ارائه‌ی ساختار علی و معلول از عارضه‌ها و همچنین عدم انطباق با مدل‌های رایج مدیریت فرآیند و زنجیره تامین اشاره کرد.

روش CSCMP

در این بخش به دنبال معرفی استاندارد [۷۸]CSCMP به عنوان یکی از استانداردهای مطرح برای بهینه کاوی و عارضه‌یابی زنجیره تامین می‌باشیم. این استاندارد به عنوان هسته‌ی اصلی پروژه‌ی فعلی مطرح می‌باشد.
پیش از توضیح در مورد استاندارد فعلی، لازم است تا ابتدا در مورد «انجمن حرفه ای‌های مدیریت زنجیره تامین» یا CSCMP مطالبی بیان شود. این انجمن در سال ۱۹۶۳ با هدف توسعه، آموزش و ایجاد پیشرفت در دانش زنجیره تامین ایجاد گردید. از جمله مهمترین خروجی‌های این انجمن می‌توان به انتشار «فرآیندهای استاندارد زنجیره تامین» اشاره نمود که مانند مدل SCOR شامل فرآیندها و زیرفرآیندهای استاندارد زنجیره تامین می‌باشد. در سال ۲۰۰۹ این انجمن با همکاری مرکز بهره‌وری و کیفیت امریکا (APQC) به انتشار نسخه دوم استانداردهای فرآیندی زنجیره تامین پرداخت. در ادامه با توجه به وجود خلاء داده‌های دقیق و رایگان برای اجرای بهینه کاوی، انجمن CSCMP با همکاری APQC به انتشار یک استاندارد از حداقل نیازمندی‌های هریک از فرآیندهای مرتبط با زنجیره تامین پرداخته است، که در این قسمت به توضیح آن خواهیم پرداخت.
این دو سازمان به عنوان دو سازمان مطرح، یکی در زمینه‌ی مدیریت فرآیندها و عملکرد (یعنی APQC) و دیگری در زمینه‌ی مدیریت زنجیره تامین (CSCMP) در سال ۲۰۰۴ همکاری مشترکی را با یکدیگر آغاز کردند. این همکاری در قالب ایجاد ابزارها و سیتم‌های بهینه کاوی و عارضه‌یابی زنجیره تامین در دو بعد کمی و کیفی شکل گرفت. از بعد کمی، شرکت APQC از ماه می ‌۲۰۰۴ زیرساخت‌های لازم برای ایجاد یک پایگاه داده برای اجرای بهینه کاوی، تحت عنوان [۷۹]OSBC را فراهم کرد که با همکاری متخصصان CSCMP در اواخر سال ۲۰۰۴ این سیستم مخصوص بخش زنجیره تامین راه اندازی گردید. تحقیق OSBC را می‌توان به نوعی یک «باشگاه از شاخص‌های اندازه‌گیری عملکرد» دانست که به شکل بسیار دقیقی تعریف شده‌اند و سازمان‌ها با عضویت در آن به سادگی و دقت بالا، امکان اجرای عارضه‌یابی به شکل کمی را دارا می‌باشند. نزدیک به ۱۵۰ شاخص گوناگون در ۴ منظر برنامه‌ریزی زنجیره، تدارکات، تولید و لجستیک در سیستم OSBC مخصوص زنجیره تامین، وجود دارد. از خروجی‌های این سیستم برای سازمان‌ها، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
اندازه‌گیری عملکرد سازمان
شناسایی عارضه‌ها و گپ‌های عملیاتی و ارزیابی فرصت‌های بهبود
ایجاد اهداف عملکردی با استناد به بهینه کاوی خارجی
شناسایی محرک‌های کلیدی کسب و کار که بر عملکرد سازمان تاثیرگذار می‌باشند
ارزیابی پیوسته و منظم میزان پیشرفت با استناد بر بهینه کاوی داخلی و خارجی
همانطور که اشاره شد، سیستم OSBC به عنوان یک سیستم جامع مخصوص بهینه کاوی و عارضه‌یابی به شکل کمی، اگرچه دقت بالایی دارد اما هزینه‌ی بالای عضویت در این سیستم و پیچیدگی‌های محاسباتی مرتبط با محاسبه‌ی شاخص‌های گوناگون این سیستم را می‌توان از نقاط ضعف آن برشمرد. این در حالیست که همکاری CSCMP و APQC منجر به انتشار مجموعه‌ای از حداقل استانداردهای موردنیاز برای فرآیندهای مدیریت زنجیره تامین نیز شد. این حداقل استانداردها به شکل کیفی و رایگان در اختیار عموم صنایع قرار گرفته است تا سازمان‌ها بتوانند به شکلی کم هزینه و سریع به عارضه‌یابی و تحلیل اجمالی سازمان خود بپردازند.
در این استاندارد، معرفی فرآیندها و زیرفرآیندها منطبق با مدل APQC صورت گرفته است و کارشناسان CSCMP با استناد به منابع تحقیقی و اطلاعاتی معتبر به معرفی حداقل استانداردهای موردنیاز هر فعالیت پرداخته‌اند. از جمله منابع تحقیقاتی که در تدوین این استاندارد مد نظر قرار گرفته‌اند، عبارتند از (ابراهیم‌زاده پیله‌ورد، ۱۳۹۲):

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.