عارضه یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP- قسمت ۱۰۶

۰۵۶۸/۰

۳۴۹۸/۰

۲۹۳۰/۰-

۲۹

I016

۰۷۵۱/۰

۴۱۸۲/۰

۳۴۳۱/۰-

۳۰

I015

۰۲۷۵/۰

۴۴۳۸/۰

۴۱۶۳/۰-

۳۱

شکل ‏۴‑۱۰ تحلیل حساسیت نتایج حاصل از روش پرومتی را نشان می‌دهد. با توجه به این نمودار، اولویت‌بندی طرح‌ها را می‌توان در سه گروه مجزا قرار داد. گروه اول که شامل طرح‌های I001، I011 و I002 می‌باشد، طرح‌هایی هستند که دارای درجه اولویت بالاتری نسبت به بقیه طرح‌ها می‌باشند. جریان کل این طرح‌ها () به عدد یک نزدیکتر بوده و نسبت به بقیه طرح فاصله بیشتری دارند بنابراین پیشنهاد می‌شود این طرح‌ها به صورت دقیق و کامل و در مرحله اول بهبود اجرا شوند.
گروه دوم طرح‌هایی هستند که دارای جریان کل مثبت ولی نزدیک به هم هستند. این طرح‌ها شامل I022، I028، I005، I007، I003، I020، I027، I024، I031، I029، I019، I009 و I012 می‌باشد که اولویت‌های ۳ تا ۱۶ را شامل می‌شوند. بدلیل نزدیک بودن مقدار جریان کل این طرح‌ها نسبت به هم، می‌توان در مواقع ضروری آنها را جابجا نمود.
گروه سوم شامل طرح‌ها باقی مانده بوده که اولویت‌های ۱۷ تا ۳۱ را تشکیل می‌دهند. این طرح‌ها دارای جریان کل منفی بوده و طرح‌های گروه ۱ و ۲ بر این طرح‌ها غالب هستند. پیشنهاد می‌شود این طرح‌ها پس از اجرای دقیق و کامل طرح‌های گروه ۱ و ۲ اجرا شوند.
شکل ‏۴‑۱۰: تحلیل حساسیت اولویت بندی طرح های بهبود پیشنهادی

جمع بندی

در این فصل ابتدا به معرفی روش پیشنهادی برای عارضه‌یابی زنجیره تامین شرکت داروسازی ایران داروک پرداخته و دلایل انتخاب هسته روش به صورت دقیق و کامل بیان شد. با توجه به انطباق صورت گرفته میان چارچوب فرایندهای شرکت با مدل APQC و با توجه به تعریف روش حداقل نیازمندی‌های زنجیره تامین (CSCMP) بر مبنای این مدل، جهت استخراج عارضه‌ها از این روش استفاده شد. همچنین جهت اولویت‌بندی عارضه‌ها و دسته بندی آنها، با الگو برداری از روش خود ارزیابی MMOG/LE، برای هر نیازمندی ۵ وضعیت اجرایی در نظر گرفته شد. متد اجرایی بر مبنای مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و طراحی پرسش نامه صورت گرفت که پس از بررسی اهمیت هر نیازمندی تعداد ۳۴۲ نیازمندی استخراج شد که از این میان با توجه به وضعیت اجرایی آنها تعداد ۱۶۴ عارضه شناسایی گردید. پس از محاسبه امتیازات برای هر بخش، واحد تولید به عنوان بحرانی‌ترین واحد سازمان معرفی شد. همچنین در این فصل، برای بررسی علل ریشه‌ای عارضه‌ها از متد متن کاوی مبتنی بر مفهوم استفاده شده است. در نهایت برای حذف عارضه‌های استخراج شده و یا کاهش اثر آنها، تعداد ۱۱۳ پروژه بهبود پیشنهاد گردید که این پروژه‌ها با بهره گرفتن از روش پرومتی که یکی از روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره است، اولویت‌بندی شدند.

جمع بندی و پیشنهاد تحقیقات آتی

در این فصل ابتدا نتایج بدست آمده در این رساله مورد بررسی قرار گرفته می‌شود. در ادامه نیز زمینه‌هایی برای تحقیقات آتی ارائه می‌گردد.

نتایج بدست آمده

بدون شک، هزاره سوم برای بسیاری از سازمان‌ها، چالش‌ها و تلاطم‌هایی جدید پدید خواهد آورد که هرگز در گذشته با آنها روبرو نبوده‌اند. فزونی عرضه بر تقاضا و تنگ‌تر شدن مداوم حلقه رقابت‌ها، افزایش تنوع سلایق مشتریان و انتظارات آنها، کوتاه شدن عمر محصولات و فناوری‌ها، پیچیده شدن فضای رقابت و توسعه گستره مزیت‌های رقابتی (قیمت، کیفیت، زمان تحویل، مکان تحویل، بسته بندی، خدمات پس از فروش، نحوه سفارش دهی و …) همواره بر این پیچیدگی‌ها افزوده است. بر این اساس، مدیران نمی‌توانند در فضایی فاقد بینش و بصیرت کافی و بدون تجهیز به ابزارها و فناوری‌های کارآمد و خلاقانه مدیریت، سازمان خود را به نحو بهره‌ور و توام با ماندگاری اداره کنند. از طرفی جهانی شدن بازار، رقابت شدید و مشتری گرایی از جمله عللی است که توجه‌ها را به مدیریت زنجیره تامین جلب نموده است.
زنجیره تامین فرایند یکپارچه تامین مواد اولیه، تبدیل آنها به محصول نهایی و تحویل آن به مشتری است. که هر کدام از این سطوح شامل امکاناتی مختص به خود می‌باشد. برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل فعالیت‌های زنجیره تامین را مدیریت زنجیره تامین می‌گویند. در واقع مدیریت زنجیره تامین هنر اداره زنجیره در جهت بالا بردن رضایت مشتری به قصد بهبود در جایگاه رقابتی و سودآوری است.
با اجرای دقیق و درست مدیریت زنجیره تامین، مزایایی همچون کاهش هزینه، افزایش سهم بازار و ایجاد ارتباط مستحکم‌تر با مشتری به دست خواهد آمد. بر این اساس، مدیریت زنجیره تامین را باید یکی از حوزه‌های حیاتی مدیریت سازمان نامید. این حوزه از مدیریت مانند سایر حوزه‌ها نیازمند پایش، نظارت، ارزیابی، عارضه‌یابی، بهبود و نهایتاً سوق دادن به سمت مدل سرآمدی بوده تا برای کسب و تقویت مزیت‌های رقابتی، سنجش عملکردی، بهبود مستمر و مدیریت کارا و اثربخش زنجیره تامین الزامی محسوب شود.
از این رو در این رساله پس از بررسی کلیات پژوهش، در فصل ۲ به معرفی و بررسی روش‌های مختلفی که تاکنون برای سنجش عملکرد سازمان‌ها مطرح شده‌اند، پرداخته شده است. یکی از این متدها، روش حداقل نیازمندی‌های زنجیره تامین (CSCMP) می‌باشد که مبتنی بر مدل APQC تدوین گردیده است. می‌توان گفت برای کلیه سازمان‌هایی که چارچوب طبقه بندی فرایندهای آنها بر طبق مدل APQC است و یا انطباق خوبی بین آنها وجود دارد، روش CSCMP جهت استخراج عارضه‌ها پیشنهاد می‌گردد. در واقع این روش حداقل نیازمندی‌های مورد نیاز برای سطوح پایین مدل APQC را بیان می‌کند و با بهره گرفتن از چک لیستی، وضعیت اجرایی آن را در سازمان مورد بررسی قرار می‌دهد. آن دسته از نیازمندی‌هایی که در سطح شرکت اجرا نشوند، بر طبق این روش به عنوان عارضه شناخته خواهند شد. یکی از مشکلات بزرگ این روش تجزیه و تحلیل کیفی نیازمندی‌ها به صورت صفر و یکی می‌باشد. ما توانستیم در این رساله با ترکیب این مدل با روش خودارزیابی MMOG/LE و الگوبرداری از آن، ضمن معرفی این روش، پرسشنامه‌هایی جهت اولویت‌بندی عارضه‌های شناسایی شده طراحی کنیم. در این پرسشنامه برای هر نیازمندی ۵ وضعیت اجرایی در نظر گرفته شده که متناسب با آن، نیازمندی مربوطه امتیازی برای واحد موردکاوی بدست خواهد آورد.
جهت اجرا و پیاده سازی روش پیشنهادی، از شرکت داروسازی ایران داروک استفاده شده که در فصل ۳ به معرفی کامل این شرکت پرداخته شده است. پس از انجام مصاحبه‌های نیم ساختار یافت جهت شناسایی فعالیت‌های کلیدی سازمان، انطباق معناداری با مدل APQC مشاهده شد.
در فصل ۴، علاوه بر انطباق مشاهده شده، دلایل دیگر مبنی بر انتخاب هسته مدل پیشنهادی برای شرکت ذکر شده است. در این فصل پس از استخراج نیازمندی‌ها و بررسی اهمیت آنها، پرسش نامه طراحی شده جهت اجرای مصاحبه و نحوه امتیازدهی به نیازمندی‌ها به صورت کامل معرفی شده است. پس از اجرای مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با مدیران و کارشناسان هر بخش نتایج زیر حاصل شد:
از میان ۳۴۲ نیازمندی استخراج شده، تعداد ۱۶۴ عارضه شناسایی گردید که بیش از ۱۷ درصد آن عارضه‌های شدید بود.
پس از محاسبه امتیازات هر بخش، واحد تولید با ۰۴/۳۷ درصد عارضه بودن، به عنوان بحرانی‌ترین واحد سازمان شناسایی شد. در این امتیازدهی، بخش‌های بازرگانی و پیشتیبانی در اولویت‌های دوم و سوم قرار گرفتند.
بیشترین عارضه استخراج شده مربوط به بخش مدیریت ارشد با تعداد ۲۲ عارضه است. که البته بدلیل تعداد بالایی نیازمندی معرفی شده برای این واحد می‌باشد.
پس از اجرای متن کاوی مبتنی بر مفهوم، بیش از ۳۰۰ کلمه به عنوان علل ریشه‌ای عارضه‌ها استخراج شد که از این میان کلمات «تامین کننده»، «محصولات» و «کارکنان» بیشترین تعداد تکرار را دارا بودند.
جهت حذف عارضه‌ها و یا کاهش اثر آنها ۱۱۳ پروژه بهبود پیشنهاد شد که تعداد ۳۱ پروژه، پروژه‌هایی هستند که بیش از یک عارضه را برطرف می‌کنند.

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.