دسته بندی علمی – پژوهشی : عارضه یابی زنجیره تامین با استفاده از استاندارد CSCMP

می‌بخشد. در واقع عارضه‌یابی به سازمان کمک می‌کند تا به طور کارآمد زنجیره تامین را مورد ارزیابی و بررسی قرار داده و در نهایت آن را بهبود دهد (هونگ مین[۸] و همکاران، ۲۰۰۱).
به عبارت دیگر عارضه‌یابی زنجیره تامین برای شناسایی فرصت‌های بهبودی که قابل اجرا هستند، انجام می‌گیرد تا با ارائه راه‌کارهایی عملکرد سازمان را بهبود بخشند که این فرایند می‌تواند در چهار مرحله زیر انجام پذیرد:
تعریف و برنامه؛
سنجش و ارزیابی کارایی زنجیره فعلی؛
شناسایی موقعیت‌های بهبود و ارزش آن‌ ها؛
نهایی کردن حالت کسب و کار.
البته بین دو مفهوم عارضه‌یابی و ارزیابی عملکرد، شباهت‌های زیادی وجود دارد و برخی منابع دو اصطلاح Diagnosis و Assessment را یکسان و معادل فرض کرده‌اند. این در حالیست که در پروژه‌ی پیش رو سعی شده است تا بین این دو اصطلاح تفاوت قائل شود. بدین معنا که عارضه‌یابی را می‌توان یک فرایند عمیق به منظور شناسایی فرصت‌های بهبود سیستم دانست که پس از اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد سیستم میسر می‌شود.

تاریخچه عارضه‌یابی زنجیره تامین

در ادبیات لجستیک و زنجیره تامین، ابزارهای عارضه‌یابی نسبتاً کم هستند. بیشتر روش‌های عارضه‌یابی لجستیک بر معیارهای اندازه‌گیری عملکرد تکیه دارند و در بیشتر موارد ابزارهای کمی هستند. در بعضی مواقع نیز از تکنیک‌های الگوبرداری استفاده می‌شود، اما مشکلات و موانعی بر سر راه به کارگیری این تکنیک‌ها وجود دارد. اولین مسئله زمان بر بودن این تکنیک‌هاست. معمولاً برای تکمیل شدن فرایند عارضه‌یابی با بهره گرفتن از این متدها زمان زیادی مورد نیاز است. از طرف دیگر برای استفاده از این تکنیک‌ها نیاز به یک بانک اطلاعاتی از پیش تهیه شده از اطلاعات الگوبرداری شرکت‌ها و صنایع مشابه، با استراتژی‌های مشابه در زمینه لجستیک و زنجیره تامین می‌باشد (ماکویی و فضل‌الهی، ۱۳۸۶).
تاکنون چندین روش برای عارضه‌یابی لجستیک و زنجیره تامین ارائه شده است که در ادامه شرح داده می‌شود. مدل SCOR در سال ۱۹۹۰ میلادی توسط انجمن زنجیره تامین ارائه شد. SCOR مدل مرجع فرایندی است و هدف آن فراهم آوردن زبانی مشترک برای ایجاد ارتباط بین اعضای زنجیره است. در سال ۱۹۹۶ انجمن زنجیره تامین مدل SCOR را به منظور عارضه‌یابی لجستیک توسعه دادند. این روش هرچند روش به ظاهر ساده‌ای است اما تنها برای سازمان‌هایی که از این مدل برای پیاده سازی زنجیره استفاده کرده‌اند قابل استفاده است. در سال ۱۹۹۹ روش ابزار الگوبرداری توسط گروه اندازه‌گیری عملکرد که زیر مجموعه انجمن مدیریت زنجیره تامین بود، ارائه شد. گروه اندازه‌گیری عملکرد، اطلاعات مربوط به عملکرد سازمان‌های مختلف تحت پوشش را گردآوری و با بهره گرفتن از این اطلاعات، خدماتی را به سازمان‌های تحت پوشش خود ارائه کرد که آن را خدمات الگوبرداری مدیریت زنجیره تامین نامید و سازمان‌ها از این خدمات به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های خود بهره گرفتند. اما این روش تنها برای سازمان‌های عضو انجمن قابل استفاده بود (رودسیتی و ماکایاسوم[۹]، ۲۰۰۵).
مدل ارزیابی ارزش زنجیره ابزار دیگری بود که برای عارضه‌یابی زنجیره تامین به کار گرفته شد. این مدل ابزار عارضه‌یابی زنجیره تامین بر پایه وب را توسعه داد که باز بر اساس مدل ‌SCOR بنا شده بود. این مدل ارزش‌های مهم زنجیره را شناسایی و اطلاعات مورد نیاز آن را از شرکت‌های موفق عضو انجمن لجستیک جمع‌ آوری می‌کرد و این امکان را در اختیار شرکت‌های عضو قرار می‌داد تا با مقایسه سازمان خود با سازمان‌های موفق نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کنند. این روش نیز همانند روش الگوبرداری تنها برای شرکت‌های عضو انجمن قابل استفاده بود (سچوانینگر[۱۰]، ۲۰۰۶).
جست و جوی سریع روش دیگری به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های لجستیک است که از یک رویکرد سیستماتیک برای انتخاب، ترکیب و استنتاج داده‌های کیفی و کمی مربوط به زنجیره‌های تامین استفاده می‌کند. این روش اطلاعات کاملی از مشکلات موجود را فراهم نمی‌کند و بیشتر به منظور عارضه‌یابی سیستم‌های اطلاعاتی مورد استفاده قرار می‌گیرد (لانگلی‌جر[۱۱]، ۲۰۰۴).
در فرایند عارضه‌یابی، سازمان‌ها به دنبال دستیابی به اطلاعات جامعی هستند که نقاط قوت و ضعف سازمان همراه با مسیر روشنی از راه کارها را مشخص کند. یکی از مسائل مهمی که در عارضه‌یابی مطرح می‌شود، زمان است. عارضه‌یابی باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن صورت گیرد.

شاخص‌ها و معیارهای عملکرد در یک زنجیره تامین

طراحی شاخص‌های ارزیابی عملکرد از جمله مواردی است که هم در محافل آکادمیک و هم در مجامع کاربردی مورد توجه خاص می‌باشد. تناسب این شاخص‌ها با اهداف سازمانی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در این خصوص فورتین و پارکر[۱۲] مطالعات بسیاری انجام داده‌اند (نویچ[۱۳]، ۱۹۹۰).
هربرت[۱۴] در سال ۲۰۰۳ در مقاله‌ای ارزیابی ارزش زنجیره تامین را مستلزم مراحل زیر می‌داند:
مرحله اول: یک تیم متشکل از نمایندگانی از تمامی اعضای موجود در زنجیره تامین باید تشکیل شود. اساس عملیاتی این تیم یکپارچه سازی زنجیره تامین و فرایندهای کسب و کار است. این تیم مسئول شناسایی وضعیت فعلی فرایندهای کسب و کار می‌باشد.
مرحله دوم: در این مرحله تیم مذکور یافته‌های خود را تجزیه و تحلیل کرده و سپس شاخص‌های بحرانی عملکرد را استخراج می‌کند. لذا می‌توان گفت که وضعیت فعلی به شکل دقیق مورد بررسی قرار می‌گیرد و در قالب یک سری شاخص معرفی می‌گردد.
مرحله سوم: در این مرحله تیم ارزیابی کننده سعی می‌کند ضعف‌های شناسایی شده از مرحله قبل را پوشش دهد.
این شاخص‌ها به سازمان اجازه می‌دهد که نگاه نزدیکتری به وضعیت واقعی تجارت خود داشته باشد و از طریق تعریف معیارها، خط استانداردی برای عملکرد، مقیاس‌های عملکرد و تعاریف اهداف بازخوردی را برای آینده مشخص نمایند.
با تعریف مجموعه‌ای درست از معیارها، عملکرد فعالیت‌ها در یک زنجیره تامین اندازه‌گیری شده و تلاش برای بهبود و ساخت سریع‌تر امکانات عیب شناسی و تصمیم‌گیری صورت می‌پذیرد (لیتلی[۱۵] و همکاران، ۱۹۹۵).
بر اساس ملنیک[۱۶] و همکاران، شاخص‌های عملکردی دارای سه کارکرد می‌باشند:
۱) کنترل؛ به معنای این است که به کمک شاخص‌های عملکردی، مدیران و کارکنان می‌توانند به کنترل و مدیریت عملکرد منابع بپردازند.
۲) ارتباط؛ عملکرد سازمان برای سایر افراد از طریق شاخص‌های عملکردی معنا پیدا می‌کند و قابل بیان است.
۳) بهبود؛ بهبود زمانی حاصل می‌شود که امکان شناسایی فاصله بین عملکرد سازمان و انتظارات از سازمان فراهم شود. در نتیجه به کمک شاخص‌های عملکردی می‌توان به بهبود سازمان پرداخت.
در یک سیستم اندازه گیری عملکرد[۱۷] (PMS) توجه به انتخاب شاخص‌های مناسب اهمیت بسیار زیادی دارد. در همین راستا مدل‌های زیادی به دسته بندی فرایندها و شاخص‌های مرتبط با عملکرد زنجیره تامین پرداخته اند. مزیت استفاده از این مدل‌های ارزیابی را می‌توان از جهات زیر مورد توجه قرار داد:
این مدل‌ها عموما توسط تعداد زیادی از سازمان‌ها و شرکت‌های موفق مورد استفاده قرار گرفته اند و لذا امتحان خود را پس داده اند.
استفاده از این مدل‌ها از بروز اشتباهاتی نظیر نادیده گرفتن برخی فعالیت‌ها و یا سایر اشتباهات جلوگیری می‌کند و شرایط پیاده سازی مشخص و ساده‌تری به دنبال خواهند داشت.
برخی از این مدل‌ها به صورت تخصصی به ارزیابی و اندازه‌گیری فرایندهای یک حوزه می‌پردازند. به عنوان مثال مدل SCOR را می‌توان به صورت تخصصی برای مدیریت فرایندهای مرتبط با سازمان‌هایی که به شکل وسیع و گسترده با مقوله‌ی مدیریت زنجیره تامین در ارتباط هستند، به کار برد.
در نهایت با توجه به اجرا شدن این مدل‌های نام آشنا در سازمان‌های بزرگ و در زمینه‌های کسب و کاری گوناگون، امکان اجرای الگوبرداری و مقایسه‌ی سازمان با سازمان‌های برتر به شکل به نسبت ساده‌تری میسر خواهد شد.

مقالات اندازه‌گیری و ارزیابی عملکرد زنجیره تامین

در این قسمت به بررسی و مرور پژوهش‌ها و مقالات مهمی که طی سال‌های گذشته در ژورنال‌های معتبر به چاپ رسیده اند خواهیم پرداخت. نویسندگان این مقالات در خصوص سیستم‌های اندازه‌گیری عملکرد و ارزیابی و عارضه‌یابی زنجیره تامین و زنجیره تامین دارویی به ارائه‌ مطالب پرداخته‌اند که در ادامه به برخی از آن‌ ها اشاره شده است. لازم به ذکر است که میزان پرداختن به جزئیات مطالب هر یک از مقالات زیر با توجه به میزان اهمیت آن مقاله و دردسترس بودن متن کامل مقالات، متفاوت است.
بیمُن[۱۸] در سال ۱۹۹۹ در مقاله‌ی خود پس از بررسی ادبیات موضوع در خصوص مدیریت و اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین، به بیان اشکالات موجود در سیستم‌های ارزیابی عملکرد مبتنی بر یک شاخص نظیر هزینه پرداخته است و در ادامه در اصلی‌ترین قسمت از مقاله‌ی خود به دسته بندی شاخص‌های عملکردی در سه دسته‌ی ۱) منابع (ورودی‌ها)؛ ۲) خروجی‌ها؛ ۳) انعطاف پذیری؛ پرداخته است. سپس برای هر یک از سه دسته‌ی شاخص‌های عملکردی فوق به بیان مثال می‌پردازد که البته شاخص‌های مرتبط با بحث انعطاف پذیری به شکل مفصلی در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است. در مجموع این مقاله را می‌توان یکی از اولین و جدی‌ترین پژوهش‌های مرتبط با طراحی سیستماتیک چارچوبی برای اندازه‌گیری زنجیره تامین به حساب آورد.
کلیجنن و اسمیت[۱۹] در سال ۲۰۰۳ پس از معرفی مدل کارت امتیازی متوازن[۲۰] (BSC) و بیان ارتباط آن با اندازه‌گیری عملکرد زنجیره تامین، در مورد اهمیت و نیاز پیش‌بینی عملکرد زنجیره تامین صحبت کرده‌اند. در این مقاله روش شبیه‌سازی به عنوان روشی موثر در تحلیل شاخص‌های عملکردی زنجیره تامین معرفی شده است و ۴ روش موردنیاز برای شبیه‌سازی به صورت زیر معرفی شده است:
۱) شبیه‌سازی صفحه گسترده: در این روش با تعریف ارتباط بین شاخص‌ها، می‌توان به سادگی سناریوهای گوناگون را مورد بررسی قرار داد. به عنوان مثال اگر شاخص میزان موجودی جدید را به صورت معادله‌ی (۲-۱) تعریف کنیم، آنگاه با تغییر دادن هر یک از سه شاخص فروش، موجودی قدیم و تولید می‌توان تغییرات میزان موجودی جدید را مورد تحلیل قرار داد.

(۲-۱)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.