پایان نامه

باید گفت که تأثیرات گردشگری صرفاً تاثیرات مثبتی نیستند، بلکه عدم نظارت بر چگونگی استفاده از محیط‌های گردشگر پذیر می تواند آنها را تخریب کند و یا باعث رکود در بعضی از بخش‌های اقتصادی شود. اما برخی از کشورهای جهان، همگام با برنامه ریزی برای توسعه گردشگری و در نهایت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به بعد پایداری آن نیز توجه دارند و سیاست توسعه پایدار گردشگری را در پیش می گیرند. با رواج مباحث مربوط به توسعه پایدار و به ویژه پس از سال ۱۹۶۸ که گزارش باشگاه رم منتشر شد، به پایداری محیطی بیش از گذشته توجه می شود و درواقع کلید توسعه پایدار نیز در حفظ و حراست توان‌های محیطی و منابع و سرمایه به شمار می آید. گزارش رم حاصل بررسی پنج مؤلفه جمعیت، تولید خوراک، آلودگی محیط، مصرف منابع تجدید ناپذیر، و فرایند صنعتی شدن در سطح جهان بود (Lordkipanidze & etd , 2005:790). هدف از این گزارش، آگاه ساختن افکار جهانیان از کاهش منابع تجدیدپذیر و افزایش جمعیت جهان بوده است (Molera & Albaladejo , 2005:760) در گردشگری پایدار، توجه به نیازهای جامعه میزبان اهمیت فراوانی دارد و به هنگام برنامه ریزی و در فرایند مدیریت، به این نیازها توجه زیادی می شود، به ویژه در چنین صنعتی به این مسئله توجه می شود که مبادا این موضوع بر ساختار فرهنگی و اجتماعی جامعه میزبان، تأثیرات ویرانگر یا منفی بگذارد(Chiang,2008:288).

مردم محلی و آن‌ها که می خواهند سهمی در جریان گردشگری روستا داشته باشند.در حالت تخصصی آموزش به گروه‌های خاص مثل اقامتگاه‌های روستایی و راهنمایان محلی و غیره می تواند بسیار مفید باشد. گردشگران که خود نیاز به آموزش ویژه در حوزه‌های ضوابط رفتاری دارند به روش‌های مختلف آموزش می بینند. به عنوان مثال امکان آموزش مستقیم به همه گردشگران یا به عبارت بهتر به عامه مردم نیست. در این حالت بهترین شیوه استفاده از ابزار رسانه‌های جمعی مثل صدا و سیما و سایر رسانه‌هاست.

معیشت پایدار از سوی موسسه محیط زیست استکهلم به شرح زیر تعریف شده است : “ایجاد شرایطی که حامی توسعه پایدار در سیستم‌های انسانی، طبیعی و اقتصادی بوده و در عین حال از منابع و فرصت‌های نسل آتی حفاظت نموده و امکانات لازم برای تامین غذا، سرپناه و وعی زندگی مقبول را توسط خود افراد فراهم آورد”. موسسه بین المللی توسعه پایدار در تعریف دیگری می گوید : “معیشت پایدار در واقع امکانات و ظرفیت‌های مردم را در جهت ایجاد و حفظ شیوه‌های مناسب زندگی به کار گرفته و ضمن تضمین رفاه آنها، نسل‌های آینده را نیز مورد ملاخظه قرار می دهد.این امکانات مشروط به وجود و در دسترس بودن گزینه‌های اکولوژیکی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بوده و مبتنی بر مساوات، مالکیت منابع و نظام تصمیم سازی مشارکتی می باشد. در هر حال معیشت پایدار باید فراتر از تامین نیازهای فوق الذکر معنی شده و به کسب عدالت و برابری در زندگی منتهی شود (Anonymous , 2001). امروزه سیستم‌های سنتی حاکم در معیشت در حال اغتشاش و بهم ریختگی هستند و جوامع محلی مورد اغماض واقع می شوند. نمونه‌های درست و قدرتمند از توسعه پایدار در صورتی محقق می شوند که ارزش‌های واقعی جوامع و مردم مورد احترام قرار گیرد. به علاوه دانش بومی این مردم در مدیریت منابع طبیعی اطراف آنها و شیوه زندگی آنان باید مهم تلقی شوند. مهیشت پایدار در واقع الگوهایی از واکنش‌های بومی و مردم محلی نسبت به مشکلات و فرصت‌های محلی آنهاست و باید توسط خودشان توسعه و تنظیم گردد. معیشت پایدار را نمی توان از بالا، برنامه ریزی، هدایت و کنترل نمود، بلکه باید صرفا حمایت و تقویت کرد.نقش واقعی و مطلوب دولتها و سازمان‌های غیردولتی، ایجاد زمینه‌های حمایتی و تسهیلگری برای جوامع محلی است تا خودشان فرایندهای توانمندسازی در راستای معیشت پایدار را طی نمایند (Farvar , 2000).