شاید خاطرات ما بسیار شفاف و دقیق به نظر برسن، اما بیشتر اونا کپی دقیقی از چیزی که اتفاق افتاده، نیستن. با گسترده شدن دستگاه های دیجیتالی محققان فهمیدن که چگونگی ذخیره سازی و بازیابی خاطرات تو ذهن ما حتی بیشتر از قبل دچار تغییر شدن.

هر بار که خاطره ای رو در ذهنمون مجسم می کنیم، ممکنه به صورت تصادفی اونو به صورت جزئی یا کلی تغییر بدیم. حتی خاطرات روشن هم خیلی راحت تغییر پیدا می کنن. روانشناسی به نام Elizabeth Loftus فهمیده وقتی که درباره تصادف ماشینا بحث به میان میاد، افراد خاطره مربوط به تصادف رو شدید تر از اون چیزی که واقعا اتفاق افتاده، به یاد میارن.

نکته آزار دهنده تر اینه که ما به صورت ناخودآگاه این جزئیات رو تغییر داده و با واقعیت جانشین می کنیم. بذرهای این واقعیت دستکاری شده تو ذهن ما پخش شده و به بار می شینه.من به عنوان روزنامه نگاری فعال در بخش روانشناسی، به صورت پیوسته درباره ناتوانی ذهن در تشخیص صحت خاطرات مطالعه کرده و اونو موضوعی رو نگران کننده می دونم. دو سال قبل طی سفری کوتاه به دره «گرند کانیون» حدود ۴۰۰ عکس رو در حافظه قوی و خلل ناپذیر دوربین ثبت کردم اما بعدا فهمیدم که این کار بی هزینه نبوده.

این اواخر با خود فکر می کردم که با تکیه بیشتر از اندازه بر موبایلای هوشمند واسه ثبت وقایع جور واجور روزانه، چه بر سر حافظه خودمون میاد؟ این سوال خیلی بیخود نیس چون که ۷۷ درصد آمریکاییا موبایل هوشمند دارن و خیلی از اونا مسائل جور واجور رو در موبایل خود ثبت می کنن. پس اگه موبایل کوچیکترین تغییری روی حافظه کاربران بسازن، این تاثیر گسترده میشه.

مانند خیلی از مسائل در رابطه به روانشناسی، فعلا تعداد سوالات این بخش بیشتر از جواب هاست. با این حال کارشناسان فهمیدن که ثبت تصاویر زیاد، توانایی نگهداشتن تجربیات رو ضعیف کرده و  تمرکز ما بر محیط دور و بر رو کم می کنه.علاوه بر این به اشتراک گذاری تصاویر حتی چگونگی تجسم خاطرات رو هم ما تغییر میده.

در عین حال یه مطالعه جدید نشون میده که میشه از دوربین واسه بهبود حافظه در موارد خاص استفاده کرد. این مطالعه در مراحل ابتدایی قرار داره اما سرنخای مهمی رو در مورد چگونگی استفاده بهینه از موبایلای هوشمند ارائه کرده که به بهتر شدن حافظه و حتی تجربه لذت بخش تر می رسه.

تاثیر منفی عکسبرداری با موبایل روی خاطرات

اولین قدم در نگهداشتن بهتر مسائل، تمرکزه. مغز خاطرات دراز مدت رو با اتصال نورونا ذخیره می کنه و هرچه خاطره قوی تر باشه این اتصال محکم تر می شه. این اتصالات عصبی احساساتی رو که به تشکیل خاطره منجر می شه، به هم پیوند میدن. اما اگه به اندازه کافی توجه نکرده و خاطرات کوتاه مدت رو وارد حافظه نکنیم، هیچی در حافظه دراز مدت ذخیره نمیشه.

«کلیسای یادبود استنفورد» مکانیه که درک اون لازمه توجه کامله. بالای ورودی نقاشی دیواری غول پیکری از مسیح نصب شده که به روحای خوشبخت راهی بهشت خیرمقدم میگه. در گوشه و کنار کلیسا هم نقاشیایی از شیاطین و فرشتگان دیده میشه.با این حال مطالعه «ژورنال روانشناسی اجتماعی تجربی» که چند صد نفر در ان شرکت داشتن، نشون داده که احتمال فراموش کردن این جلوه های منحصر به فرد به لطف دوربینای موبایل زیاد شده.

در این تحقیقات شرکت کنندگان به دو دسته تقسیم شدن. از گروه اول خواسته شده با به کار گیری آیپد از گوشه و کنار کلیسا عکس بگیرن و گروه دوم هم بدون هیچ وسیله تصویربرداری در این آزمایش شرکت کردن.

یه هفته بعد از این آزمایش از شرکت کنندگان خواسته شده به سوالاتی درباره جزئیات معماری کلیسا جواب بدن. کسائی که دوربین به همراه نداشتن امتیاز میانگین ۷ از ۱۰ گرفتن در حالی که امتیاز گروه دیگه حدود ۶ بوده. Emma Templeton، محقق روانشناس Dartmouth و از مجریان این مطالعه میگه:

عکسبرداری بدون دقت کافی باعث کاهش نمره این گروه شده و دلیل اصلی اون نبود توجه به اطرافه این نبود جمع کردن حواس ما رو از محیط دور و بر و چیزایی که باید به اون توجه کنیم، پرت می کنه.

Templeton و همکارانش باور دارن که این موضوع به دوربین محدود نشده و فعالیتای دیگری مثل فرستادن اس ام اس، توییت و چیزای دیگه ای به جز اینا هم می تونه به ایجاد مشکل در بخاطر سپاری مسائل منجر شه.

تیم تحقیقاتی Templeton واسه بررسی این موضوع مطالعه ای آنلاین رو با شرکت ۳۸۰ نفر ترتیب دادن که طی اون از افراد خواسته شده بین تماشای «سخنرانی تد» از اون یادداشت ورداری کنن. یافته های این مطالعه هم نشون دهنده کاهش قدرت حافظه در اثر انجام فعالیتای جانبیه.

Templeton تاکید می کنه که محققان تازگیا  بررسی اثرات موبایلای هوشمند روی تواناییای شناختی کاربران رو شروع کردن. با این حال بررسی این موضوع به خاطر تغییر پیوسته چگونگی به کار گیری اونا سخت تر شده.

چقدر از اطلاعات رو فقط در حافظه خودمون ثبت می کنیم؟

یکی دیگه از دلایلی که عکسبرداری می تونه روی حافظه تاثیر منفی داشته باشه به ایده «تخلیه شناختی» برمیگرده که براساس اون ما به صورت در حال افزایش قابلیتای ذهنی خود رو به کامپیوترها محول می کنیم.

در سال ۲۰۱۱ ژورنال «ساینس» مطالعه ای رو چاپ کرد که براساس اون وقتی که افراد اطلاعات رو در کامپیوتر ذخیره می کنن، احتمال نگهداشتن اونا در حافظه فرد کم میشه.

این مطالعه فقط با شرکت ۶۰ نفر از دانشجویان یه کالج  انجام شد، بنابرین یافته های اون ممکنه ارزش علمی چندانی نداشته باشن. با این حال واسه پیدا کردن مثالای واضحی از این موضوع کافیه به دورو برتان نگاه کنین؟ خود شما شماره موبایل چند نفر رو به خاطر سپرده اید؟

در سالای گذشته دلایل بیشتری از محول کردن وظیفه ذخیره سازی به وسایل دیجیتال به دست اومده؛ مثلا در سال ۲۰۱۵ محققان روانشناسی دانشگاه «واترلو» مقاله ای با عنوان «مغز در جیب شما» منتشر کردن. براساس این مقاله آدمایی که از راه های سخت و تحلیلی تفکر دوری می کنن، واسه ذخیره سازی و ارائه اطلاعات وابستگی بیشتری به موبایل دارن. یافته های این مطالعه نشون دهنده اینه که به کار گیری دیوایسای دیجیتال به عنوان وسیله شناختی به تاکتیکی عادی تبدیل شده.

پروفسور Nathaniel Barr، از استادان روانشناسی کالج «شریدن» در این باره میگه:

از نظر بیشتر کسائی که مقاله رو خواننده ان موبایلا باعث ابله شدن کاربران شدن. با این حال تفسیر ما اینه که افراد با توانایی شناختی ضعیف با به کار گیری موبایل کارکرد بهتری دارن.

مثلا اگه فردی در نگهداشتن مسیرها مشکل داره، با به کار گیری موبایل می تونه به این مشکل غلبه کنه. علاوه بر این اگه اطلاعات نه خیلی مهم رو در دستگاه های دیجیتال ذخیره کنیم، ایده تخلیه شناختی خیلی مضر نیس اما اگه یه جراح مرحله بعدی عمل رو در گوگل جستجو کنه، یعنی یه جای کار می لنگد.

ایده تخلیه شناختی در مورد تصویربرداری سخت تر می شه:چه قدر از زندگی روزمره رو فقط در حافظه خودمون ثبت کنیم؟

Barr میگه:

تصویربرداری و به اشتراک گذاشتن اون با بقیه تومن جنبه های مثبت و منفی داره. اگه این تصاویر رو به اشتراک بذارین بقیه هم از دیدن اون لذت میبرن وگرنه فقط واسه خودتون باقی خواهند موند. با افزایش نقش این دستگاه ها در زندگی روزانه باید درباره این موارد تصمیم بگیریم.

تا کنون تحقیقات بسیاری در مورد اون چیزی که با ذخیره سازی و تصویربرداری پشت سر هم به دست آورده و اون چیزی که از دست می دیم، انجام شده که در ادامه به بعضی از اونا پراختیم.

موضوع اساسی: دوربینا اندازه تمرکز ما رو کم کردن

و اما نکته طلایی اینجاس: عکاسی با موبایل ما رو نسبت به گذشته کودن تر نکرده. این کار در واقع چگونگی کارکرد مغز ما رو تحت تاثیر قرار داده و باعث شده به روشای دیگری روی موضوعات جور واجور متمرکز شیم.

Alixandra Barasch از محققان علوم شناختی دانشگاه نیویورکه. اون در بررسی هاش فهمیده که استفاده بیشتر از اندازه از دوربین موبایل می تونه حافظه ما رو دچار انحراف کنن. اما نکته مهم تری که این پژوهشگر به اون دست یافته اینکه دوربینا می تونن توجه ما رو به بهتر شدن و تقویت حافظه معطوف کنن.

اون تحقیقات زیادی رو در این رابطه انجام داده که یکی از اونا هم به سفارش دانشگاه استنفورد انجام شده. در این تحقیق شرکت کنندگان از بعضی سوژها عکس می گرفتن و از بعضی عکس نمی گرفتن. در آخر مشخص شد در زمانایی که از سوژها خواسته شده بود از آثار درون موزه عکس بگیرن احتمال اینکه بعدا جنبه های چشمی تجربیات خود رو به یاد بیارن (هنرهایی که در موزه دیده بودن) نسبت به زمانایی که از سوژها عکس نگرفته بودن به مراتب بیشتر بوده.

اما ایراد اینجا بود: آدمایی که از سوژها عکس گرفته بودن با احتمال کمتری می تونستن اطلاعاتی که در جریان بازدید از راهنمایان شنیده بودن رو به یاد بیارن.

با در نظر داشتن همین موضوع Barasch عقیده داره که عکسا میتونن حافظه چشمی رو بهبود بدن اما این کار نتیجه های خودشو هم داره و یکی از اونا توجه ماست. اگه بیشتر از اندازه روی عکسا و حولوحوش چشمی دور و بر خود دقت کنیم احتمال اینکه دیگه محرکا در دور و بر رو ندیده بگیریم بیشتر میشه. و نکته مهم تر چیزی که ندیده گرفته شه یادآوری هم نمی شه.

Barasch در تحقیقات خود به این نتیجه رسید که اسمارت فونا کانونای توجه و تمرکز ما رو هم تغییر دادن؛ این دستگاه ها در واقع توجه ما رو از موضوعاتی به موضوعات دیگه تغییر دادن. در پژوهشی دیگه، Barasch و همکارانش همزمان با بازدید گروهی از داوطلبان از موزه، اونا رو به دستگاه های دنبال کننده چشم مجهز کردن.

تحلیلاشون نشون داد شرکت کنندگانی که قرار بوده از سوژها عکس بگیرن زمان بیشتری رو صرف مشاهده آثار هنری کردن و تعداد بیشتری از اونا رو دیدن. در واقع اونا زمان کمتری رو به زمین یا سقف نگاه کرده بودن.

پس وقتی با دوربین موبایل خود به دنبال شکار لحظه ها واسه انتشار در اینستاگرام هستیم نه به صدایی گوش می دیم، نه بویی به مشام ما میاد و نه به جزئیات ریزی دقت میکنیم که این لحظات رو برامون میسازن.

دیگه محققان هم در تحقیقات با یه اثر محرک دیگه برخورد کردن. در سال ۲۰۱۱ میلادی لیندا هنکل از روانشناسان دانشگاه Fairfield در تحقیق خود دریافت وقتی که فقط از شرکت کنندگان خواسته می شه در موزه از آثار هنری عکس بگیرن، به مرور حافظه شون در مورد اون آثار و جزئیاتشان کم می شه. اما وقتی که از اونا خواسته می شد از توانایی زوم دوربین در بین عکاسی استفاده کنن حافظه و خاطراتشان از اون آثار بهبود پیدا می کرد و کلا جزئیات بیشتری از اونو به یاد می آوردن.

درسی که میشه از این تحقیق گرفت:

ما شاید با تمرکز بیشتر از اندازه مون روی دوربینا تجربیات خود از وقایع رو محدود می کنیم.

تجربیات مهم در زندگی واقعی بیشتر گسترده هستن و کلیه احساسات ما رو درگیر خود می کنن. یادتون میاد آخرین باری که به دل طبیعت زدید نوازش باد روی گونه هاتون چیجوری بود؟ یادتون میاد چه اتفاقاتی درونتون در حال شکل گرفتن بود: کجا ترسیده بودین، چه وقتی هیجان زده بودین و چه وقت وحشت داشتین؟ وقتی که به عکسای اینستاگرام خود از یه سفر خاص نگاه میکنین یادتون میاد غذایی که خوردید چه طعمی داشت یا اینکه فقط زیبایی اش رو به یاد دارین؟

عکسا و فیلما معمولا قطعه ای کوچیک از تجربیاتی هستن که شما میگذرونین و باید بگیم که حتما نسخه کامل و واقعی از چیزی که براتون اتفاق افتاده هم نیستن. به گفته هنکل وقتی به عکسای گذشته نگاه می کنیم اونا حتما کل واقعه رو به یادمون نمیارن.

اشتراک گذاری این حجم عکس چه بلایی برسر حافظه مون می آورد؟

در سالای گذشته نه فقط میل به عکاسی با دوربینای دیجیتالی بیشتر شده بلکه علاقه به اشتراک گذاری بی درنگ اونا روی شبکه های اجتماعی هم زیاد شده. این موضوع شاید اثرات کوچیک اما عمیق رو روی حافظه ما گذاشته.

Barasch و همکارانش به دلایلی دست پیدا کردن که براساس اون عکاسی به خاطر اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی می تونه پرسپکتیو یا دیدگاه ما به اون واقعه رو در حافظه مون تحت تاثیر بذاره. به بیان دیگه: وقتی از سوژه ای فقط عکس می گیریم که فقط در شبکه های اجتماعی با بقیه به اشتراک بذاریم احتمال اینکه اون اتفاق رو از دید شخص سوم به یاد بسپاریم هم بسیار زیاد می شه.

Barasch در توضیحات خود اشاره میکنه:

اگه از شما بخوام تصویری از تجربه تون در کریسمس رو که با دوستای خود در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته اید تو ذهن تون ترسیم کنین اون وقت به احتمال زیاد شروع به ساختن اون تصویر از دیدگاه بقیه می کنین.

اون با همراهی جمعی از همکارانش این آزمایش رو روی ۳۳۲ علم آموزی که تازه از تعطیلات کریسمس برگشته بودن انجام داد. در مقابل اما اونطور که این محقق میگه عکسایی که ما واسه آلبومای شخصی خودمون می گیریم اینجور اثری رو در ذهنمون ایجاد نمی کنن.

البته نتیجه های این کار کم هستن. مثلا اونطور که Barasch میگه دقیق شدن و فوکوس کردن روی اشتراک گذاری عکسا می تونه از لذت روند عکاسی کم کنه. اینم شاید به اون خاطره که اشتراک گذاری عکسا آگاهی ما نسبت به خود رو بالا می بره. پس این محقق پیشنهاد می کنه که کمی بعد از گرفتن عکسا درنگ کنیم و بعد اونا رو با بقیه به اشتراک بذاریم. با این حال اما مشخص نیس که چیجوری این تغییر پرسپکتیو می تونه تفکر ما نسبت به زندگی مون رو در سالای آینده دچار عوض شه.

اون با در نظر داشتن همین موضوع میگه: چیزی که ما به دنبالش هستیم نیرومندی هرچه بیشتر احساساته. وقتی آدما در موضع سوم شخص قرار می گیرن احساسات ضعیف تری رو نسبت به وقتی که خود تجربه ای رو میگذرونن تجربه می کنن.

چیجوری بهتر به یاد بیاریم؟

در آخر اما شناخت توازن بهینه میان حافظه داخلی و حافظه ای که تکنولوژی تقویتش کرده کاری سخت میشه.

اما اگه می خوایم بعضی خاطرات رو واسه همیشه در ذهنمون داشته باشیم باید بعضی فعالیتای ذهنی رو انجام بدیم. این یعنی توجه بیشتری رو به دور و برمون معطوف کنیم. این یعنی استفاده منطقی از دوربین موبایل و دقیق شدن و فوکوس کردن روی جزئیاتی که دوست داریم به خاطر بیاریم. این یعنی واسه لحظاتی دوربین رو کنار بذاریم و دور و برمون رو احساس کنیم. عطری که در فضا پیچیده رو احساس کنیم و احساساتمون رو روی کاغذ بیاریم.

موبایلا می تونن این روند رو بهتر کنن: اونا میتونن اطلاعات رو در خود ذخیره کرده و سرنخای خیلی از خاطرات رو در خود نگه دارن تا واسه بازآفرینی و یادآوری خاطرات به اونا مراجعه کنیم.

یکی از یافته های مربوط به این تحقیق اون هستش که خاطره سازی از قصد نیازمند تلاش مضاعفه. خوندن چند باره مطالب کمکی به نگهداشتن جواب سوالات آزمون به دانش آموزان نمی کنه؛ در واقع کار سخت اون هستش خاطرات رو زیر و رو کنین و حجمی از اطلاعات رو از ابتدایی ترین قسمت درون اون ایجاد کنین که در این صورت یادآوری دوباره اونم ساده تر می شه.

همین اتفاق هم میتونه در مورد تجربیات اتفاق بیفته. اگه به صورت هدف دار و با زحمت زیاد یادآوری خاطرات رو تمرین نکنیم در وقتی که نیازه خاطرات رو به یاد بیاریم شاید با مشکلات بیشتری روبرو میشیم.

هنکل در این باره میگه:

این اواخر دوباره سفری غیرمنتظره به Grand Canyon داشتم. دوربینم رو با خود نبرده بودم و بخاطر این تنونستم مانند عادی از سوژها عکس بگیرم. از طرفی در سفری که قبلا به این منطقه داشتم از جاذبه های اون عکس گرفته بودم و نگرانی از این واسه نداشتم. احساس آزادی می کردم. امروز خوب یادم هست که سنجابا در دور و برمون چیجوری می دویدند و میخواستن ناهارمان رو بدزدند. هوای خنک ماه فوریه هم خوب در خاطرم مونده. لطیفه جالبی که دوستم برام تعریف کرده بود هم به یادم مونده. هیچیک از اینا عکس نیستن؛ اونا تو ذهن من هستن و به طور کامل مطمئنم که حقیقت دارن.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *