تئوری سود.پایان نامه تاثیر ویژگی های خاص شرکت بر مدیریت سود

تئوری سود[1]

تئوری و نحوه محاسبه سود در کانون ادبیات حسابداری مدیریت و مالی قرار می گیرد. اقتصاددانان برای بهبود مفاهیم سود و انطباق آن با مشاهدات دنیای واقعی کوشش زیادی کرده اند اما در حل مسائل مربوط به اندازه گیری سود موفقیت چندانی نداشته اند لیکن حسابداران برای اندازه گیری سود قواعد دقیقی را به کار گرفته و به موضوع نزدیکی آن به مفاهیم اقتصادی نیز توجه چندانی نکرده اند. در نتیجه مفهوم سود هنوز هم دستخوش تفسیرهای گوناگونی قرار می گیرد .

2-2-1-2- مکاتب سود

اصولاً در مورد محاسبه بهتر یا دقیق تر سود شرکت ، چهارمکتب فکری وجود دارد :

  • مکتب کلاسیک ها که ویژگی آن رعایت فرض واحداندازه گیری به عنوان یک امر بدیهی و رعایت اصل بهای تاریخی است . معمولاً این روش را حسابداری مبتنی بر بهای تاریخی یا حسابداری سنتی می نامند و مکتب کلاسیک ها سود حسابداری را سود شرکت می داند .
  • مکتب نئوکلاسیک ها که ویژگی آن رعایت نکردن فرض واحد اندازه گیری به عنوان یک امر بدیهی است و در روش مزبور به تغییر در سطح عمومی قیمت توجه و اصل بهای تاریخی رعایت می شود. معمولاً روش مزبور را حسابداری مبتنی بر بهای تاریخی تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند و پنداشت مکتب نئوکلاسیک ها از سود شرکت­، سود حسابداری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت است­.
  • مکتب افراطی ، از ویژگی آن این است که ارزش جاری را مبنای محاسبه و تعیین ارزش قرار می دهد. این مکتب به دوشکل است. در یک شکل، صورت های مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل نمی کنند. روش مزبور را معمولاً حسابداری بر مبنای ارزش جاری می نامند . از دیدگاه این مکتب سود شرکت همان سود بر مبنای ارزش جاری است. در شکل دوم از مکتب افراطی صورت های مالی مبتنی بر ارزش جاری را با توجه به تغییر در سطح عمومی قیمت تعدیل می نمایند. معمولاً روش مزبور را حسابداری ارزش جاری تعدیل شده بر مبنای سطح عمومی قیمت می نامند، از دیدگاه این مکتب سود شرکت برابر با سود جاری تعدیل شده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

 

2-2-1-3- مدیریت سود

مدیریت سود به عنوان فرایند برداشتن گام­های آگاهانه در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری جهت آوردن سودگزارش شده به سطح مورد انتظار تعریف می گردد .هنگامی که در روابط و معاملات تجاری یک طرف معامله نسبت به طرف مقابل اطلاعات بیشتری دارد اصطلاحاً پدیده عدم متقابل و اطلاعات وجود دارد. اگرچه استانداردهای حسابداری و فعالیت حسابرسان در جهت جلوگیری از فرصت طلبی مدیران است اما عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و سایر افراد برون سازمان باعث می شود تا مدیران در تنظیم و تهیه گزارش اطلاعات حسابداری از اعمال نظر شخصی استفاده کرده و گزارشها را در جهت منافع شخصی خود تهیه کنند. مدیریت سود فعالیتی است که طی آن مدیران برای گمراه کردن ذینفعان درمورد نتایج مالی عملیات شرکت و یا برای تأثیر گذاشتن بر نتایج قراردادها از اعمال نظر شخصی شان استفاده می کنند(هیلی و والن[2]،1998).

در اواخر دهه 1920رایج شدن صورت سود و زیان همراه با فشارهای قابل ملاحظه از سوی افراد خارج از حرفه حسابداری و نیز عدم رضایت دست اندرکاران حرفه­ای ودانشگاهیان از روش های جاری، تغییرات نهادی مهمی را درتفکر و تئوری حسابداری بوجود آورد. از مهمترین این تغییرات، تاکید و توجه بیشتر به صورت سود و زیان می باشد که قبلا معطوف به ترازنامه بود و این موضوع سبب گردید تا مقوله ای به نام مدیریت سود متولد و مطرح گردد.

رئیس کمیسیون بورس و اوراق بهادار آرتور لویت [3] توجه عمومی به مدیریت سود بصورت جدی از 1998یعنی زمان ارائه سخنرانی در مرکز قانون و تجارت دانشگاه نیویورک آغاز شد .از آن زمان به بعد، مدیریت سود به طور فزآینده ای (بازی ارقام) تحت عنوان، گزارشات سود نشان دهنده مورد توجه قانون گذاران بوده است. لویت، مدیریت سود را بعنوان رویه هایی تعریف نمود که اما این توصیف از مدیریت سود نمی تواند تفاوت بین سود مدیریت شده در  خواسته های و آمال جریان مدیریت و نه عملکرد واقعی شرکت است عادی فعالیت تجاری و سود مدیریت شده به نحو متقلبانه و برای فریفتن جامعه مالی را نشان دهد. روش های متعددی وجود دارد که کمک می کند یک شرکت به اهداف مالی خود برسد.گستردگی این روش ها از رویه های تجاری مناسب در یک طرف قضیه تا گزارشگری مالی متقلبانه در طرف دیگر قضیه است.

در اواخر دهه 1920رایج شدن صورت سود و زیان همراه با فشارهای قابل ملاحظه از سوی افراد خارج از حرفه حسابداری و نیز عدم رضایت دست اندرکاران حرفه ای ودانشگاهیان از روش های جاری، تغییرات نهادی مهمی را درتفکر و تئوری حسابداری بوجود آورد. از مهمترین این تغییرات، تاکید و توجه بیشتر به صورت سود و زیان می باشد که قبلا معطوف به ترازنامه بود و این موضوع سبب گردید تا مقوله ای به نام مدیریت سود متولد و مطرح گردد.

 

2-2-1-4- تعریف مدیریت سود

مدیریت سود فرایند برداشتن گام های آگاهانه در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری برای آوردن سودگزارش شده به سطح مورد انتظار است. مفهوم مدیریت سود از زوایای مختلفی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است و هر یک تعاریف مختلفی ارائه نموده اند. در فرهنگ حسابداری کهلر، هر شیوه ای را هموارسازی سود می نامند که به منظور حذف بی نظمی داده ها طراحی شده است، مانند: نوسان­های غیرمعمول در یک منحنی که ممکن است در نتیجه شرایط غیرمستمر عملیاتی باشد(سلامی و رحیمیان،1390).

رسوائیهای اخیرشرکت های انرون[4] و ورلدکام[5] و شرکت­های دیگر این تصور عمومی را به وجود آورده است که مدیریت سود به صورت فرصت طلبانه توسط مدیران شرکت­ها برای منافع شخصی آنها انجام می شود نه منافع سهامداران. این تصور عمومی منفی در مورد مدیریت سود را این واقعیت تقویت می کند که تدوین کنندگان قوانین و مقررات به تازگی قوانینی برای مبارزه با مدیریت سود تدوین کرده اند. به عنوان مثال قانون ساربینز آکسلی[6] که اعضای هیأت مدیره را ملزم به داشتن تخصص مالی می کند، نتیجه تلاش مستمر کنگره ایالات متحده برای کاهش مدیریت سود است. حتی نزد رهنمودهای جدیدی صادر نموده است که شرکتهای پذیرفته شده خود را به داشتن اعضای کمیته­های حسابرسی با تخصص مالی ملزم می کند. بنابراین به نظر می رسد ماهیت فرصت طلبانه مدیریت سود موضوع آشکاری می باشد.

[1] -Profit Theory

[2] -Healy&Wahlen

[3] -Arthur levitt

2- Enron

3- World com

 1- Sarbynz Excel