بررسی کیفیت خدمات دوسویه بین تولیدکننده و تأمین کننده در شرکت روغن …

۳-۸-۲- آزمون t تک نمونهای[۵۴]
از این آزمون برای پاسخگویی به قسمت اول سؤال اول پژوهش که انتخاب متغیرهای پژوهش از بین متغیرهای اولیه کیفیت خدمات و همچنین برای مقایسه میانگین مشاهدهشده متغیرهای مورد مطالعه پژوهش با میانگین نظری، استفاده شده است. برای استفاده از آزمون پارامتریک t تک- نمونهای، نیاز به شرایط و مفروضههایی است که عبارتند از: ۱- مقیاس اندازهگیری فاصلهای باشد. ۲- متغیر توزیع نرمال داشته باشد. البته با یک نمونه متوسط و بزرگتر میتوان از این مفروضه صرفنظر کرد و نتایج قابل اتکا است. اگر توزیع غیر نرمال باشد، نمونه بزرگتری برای ایجاد نتایج نسبتاً معتبری مورد نیاز است. ۳- نمونه تصادفی و نمرات مستقل و ناسازگار باشد (هومن، ۱۳۷۳: ۲۳۲).
آماره t در این آزمون دارای درجه آزادی n-1 بوده و به کمک رابطه (۳-۳) محاسبه می گردد در این رابطه: میانگین نمونه، خطای معیار بوده که به صورت  محاسبه می شود.
 
رابطه (۳-۳)
 
در صورتی که که قدر مطلق t به دست آمده، بزرگتر از t از جدول بحرانی باشد و یا سطح معناداری محاسبه شده کوچکتر از ۰۵/۰ باشد، فرضیه صفر رد و نتیجهگیری میشود که بین میانگین متغیر مورد مطالعه با میانگین نظری، تفاوت معناداری وجود دارد.
۳-۸-۳- آزمون مقایسات زوجی[۵۵]
آزمون t با نمونههای جفت برای تجزیه و تحلیل آزمونهایی به کار میرود که هر فرد دو بار در دو وضعیت متفاوت مورد مشاهده قرار میگیرد. فرض صفر در طرح دادههای جفت این است که اختلافی بین مقادیر میانگینها در دو نمونه جفت شده از جامعه وجود ندارد، در مقابل این فرض که بین مقادیر میانگین، اختلاف وجود دارد. آزمون فرض برابری دو میانگین وابسته به شکل زیر است:
آماره این آزمون مبتنی بر متغیر di است که در واقع از اختلاف زوج ها به دست میآید. اگر xi  متغیر اندازهگیری شده، در مرحله اول و yi متغیر اندازهگیری شده، در مرحله دوم باشد در این صورت:
آنگاه این متغیرها با فرض نرمالبودن توزیع دادهها و مجهولبودن واریانس از توزیع t زوجی پیروی میکند و آماره این آزمون به صورت زیر خواهد بود:
از این آزمون برای بررسی سؤالات دوم و سوم پژوهش که وجود یا عدم وجود شکافهای مستقیم و معکوساند، استفاده شده است. البته زمانی که دادهها نرمال هستند، از این آزمون استفاده میشود(بایزیدی، ۱۳۹۱: ۷۶).
۳-۸-۴- آزمون ویلکاکسون
از این آزمون جهت آزمودن فرضیهها در حالت ناپارامتریک (عدم وجود نرمالبودن متغیرها)، استفاده میشود.
از نظر تئوری آزمون ویلکاکسون به صورت زیر است:
همانطور که میدانید دادهها به صورت زوج (Xi,Yi) است، ابتدا را به صورت زیر به دست میآوریم:
این کار را برای کلیهی زوجها انجام میدهیم. سپس رتبه ۱، را به کوچکترین ، رتبه ۲، را به دومین کوچکترین و سرانجام رتبهی آخر یا nام، را به بزرگترین اختصاص میدهیم. دقت کنید که اگر چندین زوج داشتیم که آنها با هم برابر بود، به آنها میانگین رتبهها را میدهیم که در صورت مساوی نبودن به آنها تعلق میگرفت.
آماره آزمون به صورت زیر است:
مقدار برای هر زوج (Xi,Yi) به صورت زیر تعریف میشود.
اگر مثبت باشد، همان رتبهای که به زوج (Xi,Yi) تعلق میگیرد =
اگر منفی باشد، منهای رتبهای که به زوج (Xi,Yi) تعلق میگیرد = –
از این آزمون برای بررسی سؤالات دوم و سوم پژوهش که وجود یا عدم وجود شکافهای مستقیم و معکوساند، استفاده شده است. البته زمانی که دادهها غیرنرمال هستند، از این آزمون استفاده میشود(بایزیدی، ۱۳۹۱: ۸۱).
۳-۸-۵- تکنیک آنتروپی شانون
تکنیک آنتروپی شانون جهت اولویتبندی متغیرهای منتخب که قسمت دوم در سؤال اول پژوهش است، مورد استفاده قرار میگیرد. در این روش، ابتدا ماتریس دادههای اولیه براساس فرمول زیر نرمال میگردد:(بایزیدی، ۱۳۹۱: ۷۴).
که در رابطه فوق ، مقدار نرمال شده شاخص j ام در مکان i ام، مقدار شاخص اولیه وm تعداد گزینههایی است که قابل رتبهبندی شدن هستند.
سپس (آنتروپی هر شاخص) از مجموعه ها به ازای هر شاخص محاسبه میگردد:
که در رابطه فوق، n تعداد شاخصها و m تعداد مکانهایی است که با هم مقایسه میشود.
براساس رابطه (۲)، عدم اطمینان یا درجه انحراف هر یک از شاخصها به صورت زیر به دست می آید:
و در نهایت وزن هر شاخص به صورت زیر قابل محاسبه است:
۳-۸-۶- مدلسازی تفسیری- ساختاری [۵۶](ISM)
از مدلسازی تفسیری- ساختاری برای پاسخگویی به سؤال چهارم که یافتن روابط میان شکافهای مستقیم و معکوس است، استفاده شده است.
مدلسازی تفسیری- ساختاری (ISM) که به وسیله وارفیلد[۵۷](۱۹۷۴) مطرح شد، یک تکنولوژی برای ایجاد و فهم روابط عناصر یک سیستم پیچیده میباشد (هانگ[۵۸]، ۲۰۰۵: ۷۵۵-۷۶۷). به عبارتی دیگر مدلسازی تفسیری- ساختاری، یک فرایند متعامل است که در آن مجموعهای از عناصر مختلف و مرتبط با همدیگر در یک مدل سیستماتیک جامع ساختاربندی میشود، متدلوژی مدلسازی تفسیری- ساختاری کمک زیادی به برقراری نظم در روابط پیچیده میان عناصر یک سیستم مینماید (اگاروال[۵۹]، ۲۰۰۷: ۴۴۳-۴۴۵).
مدلسازی تفسیری- ساختاری در تشخیص روابط درونی متغیرها کمک میکند و یک تکنیک مناسب، برای تجزیه و تحلیل تأثیر یک متغیر بر متغیرهای دیگر میباشد. همچنین مدلسازی تفسیری- ساختاری میتواند به اولویتبندی و تعیین سطح عناصر یک سیستم اقدام کند که کمک بسیار شایانی به مدیران برای اجرای بهتر مدل طراحیشده میکند (هانگ، ۲۰۰۵: ۷۵۵-۷۶۷).
برای اجرای تکنیک مدلسازی تفسیری- ساختاری، به دست آوردن روابط درونی و الویتهای عناصر در یک سیستم باید فرایند زیر طی شود.
۳-۸-۶-۱- تعیین متغیرهای مورد استفاده در مدل
مدلسازی تفسیری- ساختاری، برای شناسایی روابط میان شکافها استفاده میشود. مدلسازی تفسیری- ساختاری با شناسایی متغیرهایی شروع میشود که مربوط به موضوع مورد بحث میباشد (اگاروال[۶۰]، ۲۰۰۷: ۴۴۳-۴۴۵). به عنوان مثال در این پژوهش متغیرها، همان شکافهای مستقیم و معکوس به دست آمده است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.