متن کامل – بررسی تأثیر سیستم مدیریت برند بر میزان رقابت پذیری بانک- قسمت ۲۰

فرض پژوهش: مدیریت استراتژیک برند بر نوآوری تأثیر مثبت و معنا داری دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۰۰/۰ و کمتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش تأیید می گردد بدین معنا که مدیریت استراتژیک برند بر نوآوری تأثیر مثبت و معناداری دارد . میزان این اثر۳۰۸/۰ میباشد با توجه به اینکه این ضریب مثبت است اثر آن به صورت مستقیم است به عبارتی با تغییر یک واحد (افزایش) مدیریت استراتژیک برند به میزان ۳۰۸ درصد نوآوری افزایش می یابد. نتایج این فرضیه با نتایج مطالعه محمودی و هرندی (۱۳۹۳) گرین و اورث (۲۰۱۴) همسو می‌باشد ولی با مطالعات (بومگارت (۲۰۱۱) و دهدشتی (۱۳۹۱) همسو نمی‌باشد.
فرضیه چهارم : گرایش به برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معنا داری دارد .
فرض صفر : گرایش به برند برگرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری ندارد .
فرض پژوهش: گرایش به برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معنا داری دارد .
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۱۲۹/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش رد می گردد بدین معنا که گرایش به برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معنا داری ندارد.
فرضیه پنجم : برند سازی داخلی بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری دارد.
فرض صفر: برندسازی داخلی بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری ندارد.
فرض پژوهش: برند سازی داخلی بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۳۸۳/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش رد می گردد بدین معنا که برند سازی داخلی بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری ندارد . از این رو نتایج این فرضیه با مطالعات کیم و دیگران (۲۰۱۲) آردم و سوییت(۲۰۱۴) و تیلور و دیگران (۲۰۰۴) همسو نمی‌باشد.
فرضیه ششم: مدیریت استراتژیک برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معنا داری دارد.
فرض صفر: مدیریت استراتژیک برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری ندارد.
فرض پژوهش: مدیریت استراتژیک برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۰۰/۰ و کمتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش تأیید می گردد بدین معنا که مدیریت استراتژیک برند بر گرایش به بازار تأثیر مثبت و معناداری دارد . میزان این اثر ۰۰۷/۱ می‌باشد با توجه به اینکه این ضریب مثبت است اثر آن به صورت مستقیم است به عبارتی با تغییر یک واحد (افزایش) مدیریت استراتژیک برند به میزان ۰۰۷/۱ درصد گرایش به بازار افزایش می یابد.بنابراین نتیجه این مطالعه با نتایج مطالعات کرباسپور و یاردل (۱۳۸۹) قربانی (۱۳۹۳) و کیم و دیگران (۲۰۱۲) همسو می‌باشد.
فرضیه هفتم: گرایش به بازار بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معنا داری دارد.
فرض صفر: گرایش به بازار بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معناداری ندارد.
فرض پژوهش: گرایش به بازار بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۵۴/۰ و بیشتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش رد می گردد بدین معنا که گرایش به بازار بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معناداری ندارد . نتیجه این فرضیه با مطالعه کرتو و بردیویه (۲۰۱۲) سوینی و سویت (۲۰۱۳) و بوگمارت (۲۰۱۱) همسو و هم جهت نمی‌باشد.
فرضیه هشتم: نوآوری بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معناداری دارد.
فرض صفر: نوآوری بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معنا داری ندارد.
فرض پژوهش: نوآوری بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معنا داری دارد.
با توجه به نتایج در جدول ۴-۱۲ سطح معناداری فرضیه برابر ۰۰۰/۰ و کمتر از ۰۵/۰ می‌باشد لذا فرض پژوهش تأیید می گردد بدین معنا که نوآوری بر رقابت جویی تأثیر مثبت و معنا داری دارد . میزان این اثر ۴۶۱/۱ می‌باشد با توجه به اینکه این ضریب مثبت است اثر آن به صورت مستقیم است به عبارتی با تغییر یک واحد (افزایش) نوآوری به میزان ۴۶۱/۱ درصد رقابت جویی افزایش می یابد . نتیجه این فرضیه با نتایج مطالعه گرین و ا ورث (۲۰۱۴) تیلور و همکاران (۲۰۰۴) محمودی و هرندی (۱۳۹۳) و قربانی (۱۳۹۳) هم جهت می‌باشد. ولی با مطالعه بهاتودری (۲۰۱۱) همسو می‌باشد.
۵-۳ پیشنهادهای اجرایی حاصل از پژوهش
پیشنهاد برای فرضیه اول:
– به بانک تجارت پیشنهاد می شود همیشه در برقراری ارتباط با مشتریان خود نام تجاری و برند را در نظر بگیرید.
پیشنهاد برای فرضیه دوم:
– برگزاری کلاس های آموزشی و کنفرانس های توجیهی برای کارکنان و مدیران شعب به منظور شناخت برند و ویژگی های آن.
– آگاه ساختن کارکنان از اهداف و فعالیت های مربوط به ساخت یک برند.
پیشنهاد برای فرضیه سوم:
– اختصاص سرمایه گذاری به منظور مدیریت نام تجاری.
– ایجاد یک تیم چند رشته ای هماهنگ برای مدیریت نام تجاری
پیشنهاد برای فرضیه چهارم:
شعب بانک تجارت بهتر است ارزش های اساسی خود را تصریح و یک برند شرکتی توانمندی برای خود ایجاد کنند بنوعی که با قرار دادن نام بانک روی خدمات بانک، تصویری از کیفیت و ارزش در ذهن مشتریان پدید آید و باعث ایجاد هیجان در آنها شود.
پیشنهاد برای فرضیه پنجم:
– ارائه ی اطلاعات دوره ای مربوط برند و اقدامات مربوط به مدیریت آن به کارکنان .
– ایجاد شبکه ای داخلی به منظور به اشتراک گذاری اطلاعات مربوط به برند در بین کارکنان.
پیشنهاد برای فرضیه ششم:
– هماهنگ کردن اقدامات بازاریابی و استراتژی های بانک با در نظرگرفتن پیامدهای ممکن برای تصویر نام تجاری .
پیشنهاد برای فرضیه هفتم:
– ایجاد یک بخش در بانک برای انجام تحقیقات میدانی به منظور شناسایی فعالیت ها و اقدامات رقبا .
– ایجاد میزگردهایی با همکاری مدیران و کارشناسان به منظور بررسی و تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از رقبا و تدوین اقدامات متقابل.
پیشنهاد برای فرضیه هشتم:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.