اندیشه ایران هراسی و بازتولید آن در سیاست خارجی امریکا در دوران ریاست جمهوری اوباما۹۳- قسمت ۱۱

در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ (۰۴/۰۵/۲۰۱۱) کنگره آمریکا طی گزارشی مدعی شد که سپاه پاسداران ایران با شبکه القاعده در ارتباط است. مایکل اسمیت نویسنده این گزارش ادعا کرد: «ایران روابط کاری بسیار مستحکمی را با سران القاعده به وجود آورده است. این رابطه به منظور مهار نفوذ آمریکا در خاورمیانه و آسیای جنوبی به وجود آمده است. ایران از طریق این ارتباط همچنین به القاعده کمک می‌کند تا این شبکه، تروریست‌ها را تجهیز کرده تا حملاتی را علیه آمریکا و دیگر هم‌پیمانان این کشور انجام دهند و به همین منظور تمامی حمایت‌های مورد نیاز برای گسترش القاعده را فراهم می‌کند.»
همچنین بدون هیچ‌گونه استدلال و استنادی نوشت: «از زمان ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ تاکنون، این همکاری بسیار قطعی شده است. صدها تن از اعضای القاعده به همراه اعضای خانواده سران اصلی القاعده همچون اسامه بن‌ لادن در داخل ایران پناهنده شده‌اند.»

  1. ادعای سی‌ان‌ان مبنی بر کشته شدن ۳۸ نظامی آمریکایی توسط ایران

شبکه خبری سی‌ان‌ان در پی یک حمله مرگبار به یک بالگرد آمریکایی در جنوب غربی کابل که منجر به کشته شدن ۳۸ نفر از نیروهای آمریکایی و افغانی شد، به رغم عدم وجود هرگونه مدرک و سند، انگشت اتهام را به سمت ایران گرفته و مدعی شد که ایران در این کار دخیل بوده است.
۳-۳-۹- فیلم مصاحبه
جان کینگ از سی‌ان‌ان با فرانسیس تاونسند، مشاور امنیت داخلی سابق جورج دبلیو بوش، و براد ثور، رمان‌نویس آمریکایی، مصاحبه نمود. در این مصاحبه، براد ثور به سرعت چنین نتیجه‌گیری کرد که ایران مسئول این حمله بوده و باعث شد تا جان کینگ به این نکته اشاره کند که محل سقوط بالگرد واقع در جنوب غربی کابل به پاکستان نسبت به ایران بسیار نزدیک‌تر است. اما این گفته نیز مانع از اظهارات تاونسند، در اشاره به فرضیات بی‌اساس تام کلنسی در مورد دخالت ایران در این حادثه نشد.
براد ثور نیز در اظهارت خود مدعی شد که «دولت افغانستان کاملاً فاسد بوده و مملو از جاسوسان ایرانی است.» وی در ادامه ادعاهای خود می‌افزاید: «ما هیچ مدرکی در مورد اینکه چه چیزی باعث سقوط این بالگرد شده است نداریم، و این حقیقت که ایرانیان نه تنها در دولت افغانستان کاملاً نفوذ کرده‌اند، بلکه از پشتیبانی افراد محلی در حوزه پایگاه‌های عملیاتی ما و در سراسر افغانستان نیز برخوردار هستند مرا متعجب می کند. افراد طالبان توانمند هستند، اما آنها نفراتی بیش نبوده و قادر به انجام چنین کاری نیستند. من واقعاً فکر می‌کنم که در این کار هم ردپایی از همکاری‌های ایران با آنها وجود دارد.»

  1. ادعای سناتور آمریکا مبنی بر حمله ایران تا سال ۲۰۱۵ به شرق آمریکا

سناتور اینهوفه به عنوان عضو کمیته نیروهای مسلح کنگره در صحبت‌های خود در اوکلاهاما برای رأی‌دهندگان، دست به بزرگنمایی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران زده و آن را بسیار مرگبار ارزیابی کرد.
وی در سخنان خود مدعی شد: «ما می‌دانیم و حتی این اطلاعات دیگر محرمانه نبوده و من می‌توانم به شما نیز بگویم که ایران تا سال ۲۰۱۵ به توانمندی سلاح‌های کشتار جمعی برای هدف قرار دادن غرب اروپا و شرق ایالات متحده دست خواهد یافت. من این اتفاق را قریب‌الوقوع‌ترین تهدید فعلی کشور می‌دانم. این مشکلی است که ما با آن روبرو هستیم».
بر خلاف بیانیه اینهوفه، مایکل المن، کارشناس دفاع موشکی موسسه مطالعات استراتژیک و بین‌الملل آمریکا، موضع وزارت دفاع آمریکا را در اوایل سال جاری این گونه توضیح داده است: «در گزارش وزارت دفاع به کنگره در آوریل ۲۰۱۰ آمده است که «با کمک‌های خارجی مناسب، ایران احتمالاً بتواند تا سال ۲۰۱۵، برنامه موشک‌های بالستیک قاره‌پیما با قابلیت هدف قرار دادن ایالات متحده را توسعه داده و آزمایش کند.» عبارات مهم در اینجا «توسعه و آزمایش» است. در این گزارش از در اختیار داشتن موشک‌های بالستیک قاره‌پیمای عملیاتی تا سال ۲۰۱۵ سخنی به میان نیامده است. بلکه ایران می‌تواند آزمایش‌های مقدماتی و تأییدی موشک‌های بالستیک قاره‌پیما که قادر به رسیدن به ایالات متحده باشند را تا سال ۲۰۱۵ انجام دهد.»

  1. متهم کردن ایران به تلاش برای ترور سفیر عربستان در خاک آمریکا

در ۱۹ مهر ۱۳۹۰ (۱۱/۱۰/۲۰۱۱) شبکه تلویزیونی VOA آمریکا در خبری فوری ادعا کرد که ایران در چند ترور و انفجار مداخله داشته است. این شبکه مدعی شد که یک ایرانی به اتهام تلاش برای ترور سفیر عربستان و انفجار سفارت‌های عربستان و اسرائیل در آمریکا دستگیر شده است.
در همین راستا، وزیر دادگستری آمریکا و رییس اف‌بی‌آی نیز مدعی شدند که دو ایرانی به نام‌های منصور ارباب سیار و غلام شکوری که فرد اول دستگیر شده و دیگری به ایران گریخته است، قصد ترور سفیر عربستان در خاک آمریکا را داشته‌اند. همچنین ادعا شد که این دو نفر از اعضای سپاه قدس ایران بوده و برای انجام این عملیات یک و نیم میلیون دلار پول دریافت کرده و با کارتل‌های مواد مخدر مکزیک نیز همدست بوده‌اند.
مقامات آمریکایی حتی سلیقه به خرج داده و بر روی این طرح ادعایی نام «عملیات ائتلاف قرمز» را نهاده‌اند. تاریخ میلادی اعلام این اتهامات نیز در خور توجه است، چرا که به گونه‌ایست که می‌توان به آسانی آن را به ذهن سپرد و در ارجاعات بعدی از آن استفاده کرد.

  1. نمایش گاه‌شمار در سایت اتحاد علیه ایران هسته‌ای برای توجیه اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران

وب‌گاه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» (UANI) با راه‌اندازی گاه‌شماری در وب‌گاه خود، به مراجعه‌کنندگانش این‌گونه القا می‌کند که باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا مدت‌هاست به ایران پیشنهاد همکاری و مذاکره داده و این ایران است تا کنون از این پیشنهاد وی استقبال نکرده و آن را رد می‌کند. این امر که خود نوعی عملیات روانیست، توجیه لازم را برای انجام اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران را به وجود می‌آورد.

  1. انتشار فیلم «ایرانیوم» و متهم کردن ایران به داشتن سلاح هسته‌ای

در ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ (۰۸/۰۲/۲۰۱۱) فیلم مستندی با نام «ایرانیوم» که تلفیق دو واژه «ایران» و «اورانیوم» است، توسط صندوق کلاریون منتشر شد. این مستند ۶۰ دقیقه‌ای که به زبان‌های انگلیسی، عربی، فرانسوی، و فارسی است، سعی دارد این‌گونه القا کند که ایران تهدیدی برای همه کشورها بوده و به سلاح اتمی دست خواهد یافت. در ساخت این مستند از مصاحبه با تعدادی ایرانی و آمریکایی فعال در عرصه ایران‌ستیزی استفاده شده است. گفتمانی که در این مستند و دیگر اخبار مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای ایران بکار گرفته شده است، به گونه‌ایست که به مخاطب این‌گونه تلقین می‌کند که ایران نه تنها در حال ساخت بمب هسته‌ایست بلکه در نظر دارد از آن برای نابودی جهانیان و سلطه بر جهان استفاده کند. چنین ادعاهایی در حالی صورت می‌گیرد که بازرسان آژانس بین‌المللی سازمان ملل هیچ‌گاه نتوانسته‌اند مدرکی دال بر ساخت سلاح هسته‌ای توس ایران ارائه دهند.
۱۰-۳-امواج ایران هراسی
موج اول ایران هراسی همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران به مرحله اجرا گذارده شد. با عملیاتی شدن موج اول این راهبرد، کشورهای عربی منطقه در شرایطی هول انگیز قرار گرفته و وادار به بازی در زمین معین شده از سوی آمریکا و لابی صهیونیسم شدند. هول و هراس ایجاد شده در بین کشورهای منطقه و جاه طلبی صدام، عملا پازل جنگ افروزی آمریکا را کامل کرد و جنگی همه جانبه و گسترده را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی، به ایران تحمیل کرد. از سوی دیگر اجرای موج اول ایران هراسی، موضوع فلسطین را نیز از کانون توجهات جهان عرب خارج ساخت، این مهم فرصت مناسبی را برای رژیم جعلی اسرائیل فراهم کرد تا اقدام به قتل عام گسترده و وحشیانه فلسطینی ها و آواره کردن آنان نماید. در واقع در سایه موج اول ایران هراسی بود که رژیم اشغالگر قدس توانست جنوب لبنان را به اشغال خود در آورد.

۱۰-۳-۱- موج دوم ایران هراسی

از آنجا که ایران هراسی، همزاد و مترادف با اسلام هراسی است لذا همزمان با موج دوم اسلام هراسی، دومین موج ایران هراسی نیز به منصه ظهور رسید. پس از حادثه ۱۱ سپتامبر با معرفی ایران به عنوان محور و کانون شرارت، عملا موج دوم ایران هراسی در سیاست خارجی آمریکا شکل گرفت. نومحافظه کاران جنگ سالار با انگاره سازی و تقسیم جهان به خیر و شر، سعی در القاء این مفهوم داشتند که ایران در نقطه کانونی شرارت در جهان قرار گرفته است.
۱۰-۳-۲- موج سوم ایران هراسی
متعاقب شکست سیاست های خاورمیانه ای آمریکا، موج سوم ایران هراسی نیز کلید زده شد. پیروزی اصولگرایان و تاکید آنان بر پایداری در سیاست خارجی ایران و همزمانی آن با وقوع تحولات منطقه ای، توازن قدرت در منطقه را به سود ایران تغییر داد. پس از آن با احساس نگرانی عمیق واشنگتن از تحکیم محور ایران، عراق، سوریه لبنان و فلسطین، راهبرد ایران هراسی بیش از پیش مورد تاکید سران کاخ سفید قرار گرفت. وقوع جنگ ۳۳ روزه و پیروزی حزب الله لبنان از یک سو و ناکامی های پی در پی آمریکا در منطقه و عراق شرایط را برای کاخ سفید بحرانی تر و دشوار تر کرد از این رو نومحافظه کاران جنگ سالار راه خروج از بحران را در گرو توازن قدرت و بازدارندگی ایران یافتند بنابراین عملیاتی کردن موج سوم ایران هراسی، ناظر بر ایجاد بازندگی و مهار منطقه ای ایران است.
۱۱-۳-فروپاشی دیوار ایران هراسی
دیپلماسی ایرانی: باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده در مجمع عمومی سالانه کنگره آمریکا اذعان کرد که هرچند مذاکرات هسته ای با ایران سخت و پیچیده است و شاید حتی به نتیجه نرسد، اما  هر گونه تلاش برای افزایش تحریم های ایران را در زمانی که این مذاکرات در جریان است، وتو خواهد کرد. بنابراظهارات رسانه ها این بخش از سخنان باراک اوباما، صریح ترین بخش از سخنرانی وی در کنگره آمریکا در مجمع عمومی سالانه بود؛ گرچه سیاست خارجی در سخنان این دوره اوباما در مجمع عمومی سالیانه نسبت به مسایل داخلی ناچیز بود اما از اهمیت ویژه ای برای ایران برخوردار است به نحوی که این اظهارات واکنش های مقامات ایران را در پی داشت. یک روز پس از سخنرانی سالانه باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا در کنگره این کشور، مقام های ایرانی به بخشی از این سخنرانی که مربوط به کشورشان بود واکنش نشان دادند. مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، سخنان آقای اوباما درباره ایران و منطقه خاورمیانه را «غیرواقع بینانه و غیرسازنده» ارزیابی کرد و گفت: «این سخنان برداشت ناصحیح از پایبندی ایران به ماهیت صرفاً صلح آمیز برنامه بومی هسته ای کشور است.» باراک اوباما در سخنرانی روز چهارشنبه خود تأکید کرد: «این دیپلماسی همراه با فشار (تحریم ها) آمریکا بود که موجب شد ایران برنامه اتمی خود را متوقف کند و بخشی از آن را به عقب بازگرداند، آن هم برای نخستین بار در دهه گذشته.» از این رو برخی کارشناسان اظهارات اوباما را برگرفته از نوعی بی اعتمادی میان ایران و آمریکا می دانند. از این رو مسیر رسیدن به توافق جامع بسیار سخت و مشکل خواهد بود اما چنانچه این مسیر طی شود، در طرف می توانند به حل بحران های منطقه کمک کنند. با این همه دکتر محمدعلی بصیری تحلیلگر مسایل آمریکا با طرح سه سناریو برای طی شدن روند شش ماهه و رسیدن به توافق جامع بر این عقیده است که اگر ایران و آمریکا هر دو بر مواضع خود اصرار داشته باشند در نهایت استمرار وضع موجود محتمل
تر خواهد بود یعنی ه
مان چیزی که در تفاهم نامه شش ماهه آمده است.متن گفتگوی دیپلماسی ایرانی با وی به شرح زیر است:
باراک اوباما در سخنرانی سالانه خود  در مجمع عمومی سالانه کنگره آمریکا اعلام کرد که هرگونه تلاش برای تحریم بیشتر ایران در دوران مذاکرات را وتو خواهد کرد. با توجه به آغاز دوره شش ماهه اجرایی شدن برنامه اقدام مشترک شما تاثیر این قبیل  اظهارنظرها را چگونه ارزیابی می کنید؟
موضوعی که در تفاهم نامه شش ماهه صورت گرفته و آقای اوباما نیز به عنوان یک موفقیت در کنگره از آن یاد می کرد، وضعیت برزخی را هم برای ایران و هم برای آمریکا به وجود آورده است. اوباما اعتماد را اساس توافقات بین المللی دانست و اشاره کرد نه ما به ایران اعتماد داریم و نه آنها به ما؛ به همین دلیل احتمال سخت و مشکل بودن روند توافق نهایی وجود دارد و حتی  احتمال  اینکه به دلیل بی اعتمادی این مذاکرات به بن بست برسد، وجود دارد.  موضوعی که به عنوان موفقیت در سیاست خارجی مطرح شده و آقای اوباما نیز بر روی آن مانور می داد، توقف ترس آن ها از غنی سازی ۲۰ درصد بود که راستی آزمایی آن نیز از طرف بازرسان مورد تایید قرار گرفته و ایران نیز به تعهداتش عمل کرده و آن ها هم در حال عمل کردن به تعهدات خود هستند. مساله اینجاست همانگونه که آمریکایی ها به ایران اعتماد ندارند، در این طرف یعنی ایران نیز اعتماد وجود ندارد.آنچه تا کنون طی شده یک روند برد – باخت بوده به نحوی که در ذهنیت مردم و دولتمردان ما در قبال مسایل با آمریکا و همچنین در ذهن نخبگان غربی – آمریکایی این موضوع وجود داشته که در مقابل ایران باید به گونه ای عمل شود که ما برنده و آنها بازنده باشند و بالعکس در ایران نیز چنین موضوعی مطرح می شد. در عین حال سناریوهایی ممکن است در آینده روی دهد از جمله احتمال اینکه ما به یک توافق جامع  در این شش ماه  دست یافته و مشکلات هسته ای نیز حل و تحریم های اعمال شده در طی این ده سال نیز به راحتی کنار گذاشته شود. البته احتمال تحقق این سناریو ضعیف است. شاید بتوان گفت ۳۰ درصد از ۱۰۰ درصد احتمال تحقق این سناریو وجود دارد که بعد از این شش ماه به یک توافق برسیم. زیرا هم خواست آقای اوباما و هم کنگره بر برچیده شدن چرخه سوخت در ایران است. این خط قرمز ایران است و ایران همچنان اصرار دارد که چرخه سوخت برچیده نشود. این حقی است که ان پی تی برای ایران قائل است. بارها مسئولان دو طرف این موارد را به یکدیگر گوشزد کرده اند.