اثرات دریافت اتوسوکسیماید در دوره تکوین بر اضطراب، افسردگی و آپاپتوز سلولی در هسته …

با توجه به افزایش فعالیت حرکتی مشاهده شده در موشهای دریافت کننده ساخارین، کاهش معنیدار مدت زمان بیحرکتی موشهای نر در روز اول و موشهای ماده در روز دوم آزمون شنای اجباری ممکن است از تأثیر اتوسوکسیماید در افزایش فعالیت حرکتی نتیجه شده باشد.
نشان داده شده دریافت بسیاری از داروهای ضدصرع از جمله فنیتوئین، فنوباربیتال، دیازپام، کلونازپام و والپروات سدیم افزایش مرگ آپاپتوتیک را در نواحی مختلف مغزی بدنبال دارد (Bittigau et al., 2002). با این حال در تحقیق حاضر مطالعه ایمونوهیستوشیمی برای تعیین نواحی بیان کاسپاز ۳، بعنوان یک شاخص اساسی فرایند اساسی آپاپتوز، کاهش معنیدار نورونهای نشاندار شده در بخش پشتی هسته سجافی موشهای دریافت کننده اتوسوکسیماید را در هردو جنس در مقایسه با گروه شاهد و کنترل نشان داد. تغییر در بیان کاسپاز ۳ در هسته سجافی پشتی میتواند مؤید کاهش فرایند آپاپتوز در این هسته در روز ۹ پس از تولد باشد و با توجه به اهمیت خروجی سروتونرژیک این هسته در کنترل خلق و خو و مشارکت نسبی آن در کنترل اضطراب، این تغییر ممکن است در عوارض ناشی از اتوسوکسیماید مشارکت نماید.
نورونهای بخش پشتی هسته سجافی به دو گروه پاروسلولار و مگنوسلولار قابل تقسیمند. نورونهای پاروسلولار در روزهای ۱۳ تا ۱۵ جنینی و نورونهای مگنوسلولار در روزهای ۱۵ و ۱۶ تولید میشوند (Altman and Bayer, 1980) در حالی که فرایند آپاپتوز عمدتاً در دوره پس از نوروژنز رخ میدهد. با توجه به دوره تیمار، اتوسوکسیماید در مطالعه حاضر ممکن است نوروژنز نورونهای مگنوسلولار و بویژه فرایند اساسی آپاپتوز را متأثر کند. کانالهای کلسیمی نوع T بدلیل عدم نیاز به دپولاریزاسیون قابل توجه و امکان بروز جریان پنجرهای در تأمین کلسیم داخل سلولی برای فرایندهای مختلف از جمله آپاپتوز ضروریاند (Mason, 1999). نشان داده شده است که flunarizine بعنوان یک مهار کننده کانالهای T قادر است آپاپتوز نورونی القاء شده توسط سیسپلاتین را در نورنهای آوران شنوایی مهار کند (So et al., 2005). بنظر میرسد در پایان دوره تیمار مهار کانالهای کلسیمی نوع T توسط اتوسوکسیماید روند طبیعی آپاپتوز سلولی در بخش پشتی هسته سجافی را مختل نموده است. کانالهای کلسیمی نوع T در تمایز نورونی نیز دخیلند (Chemin and Monteil, 2003) بنابراین کاهش آپاپتوز سلولی در روز ۹ پس از تولد لزوماً به معنی افزایش نهایی تعداد نورونهای سروتونرژیک هسته سجافی یا بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک در مغز موشهای بالغ تیمار شده با اتوسوکسیماید نخواهد بود زیرا اشکال در تمایز نورونی ناشی از دریافت اتوسوکسیماید میتواند جمعیت نهایی نورونهای عملکردی را کاهش دهد. مشارکت سیستم سروتونرژیک در حالات طبیعی روانی از جمله خلق و خو نه تنها به وجود و فعالیت نورونهای سروتونرژیک هسته سجافی بلکه به شکل گیری صحیح مدارات عصبی آن بویژه در ارتباط با نواحی مختلف مغز قدامی بویژه نواحی قشری و ساختارهای متعدد لیمبیک مانند هیپوکمپ وابسته است. تداخل اتوسوکسیماید با هومئوستاز کلسیم میتواند فرایندهای مختلف تکوین نورونی از جمله نوروژنز، مهاجرت نورونی و برقراری ارتباطات مطلوب عصبی را در ساختارهای مذکور تحت تأثیر قرار دهد. تعیین رخداد احتمالی این حوادث در نتیجه دریافت اتوسوکسیماید مستلزم مطالعه بیشتر خواهد بود.
نتیجه گیری:
تحقیق حاضر نشان داد دریافت اتوسوکسیماید در دوره جنینی میتواند الگوهای رفتاری مرتبط با اضطراب و خلق و خو را در موش های بالغ تغییر دهد. همچنین اتوسوکسیماید در پایان دوره تیمار تعداد سلولهای بیان کننده کاسپاز ۳ در هسته سجافی پشتی را بطور
معنیداری کاهش میدهد که نشان دهنده کاهش آپاپتوز سلولی در این دوره بوده و ممکن است در بروز عوارض رفتاری دراز مدت دخیل باشد.
گزارشات متعدد تأثیر بسیار مطلوب اتوسوکسیماید در کاهش عوارض تشنجات در مدلهای صرعی و نیز کمتر بودن عوارض آن در مقایسه با بسیاری از داروهای ضدصرع را نشان میدهد. با این حال نتایج مطالعه حاضر تحقیق بیشتر در خصوص عوارض دریافت این دارو و نیز رویکردهای جبرانی برای این عوارض را پیشنهاد میکند.
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.