پیش نیازهایی در اجرای مدیریت مشارکتی

  1. وجود تعهد سازمانی: تعهد سازمانی عامل موثر در رفتار سازمانی کارکنان و بازده سازمان ها می باشد و عبارت از نگرش های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمانی است که در آن مشغول به کارند تعهد سازمانی باعث احساس مسولیت و تعهد همه جانبه درونی فرد ، نسبت به کارهایی می شود که بر عهده اوست. بخش مهمی از این موضوع مربوط به فرهنگ ،نگرش و شخصیت افراد است اما بخش مهمتر آن مربوط به سازمان و نحوه برخورد با فرد در سازمان می باشد. توجه به ویژگی های انسانی و نیاز های فردی کارکنان ،قرار دادن در شغل مناسب و درخور توانایی و استعدادهای فرد ،او را به محیط کار خود علاقمند تر می سازد. (برومند،1380)
  2. وجود سبک مناسب رهبری مدیران: دانش مدیریت در یک قرن گذشته از رشد کمی و کیفی درخور توجهی برخوردار شده است. سبک های مختلف رهبری تبیین شده اند ولی می توان گفت سبک مدیریتی سنتی بر اساس هرم قدرت و یا سلسله مراتب اداری که دارای انعطاف ناپذیری زیادی می باشد قادر به تامین نیاز ها و شرایط لازم برای مدیریت مشارکتی نمی باشد در حالیکه برای اجرای مدیریت مشارکتی نیاز به اتخاذ روشی است که توجه و تاکید اصلی آن بر اساس همکاری و مشارکت علاقمندانه و داوطلبانه عموم افراد باشد و اندیشه ها،نظرات و ابتکارات آنها را در حل مسائل و مشکلات سازمان به کار گیرد،ولی با این حال طبق نظریه اقتضایی هیچ سبک مدیریتی واحدی وجود ندارد که در همه موقعیت ها بتواند موفق و موثر باشد.(قلیچ خانی،1379)
  3. توجه به نیاز های کارکنان: امروزه بسیاری از سازمان ها با تغییری بی سابقه یک سیستم کاری مشارکت جو را بکار بسته اند.این نگرش مشارکت جو در صورتی می تواند موفق باشد که کارکنان متمایل باشند انرژی های بالقوه خود را برای انجام کار آزاد ساخته و خود هدایت گری و خود کنترلی قابل ملاحظه ای را اعمال نمایند. شاید به جرآت بتوان گفت بزرگترین بهره مشارکت ،دادن حق طبیعی کارکنان به آنان است.مشارکت ارزش های انسانی را در سازمان نگهبانی می کند ،زیرا نیازهای کارکنان برای ایمنی، مناسبات اجتماعی،احترام و خود شکوفایی را پاسخ می گوید.(رضایی،1388)
  4. بستر فرهنگی مناسب: در سازمان هایی که دارای فرهنگ استبدادی می باشند مشارکت کارکنان امکان پذیر نیست. چرا که فرهنگ سازمان بعنوان ریشه است و اگر فرهنگ مناسب در سازمان ها و کارکنان نباشد ،هر قدر هم در سایر زمینه ها برنامه ریزی و سرمایه گذاری وجود داشته باشد، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد. بنابراین فرهنگ را باید از طریق آموزش های مناسب ایجاد کرد.(برومند،1380)
  5. آموزش: یکی از وظایف اصلی و حیاتی در هر سازمان ، آموزش کارکنان است. داشتن کارکنان آگاه و توانمند یکی از مهمترین عوامل موثر در میزان کارایی نظام مشارکت است. کارکنان از طرق آموزش نه تنها با اهداف و سیاست های سازمان آشنا شده،مشکلات و موانع اجرایی طرح ها و برنامه ها را خواهند شناخت و در جهت رفع آنها تلاش خواهند کرد،بلکه مهارتهای کاری و بلوغ فکری آنها نیز افزایش می یابد. (علیپوریان،1378) بدیهی است که کارکنان تحصیل کرده و سطح بالای سازمان در پی مشارکت بیشتر هستند،چرا که آنها احساس می کنند از این طریق مفید تر می باشند.
  6. داشتن خصلت کار گروهی: لازمه انجام کارها به صورت گروهی داشتن خصلت هایی چون بردباری،انتقادپذیری،نوآوری و خلاقیت است. زیرا افراد گوناگون با خواسته ها و غرایز متفاوت در گروه وجود دارند که دارای اختلاف سلیقه و عقیده هستند. لذا لازم است که کارکنان این اختلاف نظر و انتقادات یکدیگر را تحمل کنند و دارای خصوصیات کارآفرینی و نوآوری در سازمان باشند. (رضایی،1388)
مطلب مشابه :