پایان نامه درباره کاروانسرا، امام صادق، بهرام گور

نوحی الیهم من اهل القری افلم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبت الذین من قبلهم” و ما هیچکس را بیش از تو بر رسالت نفرستادیم جز آنکه رسولان (مانندتو) مردانی بودند از اهل و شهرهای دنیا که به وحی ما مؤید شدند آیا در روی زمین سیر نکرده تا عاقبت پیشینیان بنگرند(یوسف،آیه 109).
“قل سیروا فی الارض ثم انظروا کیف کان عاقبه المکذبین” بگو ای پیغمبر که در روی زمین بگردید(از حال امم گذشته جویا شوید) تا عاقبت سخت آنها که تکذیب کردند مشاهده کنید(انعام،آیه 11).
“اولم یسیروا فی الارض فینظروا کیف کان عاقبه الذین من قبلهم” آیا مردم در زمین به سیر و سفر نمی روند تا عاقبت حال پیشنیانشان که از اینها بسیار قوی تر و موثر در زمین بودند مشاهده کنند(غافر،آیه 82).
در این گونه از آیات، هدف از سیر و جهانگردی را پند و عبرت گیری از گذشتگان اعلام کرده است، ولی در برخی آیات، به هدفی فراتر از این بر می خوریم و آن اندیشه و مطالعه در عالم خلقت و اگاهی یافتن از چگونگی آفرینش و شگفتی های آن است همان چیزی که امروزه هدف دسته ای از جهانگردان محسوب می شود.
مانندآی?: “قل سیروا فی الارض فانظروا کیف بدأ الخلق.”ای پیامبر به مردم بگو در زمین سیر و گردش نمایید و بنگرید چگونه خداوند، آفرینش را به وجود آورده.
در آیات مذکور و همچنین در آیه 9 سوره روم، آیه 44 سوره فاطر ،آیه 10 سوره محمد و آیات دیگر سیر و سفر برای عبرت گرفتن از پیشینیان تاکید شده است.
در سوره ملک آیه 15 آمده است “هو الذی جعل لکم الارض ذلو لا فامشو فی مناکبها و کلو من رزقه و الیه النشور” و آن خدایی است که زمین را برای شما نرم و هموار گردانید پس بر شانه های آن راه بروید و از رزق او بخورید که بازگشت خلق به سوی اوست. این آیه سیر و سفر را با هدف کسب روزی و شناخت خداوند توصیه می کند.
در سوره الزخرفآیه 10 آمده است “الذی جعل لکم الارض مهدا و جعل لکم فیها و سبلا لعلکم تهتدون” همان خدائیکه زمین را مهد آسایش شما بندگان قرار داد و در آن راهها برای شما پدید آورد تا شما هدایت یابید. این آیه هم سیر و سفر را با هدف تفریح، آسایش و هدایت مورد تاکید قرار داده است.
و نیز سوره حج آیه 46 مقرر می دارد: “افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او ءاذان یسمعون بها فانها لا تعمی القلوب التی فی الصدور” چرا در روی زمین سیر نمی کنید تا دارای قلبهایی باشند که با آنها تعقل کنند و گوشهایی که با آنها بشنوند زیرا چشمها نابینا نمی شوند لکن قلبهایی که در سینه هستند نابینا می شوند. این آیه سیر و سفر را برای رهایی از جهالت و دستیابی به علم و دانش مورد تاکید قرار داداه است. مطابق آیات بالا سیر و سفر از نظر کسب علم و دانش، عبرت گرفتن از سرگذشت دیگران تفریح و گذراندن اوقات فراغت، تفکر در نعمتهای خداوندی و . . .از اهمیت ویژه ای برخودار است.
1-1-1-3- اهمیت جهانگردی در احادیث و روایات
درمورد اهمیت جهانگردی احادیث و روایات متعددی وجود دارد که چند مورد از آنها را ذکر می کنیم:
در برخی روایات، مشقت آور بودن سفر و سختیهای ان گوشزد شده است، از باب نمونه در روایتی می خوانیم:
” السفر قطعه من العذاب و اذا قضی احدکم سفره فلیسرعه الاباب الی اهله ” سفر، قطعه ای از عذاب است، هر گاه کسی از شما، مسافرت خود را تمام کرد، در برگشتن به سوی اهل شتاب ورزد.
با این وجود، در روایاتی دیگر، سفر رفتن مورد تشویق قرار گرفته و فواید معنوی و مادی آن یادآوری شده است، از جمله در حدیثی نبوی امده است:
” سافروا تصحوا، سافروا تغنموا ” مسافرت کنید تا سلامتی و عافیت یابید، مسافرت کنید تا بهره مند شوید.
در حدیثی دیگر از پیامبر (ص) آمده است.
” سافروا تصحوا و ترزقوا “مسافرت کنید تا سلامتی و روزی پیدا کنید.
البته روشن است که نباید ” مسافرت ” را معادل ” جهانگردی” دانست؛ زیرا جهانگردی، بیشتر بلکه شاید همیشه، در مسافرتهای برون مرزی و دیدار از دیگر کشورها، به کار برده می شود و حال آن که مسافرت، به رفت و برگشتهای کوتاه مدت و کم مسافت، مانند رفتن از شهری به شهر دیگر، نیز اطلاق می گردد، از این رو نسبت میان این دو عنوان، عموم و خصوص مطلق است.
به هر حال می توان این گونه روایات را در فهم مطلوب بودن سفر جهانگردی، دست کم به عنوان تایید کننده، مورد توجه قرار داد و به آنها استیناس کرد.
ممکن است گفته شود بسیاری از جهانگردی ها، تنها به منظور تفریح و تنزه انجام می شود و مطلوب دانستن چنین سیاحتهایی از دید شریعت، مشکل به نظر می رسد. روایاتی در باب نماز مسافر که نماز شخص مسافرت کننده به منظور صید را تمام اعلام می کند نیز می تواند تایید کننده این سخن باشد.
ولی باید در رد این سخن گفت: گردش تفریحی و تنزه، از جمله امور عقلایی است که نمی توان منکر فایده های روحی و روانی آن شد، می توان دو حدیث نبوی را نیز ناظر به همین فایده ها دانست. افزون بر این اینکه، روایتی از امام صادق (ع) نیز که سندی صحیح دارد به خوبی بر اباحه، بلکه شایستگی سفر به منظور تنزه و هواخوری، دلالت دارد. سند و متن این روایت چنین است :
“محمدبن یعقوب عن علی بن ابراهیم عن ابیه و عن ابی علی الاشعری عن محمد بن عبدالجبار جمیعاً عن صفوان بن یحیی عن عمروبن حریث قال: دخلت علی ابی عبدالله، علیه السلام و هو فی منزل اخیه عبدالله بن محمد، فقلت: ما حولک الی هذا المنزل ؟ فقال : طلب النزهه “.
عمروبن حریث می گوید: برامام صادق (ع) که در منزل بردارش عبدالله بن محمد، به سر می برد وارد شدم، به او عرض کردم : چه انگیزه ای شما را به این منزل آورده؟
حضرت فرمود : طلب تنزه و تفریح.
برخی نیز این روایات را در کتاب محاسن، نقل نموده است.
در صحیحه ابراهیم ابن ابی محمود نیز آمده است :
” عن الرضا علیه السلام، قال : لقد خرجت الی نزهه لنا و نسی الغلمان الملح فذبحوا لنا شاه.”
به سوی تفریح گاهی که برای ما بود، خارج شدم، در حالی که خدمتگزاران نمک را فراموش کرده بودند و در آنجا گوسفندی برای ما کشتند.
حتی تعبیر ” نزهه لنا ” می رساند آن حضرت تفریح گاهی ویژه، جهت تنزه داشته اند.
روایت زیر را نیز مرحوم مجلسی از کتاب محاسن نقل نموده است :
” عن عمروبن ابی المقدام عن ابی عبدالله (ع) قال: فی حکمه آل داود علیه السلام، ان علی العاقل، ان لایکون ظاعنا الا فی تزود لمعاد او مرمه لمعاش، او طلب لذه فی غیر محرم.”
امام صادق(ع)فرمود : درحکمت ال داود(ع)آمده که بر شخص عاقل است کوچ نکندو یا سفر نبندد، مگر به منظور اندوختن توشه برای آخرت، یا ترمیم نمودن وضع معاش، یا لذت جویی در غیر حرام( کلانتری،1376).
از حضرت علی (ع): “جهانگردی در غربت چون در وطن است و درویشی در وطن در غربت به سر بردن است”.
از امام صادق (ع): “همانا خداوند متعال، غربت اختیار کردن و دوری از وطن را در پس کسب و روزی دوست می دارد”
“انسان عاقل جز با یکی از اهداف سه گانه زیر سفر نمی کند:
توشه گیری برای آخرت ، بازسازی برای معاش و اقتصاد و دستیابی به لذت های مشروع”(رحیم پور،1379).
1-1-2- جهانگردی در ادوار مختلف تاریخ ایران
1-1-2-1- دوران ایران باستان
با توجه به صنعت جهانگردی یک مقوله جدید است و در قدیم هم عموماً جهانگردان و گردشگران با هدف سیاحت کمتر به سفر دست می زدند در نتیجه جنبه اقتصادی جهانگردی و گردشگری قابل ملاحضه نبود و در نتیجه مصداق یک صنعت را نداشته است، بنابراین به نظر می رسد که بررسی سیر تاریخی حقوق جهانگردی چندان فایده ای نداشته باشد اما با توجه به اینکه اصولاً یک مسئله حقوقی در روابط اجتماعی بشر در روندی تاریخی و تکوین و تکامل می یابد و بصورت مدون در می آید بنابراین مطالعه تاریخی حقوق خارجیان و پیروان مذاهب دیگر و نحوه برخورد با آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار خواهیم داد تا برخی قواعد و مقررات تاریخی حقوق جهانگردان روشن شود.
در ایران باستان سیر و سفر از رونق و اعتبار ویژه ای برخودار بوده است و سیاحان با توجه به انگیزه و هدف از سفر از حقوق و مزایای متفاوتی برخودار بوده اند. بطوری که برای آسایش آنها تاسیسات رفاهی مانند کاروانسراها و آب انبارهای بسیاری ایجاد شده بود.
دوران هخامنشیان
در دوره هخامنشیان جاده ای بطول 2500 کیلومتر معروف به راه شاهی و پلها با هدف توسعه تجارت و رفاه حال تجار و آسان نمودن جهانگردی احداث شده بود. هرودوت- جهانگرد و مورخ مشهور یونانی از آن راه عبور کرده است(محقق داماد،1365).و همچنین اینکه در طول این راه بیش از یکصد کاروانسرا ساخته شده بود یعنی تقربیاً در هر 25 کیلومتر یک کاروانسرا وجود داشت و این به علت آنست که با امکانات حمل و نقل آن زمان سیاحان تقربیاً در یک روز تنها مسافت 25 کیلومتر را می توانستند طی کنند تا در شب در یکی از کاروانسراهای بین راهی به استراحت بپردازند، در کنار این مسیر علائمی جهت راهنمایی مسافران نصب شده بود و برای تامین امنیت مسافران، اسب سوارانی از طرف حکومت گمارده شده بوده اند. سازندگان این کاروانسراها نیروهایی دولتی بودند و به همین علت همه دولتی محسوب می شدند اما همه آنها از طرف دولت وقف مردم ایران و خارجیان و مسافرانی بوده که هر کس از هر جایی می آمد شب در کاروانسراها می گذراند. این مهمان نوازی و پذیرش خارجیان از باورهای دینی در ایران باستان به شمار می رفت. یکی از شاخص های عمده ایرانیان مهمان نوازیست چنانچه بهرام گور یکی از شاهان برزگ ایران باستان هنگام برگشت از شکار به یک روستا می رسد که در آن روستائیان جشنی برپا کرده اند وقتی بهرام گور از کنار آنها می گذشت آنها بدون آنکه بدانند او پادشاه است او را به جشن خود دعوت کرده اند و از او با چهره گشاد پذیرائی کرده اند.
بر شاه رفتند با دستبند برخ چون بهار و به بالا بلند
همه چامه گفتند بهرام را شهنشاه با دانش و گام را
واژه مهمان در فرهنگ ایران به معنی “بزگ خانه” است و بر این اساس هر کس به عنوان مهمان وارد خانه یک ایرانی می شد بزرگ خانه محسوب می شد و به احترام بزرگی او هر چیز خوب را به او می دادند و هر چیزی که وی می پسندید به او می بخشیدند و در بالاترین جا می نشاندند و در هنگام رفتن نیز هدایایی نیز مانند قالیچه، پرده، لباس، خوراک و اسب به او می دادند. یکی از بزرگترین وظیفه حاکمان شهر رسیدگی به مشکلات سیاحانی بوده که از شهرها و یا کشورهای دیگر وارد ایران می شده اند در جهت رفع مشکلات سیاحان و تجار در ایران باستان کارهایی انجام گرفته است مثلاً ایرانیان با آموختن زبانهای دیگر به راهنمایی مسافران و تجار می پرداختند چنانچه در شاهنامه آمده است :
زبازرگانان ترک و ز چین ز سقلاب و هر کشوری همچنین
جهانی به روی ایران نهادند روی برآسوده از داد و از گفت و گوی
به ایران زبانها بیامو ختند روانها به دانش بر افروختند
ز بازر گانان هر مرز و بوم ز ترک و ز چین و ز هند و ز روم(جنیدی،1387)
ملاحضه می شود که خارجیان در ایران از حقوق و حتی از مزایای برخودار بوده اند مثلاً مورخان درباره کورش بزرگ می نویسند”برخلاف پادشاهان آن زمان با مردم رئوف و مهربان بوده و به پادشاهان مغلوب به اندازه ای مهربانی می کرد که آنها دوست صمیمی کوروش می شدند، او با اعتقادات مردم کاری نداشت و به همه مذاهب به دیده احترام می نگریست. وقتی کوروش بابل را فتح می کرد با مردم آن سرزمین با مهربانی رفتار کرد و

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیملی‌گرایی، اتحادیه اروپا، ناسیونالیسم، منافع ملی

دیدگاهتان را بنویسید