پایان نامه درباره طلاق، نکاح موقت، عقد نکاح

رونق زن های بد کاره مشهور بودند، گاهی حتی خود شوهران ، زنان خویش را برای تمتّع جنسی دیگران قرض می دادند چنان که پدر موسقنی، خطیب معروف یونان، زن خود را به یکی از دوستانش هبه کرده بود.
در دوران اعراب جاهلیت، ازدواج و تمتع جنسی به ده نوع رسید که به ازدواج صداق:
( همان ازدواج رایج در همه ادیان آسمانی است که در زمان آن معین و مهر معین است ).
ازدواج متعه (موقت ): این نوع ازدواج در ادیان الهی سابق رواج داشت و ملتهای غیرالهی نیز به آن ملتزم بودند، در این نوع ازدواج مهر و زمان معلوم است.
ازدواج اماء : به معنای پیوند با کنیزان بود، کنیزانی را که از جاهای مختلف برای فروش می آوردند هر کس یکی از آنها را می خرید ، بی آنکه مهری بپرداز همسرش می شد.
ازدواج موقت : ازدواج پس بزرگ خانواده با زن یا زنان پدرش ازدواج مقت نام داشت.
و ازدواج شفار، رهط، اختین، مخادنه ( دوستانه )، استبضاع، تعویضی که اسلام با اکثر این ازدواجها به شدت مقابله کرد و چنین روش های زناشویی را حرام دانست.
در این دوران زنان عرب، نه تنها از حقوق اولیه انسانی بهره ای نداشتند، بلکه با زنان و دختران مانند چهاپایان رفتار می کردند و آنان را به صورت کالا در معرفی خرید و فروش قرار می دادند.
اما در دوران اسلام با ظهور دین مبین اسلام و ظهور کلام الهی، ازدواج و تشکیل خانواده در اسلام امری مقدس و دارای فضیلت محسوب شده و ترک آن مورد نکوهش واقع شده است. در اسلام هیچ بنایی محبوبتر از ازدواج بنیانگذاری نشده است به گونه ای که دو رکعت نماز فرد متأهل برتر از هفتاد رکعت نماز فرد غیر متأهل است بدین ترتیب نکاح معنایی وسیعتر از یک آمیزش جنسی ساده یافت به نحوی که طی آیاتی اهداف و مقاصد ازدواج از قرآن کریم نقل شده است که اکثر آنها احکام و آثار نکاح را به مسلمانان بیان داشته تا از گناه و عذاب آخرت دور گردیده و از نعمات الهی کمال انتفاع را داشته باشند(محمودی،بی تا).
1-2-2- شرایط نفوذ نکاح جهانگردان
شرایط انعقاد نکاح را به اعتبار چگونگی آثار آنها، میتوان به دو گروه تقسیم کرد :
اموری که وجود آنها برای درستی عقد ضرورت دارد و در زبان حقوقی ما “شرط” نامیده می شود.
کیفیاتی که وجود آنها مانع از وقوع است یا نبودنشان شرط درستی عقد است وبا عنوان ” موانع نکاح” مطالعه می شود(کاتوزیان،1387).
اما چون مطابق ماده7 قانون مدنی اتباع خارجه مقیم ایران نیز از حیث احوال شخصیه مشمول قوانین ومقررات دولت متبوع خود می باشند، نکاح واقع بین زن و مرد خارجی در ایران تابع قانون دولت متبوع آنهاست(نصیری،1388).
النهایت باید متوجه باشیم که در این مورد نیز تبعیت از قانون ملی اشخاص فقط از لحاظ شرایط ماهوی نکاح است و نسبت به شرایط صوری نکاح رعایت قانون مزبور الزامی نیست.
شرایط صوری نکاح، همان طور که اتباع ایران در خارجه می توانند عقد نکاح خود را مطابق قانون کشور محل اقامت (قانون محلی) و یا مطابق قانون ایران (قانون ملی) واقع سازند.
اتباع خارجه مقیم در خاک ایران نیز می توانند، بین شکل محلی (شکل مقرر در قانون ایران) و شکل ملی (شکل مقرر در قانون دولت متبوع) یکی را انتخاب کنند.
هرگاه ازدواج بیگانگان در ایران به موجب قانون ایران صورت گیرد آن ازدواج در خارجه نیز معتبر خواهد بود هر چند کشورهای خارجی تشریفات خاصی برای ازدواج مقرّر شده باشد چه مطابق قاعده “اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود می باشند” (ماده 969 قانون مدنی) که تقربیاً مورد قبول همه کشورهاست ازدواجی که مطابق شکل محلی واقع می شود در همه جا صحیح و معتبر تلقی خواهد شد. اما اگر بیگانگان مقیم ایران بخواهند عقد نکاح را به نحو مقرر در قانون متبوع خود واقع سازند در آن صورت به نمایندگان سیاسی یا قنسولی دولت متبوع خود رجوع خواهند کرد. ماده 970 قانون مدنی در این مورد مقرّر می دارد: “مامورین سیاسی یا قنسولی دول خارجه در ایران وقتی می توانند به اجرای عقد نکاح مبادرت نمایند که طرفین عقد هر تبعه دولت متبوع آنها بوده و قوانین دوات مزبور نیز این اجازه را به آنها داده باشد. در هر حال نکاح باید در دفاتر سجل احوال ثبت شود.”
شرایط ماهوی نکاح . شرایط ماهوی نکاح تابع قانون ملی طرفین عقد است و لذا نکاح واقع بین دو تبعه خارجه وقتی باید در محاکم ایران صحیح تلقی شود که از لحاظ قانون دولت متبوع آنها معتبر و صحیح باشد مثلا اگر قانون دولت متبوع بیگانگان ازدواج بین پسر عمو و دختر عمو را منع کرده باشد در ایران حکم به صحت چنین نکاح داده نخواهد شد. البته باید متوجه باشیم که حکومت قانون خارجی بر شرایط ماهوی نکاح اتباع بیگانه در ایران تا حدی خواهد بود که قانون حل قضیه را به قانون ایران احاله نداده باشد (973 قانون مدنی) و یا با یکی از قواعد و اصول حقوق بین الملل خصوصی از قبیل قاعده جلوگیری از تقلب نسبت به قانون و یا نظم عمومی برخورد ننماید (ماده 975 قانون مدنی) که در این صورت دادگاه ایرانی مکلف به رعایت قانونی خارجی نخواهد بود. مثلاً اگر قانون دولت متبوع بیگانگان نکاح بین محارم را تجویز کند دادگاه ایرانی نباید حکم به صحت چنین نکاحی است که دادگاههای فرانسه نکاح ثانوی بین دو نفر خارجی را در فرانسه صحیح نمی دانند اگرچه قانون متبوع زن و مرد آن را صحیح تلّقی کرده باشد یا آنکه نکاح بین دو نفر را که دارای نژادهای مختلف و یا مذاهب مختلف هستند صحیح تلقی می کنند ولو آنکه قانون دولت متبوع طرفین منع کرده باشد.
1-2-3- اقسام نکاح
1-2-3-1- نکاح دائم
در ایران با توجه به شیعه جعفری در اسلام ازدواج به دو نحو دائم و موقت می تواند صورت پذیرد. در مذهب جعفری آیین اسلام ، این دو ازدواج در پاره ای از آثار باهم یکی هستند و در برخی دیگر اختلاف دارند ، به همین دلیل ما نکاح دائم را تشریح و تبیین می کنیم.چنانکه قبلا در مفهوم نکاح گفتیم، نکاح عقدی است که در آن مرد و زن به منظور تشکیل خانواده و شرکت در زندگی باهم متحد می شوند(کاتوزیان،1387).
اگر مقصود طرفین نکاح، این باشد که به طور دائم در یک خانواده زندگی کنند به چنین عقدی، عقد نکاح دائم اطلاق می گردد.
برای صحت نکاح دائم : متعاقدین ( زوجین ) باید کسری قواعد و احکامی را رعایت نمایند تا عقد نکاح نفوذ شرعی و قانونی یابد.
ایجاب عقد نکاح دائم با ایجاب عقد نکاح موقت تفاوت دارد
در نکاح دائم ایجاب عقد عبارت است از ” زوجتک ” [= تو را به ازدواج خود در آوردم ] ، ” انکحتک ” [= ترا به نکاح خود درآوردم ] و ” متعتک ” [= تو را به نکاح خود درآوردم ] ، و با الفاظ دیگری ایجاب واقع نمی شود.و قبول آن عبارت است از : ” قبلتُ التزویج اوالنکاح ” [= ازدواج یا نکاح را پذیرفتم ] ، یا ” تزوُجتُ ” [= ازدواج را پذیرفتم ]. بدون نیاز به ذکر مفعول هم در ایجاب و هم در قبول باید صیغه ماضی بکار رود.
در عقد نکاح، نه مقدم داشتن ایجاب بر قبول لازم است و نه گفتن قبول با لفظ ایجاب. پس اگر موجب بگوید : ” زوّجتک ” و قابل بگوید : ” قبلتُ التکاح ” عقد نکاح صحیح خواهد بود.
در صورت قدرت بر اجرای عقد با الفاظ عربی، نمی توان آن را با الفاظ غیرعربی جاری ساخت و شخص لال با اشاره می تواند صیغ? عقد را جاری سازد.
اگر در نکاح دائم مهریه تعیین نشود بعداً می توانند با توافق یکدیگر یا با نظر دادگاه مهریه را تعیین کنند که به آن مهرالمثل یا مهرالمتعه می گویند.
در نکاح دائم زن به محض وقوع عقد مستحق نفقه است و از لحاظ ارث نیز برعکس نکاح موقت از هم ارث می برند.
در نکاح دائم حق مسکن با مرد است، زیرا مسائل اقتصادی را مرد تأمین می کند مگر اینکه در زمان عقد، زن شرط کند که حق مسکن با او باشد همچنین در اینگونه نکاح ( دائم ) مرد می تواند زن را از اشتغال منع کند ، که در این مورد هم زن می تواند با شرط ضمن عقد این حق را از همسرش بگیرد.4
1-2-3-2- نکاح موقت
از لحاظ انجام وظایف زناشویی نکاح دائم و نکاح موقت کاملا همسو هستند اما از لحاظ تشکیل عقد و آثار آن باهم متفاوت هستند به نحوی که در نکاح دائم زوجین تا آخر عمر باهم هستند ولی منقطع حتما باید قید زمان را مطرح کنند و گرنه حمل بر نکاح دائم می شود.
در نکاح موقت یا منقطع یا متعه زن و مرد به صورت موقت و برای مدت مشخص باهم تشکیل زندگی می دهند و این نوع نکاح دو رکن اصل دارد که حتما بایستی در عقد گنجانیده شود.
مورد اول و زمان معین است که در آن عقد نکاح بایستی محدود به زمان مشخصی باشد که عدم ذکر مدّت نکاح باعث می شود که نکاح موقت را حمل بر دائم کنیم و احکام و آثار نکاح دائم را برآن بار کنیم.
مورد دوم. اجرت معین است که بایستی در نکاح موقت اجرت ( مهر) مشخص شود و این اجرت به اندازه ای دارای اهلیت می باشد که عدم ذکر آن در عقد جوهر? عقد را منحل نموده و آن را باطل می کند.
بنابراین نکاح موقت دارای مهریه است اما در نکاح موقت زن مستحق نفقه نمی باشد مگر اینکه در حین عقد شرط کرده باشد.
نکته ای که در عقد نکاح موقت از لحاظ آثاری حائز اهمیت است ارث است، که در نکاح موقت اگر زوج وفات نماید، زوجه از او ارث نمی برد اما فرزندان به دنیا آمده از ازدواج موقت، ارث می برند.
مورد دیگر آنکه برعکس نکاح دائم زوج حق منع زوجه از اشتغال و همچنین حق تعیین محل سکونت را ندارد و زوجه در این مورد برعکس نکاح دائم آزادی کامل دارد.5
ازدواج موقت از اختصاصات مذهب شیعه ،عملی مستحب است(نجفی اصفهانی،بی تا).
از ازدواج موقت به نکاح متعه و نکاح منقطع نیز تعبیر شده و از آن در باب نکاح سخن رفته است.
نکاح منقطع ( موقت ) از چند رکن اصلی تشکیل شده است :
رکن اول صیغه یا ایجاب و قبول این عقد است الفاظ ایجاب که توسط زن خوانده می شود به قول مشهور ، باید با یکی از الفاظ ” زوجتک ” ، ” متعتک ” یا ” أنکحتک ” باشد و عقد با الفاظ دیگر مانند ” تملیک ” ، ” هبه ” منعقد نمی شود.
بعد از الفاظ ایجاب ، الفاظ قبول می باشد که قبول توسط مرد با لفظی که بر انشاء ، رضایت او دلالت کند مانند ” قبلت النکاح ” ” قبلت المتعه ” ” قبلت التزویج ” یا ” قبلت ” به تنهایی محقق می گردد
نکته ای که در مورد نکاح موقت باید افزود این است که ازدواج موقت با دختر باکره ( دوشیزه ) مکروه است و در صورت ازدواج از اله بکارت ولی کراهت دارد. (نجفی اصفهانی،بی تا).
1-3 – طلاق جهانگردان در حقوق ایران
1-3-1- مفهوم طلاق
در فرهنگ عمید واژه طلاق از نظر لغوی اینگونه معنی شده است که : جدا شدن زن از مرد ، رها شدن از قید نکاح و رهایی از زناشویی و در اصطلاح طلاق عبارتست از: انحلال یک رابطه زناشویی رسمی و قانونی در زمانی که هم دو طرف هنوز در قید حیاتند و سپس از وقوع آن به طور بالقوه قادرند بار دیگر ازدواج کنند.
طلاق ایقاعی است تشریفاتی که به موجب آن شوهر ، به اذن یا حکم دادگاه همسر دائمی خود را رها می سازد. ساختمان حقوقی و شرایط صحت طلاق را در گفتارهای آینده خواهیم دید ، ولی از این تعریف خصوصیتهای زیر استنباط می شود:
ـ طلاق ایفاع است : یعنی تنها به اراد? شوهر یا نمایند? او واقع می شود و نیازی به موافقت زن ندارد. دخالت دادگاه یا تراضی مجوز واقع ساختن و ثبت طلاق در محضر است ، و در وقوع عمل حقوقی اثر ندارد.
ـ طلاق عمل تشریفاتی است : گذشته از اینکه وقوع طلاق در صورت اختلاف باید با اذن دادگاه باشد و تحصیل این اذن تشریفات خاص دارد ، اصل ایقاع نیز تنها به رضای مرد واقع نمی شود و به شرایط ویژه ای نیازمند است. ماده 1134 قانون مدنی در بیان همین شرایط می گوید: ” طلاق باید به صیغ? طلاق و در حضور لااقل دو نفر

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیملی‌گرایی، اتحادیه اروپا، ناسیونالیسم، منافع ملی

دیدگاهتان را بنویسید