پایان نامه درباره طلاق، حرمت نکاح، زوجه

آنان مو قتاً ممنوع است ولی این ممنوعیت با انحلال نکاح موجود رفع می شود ولو انحلال نکاح بعد از موقع باشد. مثل خواهران زن که اعضای این گروه را تشکل می دهند.
گروه چهارم: افراد هستند که ازدواج با آنها مقید به اذن زوجه است واگر کسی با این گروه بدون اجاره زوجه ازدواج کند عقد عیر نا فذ است که نفوذ وبطلان آن به اراده زوجه بستگی دارد، مثل ازدواج با خواهرزاده یا برادرزاده زوجه که بدون اجازه او، (یعنی خاله یاعمه این افراد عیر نافذ است) ورضایت بعدی زوجه می تواند نکاح مزبور را معتبر ونافذ سازد. نکاح با نو? خواهر یا برادر زن نیز در حکم نکاح با دختر خواهر یا برادراست(صفایی و امامی،1392).
امادرفقه شیعه درارتباط به اینکه قرابت سببی مانع نکاح میشود بین نکاح دائم ونکاح منقطع فرقی قائل نشده اند فقها کسانی را که نکاح باآنان دراثرمصاهرت ممنوع شده اند را بردوقسم تقسیم نموده اند.
1- کسانی که نکاح آنان عیناٌ ممنوع است. یعنی به محض ایجاد قرابت، حرمت ابدی تحقق می یابد. مانند: مادر زن.
2- کسانی که نکاح آنان جمعاٌ ممنوع است. یعنی نکاح درفرض وجود قرابت ممنوع است. مانند: خواهر زن.
قانون مدنی درماده 1047کسانی که نکاح آنان عیناٌ ممنوع است. چنین تصریح می دارد.” نکاح بین اشخاص ذیل بواسط? مصاهرت ممنوع دائمی است…” که همه این موانع را ذیلا بیان میکنیم :
1ـ مرد نمی تواند با مادر و نیز جده های زن خود و نیز مادر و جده های رضاعی زن خود ازدواج کند و این حرمت، ابدی است ، یعنی اگر مردی فقط برا ی چند دقیقه با زنی حتی ازدواج موقت نماید و حتی آنها همدیگر را هم نبینند این محرمیت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده های نسبی یا رضاعی همسر فعلی یا سابق خود برای همیشه محرم است.
2ـ زن نیز نمی تواند با پدر و اجداد نسبی یا رضاعی شوهر خود ازدواج کند و تفصیل آن نیز مانند مورد بالا درباره زن نیز صادق خواهد بود.
3ـ زن پدر یا اجداد نسبی یا رضاعی انسان برای همیشه بر وی حرامند . لذا اگرزنی ولو چند دقیقه نیز به عقد مردی درآید و بعد هم جدا شود برای همیشه به پسر و نوه و نتیجه های آن مرد حرام خواهد بود.
4ـ عروس نیز برای همیشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است
محرمیت حاصله از ازدواج های یاد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت می شود . وجود رابطه زناشویی لازم نیست و صرف جاری شدن صیغه نکاح ، کافی برای این محرمیت خواهد بود
5ـ اگر مردی با زنی ازدواج کند وآن زن ، دختر یا دخترانی از شوهر قبلی اش داشته باشد ، تا زمانی که این زن در عقد مرد است این دختران نیز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربین زن وشوهر مزبور، رابطه زناشویی واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً این دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و می تواند با وی ازدواج کند اما اگر بین زن و شوهر مزبور رابطه زناشویی رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده یا همان شوهر مادرش برای همیشه محرم است و جدایی مادر نیز نقشی دراین میان نخواهد داشت.
6ـ کسی نمی تواند همزمان با دو یا چند خواهر ازدواج کند. لذا اگر مردی با زنی ازدواج نماید ، تا زمانی که از وی جدا نشده نمی تواند با خواهرش ازدواج کند که البته دراین مورد خواهر زن ، محرم شرعی که ملزم به رعایت حجاب نیست نخواهد بود بلکه از این جهت نامحرم است
اگر مردی زنش را طلاق رجعی ( طلاقی که مرد می تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در این نوع طلاق در عِدّه قانونی ( مدتی که زن پس از طلاق یا فوت شوهر نباید ازدواج کند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض می شود ، تا پایان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولی در سایرطلاق ها یا عدّه ی عقد موقت، می توان در ایام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.
7ـ ازدواج با برادرزاده یا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وی ممنوع است . لذا اگر مردی بدون کسب اجازه همسرش با برادرزاده یا خواهرزاده او ازدواج کند این عقد جایز و صحیح نخواهد بود ولی اگربعداً بتواند رضایت همسرش را کسب کند ازدواج قبلی نافذ می گردد و نیاز به عقد مجدد نمی باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفیذ ( تأیید ) نکندعقد باطل می شود.
اگر مردی با زنی ازدواج کند می تواند بعداً با خاله یا عمه وی ازدواج نماید و نیازی به اعلام موضوع به زن خود ندارد
8ـ اگر مردی سه بار متوالی همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) این زوجه مطلقه، بر مرد حرام می شود خواه با وی رابطه ی زناشویی داشته یا نداشته باشد.
اگر مرد بخواهد دوباره با وی ازدواج کند باید این زن با مرد دیگری ازدواج دائم نموده و با وی رابطه زناشویی نیز داشته باشد و سپس ازوی جدا شود و زن پس از تمام شدن ایام عده می تواند به عقد شوهراول درآید . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته می شود زیرا باعث از بین رفتن حرمت ازدواج بین شوهر اول و همسرش می گردد
موضوع یاد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردی پس از عقد موقت از همسرش جدا شود یا بر اثر فسخ بین زوجین ، جدایی واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.
9ـ اگر مردی همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتی که شش بار آن طلاق رجعی باشد این زن برای همیشه براین مرد حرام می شود که اصطلاحاً به وی ( نه طلاقه ) گفته می شود و محلل نیز در این مورد کارسازنخواهد بود.
2-1-2-3- موانع ناشی از قرابت رضاعی ( شیری)
تعریف رضاع: رضاع در لغت عبارت از مکیدن شیر است از پستان انسان، خواه مکنده صغیر باشد یا کبیر.رضاع (به فتح وکسر راء) بمعنی شیرخوردن است(صفایی و امامی،1392).
دراصطلاح حقوقی: شیرخوردن طفل از زنی که مادر طبیعی ونسبی اونیست، باشریطی که قانون مقرر داشته، ایجاد یک نوع راربطه خویشاوندی می کند که ان را قرابت رضاعی می گویند.
اما در اصطلاح فقها، مکیدن شیر توسط کودک از پستان زن (غیر از مادرش) مدت معین باشد؛قرابت رضاعی گرچه رابط? طبیعی نسبی نیست، اما بادر نظرداشت مقررات قانون یک نوع راخویشاوندی را بوجود می آورد. قرابت رضاعی قبل ازاسلام درفرهنگ عرب مرسوم بوده حتی برا پشتیبانی وحمایت ازخویشان که بوسیل? قرابت رضاعی بوجود آمده بود جان خود را فدا می کردند،و این ویژ? حقوق وفقه اسلامی بوده واسلام این گونه قرابت را همانند، قرابت نسبی به رسمیت شناخته است.
برای اینکه قرابت رضاعی مانع برای ایجاد نکاح شود تحقق چند شرط لازم است، که قانون مدنی ایران مجملاً توضیح داده است.
شرط اول : “شیر زن ازحمل مشروع حاصل شده باشد”. طبق این ماده اگرزنی بدونکاح شیر داشته باشد، ویابدون وجود علق? مشروع، شیردار شود وطفل را شیر دهد موجب حردمت نکاح نمی شود.
بنابراین شرط چنین استنباط می گردد که برا ی تحقق حرمت باید دوشرط وجود داشته باشد:
1- زن بصورت شرعی ازدواج کرده باشد.
2- شیرزن حاصل از حمل وزائیدن باشد.
بنابراین باعدم تحقق این دوشرط حرمت ثابت نمی شود درفقه امامیه درفقه اهل سنت بویژه درمذهب امام ابوحنیفه شیرحاصله از زنا نیز موجب قرابت رضاعی شده وحرمت نکاح می گردد(محقق داماد،1365).
شرط دوم : شرایط که رضاعت موجب حرمت نکاح می شود،” شیرمستقیماً ازپستان میکیده شده باشد.” منظوراین ماده اینست که اگر شیر را ازبیرون در دهان بچه چنکانده شود یابوسیله شیشه ی بصورت غیر مستقیم به طفل داده شده باشد سبب حرمت نمی شود.این نظریه مبتنی برمعنای لغوی رضاع وارتضاع است.
شرط سوم : شرایط که رضاعت موجب حرمت نکاح می شود،”طفل لااقل یک شبانه روز ویاپانزده بار متوالی شیرکامل خورده باشد،بدون اینکه دربین غذای دیگر یاشیر زن دیگر را بخورد”.
شرط چهارم : ” شیرخوردن طفل قبل از مام شدن دوسال از تولد اوباشد”. به موجب این شرط اگرطفل شیر را بعد از دوسالگی بخور موجب حرمت نکاح نمی شود.
شرط پنجم : اینکه ” مقدار شیری که طفل خورده است ایک زن ویک شوهر باشد” طبق این شرط اولاً طفل باید تمام 15 دفعه را ازیک زن شیر بخورد. بنابراین هرگاه مردی دوزن داشته باشدوطفل مرتضع ازهریک 7.8 بار شیربخورد باعث حرمت نمی شود. واینکه ازیک شبانه روز که ملاک زمانی حرمت است، کم باشد موجب حرمت نکاح نمی شود(محقق داماد،1365).
بدین ترتیب خویشاوندی رضاعی ازحیث محرمیت و ماهیت نکاح همانند قرابت نسبی است . لذا همان گونه که خواهر و برادر یا مادر و مادربزرگ نسبی محرم است ، رضاعی آن نیز محرم می باشد ولی رابطه توارث بین آنان ایجاد نمی شود
اگر مادر بزرگی به نوه دختری خودش با شرایط مزبور شیر دهد، مادر آن کودک بر شوهرش حرام می گردد زیرا این مادر بزرگ با این کارش، دخترش را به خواهر رضاعی نوه اش تبدیل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جایز نیست این زن بر شوهرش حرام می شود.
2-1-2-4- موانع متفرقه
1ـ گر مردی با علم به این که زنی شوهر دارد یا درعِدّه طلاق یا وفات به سر می برد وی را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن برای ابد به او حرام می شود.
اما اگر مرد به موارد مزبور جاهل با شد یعنی نداند زن ، شوهر دارد یا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما می تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولی اگربین آنها رابطه زناشویی نیز برقرار شده باشد، زن بر وی حرام همیشگی خواهد شد، برابر قانون مدنی که از فقه اسلامی در این زمینه پیروی کرده، ازدواج زن شوهردار باطل است و همچنین ممکن است موجب حرمت همیشگی ازدواج بین زن و مرد دوم شود. ماده 1050 قانون مدنی در این زمینه مقرر کرده است: “هر کس زن شوهردار را با علم به وجود علقه زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عده طلاق و یا در عده وفات است، با علم به عده و حرمت نکاح برای خود عقد کند، عقد باطل و آن زن مطلقا بر آن شخص حرام موبد می‌شود”. طبق ماده بعد نیز، حکم مذکور در ماده فوق در موردی نیز جاری است که عقد از روی جهل به تمام یا یکی از امور مذکور فوق بوده و نزدیکی هم واقع شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل، ولی حرمت ابدی حاصل نمی‌شود. براین اساس اگر کسی زن شوهرداری را با علم به وجود رابطه زوجیت و حرمت نکاح برای خود عقد کند، این ازدواج هم باطل و هم موجب حرمت ابدی است، یعنی دیگر هیچ‌گاه حتی پس از انحلال نکاح، آن مرد نمی‌تواند با این زن ازدواج کند. همین‌طور است اگر نکاح بدون علم به وجود رابطه زوجیت و ممنوعیت ازدواج یا یکی از این دو امر واقع شده و نزدیکی هم روی داده باشد. اما اگر نکاح از روی جهل به دو امر بالا یا یکی از آنها واقع شود و نزدیکی هم انجام نشود، نکاح باطل است، ولی زن بر مردی که او را به اشتباه عقد کرده است، حرام موبد نمی‌شود، یعنی بعد از انحلال نکاح اول زن می‌تواند با آن مرد ازدواج کند(امامی،بی تا).
2ـ اگر مردی همسر دائمی اش را که مسلمان و عفیفه است لِعان کند یعنی به وی نسبت زنا دهد یا فرزندش را از خود نفی کند و این کار را با شرایطی نزد قاضی انجام دهد بین این زوجین برای همیشه جدایی واقع می شود و بر هم حرام ابدی می شوند.
3ـ اگر مرد یا زنی در حال احرام ( حج) با فردی ازدواج کند و به حرمت این کار هم آگاه باشد بین آن دو حرمت ابدی حاصل می شود.
4ـ اگر مردی با زن شوهر دار یا زنی که در عِدّه طلاق رجعی است زنا کند آن زن برای همیشه به وی حرام می شود .
بعضی از فقها این کار را موجب حرمت ابدی نمی دانند.
5ـ اگر مرد بالغ با پسری لواط کند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروی حرام ابدی می شوند ؛ ولی مفعول می تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نماید.
6ـ ازدواج زن

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه با موضوعفیزیولوژی، اکسیداسیون، قلب و عروق

دیدگاهتان را بنویسید