پایان نامه درباره شخص ثالث، طلاق، حرمت نکاح

مادرش در روز ازدواج هدیه داده بود را به عنوان فدیه فرستاد. با دیدن این پیامبر (ص) ناراحت شد و گردنبند را به زینب پس داده و خود ابو العاص بن ربیع را آزاد کرد. ولی از او خواست که زینب را به مدینه بفرستد. ابو العاص با این که همسرش را دوست داشته به قول خود عمل کرد و زینب را به مدینه فرستاد.
ابوالعاص در سال ششم هجری وقتی از سفر تجارتی به سوریه برمی گشت، از طرف مسلمانان متوقف شد. او اموال را رها کرده و فرار کرد. شب آمده پیش زینب که پناهنده شود. پیامبر (ص) به مسلمانان فرمود: اگر آنچه را به ابو العاص متعلق است به خودش پس دهید ممنون می شدم. مسلمانان همین کار را کردند و به او اموال مردم را که برای تجارت امانت گرفته بود، برگرداندند.
ابوالعاص به مکه رفته امانت را به صاحبانش پس داد، خودش اسلام را قبول کرد و به مدینه هجرت کرد. بعد از این پیامبر (ص) دخترش زینب را دو باره به او داد که به زندگی مشترکشان ادامه بدهند. و برای این هیچ عقد دیگری هم نخواند، چون با این که ابو العاص کافر بوده نکاح با زینب باطل نشده بود.
از ابن شهاب روایت می شود: در زمان رسول الله (ص) برخی رنان در مکه مسلمان شده بودند اما همسرانشان کافر بودند. دختر ولید ابن مغیره جزء این زنان بود و زن صفوان بن امیه بود. او در فتح مکه مسلمان شده، اما همسرش صفوان فرار کرده بود. پیامبر (ص) به معنی دوستی و پیام امنیت عبای خود را در آورده به پسر عموی صفوان – وهب بن عمیر داد که او دنبال صفوان برود و اورا نزد پیامبر (ص) بیاورد. صفوان پیش پیامبر (ص) با عبا آمده و با صدای بلند گفت: ای محمد! این وهب بن عمیرعبای تو را آورد و گفت تو مرا این جا دعوت کردی و گفتی که اگر خوشم بیاید قبول کنم و اگر قبول نکنم دو ماه مدت دارم. پیامبر (ص) گفت: ای ابو وهب، بیا پایین. اما او گفت: والله، تا کاملا تکلیفم را روشن نکنی نمی آیم! پیامبر (ص) گقت: تو چهار ماه آزاد هستی. صفوان کافر و زن او مسلمان بود، با این حال پیامبر (ص) آن ها را از یک دیگر جدا نکرده بود و بالاخره صفوان هم مسلمان شد.
واقعه اول بعد از صلح حدیبیه ، و دومی تعد از فتح مکه رخ داد.
علما آیه 10 ممتحنه را دلیل برای جائز نبودن ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان می آورند. اما این آیه قبل از حوادثی که حکایت کردیم بود.
برای زنی که می خواست از شوهرش جدا شود نازل شده است. پیامبر (ص) هیچ یک از زن و شوهر را به خاطر دینش از هم جدا نکرده بود و الا حتما این را مطرح کرده توضیح هم می داد.
وَلاَ تَنکِحُواْ مَا نَکَحَ آبَاؤُکُم مِّنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَهً وَمَقْتًا وَسَاء سَبِیلًا *
و با زنانى که پدرانتان به ازدواج خود درآورده ‏اند نکاح مکنید مگر آنچه که پیشتر رخ داده است چرا که آن زشتکارى و [مایه] دشمنى و بد راهى بوده است.
حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ وَعَمَّاتُکُمْ وَخَالاَتُکُمْ وَبَنَاتُ الأَخِ وَبَنَاتُ الأُخْتِ وَأُمَّهَاتُکُمُ اللاَّتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَأَخَوَاتُکُم مِّنَ الرَّضَاعَهِ وَأُمَّهَاتُ نِسَآئِکُمْ وَرَبَائِبُکُمُ اللاَّتِی فِی حُجُورِکُم مِّن نِّسَآئِکُمُ اللاَّتِی دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَکُونُواْ دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ وَحَلاَئِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلاَبِکُمْ وَأَن تَجْمَعُواْ بَیْنَ الأُخْتَیْنِ إَلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا*
[نکاح اینان] بر شما حرام شده است مادرانتان و دخترانتان و خواهرانتان و عمه‏ هایتان و خاله هایتان و دختران برادر و دختران خواهر و مادرهایتان که به شما شیر داده‏ اند و خواهران رضاعى شما و مادران زنانتان و دختران همسرانتان که [آنها دختران] در دامان شما پرورش یافته ‏اند و با آن همسران همبستر شده ‏اید پس اگر با آنها همبستر نشده ‏اید بر شما گناهى نیست [که با دخترانشان ازدواج کنید] و زنان پسرانتان که از پشت ‏خودتان هستند و جمع دو خواهر با همدیگر مگر آنچه که در گذشته رخ داده باشد که خداوند آمرزنده مهربان است.
در این آیات لیست زنانی که ازدواج با آنان جائز نیست، آمده است و در آن از اعتقاد و دین طرف چیزی نیامده است. در آیه 25 آمده است:
وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلًا أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَهٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ *
و هر کس از شما از نظر مالى نمى‏ تواند زنان [آزاد] پاکدامن با ایمان را به همسرى [خود] درآورد پس با دختران جوانسال با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است [همه] از یکدیگرید پس آنان را با اجازه خانواده‏ شان به همسرى [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند نه زناکار و دوست‏گیران پنهانى نباشند پس چون به ازدواج [شما] درآمدند اگر مرتکب فحشا شدند پس بر آنان نیمى از عذاب [= مجازات] زنان آزاد است این [پیشنهاد زناشویى با کنیزان] براى کسى از شماست که از آلایش گناه بیم دارد و صبر کردن براى شما بهتر است و خداوند آمرزنده مهربان است.
یعنی کسی که نمی تواند با زن آزاد پاکدامن ازدواج کند می تواند با زن پاکدامن جاریه ازدواج کنند. اما از این ازدواج صبر کردن بهتر است. بر این اساس اولین ترجیح ازدواج با زن آزاد و پاکدامن، دومین ترجیح با زن پاکدامن جاریه و سومین (طبق آیه 5 مائده) با زن پاکدامن اهل کتاب است. اما از آنجا که ازدواج با جاریه توصیه نشده ازدواج با زن اهل کتاب هم توصیه نشده است. اما معنای این حرام شدن نیست. اهل کتاب مشرک هستند، و در این زن و مرد با هم تفاوتی ندارند:
وَلاَ تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلأَمَهٌ مُّؤْمِنَهٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَهٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلاَ تُنکِحُواْ الْمُشِرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُوْلَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ یَدْعُوَ إِلَى الْجَنَّهِ وَالْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ
و با زنان مشرک ازدواج مکنید تا ایمان بیاورند قطعا کنیز با ایمان بهتر از زن مشرک است هر چند [زیبایى] او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرک زن مدهید تا ایمان بیاورند قطعا برده با ایمان بهتر از مرد آزاد مشرک است هر چند شما را به شگفت آورد آنان [شما را] به سوى آتش فرا مى‏ خوانند و خدا به فرمان خود [شما را] به سوى بهشت و آمرزش مى‏ خواند و آیات خود را براى مردم روشن مى‏ گرداند باشد که متذکر شوند.
شرطی که برای ازدواج مطرح است پاکدامنی است.
الزَّانِی لَا یَنکِحُ إلَّا زَانِیَهً أَوْ مُشْرِکَهً وَالزَّانِیَهُ لَا یَنکِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِکٌ وَحُرِّمَ ذَلِکَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ
مرد زناکار جز زن زناکار یا مشرک را به همسرى نگیرد و زن زناکار جز مرد زناکار یا مشرک را به زنى نگیرد و بر مؤمنان این [امر] حرام گردیده است.
برای فهمیدن معنای آیه و روشن کردن مطلب به ما فوق نگاه کنیم. در آیه قبلی راجع به زنا و مجازات آن مطرح شده و بعد آیه مورد نظر آمده که می گوید “بر مؤمنین این حرام گردیده است” زنا حرام گردیده نه ازدواج با زناکار یا مشرک. خلاصه ازدواج با غیر مسلم برای مسلمان چه مرد باشد و چه زن، ممنوع و حرام نمی باشد، فقط بهتر است که این ازدواج با مسلمان باشد. یعنی مسأله ترجیح است، نه اطلاق.
2-1-2- موانع نکاح جهانگردان در حقوق ایران
ازدواج نهادی مدنی در حقوق ایران است که علاوه بر این که واجد آثار حقوقی و مدنی زیادی می باشد از نظر دینی هم امری بسیار پسندیده بوده و دارای آثار معنوی و اخروی نیز هست . لذا مجرد ماندن و ترک این شیوه ی حسنه مذمت سرزنش شده است و چنانچه فردی به خاطرازدواج نکردن مرتکب گناه شود تجرد وی ، حرام خواهد بود . به همین دلیل آشنا بودن با قواعد حاکم بر این نهاد، امری لازم است . یکی از این قاعده ها موضوع ممنوعیت نکاح با بعضی افراد است . لذا باید با کسی ازدواج کرد که از نظر شرعی و قانونی برای آن مانعی وجود نداشته باشد. در این بحث ذیلاً به بررسی موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهی از زنان و مردان می پردازیم که درقانون مدنی ایران آن را جزء ” موانع نکاح ” شمرده اند.
2-1-2-1- موانع ناشی از قرابت نسبی (خونی)
نسب درلغت : به معنی خویشاوندی ونژاد است(محقق داماد،1365) دراصلاح حقوقی عبارت است ازرابط? خویشاوندی بین دونفر که یکی ازنسل دیگری یاهردو ازنسل شخص ثالثی باشند(بروجردی،1349).
برخی نسب را این گونه تعریف کردند: علاقه ی است بین دونفر که به سبب تولد یکی ازآنها ازدیگری یاتولدشان از شخص ثالثی حادث می شود(صفایی و امامی،1392).نسب به معنی عام مرادف ” قرابت نسبی ” است ورابط? طبیعی وخونی بین کلیه خویشاوندان نسبی خط مستقیم اطراف را دربرمی گیرد.
قرابت نسبی عبارت از خویشاوندی است که باتولد یکی از یگری و یا منتهی شدن دو نفر به منشأ واحد حاصل میشود. که دارای مراتب و انواعی به ترتیب زیر است.
1- ازدواج با پدر و اجداد پدری و با مادر و جده ها ی مادری
2- ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتیجه ها ، هرچه قدر که پایین تر برود
3- ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتیجه های آنان
4- ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دایی هایی خود و عمه و خاله و عموها و دایی ها ی پدر و مادر و اجداد
2-1-2-2- موانع ناشی از قرابت سببی
قرابت سببی عبارت ازخویشاوندی ناشی از ازدواج ورابط? است بین زن وشوهر با یکدیگر وبین هریک از زوجین باخویشان نسبی دیگری(صفایی و امامی،1392).
قربت سببی که اورا قرابت با المصاهره نیز می گویند، خویشاوندی است که دراثر نکاح بین هریک از زوجین باخویشاوندان دیگری ایجاد می گردد(محقق داماد،1365).
بنابراین اقارب ناشی از ازدواج را میتوان به چهار گروه تقسیم نموده:
گروه اول: کسانی هستند که همزمان با ایجاد رابطه علقه زوجیت حرمت نکاح به طور دائم بین آنان به وجود می آید وبعد از انحلال نکاج این حرمت رفع نمی کردد مثل مادر وجدات زن وعروس یعنی زن پسر یا یک از احفاد که درصورت انحلال نکاح به سبب طلاق یافوت یا فسخ نکاح وقطع رابطه زوجیت نیز ازدواج بااین افراد برای همشه ممنوع است.
گروه دوم : کسانی هستند که وجود علقه زوجیت به تنهایی سبب حرمت نکاح با آنها نیست واین حرمت وقتی ایجاد می شود که علاوه بر نکاح، نزدیکی نیز بین زوجین تحقق یافته باشد. به عبارت دیگر چنانچه نکاح بین زن ومرد قبل از مواقعه به علتی منحل شود، ازدواج با این افراد منع قانونی ندارد، مثل اناث از اولاد زن اعم از دختر ونوه ونتیجه ونبیره که مرد می تواند با انحلال نکاح مادر یا جد این گروه، قبل از مواقعه با آنان ازدواج کند.
گروه سوم: کسا نی هستند که با وجود علقه زوجیت به صورت نکاح دائم یا منقطع، چه مواقعه صورت گرفته وچه صورت نگرفته باشد، نکاح با

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهدینامیکی

دیدگاهتان را بنویسید