پایان نامه درباره بازرگانان، ابن بطوطه، کاروانسرا

زندانیان را آزاد کرد.”
بطور کلی باید گفت که سلسله هخامنشی امنیت افراد ممالک ایران را حفظ می کرد و ظلم و تعدی زیادی که در ادوار باستان معمول بوده نسبت به مردم نمی شده است. به همین جهت اشخاص غیر ایرانی هم می توانستند از این امنیت برخوردار و به تجارت و سیاحت بپردازند(پرنیا،بی تا).
– دوران اشکانیان
در دوره اشکانیان با اینکه مرکزیتی مانند سلسله هخامنشیان بوجود نیامد اما نحوه برخورد با مذاهب و حقوق خارجیان جالب توجه است. اشکانیان با وجود اینکه به مذهب هخامنشیان علاقمند نبوده اند، پیروان مذهب زرتشت را در اجرای مراسم مذهبی آزاد گذاشته و ممانعتی برای ترویج این مذهب نمی کرده اند.
جاده معروف ابریشم که از کشور چین همسایه شرقی ایران شروع تا مدیترانه که از فلات ایران عبور می کرد، و به کشورهای همسایه غرب ایران متصل می شد در این دوره ایجاد شد(محقق داماد،1365).مهمترین جاده مورد استفاده مسافران و سیاحان آن زمان بوده است، در طول این مسیر جهت راهنمایی مسافران ماموران در کاروانسراها مستقر می شدند و برای راهنمایی سیاحان و بازرگان نقشه های راهنمای مسیر را به آنها می دادند.
بطور کلی اشکانیان سیاست خود را مبتنی بر آزادی شخصی و تساهل در امور مذهبی ملل تابعه قرار داده بودند یعنی هر شخص اعم از اینکه ایرانی باشد یا از ملل تابعه آزاد است به هر کجا از ایران برود و سکونت کند(رحیم پور،1379).
– دوران ساسانیان
در زمان ساسانیان مذهب زرتشت، مذهب رسمی ایران اعلام شد. قوانین این مذهب در مورد ایرانیان زرتشتی اعمال می شد و کسانی که دارای مذاهب دیگر بوده اند از قوانین مذهبی خود اطاعت می کرده اند و از نظر احوال شخصیه تابع مذهب خودشان بوده اند(متولی،1378). در این دوره جاده سازی و ساخت کاروانسرا مورد توجه بیشتری قرار گرفت تا اینکه سیاحان و بازرگانان به راحتی و با امنیت می توانسته اند به جای جای ایران سفر کنند اما در اواخر دوره ساسانیان جنگهای داخلی موجب تضعیف حکومت مرکزی شد و به دنبال آن تجارت و سیاحت با رکود مواجه شد(جنیدی،1387).
در ایران قبل از اسلام سیاحان و بازرگانان در داخل ایران از آزادی رفت و آمد و امنیت برخوردار بوده اند، درست است درایران باستان پادشاهان تحت عنوان سرکوب شورشیان از خشونت آمیزترین روشها استفاده می کرده اند(رجبی،بی تا).ولی به هرحال آنچه مطرح شد بیانگر سیر تاریخی حقوق ایران در زمینه خارجیان و پیروان مذاهب دیگر است.
1-1-2-2- دوران بعد از اسلام
بعد از اینکه سلسله ساسانیان به دست مسلمانان منقرض شد و ایران به دست مسلمانان افتاد تغییرات اساسی در نظام حقوقی ایران به وجود آمد و فقه اسلامی منبع اساسی حقوق ایران به شمار آمد و بر اساس فقه اسلامی مفهوم خارجی و بیگانه تغییر یافت یعنی قبلاً کسانی که ایرانی نبودند بیگانه تلقی می شدند اما بعد از اسلام بیگانه به کسی گفته شد که مسلمان نبودند در دوران اسلام به جای بیگانه اصطلاح کافر بکار گرفته شد کافر در فقه اسلامی تقسیم بندی خاص دارد و برای هر گروه حقوق و تکالیفی معین گردیده و برخی حقوق و امتیازات نیز سلب شده است(متولی،1378).
پس از انقراض پادشاهی ساسانی شاید سیاحان عرب اولین دسته از جهانگردانی باشند که نظرشان به ایرانگردی معطوف شد. از تازیان سیامی که سفر نامه نوشته اند، اگر از”ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی” که سفر نامه اش مورد تردید قرار گرفته و”ابن فضلان” که شرح بسیار کوتاهی درباره ایران دارد بگذریم، می توان ابن بطوطه بارزترین ایرانگرد این دوره شناخت. شرف الدین ابو عبدالله محمد بن عبدالله محمد بن ابراهیم طنجی، مشهور به ابن بطوطه، که در سال 703 هجری قمری در طنجه زاده شد. او که جغرافیدان بود به دنبال کسب دانش بیشتر در این رشته، سفرهای دور و دراز خود را از سال 725 ه.ق. از شمال آفریقا آغاز نمود و به سال 754 در مراکش به پایان برد. دستاورد چهار بار سفر او به گوشه کنار دنیا، کتابی است بنام تحفهالنظار و غرائب الامصار و عجایب السفار که به رحله ابن بطوطه مشهور است. در سفرنامه او بیشتر به موقعیتهای جغرافیایی و مسایل دینی و مذهبی توجه شده، زیرا وی جغرافیدان مسلمان است. او در ایران با جاذبه های بیساری روبرو می شود به ذکر نمونه های بسنده می شود. هنگام اقامت در اصفهان درباره روحیات مردم آن شهر می نویسد “اهالی مردمی زیبا روی اند. رنگ آن ها سفید و روشن و تمایل به سرخی است. شجاعت نترسی از صفات بارز ایشان آنان می باشد. اصفانیها مردمانی گشاده دست اند. و اصفهان بناهایی بزرگ و مهم تاریخی دارد که یکی از معتبرترین آنها آب انباری چهارگوش است با آبی زلال، شیرین و بسیار گوارا که پیرامونش باراندازی است با ستونها و گنبدهای نیکو و اطاقهای بی شمار و حجره هایی مخصوص بازرگانی که می خواهند کالای خود را عرضه کنند، پیوسته شب هنگام این محل را برای حفظ متاعهای ایشان قفل می کنند. دیگر اشیاء و ابنیه نیکو در این شهر دیده می شود، در ادامه سفراش به یزد می رسد، و هنگامی که می خواهد درباره صنعت عظیم نساجی آن شهر در سفرنامه اش بنویسد، می ترسد که متهم به زیاده روی و مبالغه شود” از آنجا راه خود را دنبال کردیم به یزد رفتیم و آن شهر صنعتگران است که پارچه های ابریشمی و نخی و پشمی و مانند اینها می بافند. شاید کسانی چنین پندارد که در پاره ای از موارد من در نقل وقایع از حد راستی تجاوز می کنم. با این همه کسانی که یزد را دیده اند می دانند که آنچه می گویم کاملاً راست و درست است. حصار پیرامون آیین شهر پنج میل است دارای حومه ای بسیار وسیع و با این همه، مردم همه به نساجی و بافتن پارچه های گوناگون ابریشمین سرگرمند و ابریشم را از استرآباد و از ازی و از نواحی جغتای از راه دریای باکو وارد می کنند و بهترین آنها از یزد می آید و یزدیان با کار کوشش خویش مقدار مهمی از این پارچه ها را به هند و ایران و جغتای و چین و بخشی از ختا و بروصه و ترکستان صادر می کنند.کسانی که پارچه های ابریشمین خوب و خوش بافت سوریه را می خرند گو بروند و پارچه ابریشمی یزد را برگزینند، و اگر بتوان اخلاقیات را جزو جاذبه های سیاحتی اقلیمی به حساب آورد، نیک رفتاری ایرانیان با بیگانگان و میمان نوازی و غریبه دوستی آنان، نظر بسیاری از ایرانگردان را به خود جلب کرده است.”(مرسلوند،1373)اگر از سفرنامه ابن بطوطه بگذریم به سفرنامه ایتالیایی گمنامی برمی خوریم که بنا به گفته خودش در دمشق و حلب و ایران به شغل بازرگانی مشغول بوده بوده از سال 1511تا1520میلادی به ایران آمد و شد داشته و دوره پادشاهی شاه اسماعیل را درک کرده است. سفرنامه این بازرگان ایتالیایی را که اوصاف دل انگیزی از شهرها، مناسبات اجتماعی، اخلاق و رفتار ایرانیان دارد می توان سفرنامه ای سیاحتی شناخت و خود او را ایرانگرد واقعی دانست برای نمونه می توان نوشته او را درباره شهر تبریز مورد بررسی قرار داد: “از صوفیان بگذریم می رسیم به شهر بزرگ و باشکوه تبریز …به نظر من محیط این شهر بزرگ نزدیک به بیست و چهار میل است و مانند ونیز بارو ندارد. دارای کاخ های بزرگی است که یادگار شاهانی است که بر ایران فرمانروا بوده اند و خانه های باشکوه بسیار دارد. دو رود از میان تبریز می گذرد… در تمام نواحی مجاور چشمه هایی دیده می شود که آب آنها از کاریز می آید… درون کاخ های شاهان گذشته را به نحو شگفت انگیزی آراسته و از بیرون با زر و رنگ های گوناگون پوشانده اند و هرکاخ را مسجدی و گرمابه ای جداگانه است که آنها را نیز زراندود کرده و با طرح های ظریف و زیبا زینت داده اند و هر فرد تبریزی درون اتاق خود را سراپا گچبری کرده و به طرح های گوناگون باشگرف آراسته است.” (مرسلوند،1373)
دوره پادشاهی صفویه را می توان سرآغاز مهمی برای ورود اتباع بیگانه به ایران دانست. در عصر صفوی سفیران دول بیگانه، جهانگردان، میسیونهای مختلف مذهبی، بازرگانان… به ایران وارد شدند و اولین هیأت انگلیسی به سرپرستی سرآنتونی جنکینس نیز در دوره صفویه به سال 980 هجری قمری به ایران آمد. در این زمان شاه عباس نیز هیأتی را به دربارهای مسیحی اروپا فرستاد مأموریت این هیأت جلب همکاری و اتحاد دول عیسوی در برابر خط عثمانی و نیز تشویق این کشورها برای تجارت با ایران بود در این مأموریت فرمانی از سوی شاه عباس صفوی صادر شد که در آن شاه ایران از همه اروپاییان دعوت کرد که به کشور او برای تجارت و یا هر کاری آمد و شد کنند. او در این فرمان تسهیلات بسیاری برای مسیحیان که به ایران می آیند قایل شد و در حقیقت فرمان او را می توان سر آغاز نوینی در ایرانگردی تلقی کرد. در دوره صفویه جهانگردان بسیاری به ایران آمدند که اغلب آنان ماموران سیاسی، مبلغان مذهبی و یا بازرگانانی بودند که در پی کسب سود به این سرزمین وارد شدند. ولی باید دانست جهانگردی در ابتدای امر جدای از “منفعت” نبوده و به هر جهت مشکل بتوانیم “سیاحت” را از “منفعت” جدا کنیم. از معروف ترین ایرانگردانی که در دوره صفویه به ایران آمده و از سفر خود گزارش تهیه کرده اند می توان از: بازرگانان گمنام ایتالیایی، شاردن، کمپفر، پیترو دلاواله، سانسون، برادران شرلی نام برد(محقق داماد،1365).
از آنجا که سرزمینهای اسلامی یک امت واحد را تشکیل می دهند تمام مسلمانان تبعه کشور پهناور اسلامی اعم از ایران و سرزمین های دیگر را شامل می شد و آنهایی که مسلمان نبودند اما به دلایلی مانند سیاحت و تجارت و اقامت در ایران حضور داشتند با مسلمانان قرار دادی می بستند و بر اساس مورد به آنان مستامن، معاهد و یا اهل ذمه می گفتند.
1-1-2-3- دوران معاصر(کاپیتولاسیون)
“کاپیتولاسیون عبارت است از معاهداتی که بر اساس آنها بعضی از حقوق حاکمیت یک کشور از جمله حق قضاوت به یک کشور خارجی واگذار می شود به طوری که اتباع آن دولت از پاره ای حقوق و مزایا به طور اختصاصی استفاده می کنند.” (رحیم پور،1379).
در دوران کاپیتولاسیون حقوق خارجیانی که دولت متبوع آنها معاهده کاپیتولاسیون با ایران منعقد کرده بودند بسیار گسترده بوده است و حتی می توان گفت که در بعضی موارد حقوق خارجیان در ایران بیشتر از حقوق ایرانیان بوده است. اولین معاهده کاپیتولاسیون در ایران که ننگین ترین معاهده تاریخ ایران بشمار می رود معاهده ترکمنچای بوده است که بین ایران و روسیه در سال 1828 در روستای ترکمنچای منعقد شده به دنبال آن چنین معاهداتی بین ایران و کشورهای همسایه منعقد شد و حقوق گسترده تری به خارجیان اعطاء شد.
بعضی از کشورها در معاهدات خود صراحتاً از کاپیتولاسیون اسم برده اند و برخی دیگر به استناد شرط دولت کامله الواد در معاهدات خود با ایران از مزایای کاپیتولاسیون استفاده کرده اند.1
کاپیتولاسیون با اعلام رسمی آن توسط رئیس دولت وقت (مخبرالسلطنه هدایت) در مجلس شورای اسلامی ملی مورخه 20/2/1370 به طور رسمی ملغی شد(متولی،1378).
پس از الغای کاپیتولاسیوندول خارجی خواهان قوانین مدون رسمی بودند که برمبنای آن حقوق خارجیان تثبیت شود به دنبال آن قانون مدنی ایران به تصویب مجلس شورای ملی رسید. بعداً سایر قوانین مانند قانون آیین دادرسی مدنی و قانون تجارت و غیره حسب مورد به حقوق خارجیان و تکالیف آنها در ایران پرداخته است(متولی،1378).
– دوران قبل اسلام
از زمانی که کاپیتولاسیون بطور رسمی در ایران از بین رفت مقررات و ضوابط مربوط به امور جهانگردی و گردشگری یکی به دنبال دیگری وضع شد مانند : مقررات مربوط به تاسیس کافه و رستوران در سال 1307 این مقررات شامل طرز بنای کافه و رستوران، شرایط و حدود وظایف آنها بود .
در سال 1314 در وزارت کشور اداره

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه با موضوعطلاق

دیدگاهتان را بنویسید