پایان نامه با کلمات کلیدی ملی‌گرایی، ملی گرایی، اتحادیه اروپا، ناسیونالیسم

هویت‌خواهانه از بریتانیا انداخت، به سراسر اروپا از جمله کاتالونیا اسپانیا کشیده شده که تبلور آن جسورتر شدن مردم کاتالونیا برای برگزاری همه‌پرسی استقلال در اکتبر ۲۰۱۴ بود. دولت مرکزی اسپانیا در مادرید، مخالف این همه‌پرسی بود و نتایج آن را بی‌ارزش خواند و دادگاه قانون اساسی اسپانیا خواستار لغو این مراسم شده بود. پس از شمارش آرای این همه‌پرسی نمادین مشخص شد حدود ۸۰ درصد مردم کاتالونیا، خواستار استقلال از اسپانیا هستند. پس از موفقیت جبق الطارق در جدایی از اسپانیا و به رسمیت شناخته شدن از سوی یوفا، بسیاری از کارشناسان معتقدند مسئولان محلی کاتالونیا می‌خواهند با جدا کردن تیم‌های این ایالت، ضربه بزرگی به دولت مرکزی وارد کنند. در هر صورت با نتایج این همه‌پرسی، فشار بر دولت اسپانیا برای برگزاری یک همه پرسی با ضمانت اجرایی، بیشتر شده است و این احتمال وجود دارد که سازمان‌های بین‌المللی در این مورد دخالت کنند.
روندی دیگر که باعث تسریع و تحریک جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی شده بحران اقتصادی اروپاست که سال ۲۰۱۰ آغاز و به اسپانیا نیز کشیده شد. این روند می‌تواند به بروز بحران‌های اجتماعی و حتی اثرپذیری جریان‌های هویت‌طلب و جدایی‌طلب در این کشور برای پیگیری جدی‌تر مطالبات خود بینجامد. در واقع، بحران اقتصادی اسپانیا سبب شده جریان‌های هویت‌طلب و جدایی‌طلب در اسپانیا به این نتیجه برسند که در فضای خودمختاری بیشتر و حتی استقلال وضعیت اقتصادی بهتری خواهند داشت. این شرایط تاثیری مستقیم بر اتحادیه اروپا نیز می‌گذارد و در نهایت باید گفت از روند همگرایی اقتصادی و در سطحی گسترده‌تر همگرایی سیاسی اعضای اتحادیه اروپا که اسپانیا نیز جزو آن است، کاسته می‌شود. به طور کلی، این شرایط که پتانسیل جدایی بخش‌هایی از اسپانیا را تقویت می‌کند، سبب چندپارگی و تضعیف یکپارچگی اسپانیا خواهد شد.
فصل پنجم
تاثیر جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی بر یکپارچگی اتحادیه اروپا
۵-۱. ملی‌گرایی در اروپا
رشد ملی‌گرایی در اروپا در دو دهه گذشته فرضیه‌های بسیاری را در مورد آینده این جریان و قدرت ایجاد تحول آن در بطن اتحادیه اروپا برانگیخته است. ملی‌گرایی از ابتدای تکوین خود در قرن هجده و نوزده میلادی در اروپا، یکی از متحول‌ترین و مبهم‌ترین جنبش‌های دو سده اخیر در عرصه بین‌الملل بوده است. برخلاف تصور برخی که انترناسیونالیسم را پایانی بر ملی گرایی می دانستند، پویایی خاص این جریان در عصر حاضر،مانع از محدودیت آن به مطالعات تاریخی صرف می گردد. این جریان،علیرغم اشکال متفاوت و تحولات بسیاری که در بطن خود با آن مواجه است، هنوز هم نقشی اساسی در تبیین هویت افراد ایفا می کند.ضمن اینکه بحران در منطقه یورو و مشکلات ناشی از آن،طی دهه اخیر موجب رشد و شدت انواع جدیدی از ملی گرایی در کشورهای عضو اتحادیه اروپا شد.
۵-۱-۱. تعریف ملی‌گرایی
ملی‌گرایی که در قرن شانزدهم گسترش یافت، به خلق ملت‌های مستقل (یونان، ایتالیا، آلمان) منجر شد. در پایان جنگ جهانی و سقوط امپراتوری آلمان، عثمانی و اتریش-مجارستان موج دیگری از ایجاد دولت‌های مستقل مانند لهستان، فنلاند، یوگسلاوی، ترکیه و … به راه افتاد. مفهوم دوم،همانگونه که نام برده شد، هنگامی که ملی گرایی از اراده قدرت و خود بزرگ پنداری حکمرانان سرچشمه می گیرد،به توسعه طلبی خشونت بار(چون امپریالیسم یا استعمارگرایی) مختوم می شود. تاریخ اروپا در نیمه اول قرن بیستم،شاهد نمونه هایی از این دست بوده است که موجب رواج فاشیسم ایتالیایی و نشنال-سوسیالیسم آلمان (نازیسم)،گردیدند.اما در عمل،در اروپا،به خصوص در چهارچوب اتحادیه اروپا،
۵-۱-۲. تقسیم‌بندی تاریخی روند‌ ملی‌گرایی در اروپا
بسیاری از متفکران، وجود ملت و ملی‌گرایی را امری بدیهی انگاشته‌اند. آنان جریان ملی‌گرایی را با توجه به شکل‌گیری مفهوم دولت-ملت، به قرن هجده و نوزده منحصر می‌کنند و عصر طلایی آن را قرن نوزدهم در نظر می گیرند که از یک سو، با درک بشر از تبعات فاجعه بار ملی‌گرایی در پایان قرن بیستم و از سوی دیگر با ظهور نهادهای فراملی، دوره افول خود را سپری می‌کند.
بهترین تقسیم‌بندی مطالعاتی ملی‌گرایی را اوزکریملی ارائه می‌دهد. وی چهار دوره برای ملی‌گرایی پیشنهاد می‌کند (مقری موذن، ۱۳۹۲: ۸۸-۹۷):
دوره نخست: قرن هجده و نوزده که ایده ملی‌گرایی غربی از روح روشنگری زاده می‌شود و به عنوان ایدئولوژی و جنبش اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد.این دوره از تاریخ اروپا،با رشد و توسعه ملت های مدرن مترادف بوده و علاقه به ملی گرایی،اخلاقی و فلسفی است.ظهور دولت-ملت مرحله مترقی در تحول تاریخی جوامع بشری به شمار می آید و جاذبه عاطفی ملی گرایی،آنرا به قاعده گریزناپذیر زمان تبدیل میکند.در این دوران، مکتب ملی گرایی انگیزه فطری زندگی توده هاست که تا حدود زیادی به این عصر جهت می دهد و سمت و سوی سیاسی آنان را هماهنگ و یگانه می سازد. در این دوران،هر دو گروه لیبرال ها و مارکسیست ها متوفق القولند که ملی گرایی دوره ای گذراست و به تدریج از بین خواهد رفت.
دوره دوم: از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۵ که طی این دوره، ملی گرایی معنای اصیل خود را تا حدود زیادی از دست می دهد و با تظاهراتی چون شوینیسم،نژاد پرستی و بیگانه هراسی،به خصوص در کشورهایی با نظام‌های دیکتاتوری (فاشیستی) ظهور می یابد.۱۶ اما همین تبعات سیاسی و مشکلاتی که از آن ناشی می شود،زمینه را برای مطالعه ملی گرایی به عنوان پژوهش آکادمیک فراهم می کند. طی این دوره،محققان می کوشند به غیر از جنبه جنبش بودن و دفاع یا انتقاد از ملی گرایی،آنرا درک نموده و به عنوان پدیده،در صدد تعریف آن برآیند. به همین دلیل،در این دوران در مطالعات،بین ملی گرایی سنتی و ملی گرایی مدرن تفاوت گذاشته شد و روش گونه شناسی برای دسته بندی زمانی جریان به کار رفت.
دوره سوم: از سال ۱۹۴۵ تا اواخر دهه ۱۹۸۰. این دوره پربارترین و غنی‌ترین دوره تحقیق در زمینه ملی‌گرایی به شمار می آید. جنگ جهانی دوم با سیطره نظام های کمونیستی پایان می یابد و ملی گرایی به همدلی با طبقه کارگر ملی و بیگانه هراسی درخصوص سرمایه داری تبدیل می شود. این دوره با مشارکت جامعه شناسان و علمای علوم سیاسی، ادبیات نظری ناسیونالیسم را بسیار متنوع تر می کند.در این دوره،طبق نظر محققانی که تحت تأثیر مدرن سازی بودند،سه مرحله برای تکوین وجود داشت:سنت،گذار،و مدرنیته.ملی گرایی نیز جزئی طبیعی از فرهنگ گذار به شمار می آمد.در سال ۱۹۷۰، موج جدیدی از توجه به ملی‌گرایی پدیدار شد که ناشی از ورود محققان نومارکسیست در این حوزه بود.
دوره چهارم: از اواخر دهه ۱۹۸۰ تا زمان حاضر. این دوره با سقوط کمونیسم و گسترش اتحادیه اروپا، جنبه‌های ضددموکرات ملی‌گرایی تا حدود زیادی از میان برداشته شد.از نظر آکادمیک، این دوره معرف تلاش هایی است که برای فراتر رفتن موضوع ملی‌گرایی از مباحث کلاسیک صورت گرفته است. پرسش همیشگی منشا ملت ها با مسائل بدیهی چون «ملیت ما» یا «ملیت در حال حاضر» جایگزین گردید و کوشش شد عوامل تولید و بازتولید ملی‌گرایی به عنوان صورت‌بندی گفتمانی اصلی، در جهان مدرن شناسایی شود. برخی از مطالعات این دوره نیز تعامل بین مطالعات ملی‌گرایی و تحقیقات عرصه‌های دیگر مانند آوارگی، تنوع فرهنگی، هویت، مهاجرت، شهروندی، نژادپرستی و غیره است که به آن برخی شناخت های دیگر که ناشی از رویکردهای معرفت‌شناسانه‌اند مانند طرفداری از حقوق زن و پست مدرنیسم نیز افزوده می شد.
۵-۱-۳. گونه‌شناسی ملی‌گرایی در اروپا
در عصر حاضر در اروپا چهار نوع ملی‌گرایی، یعنی ملی‌گرایی کشوری یا دولتی، فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا، ملی‌گرایی جدایی‌طلب طلب و نوملی‌گرایی یا ملی‌گرایی احزاب را می‌توان گونه‌شناسی کرد.
۵-۱-۳-۱. ملی‌گرایی کشوری یا دولتی
ملی‌گرایی کشوری یا دولتی۹۹ یا حاکم اساسا سیاسی است و به احساس مشترک شهروندی یک کشور اطلاق می‌شود. به این معناست که در بطن دولت-ملت، نوعی ایدئولوژی سیاسی وجود داشته باشد که نسبت به سایر ملاحظات بین‌المللی، به «ملت» برتری دهد. این ملی‌گرایی خاستگاه خود را در ترس‌های ناشی از خطرات بیرونی و یا دشمن داخلی می یابد و روشن است که از سوی حاکمیت یا دولت اعمال می‌شود. بنابراین، نشانگر نوعی انزوا و بازگشت به نظام ارزش‌هایی است که ملت بر اساس آن ساخته شده است.
برای بررسی این سطح ملی‌گرایی، باید به بررسی وقایع پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد پرداخت که طی آن، سازمانی مانند اتحادیه اروپا به عنوان نوعی ساختار مقاومتی توانمند، برای ایجاد توازن در نظام بین الملل ظاهر شد. اتحادیه اروپا در جای خود توانست اروپا را به مجموعه ای یکپارچه بدل سازد و مفهوم ملیت اروپایی را گسترش بخشد. با وقوع بحران یورو در اتحادیه اروپا، مساله ملی گرایی بار دیگر و این بار با شدت بیشتری به عنوان خواسته ای از سوی کشورهای عضو بیان شد. در نتیجه آن، دولت ملی قدرت کمتری در برخورد با مسائلی نظیر سیاست مالی،تنظیم فعالیت های تجاری و … دارد . این امر که بر احتمال باختن منافع ملی در برابر قدرت واحدهای سیاسی بالاتر دلالت می کند، موجب تشکیل مقاومت های ملی می گردد.
بنابراین، برخی دولتها مانند یونان، به دلیل مشکلات اقتصادی ناشی از حضور در اتحادیه اروپا و برآورده نشدن منافع آنها در این ساختار فراملی، از ملی‌گرایی برای کنترل و ابزاری در جهت بیان خواسته های خود بهره برده‌اند. باید تکید کرد تا آنجا که این ملی گرایی به عنوان حربه و اهرم مورد استفاده قرار می گیرد، موجب واگرایی در اتحادیه اروپا نخواهد شد، زیرا قطع همکاری کشورهای عضو به معنای سقوط یک باره منافع ملی آنها در میزانی وسیع است.
۵-۱-۳-۲. فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا
فراملی‌گرایی در تضاد با ملی‌گرایی است که اولویت را به ملت می‌دهد. این جریان از قرن بیستم، از سوی برخی از نمایندگان پارلمان فرانسه، برای توجیه سیاسی گسترش استعمار و گشایش بازارهای جدید یا دستیابی به منابع اولیه معرفی شد.در چهارچوب تشکیل اتحادیه اروپا، فراملی‌گرایی کوشش برای تمرکز قدرت در سطح نهادهای اروپایی است. ذکر این نکته ضروری است که رابطه قدرت و مقاومت بین فراملی گرایی و ملی گرایی، یکی از دلایل اساسی رشد ملی گرایی است. در واقع، فراملی‌گرایی در قالب اتحادیه اروپا ساز و کاری برای تقویت همگرایی در این اتحادیه و مهار ملی‌گرایی افراطی است.
۵-۱-۳-۳. ملی‌گرایی هویت‌طلب و جدایی‌‌طلب
منظور از ملی‌گرایی قومی ملی‌گرایی ملت‌ها یا قومیت‌های بی‌دولت است. ملی‌گرایی قومی در تقابل با ناسیونالیسم ملی قرار دارد. ملی‌گرایی قومی ریشه در احساس‌ ریشه‌های مشترک دارد که در شاخصه‌های زبانی، مذهبی و نژادی جلوه‌گر می‌شود.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعاوقات فراغت، motivation، Education

دیدگاهتان را بنویسید