پایان نامه با کلمات کلیدی خودمختاری، جنگ جهانی دوم، توسعه اقتصادی، وابستگی اقتصادی

و سیاسی این کشور دنبال می کند. جبل الطارق، دیگر کشور مدخل احتمالی نیز ممکن است به عنوان کندومینیومی میان بریتانیا و اسپانیا ظاهر شود. در فرانسه، زمینه ها برای تقاضای خودمختاری در بریتانی۶۳ اساسا فرهنگی و زبانی می باشد. حاکمیت جداگانه حمایت اندکی را پشت خود دارد، زیرا پاریس با اعطای قدرت تعیین بودجه به بریتانی سلطه متمرکز خود بر آنجا را کاهش داده است.
کورسیکا۶۴ با زبان و فرهنگ متمایز خود در زمان حاکمیت جنوا بر آنجا و تا انتقال آن به فرانسه در سال ۱۷۶۸، صحنه سنتی جنبش های جدایی طلبی، راهزنی و خصومت های خونین قرون وسطی بوده است. در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، چریک‌های کورسیکا برای پیشبرد اهداف خود در کسب استقلال مبادرت به بمب گذاری می کردند. در سالهای اخیر، استراتژی های توسعه اقتصادی در اینجا بر گردشگری متمرکز شده است. پایان سال ۲۰۰۱، کورسیکا خودمختاری محدودی را کسب کرد که شامل آموزش زبان کورسیکایی در مدارس می شود، ولی بعید است که شاهد توقف خشونت های جدایی طلبانه باشیم. به نظر می رسد که اعطای میزان بالاتری از خودمختاری و وضعیت شبه دولتی راه حلی عملی برای مسئله کورسیکا باشد. در آغاز قرن بیستم، کرت۶۵ هم صحنه شورش های جدایی طلبانه مهمی ضد ترک ها بود تا اینکه در سال ۱۹۱۳ به یونان پیوست . بعدها در سال ۱۹۳۸، نیروهای استقلال طلب کرت در پی رهایی از دیکتاتوری یانیس متاکساس۶۶ برآمدند. ولی شورش آنها سرکوب گردید.در خلال جنگ جهانی دوم، زمانی که کرت به دست آلمان ها افتاد و سپس اندکی بعد از جنگ، فعالیت های چریکی کمونیستی در این جزیره را شاهد بودیم ولی این امر ظهور قوی از جدایی طلبی را موجب نگردید. اگر تنش ها میان یونان و ترکیه بر سر قبرس پایان یابد، و به ویژه اگر ترکیه وارد اتحادیه اروپا شود، آنگاه ارزش راهبردی کرت برای یونان کاهش خواهد یافت. تحت چنین شرایطی، ممکن است آتن با اعطای قدرت محدود در حد شبه‌دولت به این جزیره که موطن یکی از اولین تمدن های جهان می‌باشد، موافقت کند. بخش یونانی‌نشین قبرس که ۸۰ درصد از کل جمعیت و تقریبا ۶۰ درصد از سرزمین آن را در اختیار خود دارد، به لحاظ بین المللی مورد شناسایی قرار گرفته و به نظر می‌رسد که تا وقتی راه‌حلی برای رفع نگرانی بخش ترک‌نشین قبرس در شمال این کشور از جذب در بخش بزرگ‌تر و توسعه یافته‌تر یونانی‌نشین یافت نشود، صلحی وجود نخواهد داشت. قبرس در سال ۱۹۶۰ و بر مبنای توافقاتی که از اتحاد آن با یونان یا تجزیه آن جلوگیری می‌کرد، مستقل شد.
کودتای سال ۱۹۷۴ از سوی نیروهای طرفدار یونان، موجب شد ترکیه در حمایت از جمعیت مسلمان این جزیره به شمال این کشور حمله کند. به هرحال، تشکیل فدراسیونی متشکل از این دو سرزمین شدیدا متخاصم که پیوندهای خود با یونان و ترکیه را نادیده بگیرند، بسیار بعید به نظر می‌رسد. از این رو، ایجاد کنفدراسیونی از بخش های شمالی و جنوبی تحت حاکمیت کندومینیومی از سوی آتن و آنکارا، می تواند راه حل قابل قبولی در کوتاه مدت باشد. بلژیک حوزه ای است که می تواند یک یا دو نقطه ملی اروپایی را ایجاد کند. رهبران سیاسی جمعیت مرفه فلمیش زبان۶۷ در شمال بلژیک تقاضاهای خود را برای کسب خودمختاری به درخواست برای ایجاد کشور «فلاندر بزرگ» بالا برده که شامل بخش شمالی بلژیک و جنوب هلند می شود. این سرزمین جمعیتی ۲۲ میلیونی و اقتصادی خواهد داشت که دهمین اقتصاد بزرگ جهان خواهد بود.
به دلیل اهمیت آن برای بلژیک و هلند، تشکیل چنین کشوری به نظر دور از دسترس بوده، اما ممکن است به نوعی از خودمختاری فرهنگی و اقتصادی دست پیدا کنند. در جنوب بلژیک، تشکیل یک والونیای مجزا هدف ساکنین فرانسوی زبان آنجا بوده است. در دهه‌های اخیر، ملی‌گرایی والونی۶۸ به واسطه افول در پایگاه صنعتی جنوب و بیکاری مزمن تقویت گشته است. احزاب سیاسی ملی گرا همچنین نگران تضعیف زبان فرانسوی و برابری سیاسی با بخش های فلمیش بلژیک می باشند. بسیاری از رهبران فلمیش به نوبه خود تمایل چندانی را برای حفظ اتحاد با بخش کمتر توسعه یافته والونیا نشان نمی دهند. با استقلال و کسب موقعیت شبه دولتی از سوی مردمان فلاندر، امکان ظهور یک دولت مجزا و کوچک والونی نیز وجود دارد.
خودمختاری در ایرلند شمالی نیز علیرغم موانع پیش روی اجرای توافق میان پروتستان ها و کاتولیک ها در سال ۱۹۹۸، در حال اجرا در آمدن است. این توافق تقسیم قدرت میان اکثریت پروتستان اتحادیه‌گرا۶۹ و اقلیت کاتولیک جمهوری خواه۷۰ را امکانپذیر ساخت و بر طبق مفاد آن، یک مجلس، قوه اجرایی و شورای وزیران ایجاد گردید. مجلس مذکور در ۲ دسامبر ۱۹۹۹ تشکیل شد، اما در سال ۲۰۰۰، خودمختاری این منطقه به دلیل عدم تمایل «ارتش جمهوری‌خواه ایرلند» به خلع سلاح، به حال تعلیق درآمد. تا زمانی که ارتش جمهوری‌خواه ایرلند، شاخه نظامی «حزب کاتولیک شین فین» و گروههای شبه نظامی پروتستان منحل نشده اند، صلح پایداری وجود نخواهد داشت. در صورت برقراری صلح، ایرلند شمالی می تواند در وهله نخست به عنوان یک کندمینیوم با تقسیم قدرت در امور دفاعی و خارجی از سوی بریتانیا و ایرلند و در نهایت به عنوان کشوری جداگانه ظاهر شود.
تاسیس پارلمان‌ها در اسکاتلند و ولز۷۱ معیاری مهم در خودمختاری آنها محسوب می شود. ملی‌گرایان اسکاتلندی آن را گامی در جهت استقلال، به ویژه باتوجه به توسعه اقتصادی اخیر در اسکاتلند می‌دانند. به رغم خود مختاری سیاسی بیشتری که اسکاتلند هم اکنون از آن بهره می برد، رشد صنعت تکنولوژی پیشرفته و چشم انداز کنترل ذخایر دریایی نفت و گاز بر شدت درخواست ملی گرایان جهت استقلال کامل افزوده است. بیشتر حوزه های نفتی بریتانیا در سواحل اسکاتلند قرار داشته و این میزان برای میادین گازی ۴۰ درصد می باشد. در صورت کسب استقلال از سوی اسکاتلند، مکان مرز دریایی انگلیسی – اسکاتلندی که از رودخانه «ریور فورث» تا دریای شمال امتداد دارد، می‌تواند به نقطه‌ای از کشمکش و منازعه تبدیل شود. سرنوشت جزایر ارکنی۷۲ و شتلند۷۳ که در شمال شرقی اسکاتلند قرار داشته و جنبش های جدایی طلبانه خود را دارند نیز ممکن است به همین صورت باشد. وضعیت ولز متفاوت است . نگرانی های مهم ملی گرایان ولز عبارت است از مسائل آموزشی، فرهنگی و زبانی می باشد که با کسب خودمختاری بیشتر و تبدیل شدن به یک شبه کشور امکان برطرف شدن را دارند.
دو نیروی متفاوت در بعد سرزمینی و قومی در شمال ایتالیا وجود دارد: ترنتینو- آلتوآدیجا۷۴ و پادانیا۷۵. ترنتینو-آلتو ادیجا زمانی بخشی از تیرول۷۶ اطریش بود. مردمان آلمانی زبان آنجا (هم‌اکنون در حدود نیمی از کل جمعیت استان بولزانو۷۷ ترنتو۷۸) در تمایلات خود برای خودمختاری در امور قانونگذاری، اداری و زبانی مورد حمایت اطریش بوده اند. روم پیش از این میزانی از خودمختاری را به این منطقه اعطا کرده است، اما بدون کسب وضعیت شبه‌دولتی در رابطه‌ای کندومینیومی با ایتالیا و اتریش، بعید است که مساله بازگشت آن به اتریش همچنان خاموش باقی بماند. پادانیا ابداعی از سوی «اتحادیه شمالی»، حزبی دست راستی در شمال ایتالیا است که در سال ۱۹۸۲ تاسیس شد. رهبران آن به تناوب از جدایی و فدرالیسم سخن می گویند. سرزمینی که به طور کلی پادانیا شناخته می شود. نام خود را از نام لاتین رودخانه پو۷۹ گرفته و برخی مواقع دره پادانا۸۰ نامیده می شود. به لحاظ جغرافیایی، این منطقه لومباردی، پیدمونت۸۱، لیگوریا۸۲، ونتو۸۳ و امیلیا۸۴ (نیمی از امیلیا-رومانیا۸۵) را پوشش می‌دهد. هیچ بنیان سرزمینی تاریخی و هیچ تمایز زبانی از بقیه ایتالیا برای یک کشور پادانیا وجود ندارد. آنچه پیگیری اهداف جدایی‌طلبانه از سوی اتحادیه شمالی را موجب شد، تمایل برای جدا کردن شمال ثروتمند ایتالیا (برخی مواقع ادعای خود را به تاسکنی۸۶ و روم نیز گسترش می دهند) از جنوب فقیر می‌باشد. هرچند این جنبش سیاسی را به آسانی نمی توان نادیده گرفت، ولی احتمال جدایی آن از ایتالیا بسیار ضعیف است. همچنین جنبش های جدایی‌طلب دیگری نیز در سیسیل و ساردینیا۸۷ وجود دارد. با این حال، به دلیل کسب خودمختاری محدود و وابستگی اقتصادی آنها به روم، فشارها برای استقلال فروکش کرده است.
جزایر آزور و مادیرا۸۸ در پرتغال وضعیت مناطق خودمختار را کسب کرده اند، درحالیکه جزایر قناری خودمختاری منطقه ای بیشتری را از اسپانیا به دست آورده است. به دلیل وابستگی اقتصادی آنها به کشورهای مادر خود، وضعیت شبه استقلال۸۹ برای جزایر مادیرا و قناری وضعیت واقع‌بینانه‌تری خواهد بود. در فاصله ای دورتر، آزور باتوجه به جایگاه راهبردی خود در یک هزار مایلی غرب پرتغال، قرار داشتن در وسط اقیانوس اطلس و فاصله ای یک هزار مایلی از ساحل شمال غربی آفریقا، می‌تواند به کشوری مدخل تبدیل گردد. آزور هم اکنون محل پایگاه هوایی ناتو بوده و تفرجگاه های مشهوری نیز دارد.
گرینلند همچنان به دنبال حق تعیین سرنوشت برای ۵۶ هزار نفر جمعیت خود می باشد. گرینلند به ویژه در پی داشتن صدایی قوی تر در تعیین آینده پایگاه نیروی هوایی تول ایالات متحده در این سرزمین می‌باشد که در زمان جنگ جهانی دوم ساخته شد و در دهه های اخیر توسعه زیادی پیدا کرد. هرچند دانمارک به طور مشروط اجازه استقرار «سیستم دفاع موشکی ملی» از سوی امریکا را داده است، اما به نظر می رسد که مردمان گرینلند از استقرار این سیستم حمایت کرده و از آن به عنوان فرصتی برای کسب حمایت واشنگتن از آنها در تصمیم گیری نهایی بهره می گیرند.به هرحال، کسب استقلال کامل می تواند تنها راه برای تحقق اهداف تعیین سرنوشت از سوی مردمان گرینلند باشد. جزایر فیرو۹۰(متعلق به دانمارک) میان ایسلند و جزایر شتلند قرار دارند. این جزایر که برای نخستین بار در سال ۱۹۸۰ تحت حاکمیت دانمارک قرار گرفتند، از قرن نوزدهم دارای یک جنبش ملی گرایی قوی بوده است. در حقیقت، مردمان این جزایر پس از همه پرسی سال ۱۹۴۶ اعلام استقلال کردند، اما نتیجه همه‌پرسی مورد قبول دانمارک قرار نگرفت و به آنها وضعیت خود مختاری اعطا شد. خودمختاری مذکور جمعیت پنجاه هزار نفری این جزایر را قادر ساخت تا علیرغم پیوندهایشان با دانمارک، آب های ماهی گیری خود را به روی اعضای اتحادیه ببندند (Cohen, 1387:117-123).
همه‌پرسی برنامه ریزی شده برای سال ۲۰۰۱ نیز پس از تهدید کپنهاگ مبنی بر قطع یارانه‌ها به جزایر فیرو، لغو شد. آنچه درخواست‌ها برای کسب استقلال را تقویت می کند به احتمال کشف نفت در آب های مجاور این جزایر مربوط می شود. احتمال دارد که فرمول شبه دولت خواسته‌های کوتاه‌مدت این جزایرنشین‌ها را ارضا کند، به ویژه از زمانی که ماهی گیری سنتی همچنان ستون اقتصادی آنها بوده و به یارانه‌های دانمارک نیاز شدیدی دارند. با این حال، در بلند مدت احتمال کسب استقلال کامل از سوی این جزایر و

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع(حسان، رثای، ابیات

دیدگاهتان را بنویسید