پایان نامه با کلمات کلیدی اتحادیه اروپا، خودمختاری، هویت فرهنگی، اقتصاد سیاسی

صربسکا)، چهار کشور نروژ، سوئد، فنلاند و روسیه (ساپمی)، پرتغال و آلبانی. این تصویر کلی نشان می‌دهد که هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی تا چه حد جدی است و اتحادیه اروپا از آن نگرانی دارد. مبنای چنین گرایش‌های واگرایانه‌ای عوامل قومی، زبانی و احساس محرومیت نسبی است. به طور کلی، گسل‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی در اروپا فعال شده و یکپارچگی اتحادیه اروپا از جمله در بریتانیا، اسپانیا و ایتالیا را با چالش رو به رو کرده است. این پژوهش در پی پاسخ به این سئوال است که جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی چه تاثیری بر یکپارچگی اتحادیه اروپا دارند؟
۱-۲. اهمیت موضوع و دلایل انتخاب آن
در سال‌های اخیر گسل‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی در اروپا و به ویژه اتحادیه اروپا فعال شده که آخرین نمود آن همه‌پرسی استقلال اسکاتلند و تلاش کاتالونیا در اسپانیا برای برگزاری چنین همه‌پرسی بوده است. این پژوهش از این جهت حائز اهمیت به نظر می‌رسد که این جریان‌های هویت‌طلب و جدایی‌طلب برای بسیاری از جریان‌های هویت‌طلب و جدایی‌طلب در خاورمیانه نیز الهام‌بخش هستند.
۱-۳. سئوال و فرضیه تحقیق
۱-۳-۱. سئوال اصلی
جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی چه تاثیری بر یکپارچگی اتحادیه اروپا دارند؟
۱-۳-۲. سئوال‌های فرعی
۱. گسل‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی در چه مناطقی از اروپا فعال شده‌اند؟
۲. ریشه‌های این هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی چه عواملی هستند؟
۳. جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی چه تاثیری بر یکپارچگی اسپانیا دارند؟
۱-۳-۳. فرضیه اصلی
جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی یکپارچگی اتحادیه اروپا را تضعیف خواهند کرد.
۱-۳-۴. فرضیه جانشین
به نظر می‌رسد جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی تاثیر چندانی بر یکپارچگی اتحادیه اروپا نخواهند گذاشت.
۱-۴. متغیرهای تحقیق
متغیر مستقل: جریان‌های هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی
متغیر وابسته: یکپارچگی اتحادیه اروپا
۱-۵. تعریف مفاهیم و اصطلاحات کلیدی
۱-۵-۱. تنوع فرهنگی۱: غالبا به مفهوم گوناگونی فرهنگ و در معیاری وسیع تفاوت فرهنگ جوامع مختلف انسانی در مناطق مختلف زمین است. هنگامی که صحبت از تنوع فرهنگی می‌شود، لزوما تفاوت فرهنگی میان کشورها مد نظر نیست (گولد و کولب، ۱۳۸۴: ۲۷۱) وقتی کشورها را بر مبنای تفاوت‌های فرهنگی از یکدیگر جدا می‌کنیم، نباید از تنوع فرهنگی بیشماری که درون بسیاری از این کشورها وجود دارد غافل شویم. برای مثال تفاوت میان فردگرایی (دیدگاه فردمحور به زندگی) و جمع‌گرایی (دیدگاه جمع‌محور به زندگی) را در نظر بگیرید. بنابراین، بایستی در نظر داشته باشیم هنگام بررسی فرهنگ یک کشور، ما با یک فرهنگ ثابت و یکپارچه رو به رو نیستیم (آیزنک، ۱۳۸۷: ۵۹). تقریبا هیچ کشوری به صورت کامل از لحاظ فرهنگی یک شکل نیست و بیش از دو سوم از ۲۰۰ کشور جهان حداقل یک گروه اقلیت قومی یا مذهبی دارند که ترکیب ده درصدی جمعیت آن کشور را تشکیل می‌دهد.
۱-۵-۲. هویت‌طلبی۲: واژه هویت به دو معنای ظاهرا متناقض به کار می‌رود: نخست، همسانی و یک‌نواختی مطلق؛ دوم، تمایز که دربرگیرندۀ ثبات یا تداوم طی زمان است. معنای اول دربرگیرندۀ همسانی بین خودی‌ها و معنای دوم، تمایز میان خودی‌ها و غیرخودی‌هاست (گل‌محمدی، ۱۳۸۱: ۲۰). هویت در تماس با دیگران ساخته می‌شود؛ یعنی وقتی غیرخودی مطرح باشد، خودی‌ها به همسانی‌ها و شباهت‌ها پی می‌برند. بنابراین، هویت داشتن در درجۀ اول به معنای خاص بودن، متمایز بودن، ثابت و پایدار ماندن و به جمع تعلق داشتن است. عوامل بسیاری از جمله هنجارهای فرهنگی، ارزش‌های اجتماعی و نهادهای سیاسی در شکل‌گیری هویت تاثیرگذارند. برجسته شدن یکی از طرفین ارتباط موجب می‌شود حاملان هویت‌های فرودست تلاش کنند مختصات رابطه ارتباطی را بازتعریف کنند. در چنین شرایطی کنش هویت‌طلبی همچون واکنش مقاومتی شکل می‌گیرد. در این معنا هویت طلبان کسانی هستند که در راستای حفظ، گسترش و ارتقای جایگاه اجتماعی-سیاسی ممیزه‌های هویتی- فرهنگی خویش تلاش می‌کنند (علوی، ۱۳۹۲).
۱-۵-۳. اتحادیه اروپا۳: یک اتحادیه اقتصادی- سیاسی متشکل از ۲۸ کشور اروپایی ‌است. منشا اتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا که در سال ۱۹۵۷ با توافقنامه رم بین ۶ کشور اروپایی شکل گرفت و صرفا یک اتحادیه اقتصادی بود، باز می‌گردد. از آن تاریخ با اضافه شدن اعضای جدید، اتحادیه اروپا بزرگ‌تر شد. در سال ۱۹۹۳، توافق ماستریخت چارچوب قانونی کنونی اتحادیه را پایه‌گذاری کرد. اتحادیه اروپا در سال ۱۹۹۹ واحد پول مشترکی به نام یورو را معرفی کرد که تاکنون در ۱۹ کشور جایگزین پول‌های ملی شده ‌است. ۲۱ کشور از اعضای اتحادیه اروپا عضو ناتو هستند. اتحادیه در حال حاضر بازار واحد مشترکی دارد که موارد زیر را در بر می‌گیرد: اتحادیه گمرکی، واحد پول یورو که تحت اداره بانک مرکزی اروپاست، سیاست مشترک کشاورزی، سیاست مشترک تجارت و سیاست مشترک شیلات. سیاست مشترک خارجی و امنیت نیز به عنوان دومین ستون از سه ستون اتحادیه اروپا شکل گرفت. پیمان شنگن کنترل روادید را لغو کرد، ایست‌های گمرکی نیز در بسیاری از مرزهای داخلی برداشته شد و امکان رفت‌وآمد شهروندان اتحادیه اروپا برای زندگی، مسافرت، کار و سرمایه‌گذاری بیشتر شد.
۱-۵-۴. حق تعیین سرنوشت۴: این حق گاه با حق خودمختاری و حق خودگردانی مترادف آمده است. به موجب حق مزبور، ملل وضع سیاسی خود را آزادانه تعیین و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را آزادانه تامین می کنند. این حق شامل دو تجلی درونی و برونی است. تجلی درونی این حق با حق خودمختاری شناخته می شود و تجلی برونی این حق با حق بر جدائی. به نظر می رسد جدائی نتیجه حق خودمختاری سیاسی در داخل کشور است. خودمختاری برای ملیتها و اقلیتها در نظر گرفته می شود و جدائی برای ملت‌ها و خلق‌ها.
۱-۵-۵. جدایی‌طلبی۵: طرفداران جدایی‌طلبی خواستار جداسازی یک بخش از یک کشور و تشکیل دولت مستقل و مختص به خود هستند و برخی از جریان‌های جدایی‌طلبی به منظور تحقق اهداف خود متوسل به اقدامات مسلحانه و خشونت می‌شوند.
۱-۵-۶. یوروسپتیسیسم۶: این پدیده به معنای شک‌گرایی به موفقیت در روند وحدت اروپاست و پدیده جدیدی نبوده، بلکه به قدمت اندیشه وحدت اروپاست و برای توصیف وجوه انتقاد از همگرایی اروپایی و اتحادیه اروپا به کار می‌رود. احزاب اروپایی هر کدام چارچوب خاص خود را در تعیین مصادیق سیاست‌ها و گرایش‌های نقد همگرایی دارند. در واقع، سنت‌های ملی و تجارت هر کشور در روند همگرایی اروپایی در تعریف و تعیین مصادیق آن در کشورها موثر بوده است.
۱-۵-۷. قومیت۷: قومیت شامل آگاهی کلی از ریشه‌ها و سنت‌های مشترک است. قومیت کیفیت تعلق به گروه قومی است. گروه‌های قومی، نژاد نیستند، زیرا می‌توان قومیت را بسیار دقیق‌تر از نژاد تعریف کرد و قومیت از لحاظ منطقی مستقل است. عضویت در یک گروه قومی ضرورتا فرد را به سرزمین خاصی پیوند نمی‌زند. اصطلاح ناسیونالیسم قومی را واکر کونور۸ رایج کرد. در بیشتر آثار قوم‌شناسان جدید مفهوم قومیت با ملیت برابر فرض می‌شود (کریمی، ۱۳۸۹: ۱۱۸).
۱-۶. ادبیات و پیشینه تحقیق و نوآوری آن
ایوب کریمی در مقاله‌ای با عنوان «جدایی‌طلبی در اتحادیه اروپا از منظر اقتصاد سیاسی» در کتاب «همگرایی اروپایی: روندهای نوظهور» می‌نویسد: «امروزه در حالی که ظاهرا پروژه همگرایی نهادی در اتحادیه اروپا به سرعت پیش می‌رود، جنبش‌های ناسیونالیستی قومی نیز در حال رشد هستند… پس از پایان حاکمیت کمونیستی در اروپای شرقی و اتحاد شوروی در اواخر دهه ۱۹۸۰، تمایلات ناسیونالیستی برای خودمختاری و استقلال که سالیان مدیدی سرکوب شده بود، خود را آشکار کرد».
ربکا فریدمن و مارکوس تیل در کتاب «هویت اروپایی و فرهنگ: روایت‌های تعلق فراملی» ضمن بررسی جنبه‌های فرهنگی شکل‌گیری هویت فراملی و پرداختن به چرایی وجود هم‌زمان تلاش برای یافتن تعلق و هویت مشترک در اروپا و مقاومت در برابر آن می‌نویسند: «در بسیاری از مناطق اروپا، ملی‌گرایی و پوپولیسم رو به افزایش است و احساس وحدت و حس تعلق به اروپا رو به کاهش است» (Friedman & Thiel: 2012: 46-89).
آندراس سوبیش در مقاله خود با عنوان «احساس جناح راست و همگرایی اروپایی» می‌نویسد که نمی‌توان به روند همگرایی به طور مستمر معتقد بود. از نظر وی، جناح دست راستی در کشورهای اروپایی به محض اینکه سمبل‌های ملی‌گرایانه کشور تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد، حمایت خود را از روند همگرایی کنار می‌نهند. البته وی بررسی میدانی خود را فقط در چهار کشور دانمارک، فرانسه، بلژیک و ایتالیا انجام داده است (Sobisch, Andreas, 1995).
سوفیا واسیلوپولو در مقاله‌ای با عنوان «همگرایی اروپایی و راست افراطی: سه الگوی مخالف» معتقد است که راست افراطی سه رویکرد را در قبال همگرایی اروپایی اختیار کرده است: رد کردن، پذیرش مشروط و سازش که رویکرد نخست از شدت بیشتری برخوردار است (Vasilopoulou, 2011: 223-224).
میرچا بری و همکاران در مقاله‌ای با عنوان «هویت فرهنگی، تنوع و یکپارچه‌سازی اروپا؛ مطالعه مقدماتی» می‌نویسند: «هویت فرهنگی اروپایی دو تصویر همگونی و تنوع فرهنگی را هم‌زمان نشان می‌دهد. این چشم‌انداز دوگانه به روند یکپارچه‌سازی و هم‌آمیزی بعدی پیچیده می‌دهد که سبب می‌شود ما علاوه بر ساختار و هویت واحد اروپایی، ساختارها و هویت‌های محلی، منطقه‌ای یا ملی را نیز در نظر بگیریم. کینه‌ورزی تاریخی، احساس بازگشت به هویت تاریخی، ملی و فرهنگی عباراتی هستند که برای بازتعریف فضای هویتی اروپایی و ملی ضروری هستند که بر شکل‌بندی‌های نوین ژئوپلیتیک، تاریخی و فرهنگی تاثیرگذار هستند. تصویر فرهنگ اروپایی با مفاهیمی مانند مردم، تاریخ و سرزمین همراه است. تنوع فرهنگی، تکثرگرایی و چندفرهنگ‌گرایی عناصر خاص حوزه اروپا هستند. روند یکپارچه‌سازی اروپا پیچیده است. این روند به دنبال مشابه‌سازی فرهنگی نیست و به تنوع فرهنگی به عنوان ابزار گفت و گوی میان‌فرهنگی میان مردمان اروپا می‌نگرد. هر جامعه اروپایی باید بر اساس سنت‌ها و آیین‌های خود راه‌حل‌هایی برای آمیختگی در هویت و فرهنگ مشترک اروپایی بیابد» (Brie & others, 2012: 7-20).
‌سید یاسر ضیایی در مقاله‌ای با عنوان «جدای‌طلبی در حقوق بین‌الملل» می‌نویسد: «جدایی‌طلبی می‌تواند در چند مدل اتفاق بیفتد. در مدل اول جدایی‌طلبان ممکن است با ترک سرزمین اصلی به شکلی تقلیل یافته درآیند (مانند کوزوو). در مدل دوم، ممکن است جدایی از طریق توافق میان جمعیت یا حداقل سران دو دولت صورت پذیرد،… مانند مورد چکسلواکی و مدل سوم زمانی است که بحرانی میان دو همسایه قدرتمند وجود دارد و از ‌این رو کشوری را تقسیم بندی می‌کنند مانند تقسیم لهستان میان آلمان نازی و اتحادیه شوروی سابق د

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهتحلیل مسیر، دینامیکی

دیدگاهتان را بنویسید