پایان نامه ارشد رایگان با موضوع اوقات فراغت، استرس، بزرگسالان

عنوان کرد که حمایت اجتماعی تأثیر مثبتی بر مشارکت در فعالیت های ورزشی دارد و زنانی که حمایت اجتماعی اطرافیان و خانواده را دریافت کردند، فعالیت بدنی بیشتری داشته اند.
هینی و ایزرائیل114 (1996)، در مطالعه ای نشان داده اند که حمایت اجتماعی اثر علّی مهمی بر روی رفتارهای مرتبط با سلامت و فعالیت بدنی دارد.
کالدول و دارلینگ115 (1999)، در تحقیقات خودتأثیر عوامل اجتماعی همچون حمایت و کنترل خانواده و دوستان را در بهبود میزان مشارکت جوانان در فعالیت های بدنی مورد تأیید قرار دادند.
لسلی116و دیگران (1999)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که عدم حمایت اجتماعی سبب کاهش سطح مشارکت در فعالیت بدنی می گردد.
اوزلر117 و همکاران (2001)، در مقاله ای با عنوان ” تأثیرات اجتماعی و فعالیت بدنی کم در میان جوانان دانمارکی” با هدف شناخت بهتر فاکتورهایی که بر فعالیت بدنی تأثیر می گذارند به بررسی رابطه میان عوامل اجتماعی و فعالیت جسمانی کم در جوانان پرداختند. در سال 1979 و 13 سال پس از آن، 317 کودک 18-6 سال در بررسی سلامت مشارکت نمودند. در این گروه تأثیر عوامل خانوادگی در زمان کودکی بر خطر میزان فعالیت بدنی کم با استفاده از رگرسیون منطقی متعدد مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دهنده ی این است که زنان جوان سیگاری با میزان تحصیلات کمتر، فعالیت بدنی بسیار کمتری داشته و مردانی که والدین آنها در زمان انجام مطالعات (بین سال1976 و 1978) فعالیت بدنی بسیاری داشتند، در تحقیقات بعدی در سال 1992، غالباً در زمان اوقات فراغت، کمتر دچار بی تحرکی بودند.
لیندستروم118 و همکاران (2001)، در مقاله ای به عنوان ” تفاوت های اجتماعی- اقتصادی در فعالیت های بدنی در اوقات فراغت: نقش مشارکت اجتماعی و سرمایه ی اجتماعی در شکل گیری رفتار سالم “، فعالیت بدنی در اوقات فراغت را با انواع دیگر فعالیت ها بررسی کرد. پرسشنامه ی مورد استفاده در این تحقیق، توسط 11837 مشارکت کننده ی متولدین سال های 1945-1926 در سال های 1992 تا 1994 تکمیل گردید. تأثیرات متغیرهای روانی بر روی اختلافات اجتماعی- اقتصادی در فعالیت های بدنی دوران فراغت با آنالیز رگرسیون منطقی چند متغیری محاسبه شد. نتیجه گرفته شد که امکان دارد برخی از اختلافات اجتماعی- اقتصادی در فعالیت بدنی در اوقات فراغت به دلیل تفاوت در سرمایه ی اجتماعی در میان گروه های اجتماعی- اقتصادی باشد.
دانکن119 و همکاران (2002)، در تحقیقی با عنوان ” حمایت اجتماعی در فعالیت بدنی جوانان به بررسی تأثیر منابع و انواع حمایت اجتماعی در فعالیت بدنی جوانان می پردازد. نمونه ی دربرگیرنده ی 372 جوان (میانگین سن 5/12 سال و انحراف معیار استاندارد 63/1) می باشد. نتایج نشان داد که حمایت دوستان در فعالیت ها به طور چشم گیر و مثبتی به فعالیت بدنی جوانان وابسته می باشد.
موریس اوکان120 و همکاران (2003)، در پژوهشی با عنوان “حمایت اجتماعی و هنجارهای اجتماعی: آیا هر دو در پیش بینی انجام ورزش در اوقات فراغت سهم دارند؟” به روشن ساختن سهم حمایت اجتماعی و هنجارهای اجتماعی در انجام فعالیت های ورزشی پرداختند و به این نتیجه رسیدند که حمایت اجتماعی و هنجارهای اجتماعی به طور مستقل در درک ما از تغییرات فراوانی فعالیت شدید در اوقات فراغت سهم دارند.
واتسون121 (2004)، در پایان نامه ی خود برای اخذ درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه ساسکاچوان122 کانادا، با عنوان “تعاملات اجتماعی در گرایش به فعالیت بدنی و تمرین” به تحقیق بر روی 201 شرکت کننده که طی چهار 4 هفته با دیگران تمرین می کردند، پرداخت و به این نتیجه رسید که حمایت اجتماعی نقش محوری و اساسی در تعیین یک رفتار تمرینی ایفا می کند. به طور خاص، اشخاصی که حمایت مثبتی برای تمرین و ورزش از سوی اعضاء خانواده و دوستانشان دریافت می کنند، تمایل بیشتری به تمرین و ورزش دارند. در مقابل اشخاصی که فاقد حمایت اجتماعی از سوی خانواده و دوستانشان هستند به سطوح پایین تری از تمرین و ورزش تمایل دارند.
ساچیداناند123 (2005)، در پایان نامه ی خود برای اخذ درجه کارشناسی ارشد از دانشگاه پیتز بورگ124 ایالت پنسیلوانیا ی آمریکا، با عنوان “ادراکات نوجوانان از تربیت بدنی و فعالیت بدنی در اوقات فراغتشان” به بررسی سازه های روان شناسی (لذت، خود کارآمدی، حمایت اجتماعی) می پردازد. این مطالعه با هدف درک و توصیف تأثیر تربیت بدنی بر فعالیت بدنی در اوقات فراغت و بررسی ارتباطات بین لذت، خود کارآمدی و حمایت اجتماعی انجام شد. 663 دختر و پسر سنین بین 13 و 18 سال در کلاس تربیت بدنی از طریق داوطلبان آموزش دیده مورد بررسی قرار گرفتند. لذت، خود کارآمدی و حمایت اجتماعی، با استفاده از پرسشنامه های استاندارد، بررسی شدند. فعالیت بدنی با استفاده از فهرست فعالیت بدنی در تابستان و میانگین دقایق صرف شده برای فعالیت بدنی محاسبه شد. ارزیابی نشان داد که لذت، خود کارآمدی و حمایت اجتماعی، مستقل از یکدیگر وجود ندارند و به نظر می رسد که بر یکدیگر اثر می گذارند.
استودولسکا125 (2006)، در مطالعه خود نشان داد که انجام اوقات فراغت مشروط به پایگاه خاص خانوادگی و همچنین شبکه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.
مارکز و مک آلی126 (2006)، در مقاله ای با عنوان “شناخت اجتماعی فعالیت بدنی اوقات فراغت در میان جمعیت آمریکای مرکزی” به بررسی رابطه میان فعالیت بدنی اوقات فراغت و خودکارآمدی ورزشی، حمایت اجتماعی ورزشی و اهمیت فعالیت بدنی پرداختند. داده های مورد نیاز از 153 نفر (86 زن و 67 مرد) که در اوقات فراغت خود، فعالیت بدنی داشتند صورت پذیرفت. نتایج نشان داد که افرادی که در زمان اوقات فراغت فعالیت بدنی بیشتری داشتند، از حمایت بیشتری از سوی دوستان برای ورزش برخوردار بودند و اهمیت زیادی به پیامد فعالیت بدنی می دادند. در مورد حمایت از سوی خانواده، تفاوت های چشمگیری مشاهده نشد. نتایج حاکی از این است که حمایت اجتماعی می تواند در افزایش فعالیت بدنی در زمان فراغت، کمک شایانی داشته باشد.
وایندیله127 و همکاران (2007)، در مقاله ای تحت عنوان “رابطه میان فعالیت بدنی اوقات فراغت و استرس، حمایت اجتماعی و پذیرش و مقابله با شرایط” به بررسی روی جمعیت بزرگسالان انتخاب شده به صورت تصادفی در ناحیه ی فلمیش128 در بلژیک پرداختند. 2616 بزرگسال فلمیشی، سنین 75-18 سال، به عنوان نمونه، پرسشنامه ی خود سنجی را در مورد سلامت روان، فعالیت بدنی و ویژگی های دموگرافی، در حضور کارشناسان تکمیل نمودند و نتایج به دست آمده، حاکی از این بود که افسردگی و اضطراب در میان افراد پر استرس، بیشترین میزان را داشته و به تدریج در گروه های متوسط و بدون استرس کاهش می یافت و میزان مشارکت در ورزش و فعالیت های بدنی اوقات فراغت، در گروه پر استرس بسیار کمتر بوده است.
اورسیگا129 و همکاران (2007)، در مقاله ای به این نتیجه رسیدند که عدم وجود حمایت اجتماعی و عدم رضایت از خود، موانعی جدی برای ورزش روزانه و فعالیت بدنی هستند. این تحقیق به بررسی نقش حمایت اجتماعی و رضایت از خود در شکل گیری میزان پیشنهادی فعالیت بدنی اوقات فراغت بزرگسالان در پنج شهر ایالات متحده آمریکا پرداخت. نتایج نشان دادند که حمایت اجتماعی از طرف دوستان (به جای خانواده) و حوزه رضایت از خود در قابلیت جسمانی مشاهده شده در افراد، به طور چشم گیری به فعالیت بدنی اوقات فراغت مربوط می شوند و همچنین سلامت جسمی نیز به فعالیت بدنی اوقات فراغت مربوط می شود.
ترین130 (2007)، در پایان نامه ی خود برای اخذ کارشناسی از دانشکده ی علوم ورزشی، تربیت بدنی و بهداشت ملکه ی ویکتوریا با عنوان “ارتباط بین حمایت اجتماعی و پایبندی به یک برنامه ی فعالیت بدنی مبتنی بر همسالان در میان دختران نوجوان” به بررسی ارتباط بین حمایت اجتماعی و پایبندی به یک برنامه پرداخت. 13 شرکت کننده در مدت یک ماه مورد آزمایش قرار گرفتند و نتایج به این صورت بود که حمایت همسالان اثر قدرتمندی بر روی مشارکت در فعالیت بدنی محسوب می شود و یک برنامه ی فعالیت بدنی با هدف حمایت اجتماعی می تواند راهکار مناسبی به منظور افزایش سطح فعالیت بدنی در دختران نوجوان به شمار آید.
سابیستون و کراکر131 (2008)، در مقاله ای با عنوان “ادراکات شخصی و اثرات اجتماعی به عنوان ارتباط با فعالیت بدنی اوقات فراغت نوجوانان” لیاقت، شایستگی و احساس شخصی از اثرات اجتماعی و فعالیت بدنی را مورد ارزیابی قرار دادند. 857 نوجوان به عنوان نمونه، پرسشنامه ها را تکمیل کردند و اثرات مستقیم و غیر مستقیم ادراکات شخصی و تأثیرات خانواده و بهترین دوست بر روی فعالیت بدنی، با استفاده از مدل سازی برابری معادله ی ساختاری مورد تحقیق قرار گرفت و نتیجه گرفته شد که احساس شایستگی، لذت، علاقه، اعتقادات و دیگر رفتارهای برجسته، به طور مهمی مرتبط با فعالیت بدنی نوجوانان است. دوستان می توانند رفتارها و احساسات و ادراکات خود را در نوجوانان تحت تأثیر قرار داده و ممکن است نقش برجسته تری را نسبت به والدین ایفا کنند. بر اساس این تحقیق پسران نوجوان در مقایسه با دختران، باورهای شایستگی بالاتر، ارزش ها، تأثیرات اجتماعی و رفتارهای فعالیت بدنی بیشتری را گزارش کردند.
سینت132 (2008)، در پژوهشی تحت عنوان “نقش حمایت اجتماعی و فعالیت بدنی اوقات فراغت”، به این نکته اشاره داشته است که هردو شبکه های اجتماعی و فعالیت بدنی در آمریکا در حال کاهش می باشد. این پژوهش به اهمیت حمایت اجتماعی در جنبه ی بدنی و روانی تأکید دارد و به بررسی اینکه چگونه عواطف و حمایت دوستانه و انواع فعالیت خاص، با پیامدهای افسردگی در جمعیت بزرگسالان آمریکا (از سن 40 سال به بالا) در ارتباط می باشد، می پردازد و به این نتیجه رسید که مداخله در هر تمرین و انواع فعالیت بدنی با حمایت اجتماعی و شبکه های اجتماعی، هم پیوند شده اند و تأثیر مهمی در سلامت ذهنی افراد دارند.
موکسنس133 و همکاران (2009)، در مقاله ای تحت عنوان “فعالیت بدنی اوقات فراغت، رابطه ی میان استرس و کارکرد روانی در نوجوانان نروژی را تعدیل نمود”، به بررسی اینکه آیا فعالیت بدنی اوقات فراغت، رابطه ی میان استرس و کارکرد روانی (افسردگی، اضطراب و اعتماد به نفس) را در میان نوجوانان نروژی 13-18 سال تعدیل می نماید یا نه، پرداختند و نشان دادند که فعالیت بدنی، پتانسیل تأثیر گذاری بر برخی از متغیرها را دارد ولی شواهد متفاوتی مبنی بر اینکه فعالیت بدنی می تواند استرس و ارتباط آرامش روانی در میان نوجوانان را تعدیل نماید، وجود دارد. میزان زیاد فعالیت بدنی در اوقات فراغت با میزان اضطراب و افسردگی کمتر و میزان احترام به نفس بیشتر، رابطه ی اندکی داشت و تحلیل ها، فعالیت بدنی در اوقات فراغت را به عنوان تعدیل کننده ی رابطه میان استرس و کارکرد روانی معرفی نکردند.
گوتیه134 و دیگران (2010)، در تحقیقی با عنوان “ارزیابی اهمیت حمایت اجتماعی و محیطی برای فعالیت بدنی اوقات فراغت در یک محتوای منحصر به فرد اجتماعی، فرهنگی، جغرافیایی” نسبت به بررسی عوامل تأثیر گزار اجتماعی و محیطی فعالیت بدنی در بین دو گروه زبانی و موقعیت جغرافیایی در محدوده اونتاریوی شمالی کانادا اقدام نمودند. نمونه، متشکل از 256 فرد بالغ بودند که با استفاده از پرسشنامه ی فعالیت بدنی بین المللی، تحقیقات حمایت ورزشی و اجتماعی، همراه با حمایت محیطی مورد بررسی قرار گرفتند. مدل های رگرسیون تعدیل شده در ارتباط با سن و جنسیت مشخص می سازند که حمایت اجتماعی خانواده و همتایان، یک نقش محدودی را در نمونه ی فرانسوی زبان ها در مقایسه با نمونه ی انگلیسی زبان های این ناحیه باز می

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعاوقات فراغت، سلسله مراتب، نوجوان و جوان

دیدگاهتان را بنویسید