پایان نامه ارشد درمورد حقوق بشر

دانلود پایان نامه

ای سیل خروشان امواج تبلیغی خود راگسیل دارند و افکار جهانیان، به ویژ ه جوانان آرمان گرای مسلمان وحق طلب را که اکنون در بسیاری از مناطق حساس هم چون لبنان و فلسطین [مصر، یمن، بحرین، عربستان و…]به سوی اهداف امام حسین–علیه السلام– جلب شده است، منحرف کنند و آنان را از دنبال کردن سیره و روش حسین– علیه السلام– مایوس گردانند براساس همین هوشمندی و زمان شناسی است که فقیهان بزرگی هم چون امام خمینی– رحمت الله علیه– عزاداری موهن مذهب را ناروا دانسته و تحریم کردند. معمار[بزرگ انقلاب]جمهوری اسلامی با آن معتقد بودند عاشورا با همان سنت ها ی سابق باقی باشد و دسته جات سینه زنی و نوحه خوانی به همان قوت خودش باشد وسینه زنی و نوحه خوانی هارا رمز پیروزی ملت می شمرد و هشدار می داد که قلم فرساها، با اسامی مختلف، شما را از این مسیر منحرف نکند. با این همه نسبت به جهات غیر شرعی عزاداری حساس بودو می فرمود: ما وهیچ یک از دینداران نمی گوییم که با این اسم، هر کس هر کاری می کندخوب است.» (مسائلی، 1389، 57)
«کار دیگری که درسالهای گذشته درمیان برخی عزاداران مشاهده می شود، قلاده برگردن انداختن است وخود را کلب حسین و دیوانه حسین خواندن وسینه خیز به زیارت مرقد امامان رفتن و سجده بر آستان آنان کردن. به این عزاداران باید گفت که امام حسین– علیه السلام– هرگز سگ نمی خواهد، انسان می خواهد، دیوانه نمی خواهد، عاقل می خواهد،سجده گر برخویش نمی خواهد، بنده خدا می خواهد. چنین نام ها وکارهایی مصداق سبقت از دین است و ازترس تقصیر و قصور در دین به غلو و افراط در افتادن و از آن طرف بام افتادن. دین برای خود حدود و ثغوری دارد و عبور ازآن هر چند به قصد دین داری بیشتر، مانند داخل نشدن درحدود دین است. باگستردگی عزاداری درسده های اخیر و ابزارها و امکاناتی که درعصر حاضر به وجود آمده، لازم است فقهای شیعه به فقه عزاداری بپردازند و باید ها و نبایدهای آن را تبین کنند اینک حتی یک کتاب درباره فقه عزاداری وجود ندارد، حال آن که مردم درهر سال، دو ماه به عزاداری می پردازند و احکام آن را نمی دانند. … این چنین است که عده ای عوام زده و عوام فریب، با این سخنان دهان آگاهان را می بندند و از آنان می خواهند که دیده ها را نادیده بگیرند.»(مجمع مدرسین و محققین،1385،257-256)
3-4- بدعت بودن قمه زنی:
بدعت در دین، امر نکوهیده ای است که به هر نام و هدفی که باشد، سرانجام جز خسران و ضربه بر اصل و سیمای دین، حاصل دیگری ندارد، غالبا آنهایی که اقدام به بدعت گذاری در دین می کنند، کسانی هستند که از راه های معمول و متداول نتوانسته اند برای خود جایگاه مناسبی را در میان متدینان فراهم سازند و از طریق صحیح و سالم، قادر نبوده اند که در اعتلای مذهب گامی بردارند یا اینکه اشخاص غافل وجاهلی هستند که به گمان خود از این راه، می توانند خدمتی به دین و دین داران کنند. این دسته، مصداق بارز افرادی هستند که امام صادق- علیه السلام – در حدیثی آنها را چنین معرفی می کنند: «قطع ظهری اثنان، عالم متهتّک و جاهل متنسِّک»؛«دو نفر کمر مرا شکستند؛ عالم پرده در نابکار و نیز جاهل و نادانی که صرفا به ظاهر دستورات دین توجه می کند.»(محمدی ری شهری میزان الحکمه ،1382، 8/4003)
از این رو است که در روایات نیز با شدت خاصی با بدعت گذاری برخورد شده و بر برائت اسلام از بدعت گذاران تأکید فراوان شده است. پیامبرخدا – صلی الله علیه وآله وسلم – می فرمودند: «بدترین کارها آن است که نوپدید و بی سابقه باشد. بدانید هر بدعتی گمراهی است و هرگمراهی فرجامش آتش است.» (مجمع مدرسین و محققین، 1385،123)

حضرت علی- علیه السلام – نیز تقابل سنت و بدعت را چنین فرموده است: «هیچ بدعتی نهاده نشده مگر آن که بدان سبب سنتی ترک شد.از بدعتها بپرهیزید و راه روشن را در پیش گیرید، بهترین کارها آن است که پیشینه داشته باشد و بدترین آنها آن است که نو پدید و بی سابقه باشد.»(محمدی ری شهری، حکمت نامه پیامبر اعظم، 1385،1/453)
چنان که پیشتر گفتیم بدعت دارای دو معنای لغوی واصطلاحی می باشد. بدعت در معنای لغوی، به معنای ایجاد هر امر جدید و بی سابقه است. و در معنای اصطلاحی آن به معنای افزودن مسأله و حکمی نو و جدید به دین است که سابقه وزمینه دینی ندارد؛ مانند: حلال کردن حرامی و یا حرام کردن حلالی.
هر کدام از دو معنای بدعت بنابر اقتضائاتی حکم به حرمت آنها می گردد. قمه زنی نیز در هر دو معنی قرار گرفته و از این رو حکم به حرمت آن می گردد که در اینجا به توضیح بیشتر آن خواهیم پرداخت.

اما اثبات حرمت قمه زنی از جانب معنای لغوی بدعت به این صورت است که هرگاه فعل و امر جدیدی که جزء دین بودن آن ثابت نشده سبب وهن و تضعیف دین شود، به یقین انجام آن فعل حرام بوده و باید از انجام آن خودداری نمود. و همان طور که دانسته شد قمه زنی نیز از امور اختراعی می باشد که هیچ گونه سابقه ای در عصر ائمه -علیه السلام – و حتی قرون نزدیک به آن نداشته و از اختراعات مردم عوام در قرن های اخیر می باشد.
«قمه زنی و بلند کردن طبل و شیپور از ارتدوکس قفقاز به ایران سرایت کرد و چون روحیه مردم برای پذیرفتن آنها آمادگی داشت، همچون برق درهمه جا دوید.»(مطهری،حماسه ی حسینی، 1358،145)
از طرفی چون این عمل موجب وهن و تضعیف مذهب نیز می شود؛ پس از این جهت حرام بوده و به خاطر حفظ مذهب باید از آن خودداری نمود.
«قمه زنی تحت نام معنای اصطلاحی بدعت نیز قرار می گیرد و به همین خاطر حکم به حرمت آن می گردد. بدین گونه که به طور کلی اگر شخصی عملی را که دلیلی بر وجوب یا استحباب آن نداریم به اعتقاد این که آن عمل واجب یا مستحب است، انجام دهد، به یقین انجام آن فعل با این نیت حرام می باشد. از این معنای بدعت گاهی به تشریع نیز یاد می شود.همان طور که می دانید تقریبا همه افراد قمه زن، این عمل را با این نیت که اعمال عبادی و مطلوب شارع است، انجام می دهند. در حالی که همان طور که از بحث های پیشین دانسته شد نه تنها هیچ دلیل شرعی و روایی را نمی توان یافت که در آن به گونه ای به این اعمال توصیه شده باشد بلکه چنین اعمالی قابل انطباق بر عمومات بحث استحباب عزاداری امام حسین-علیه السلام – نیز نبوده؛ حتی مغایر با اصل و فلسفه وجودی عزاداری نیز هستند.»( مجمع مدرسین و محققین،205،1385)
همه می دانیم سر رشته مجالس عزداری امام حسین– علیه السلام- به دست توده های مردم است وآنها میدان دار و صحنه گردان عاشورایند. مردم برای عزداری، شکل های گوناگونی آفریده اند
از جمله بر سینه زدن:«سینه زنی، زنجیر زنی، قفل زنی، تیغ زنی وقمه زنی. هیچ یک ازاین شکل های عزاداری را عالمان اسلامی به مردم القا نکردند، بلکه مردم جلو افتادند و شکل خاص به عزاداری دادند. النهایه این که فقها، برخی از صورتهای عزداری را جایز یا حرام دانستند.» (مجمع مدرسین ومحققین ،1385،251)
«ورود خرافات و تحریفات و بدعت ها به عاشورا و عزداری از جمله بدین علت است که مردم، میدان دار عزاداری گردیده و نقش آفرین شده اند درحسن نیت و صداقت عوام هیچ تردیدی نیست و هرکه در این تردید کند باید در صداقت خود تردیدکند. اما اینک سخن در حسن نیت علوم نیست، بلکه در ناآگاهی است و هیچ گاه حسن نیت جای آگاهی را نمی گیرد و این دو، جانشین ناپذیرند آن که عوام را آگاه می داند یا خود عوام زاده است و یا عوام فریب.»(مجمع مدرسین و محققین،251،1385)
«عوام هر چه را عجیب تر و غریب تر و گزافه تر و خرافه تر باشد، بیشتر دین می دانند ترازوی عقل مردم همواره در کار است و هر چیز دنیوی را با عقل توزین می کنند، الا دین را. به دین که می رسند، این ترازو را عاطل می نهند و بر باطل می روند. مردم می پندارند که سخن گفتن از عقل در عرصه دین توهین به دین است و به این جا که می رسند، عقل را تعطیل می کنند. عوام، نخستین مشتری خرافاتندو بلکه نخستین سفارش دهنده تولید خرافات.»(همان)
دورانت ها می گوید:
«توده های مردم خواهان دینی هستندکه از حیث معجزه و اسرار و اساطیر غنی باشد.»(دورانت ها،1368، 207)
هیچ گاه چگونگی احکام دین به دست مردم نیفتاده ومردم مشخص نکردند که چگونه نماز بخوانیم و روزه بگیریم و حج بگزاریم اما از آن جا الگوی خاصی برای مراسم عزاداری ترسیم نشد، میدان برای ایجاد سلیقه های گوناگون دربین مردم باز شد و آنها صورتهایی به عزاداری دادند که گاه آمیخته به خرافه و بدعت است.
عزاداری در همه جای دنیا و در میان همه اقوام ، زانوی غم در بغل گرفتن است و سیاه پوشیدن و گریستن و بی تابی کردن و احیانا بر سر و سینه زدن. عرف دنیا گواهی می دهد که عزاداری بدین گونه است؛ حتی بین مسلمانان. هیچ گاه کسی در مرگ عزیزترینش، چاقو بر نمی دارد و بر سر نمی زند. یا قفل برگوشت بدنش فرو نمی کند و خود را در آتش نمی اندازد. آری، ممکن است چندان بی تابی کند که صورتش را بخراشد و یا پیراهن وگریبان پاره کند و مویه کنان جیغ بزند و بی تابی فراوان نماید.
اما قمه بر سر زدن، تیغ بر پشت زدن، سوراخ کردن گوشت وقفل و وزنه آویزان کردن، در آتش رفتن، و مانند این ها، هر چند موجب ضرر به نفش نباشد و وهن دین تلقی نشود، اساسا عزاداری نیست. اگر در این مسائل به تعبیر فقها، عرف معیار است، هیچ گاه عرف این ها را نشانه عزاداری نمی داند. شاهد این که هیچ کس در سوگ عزیزانش چنین نمی کند. معمولا با دو معیار می توان بر جایزبودن و عدم آن این اعمال پرداخته می شود: اول این که آیا موجب ضرر به نفس است یا نه، و دوم این که آیا موجب وهن دین است یا نه. اما با معیار سومی نیز می توان به سنجش این اعمال پرداخت و آن، این که آیا اعمال مزبور، عزاداری قلمداد می شود یا نه.
قمه زنی و اعمالی مانند آن حتی اگر موجب ضرر به نفس و وهن دین نباشد، اساسا مصداق عزاداری پیدا نمی کندو عرف آن را عزاداری نمی داند و در عزای هیچ عزیزی چنین مواردی مطرح نمی شود. پس اگر این اعمال هیچ اشکال شرعی ای نداشته باشد، این اشکال بر آن وارد است که مصداق عزاداری نیست. اولا باید ثابت شود که قمه زنی گونه ای از عزاداری است، وآنگاه از جایز یا عدم آن سخن گفت. بهترین دلیل بر این که عرف، قمه
زنی را عزداری نمی داند این است که کسی در عزای عزیزش چنین نمی کند. ممکن است گفته شود که امام حسین- علیه السلام- از هر عزیزی، عزیزتر است و عزایش، سنگین تر. می گویم آری. و اضافه می کنم که چه نسبت خاک را با عالم پاک؟ اضافه می کنم که مرگ هیچ عزیزی را با مرگ خونبار آن حضرت قیاس نمی توان کرد. اگر در سوگ آن حضرت نه قمه بر سر، که دنیا را هم بر سر بکوبم باید فکرنمود که این کار، عزاداری است یا نه.
در لغتنامه دهخدا نیز در ذیل واژه قمه آمده است: « قمه قداره کشیدن، کنایه از شرارت کردن.»
بدین علت در قوانین ایران حمل قمه جرم است. زیرا به عنوان یک سلاح سرد ازآن یادمی شود.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

مطلب مشابه :  تحقیقات اجتماعی

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

«فقهای ما درباره آلات لهو و آلات مشترک درعزاداری موشکافی می کنند و برخی در استفاده از طبل و سنج لیت و لعل می نمایند. این گونه ریز بینی ها باید باشد اما نه این که وسیله درشتی چون قمه، که آلت شرارت بوده است نادیده گرفته شود. اگر استفاده از آلات لهو حرام است ، استفاده ازآلت شرارت حرام اندر حرام است.»(مجمع مدرسین و محققین،254،1385)
«عجیب این که هنگامی که بلند گو به مساجد راه یافت عده ای از اهل منبر، سخن گفتن در پشت آن را شبهه ناک می دانستند وآن را بوق شیطان و مزمار می نامیدند. اما همین اهل احتیاط به قمه زنی که رسیدند احتیاط را از دست دادند. سال ها پیش از این عده ای برای عزاداری ، تیغ به زنجیر وصل می کردند و بر پشت خویش می زدند وخون جاری می کردند هم چنین عده ای قفل به گوشت های بدن خویش می زدند. شیعیان هند و پاکستان نیز آتش می افروختند و از آن عبور می کردند. به تدریج این اعمال منسوج شد، ولی قمه زنی بر جا ماند و هنوز برخی فقها آن را جایز، بلکه مستحب می دانند. حال آن که اگر قمه زنی جایز باشد، قفل زنی و تیغ زنی و هر عمل دیگری مانند این ها، جایز خواهد بود. زیرا همه این اعمال از یک سنخ است و فتوا به جواز هر یک فتوا به جواز امثال آنهاست. مگر چه فرقی است میان قمه زنی و تیغ زنی؟ یا چه فرقی است میان سر را شکافتن و قفل در گوشت فرو بردن؟ بر این اعمال هر نامی که نهاده شود، نام عزاداری نمی توان گذاشت و آنها را مصداق عزاداری نمی توان دانست. نامی که بر این اعمال می توان نهاد، نمایش مذهبی است. البته نمایش نه به مفهوم هنری آن، و مذهبی نه به معنی آنچه در مذهب آمده است. نمایش مذهبی یعنی اعمالی که برای دیدن دیگران به نام مذهب انجام می شود این نمایش مذهبی اگر هم به هدف عزاداری باشد، مصداق آن نیست. مانند این که کسی به هدف عزاداری و برای این که عزادار بودنش را ثابت کند، سکوت پیشه سازد. این سکوت، هر چند به هدف عزاداری باشد، مصداق عزاداری شمرده نمی شود.»(مجمع مدرسین و محققین،254،1385)
3-4-1- وهن و تضعیف مذهب:
مهمترین دلیلی که برای حرمت قمه زنی ذکر شده بحث وهن مذهب به بودن آن است.
وهن در لغت: « به معنای تضعیف و سست نمودن کسی یا چیزی است؛ و منظور از آن در اینجا این است که اگر دیگران این عمل را در عزاداری امام حسین – علیه السلام – ببینندمذهب شیعه را متهم به خشونت، توحش وخرافه گری می کنند،که درنتیجه منجر به تضعیف و وهن تشیع می گردد.»(مسائلی،1386،65) تاکنون درشبکه های تلویزیونی و رسانه های ضد اسلامی در جهان، با استناد به صحنه های قمه زنی که در برخی کشورهای دیگر از جمله هند، پاکستان و عراق هم معمول است تولیدات زیادی بر امام حسین-علیه السلام – و مسلمین بامعرفی چهره ای خشن و زشت از آنها، ساخته شده که نمونه آن فیلمی بود که چند سال پیش توسط بی بی سی، بنام شمشیر اسلام تهیه و پخش گردید؛ که درآن با استفاده از موضوعاتی چون قمه زنی، خشونت و نمادهای دینی تحریف شده سعی درمشوه نشان دادن دین اسلام و به خصوص بدبینی افکار عمومی نسبت به مصلح جهانی حضرت مهدی– عج الله تعالی فرجه الشریف – و حکومت ایشان داشتند.
«از آنجا که یاران کفر و ضلال، روی این مسائل جزئی که ربطی به دین ندارد، تکیه می کنند و در ممارسات و رفتار بر ما خرده می گیرند و به طور عام، دین را و به طور خاص، اسلام را زیر سوال می برند ما باید با این خرده گیری ها مواجه شده و تأکید کنیم که اینها ربطی به دین ندارد و اموری هستندکه از ناحیه عوامل شخصی واجتماعی و غیر آن، وارد دین شده اند در این صورت است که ما می توانیم با دور اندیشی و قدرت، در مقابل آنها بایستیم و فرصت را از آنها که دنبال آب گل آلود می گردند، سلب کنیم و همزمان به توضیح صورت حقیقی اسلام بپردازیم. تا هر مسلمانی آگاهی پیدا کند و نقاط ضعف را بداند و عناصر اصیل را بشناسد، تا بتواند بر اساس چنین معرفتی با تحدیدات روبرو شود.»(مسائلی،1386، 68)
3-4-2- نماز نخوانند اما قمه بزنند:
بهره بردن دشمنان از انجام اعمال موهن و ضد فرهنگی مثل قمه زنی، استفاده از زنجیرهای تیغ دار و… در راه پیشبرد اهداف شوم و مقاصد ضد دینی خود، موضوعی است که خیلی کم به آن توجه شده است در این راستا دشمنان انقلاب و اسلام به ویژه مکتب نجات بخش شیعه با بهره برداری از اقدامات موهن و بدعت گذار دینی تفکرات و فقه عظیم شیعه رازیر سوال برده و از آن در برابر خواسته های نامشروع خویش به عنوان سپر استفاده می کنند وهر جا منافع آنان به خطر بیفتد از آن به عنوان یک امر ضد حقوق بشری و تروریستی تبلیغ می کنند که می بایست دستگاههای فرهنگی متولی امر با تبلیغات و طلاب حوزه های علیمه که در ماههای تبلیغ به سراسر کشور اعزام می شوند نسبت به این موضوعات انحرافی واکنش نشان داده و مردم را نسبت به ترک بدعت ها امر و نهی کنند.
مقام معظم رهبری–

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان درموردجنگ جهانی دوم

دیدگاهتان را بنویسید