پایان نامه ارشد درمورد امر به معروف و نهی از منکر

دانلود پایان نامه

و فضیلت گریه کردن و گریاندن بود.
3-8-2- فلسفه عزاداری:
منظور از عزاداری و مرثیه سرایی و ایجاد توجه به مصیبت اهل بیت چیست؟
این که در روایات آمده است که گریه بر حسین بن علی ثواب دارد، به چه معناست؟ آیا منظور از آن امر مخفی است و چون در روایات آمده است باید گریه کرد و دیگران راگریاند بدون چون و چرا به فایده و حکمت و هدف عزاداری کار نداشت و فقط در جستجوی ثواب بود و یا آن دستورات بدین دلیل آمده است که توجهی به جنبه های متفاوت عزاداری نداشته و در جستجوی ثواب بود و یا آن دستورات بدین دلیل آمده است که توجه به اهداف بلند آن قهرمانان و ادامه راه آنان شود و ثوابش در سایه چنین توجهی حاصل می گردد؟
برای پاسخ به این سئوال، لازم است ما جستجویی در باب عزاداری داشته باشیم و در این جهت به روح تعالیم اسلام توجه کنیم و دستگاه امام حسین را در راستای دستگاه خدا و سنت های او بدانیم در آن صورت است که پاسخ یاد شده روشن می گردد.
«بدون شک فلسفه عزاداری حسین از فلسفه قیام حسینی جدا نیست، چنان که شناخت سیر تطور و تحول عزاداری و ریشه ها و علل عزاداری در دوران ائمه به ما چنین چیزی را می آموزد. دقیقا همان عاملی که باعث شد حسین بن علی قیام کند و شهادت را با افتخار بپذیرد، دلیل و فلسفه ای است برای اقامه عزاداری او. اگر حسین-علیه السلام- به علی -علیه السلام- برای احیای اسلام و دفاع از قرآن و اقامه امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد، عزاداری وی باید وسیله ای باشد برای ترویج اسلام و دفاع از قرآن و اقامه عدل و ترویج امر به معروف و نهی از منکر. عزاداری که روح و بطن آن، این اهداف را به دنبال نداشته باشد و از محتوا و جهت گیری صحیح خالی باشد، نمی تواند با اهداف حسینی منطبق باشد.» (مجمع مدرسین و محققین، 1385، 187)
امام صادق– علیه السلام- در زیارتی که خطاب به آن حضرت است می فرماید: « لیستنقذ عبادک من الضلاله و الجهاله و العمی و الشک»= او کسی است که با قیام خود سنت بندگان خدا را از گمراهی و نادانی و کوری و شک نجات داد.» (مجلسی،1403، 44/270)

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

باید عزدارای هم چنین اثری داشته باشد و مرثیه او ما را از گمراهی و نادانی به هدایت رهنمون کند. «آنچه تاکنون گفته شد در ابعاد عاطفی حماسه عاشورا بود، و گفتیم تعظیم و گرامی داشت عاشورا نوعی بهره گیری از عاطفه است وعاطفه از مهمترین عناصر شخصیت آدمی است، و عاطفه در طرز رفتار و ادراک و تفکر و یادآوری و تداعی افکار و ایجاد معتقدات و تعدیل آنها ظاهر می شود، حتی عواطف اثرخود را روی حکمی که انسان صادر می کند و روی داوری های او به جای می گذارد به همین دلیل عاطفه به تنهایی کافی نیست و این عقل و شرع است که همچون چراغ باید راه را برای عاطفه روشن کند و او را با منطق سازگار کند. به عبارت دیگر سخن از برگزاری مجالس عزاداری حسینی و سخن از تعادل عواطف است. بحث از عقلانی کردن عزاداری ها و جهت صحیح دادن و شرع پسند کردن نوع عزاداری ها است. عواطف با همه فوائد و لزومی که دارند، اگر از قاعده طلایی حد وسط خارج شوند و اعتدال خود را از دست بدهند و به سلاح عقل و شرع مسلح نشوند، دچار افراط و تفریط می گردند و سخت زیان بخش و خطرناک خواهد شد. یا از آن طرف آنچنان می شود که منکر لزوم عزاداری می شود و یا برای تحقق عزاداری دست زدن به هر کاری را جایز می شمارد. برای گریاندن بشرگان و دوستداران هر دروغی را جایز می شمارد. آسیب رساندن به خود را نوعی عزاداری و تعظیم شعائر می شمارد، پیروی کردن از سنت های غلط فرهنگ های دیگر برای نمایش عزاداری را نوعی ابراز عواطف می داند. و کم کم بدعت های نوین را جایگزین می کند. در این جا چه بکنیم که از تسلط و حکومت مطلق عواطف به دور شویم و دچار عقاید و افکار آشفته و توام با تعصب نشویم، دچار عقاید و رفتاری نشویم که دلیلی منطقی و شرعی بر آن نداریم که هیچ موجب سخریه و استهزاء دیگران می گردد و سلاح برنده ای بر علیه شیعه و علاقمندان به اهل بیت پیمغبر می شود. آیا واقعا چه می شود که گمان می شود قمه زدن و خود را سراپا خون آلود کردن جزء عزاداری حسین است و از مظاهر شعائر دینی و اسلامی است. این چه نوع احساساتی است که نه با منطق جور در می آید و نه با شرع. به گمان می رسد مشکل اصلی این انحرافات و بدعتها بها دادن بیش از اندازه به عواطف به هر قیمتی که شده تابع عوام شدن است. دور شدن از اهداف نهضت حسینی و ناآگاهی از روح این حرکت و بی توجهی به پیامهای حضرت ابا عبدالله – علیه السلام- و ندانستن فلسفه عزاداری سلحشوران کربلاست. » (مجمع مدرسین و محققین، 1385، 199)

«آری بی توجهی به ابعاد عقلانی حماسه عاشورا است که موجب دور افتادن از فلسفه قیام می گردد و ما را گرفتار عواطف کور و بی منطق و کردارهای بی محتوا و زیان آور می سازد. وسیله برای تهاجم دشمنان علیه تشیع و عقاید راستین آن می گردد. از همین جا روشن می شود که گر چه بعد عاطفی در مساله عزاداری بسیار مهم است، اما استوانه عقلانی کردن جهت عزداری ها اصل و اساس است، و اگر اعمال وکارهای ما در عزاداری مجموعا منطبق با روح نهضت نباشد و با هدف و مقصد عزاداری سازگار نباشد، بعد عاطفی ارزش و فایده ای ندارد، به همین دلیل حضرت امام خمینی -رحمهالله علیه- با آن همه تاکیداتی که روی عزاداری حسینی دارند و برای گریه نقش فوق العاده قایلند اما تأکید دارند که ما باید جهت گریه را روشت کنیم و برای عزاداری حسین هدف و مقصدی داشته باشیم و گریه هدف نیست.» (مجمع مدرسین و محققین، 1385، 199)
3-8-3- چگونگی برگزاری عزاداری ها و مشکلات آنها
منظور در این جا برگزاری همه محافل، مجالس توسط دسته جات ، هیات عزاداری، نمایش تعزیه خوانی و هر کاری که به نوعی یادآور خاطره حزن انگیز و حماسه کربلا و سایر مصائب باشد، حال این مشکلات و بدعت ها را می توان در چند جهت بررسی کرد.
1. «تحریف در شکل بیان حادثه ودگرگون کردن قضایا و مقدمات حادثه کربلا یکی از مشکلات عزداری ها، توصیف غلط و نا صحیح از حادثه کربلا و مبتلا شدن به نحریف های لفظی و وارونه شدن حوادث است. به این معنا که مرثیه خوان برای این که مجلس را گرم کند و شور و ویلا در جلسه راه بیاندازد ومردم را به گریه در آورد، چیزهای ساختگی را از کتاب های ضعیف و غیر قابل اعتماد نقل می کند، و یا اشعاری را به زبان حال می خواند که هرگز نمی تواند با شرایط و موقعیت امام و یارانش و قهرمان کربلا یعنی زینب کبری سازش داشته باشد و گاهی خیلی عجیب می شود، از خواب استفاده می کند و خواب هایی را نقل می کند که هرگز با فرهنگ عاشورا سازگاری ندارد، در نتیجه حادثه کربلا شکلی مشوه به خود می گیرد، حوادث در شکل مبالغه آمیز و اسطوره ای در می آید و قهرا چهره نورانی و با عظمت حسین و یاران گرانقدرش تاریک و ظلمانی جلوه گر می شود و حوادث و قضایا به شکل افسانه در می آید. که باورکردنش برای برخی از مردم سخت می شود.
2. تحریف در تفسیر این حادثه: از یکی دیگر از این مشکلات دیگر تحریف در تفسیر این حادثه است، بدین گونه که برخی آنچنان این حادثه را توصیف می کنند که حضرت شخصی مظلوم و بی جهت کشته شد و برنامه وجهت معینی نداشت، و ضایع گشت و خونش به هدر رفت و یا می گویند: از طرف خداوند مامور بود و دستور خصوصی برای مبارزه داشت و ما چه می دانیم برای چه مبارزه کرد، این مربوط به علم امام است و به ما ربطی ندارد در نتیجه قیام امام حسین جوری تفسیر می گردد که ازحوزه عمل بشری وقابل اقتدا بودن خارج بشو و گریزگاهی باشد برای فرار از مسؤولیت های اجتماعی و تحلیلی غلط از تفاوت صلح امام حسن و قیام امام حسین.
و یا در فلسفه قیام حسینی این تحریف در تفسیر را مواجه هستیم که حرکت آن سلاله نبوت را برای فدایی شدن امت گنهکار معرفی می کنند و مقصد اصلی آن بزرگوار را شفاعت افراد آلوده و گناهکار در قیامت توضیح می دهند.
طبعا این نوع تفسیر ها که حرمت قیام اباعبدالله را مبهم و غیر قابل دسترسی می داند و از آن نوعی اختصاصی بودن و غیر قابل پیروی بودن استشمام می شود و یا حرکت قیام برای شفاعت کفاره گناهان و یا رفع مشکلات شخصی و برآورد حاجات مادی و مانند آن معرفی می شود، بد آموزی هایی را به دنبال خواهد داشت و اثرات آن، حرکت بزرگ نهضت را خنثی خواهد کرد.
البته این نکته هم را هم بگوییم که این عقاید در دوران اخیر بسیار کاهش یافته و بر اثر رشد فکری جامعه ما جایگاهی ندارد، و کسانی که ناخودآگاه این تفسیرهای باطل را بیان می کنند اندکند و بیشتر در محیط های عوام زده و تابع خرافات مطرح می شود ، اما در هر صورت رسوبات این افکار هنوز در برخی از مرثیه سرایان ما وجود دارد و ما نباید به دلیل این که این انحرافات نادر و ضعیف اند، بی تفاوت باشیم از آن مبارزه با کژی ها غفلت کنیم، زیرا باطل، باطل است و باید در هر صورت از آن پیشگیری کرد و نگذاشت در جامعه ما رسوخ کند و یا وسیله ای برای تبلیغات دشمنان اسلام گردد.
3. یکی دیگر از کژی های که وارونگی در توصیف این حادثه را نشان می دهد، جهت دادن به قضایاهای جنبی وکم رنگ نشان دادن فلسفه حماسه کربلا و یا بی توجهی به آموزه های حادثه است.» (مجمع مدرسین و محققین، 1385، 204-202)
شاید همان طور که بیان شد حجم بدعت ها و تحریفات در زمان ما کم باشد و اهل علم و فن، بیش از گذشته نسبت به بدعت های لفظی و معنوی حماسه حسینی حساسیت نشان داده باشند اما این نگرانی دربخش سوم بیشتر است گرچه نحریف در نقل حوادث و تحریف در تفسیرهای تاریخی خطرناک است اما کم رنگ نشان دادن اصل و اساس فلسفه نهضت و توجه به جهت غم زدایی حادثه و تمام داستان عاشورا را در قالب هایی ازناله ، غم ، اندوه و ضجه قرار دادن نگران کننده است.
3-8-4- پیشنهادات عملی:
با توجه به آن چه در باب نگرانی ها گفته شد، ضرورت عنایت خاص به چگونگی برگزاری مجالس و نقش علما و دانشمندان و افراد آگاه دراین میان روشن می گردد زیرا این فرزانگان هستند که نباید بگذارند عوام هر کاری که می خواهند بکنند، به گونه ای که در قضیه عزاداری احیاناً خواص تابع عوام گردند نگذارند که دروغ و داستان های ساختگی و بی محتوا و مخالف با شان ائمه در مجالس و اشعار راه یابد و
از حرکات مخالف شریعت ماند قمه زنی، پریدن از آتش و ریخت و پاشهای اسراف گونه، جلوگیری شود.
در این راستا چند حرکت لازم است :
1. «معرفی منابع معتبر و قابل استفاده در قیام حسینی، همچنین نقد و بررسی کتاب هایی که به نقل جعلیات و خرافات پرداخته اند.
2. توجیه مردم از طریق بیانیه ها و دستگاههای ارتباط جمعی و ایجاد حساسیت لازم نسیت به وقایع دروغ و ساختگی تا خود مردم نسبت به حرکت های منفی حساسیت نشان دهند و از شرکت در مجالس این چنینی خودداری کنند.
3. تاکید بر حداکثر استفاده از مجالس عزداری در جهت ارشاد و هدایت مردم به ویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا که اجتماعات بیشتر است و فرصت تبلیغ ممکن و استثنایی است.
4. رعایت احکام و مقررات اسلام و توجه به اهمیت آن در عزاداری ها حتی دستورات مستحبی از قبیل: نماز اول وقت و نماز جماعت و نپوشیدن لباس های بدن نما در مجامع عمومی و رعایت حال فقرا و مستمندان در اطعام ها.
5. مبارزه تبلیغاتی نسبت به حرکات مخالف شئون اسلام مانند قمه زنی و از آتش پریدن ویا برخی از شبیه خوانی ها.
6. برگزاری جلسات و مجامع توجیهی درچند نوبت در سال برای مداحان و ذاکرین و روضه خوان ها و آشنا ساختن آنان به اهداف و فلسفه حسینی و بازگو کردن خطرات انحراف از فلسفه عزداری . همچنین دعوت از روسای هیات ها و دسته های عزداری در جهت تبیین اهداف و پیشگیری از کارهای دون شان امام حسین و عزاداری.
7. برگزاری جلسات توجیهی برای طلاب حوزه های علمیه و یادآوری نکات یاد شده.
8. تشویق شاعران در ارائه اشعار سوزناک با معانی بلند و مطابق با روح نهضت حسینی. » (مجمع مدرسین و محققین، 1385، 207-206)
به نظر نگارنده پیشنهاد می گردد برای اصلاح و بهبود وضعیت عزداری ها، و بهره گرفتن از رسانه ها به ویژه رسانه ملی و دستگاه های ارتباط جمعی با تاکید بر آشنایی با فلسفه عزاداری، ارائه راه حل های منطقی جهت برنامه ریزی صحیح و اصولی در زندگی اجماعی و معنوی مردم به طور مثبت باشد. یعنی توسط مرجعی خاص روش صحیح و درست به مردم و مداحان و ذاکرین و وعاظ ارائه شود و به طور هماهنگ در همه مجالس اهداف نهضت حماسه حسینی بازگو شود و این حرکت تدریجی و آرام و ارشادی باشد به گونه ای نباشد که خود این مبارزه عکس العمل منفی ایجاد کند و نتیجه زیانبار به بار آورد و یا تردیدهایی نسبت به اصل عزاداری به وجود آورد.
3-9- آسیب های عزاداری:
تحریف و آسیب های متوجه هر پدیده اجتماعی و به ویژه تحریف مربوط به قیام حسینی و عزاداری، اساساً از بعد جامعه شناختی، معلول علت هایی در درون آن جامعه اند که شناخت درست آنها، نخستین و شاید مهم ترین گام برای برخورد مناسب با آن باشد. از این رو، ما نیز در ابتدا باید به طرح ریشه ها و عوامل ایجاد وگسترش تحریف و آسیب های متوجه موضوع مورد بحث بپردازیم. بنا بر این، عوامل یاد شده را با طرح مثال هایی بدین صورت بر می شماریم:
3-9-1- دگرگونی فضای اجتماعی و تغییر در گفتمان عاشورا

«یکی از آسیب هایی که به شدت متوجه فرهنگ عاشورا است، آسیبی است که از راه تغییرات تاریخ و گذشت زمان به وجود می آید. ازآن جا که فرهنگ عاشورا و عزاداری سنتی در درون جامعه شیعی است به ندرت ممکن است باگذشت زمان، تغییرکند همین موضوع است که وظیفه صاحب نظران و عاشقان به فرهنگ عاشورایی را دو چندان می کند؛ اگر چه بی نهایت کاری سخت و بزرگی به شمار می آید. اگر نگاهی به ادبیات نثر و شعر عاشورا در دوره های مختلف داشته باشیم می بینیم که تا حدودی رابطه ی متقابل میان رویکردهای عاشورا با وضع اجتماعی ، سیاسی ویژه در هر دوره ای وجود دارد. بایدگفت که دگرگونی شرایط فعلی و منطبق با زمان تاثیر بیشتری بر نگرش اغلب مردم دارد و این تغییرات در سنت های اجتماعی به ویژه سنت های دینی مانند فرهنگ عاشورا و عزاداری نقش به سزایی دارد.»( مجمع مدرسین و محققین، 1385، 351)
3-9-2- تبیین نشدن فلسفه صحیح قیام:
«یکی از عوامل بنیادین وقوع تحریف لفظی و معنوی و ورود آسیب های متعدد به ساحت فرهنگ عاشورا و عزاداری سید الشهدا- علیه السلام- عدم تبیین و تشریح آموزه های ناب عاشورایی و اهداف و فلسفه نهضت عاشورا در میان مردم است. این نقص متوجه نخبگان و دانشورانی است که مرجع توده مردم به شمار می آیند که به طور عمیق و همه جانبه در عاشورا اندیشه نکردند و به درستی به تشریح و تبلیغ آن نپرداختند؛ به تک بعدی نگری پرداختند یا میدان را به غیر اهل واگذاشتند . به همین سبب بود که فلسفه سازی های انحرافی در میان مردم و حتی در میان خواص رواج یافت و در ادبیات شعری و غیر شعری نیز تبلور یافت . این موضوع که خود یک تحریف معنوی عمده است، زمینه ساز بسیاری از تحریف های لفظی نیز قرار گرفت.»(سبزی،146،1388)
شهید مطهری–رحمت الله علیه- در این راه، از دو فلسفه تراشی انحرافی برای قیام ابا عبدالله-علیه السلام- نام می برد.« نخست این که شهادت امام حسین– علیه السلام- را، کفاره گناهان امت و دوستداران عترت و هدف از قیام را، تنها آموزش و شفاعت گناهکرانی که ولایت و محبت آن حضرت را دارند دانسته اند.»(مطهری،حماسه حسینی، 1358، 1/76)
3-9-3- تمایل به اسطوره سازی و افسانه پردازی:
تمایل بشر به افسانه پردازی و اسطوره سازی، از دیگر عوامل ایجاد و گسترش تحریف در تاریخ و فرهنگ عاشورا است. شاید شهید مطهری–رحمت الله علیه – نخستین کسی باشد که این عامل را به عنوان یکی از عوامل محوری تحریف بر شمرده است. ایشان می گوید:
«در

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درموردعلامه طباطبایی

دیدگاهتان را بنویسید