نظریه برچسپ چیست

نظریه برچسپ نخستین با توسط ادوین لمرت و هواردبکر در برابر جامعه شناسی کارکردگرایی انحراف به وجود آمد. پیش فرض اساسی این نظریه برچسپ زنی این است که اساس و مبنای انحراف اجتماعی است که جامعه از برخی رفتارهای انسان دارد ( احمدی، 1384). به عبارتی این رویکرد کج رفتاری را مفهمومی ساخته جامعه می دانند. یعنی گروهی در جامعه با تصویب قوانینی که تخطی از آن ها کج رفتاری محسوب می شود،مفهوم کج رفتاری را می سازند. از این منظر کج رفتاری و انحراف، ویزگی رفتاری که انجام شده نیست، بلکه نتیجه اعمال قوانین ومجازتهای مربوط به رفتار فردی است که آن را انجام داده است. کج رفتار کسی است که این برچسپ به طور موفقیت آمیزی در مورد او به کار رفته باشد و کج رفتاری عملی است که دیگران آن را چنین تعریف کرده باشند (صدیق سروستانی، 1385).

نظریعه برچسپ که رویکرد کنش متقابل  هم نامیده می شود عمدتآ به پیامدهای تعامل بین کج رفتار وجامعه همنوا – به ویژه عوامل رسمس کنترل اجتماعی – می پردازد.نظریه برچسپ از نظریه کنش متقابل نمادین بهره گرفته:

کنش متقابل: کج رقتاری هم مثل هر نوع رفتار انسانی  دیگری، یک کنش جمعی است و بیش از یک نفر در آن دخالت دارند.

نمادین: کنش متقابل بین شخص به اصطلاح کج رو و همنوایان، تحت فرمان معناهایی است که آن ها به کنش ها و  واکنش های یکدیگر نسبت می دهند.این معناها همان نمادها یعنی ژست ها، تفسیرها، تعریف ها و انگ های استکه مردم به یک کنش نسبت می دهند و از خودکنش مهمترند (قاسمی و همکاران، 1388). براساس رویکرد نظریه برچسب به مساله انحراف و کج روی، در صورتی که به فردی پس از ارتکاب عمل انحراف از طرف جامعه همنوا، انگ یا برچسب منحرف زده شود، این برجسب بیش از تمام منزلت های دیگر برای وی اهمیت پیدا می کند و شخصی که برچسب فوق را دریافت نموده است، رفتار خود را نیز متناسب با همین برچسب تنظیم خواهد کرد و حتی ممکن است از جامعه همنوا کناره بگیرد و به افرادی بپیوندد که برچسب فوق را دریافت نموده اند و این مساله خود رفتار انحرافی را تشدید خواهد کرد. در همین راستا ادوین امرت انحرافات  را به دو دسته تقسیم می کند: انحاف اولیه و انحراف ثانویه.

مطلب مشابه :  گرم کردن در پاورلیفتینگ

انحراف اولیه نخستین رفتار منجر به قانون شکنی است که گاهی در پیامد آن نخستین انگ بزهکار یا مجرم به شخص توسط پلیس یا مقامات رسمی زده می شود. انحراف ثانویه انحرافی است که در واکنش به انگ زنی مقامات رسمی یا مردم از شخص انگی خورده سر می زند (شیخاوندی، 1384).

نظریه برچسب برای آن دسته از محققانی که می خواهند بر روی شخصیت و تعیین هویت افراد و ارتباط اجتماعی در ورزش مطالعه کنند، بسیار سودمند است (نادریان جهرمی، 1384). این نظریه به خصوص در مطالعه انحرافات موجود در حوزه ورزش از جمله وندالیسم واوباشگری در ورزش فوتبال کاربرد فروانی دارد. برخورد ونگاه نیروی انتظامی و مقامات رسمی به برخی از مصادیق اوباشگری در ورزش مثال خوبی برای نظریه برچسب است. به طور مثال این مساله  که فحاشی و خشونت های لفظی تماشاگران فوتبال را یک مساله هیجانی زودگذر دانسته و یا اینکه آن را یک معضل اجتماعی بدانند که نظم و امنیت جامعه را به مخاطره افکنده و به تماشاگران لقاب اوباش، بی بندوبار و هرزه  بدهند، قطعا در واکنش بعدی آن ها تاثیر بسزایی دارد.