– مهارت¬های روانی

بی تردید هر ورزشکاری در رشته­ی ورزشی خود لحظاتی را تجربه کرده که واقعاً سبکبال بوده؛ زمانی­که به خوبی بازی کرده و هر چیزی سر جای خودش بوده. برخلاف این حالت را نیز ورزشکاران تجربه می­کنند؛ زمانی­که همه چیز غلط از آب در می­آید، تلاش­ها بی تأثیر بوده و عملکرد نامناسب می­باشد. چرا اینگونه است؟ چرا یک روز می­توان خوب و به آسانی و بدون زحمت بازی کرد و روز دیگر ضعیف؟ برای رسیدن به عملکرد فوق العاده و پایدار در برابر عملکرد­های بی ثبات چه عواملی تأثیرگذاراست؟ چه عاملی باعث می­شود تا ورزشکار فعالیت ورزشی را به شکل مطلوب­تری انجام دهد، از ورزش بیشتر لذت ببرد، و به موفقیت­های ورزشی نایل آید؟

با پیشرفت علم روانشناسی ورزشی بحث مهارت­های روانی در اجرای عملکرد­های ورزشی از اهمیت بسزایی برخوردار شده است. به طور کلی اجرای بهینه­ی مهارت­های ورزشی به وجود سه نوع آمادگی جسمانی، مهارتی و روانی وابسته است (بویس، 2009). از آنجا که روش­های مختلف تمرینی و شیوه­های اجرای مهارت، تکامل یافته­اند و فاصله­ی بین قهرمانان به چند هزارم ثانیه و چند میلیمتر کاهش پیدا کرده است، به نظر می­رسد تفاوت عملکرد قهرمانان بیش از هر زمانی به آمادگی روانی آن­ها مربوط باشد. از این رو روانشناسان ورزشی، مربیان و ورزشکاران هر چه بیشتر بر آماده­سازی روانی توجه و تأکید می­کنند (هادی، 1381).

آمادگی روانی، مفهوم گسترده­ای است که احاطه کننده­ی چندین مهارت و راهبرد لازم است (اورلیک[1]، 1997). آمادگی­ روانی به ورزشکار کمک می­کند تا زمانی­که در حال اجرای فعالیت است بتواند ذهن خود را به بهترین شکل مدیریت کند (گارزا و فلت[2]، 1998).

مهارت­های روانی به ورزشکاران کمک می­کند با فشار رقابتی مقابله کنند و هوشیاری خود را برای رسیدن به عملکرد مطلوب در طول مسابقه با وجود شرایط محیطی تشنج­زا تنظیم کنند (الفرینک[3]، 2004).. و نهایتاً به افزایش عملکرد­های ورزشی، تعدیل ‎هیجانات، افزایش تمرکز، توسعه­ی اعتماد به نفس،  بالا بردن میزان یادگیری و … منجر خواهد شد (آقا علی­نژاد، 1376).

تفاوت عملکرد ورزشکاران هنگام تمرین و مسابقه اغلب ناشی از ضعف آمادگی ذهنی و روانی ورزشکار است، زیرا عوامل جسمانی و فنی مانند قدرت و استقامت، در طی یک یا دو روز تغییر فاحش نمی­یابند، اما عوامل روانی بویژه در صورت عدم آمادگی، دچار افت شدید می­شوند (واعظ موسوی، 1386). از این رو واینبرگ و گولد[4] (2011)، عوامل روانی را اولین دلیل برای نوسانات روز به روز در عملکرد ورزشی محسوب می­کنند.

روانشناسان ورزش در چند سال اخیر عنوان کرده­اند که عوامل روحی روانی مهم­ترین متغیر تأثیرگذار بر کسب موفقیت ورزشکاران حرفه­ای است. با این حال تعداد کمی از ورزشکاران از نحوه­ی صحیح کسب، استفاده و گسترش این مهارت­ها اطلاع دارند (اصفهانی و قزل سفلو، 1392). ورزشکاران معمولی گمان می­کنند که به تمرینات آمادگی روانی نیازی ندارند و غالباً چنین تمریناتی را ریشخند می­کنند. زیرا معمولاً از هر چیز تازه­ای می­هراسند. در حالی­که هر چیزی پیش از آن­که در واقعیت روی دهد، باید در ذهن ورزشکار ابتدا ساخته و پرداخته شود بعبارتی باید شکل بگیرد (صنعتی منفرد، 1385).

به همین دلیل امروزه با استفاده از مهارت­های روانی پیشرفت قابل ملاحظه­‎ای در عملکرد ورزشکاران در سطوح مختلف حرفه­‎ای به وجود آمده است (مارتنز[5]، 1987). ماهونی[6] و همکاران (1987) نشان دادند که ورزشکاران سطح بالا در مقابل دیگر ورزشکاران از نظر مهار­های روانی وضعیت بهتری داشتند.

به تازگی روند نوینی با تأکید بر شناسایی مهارت­های روانی مربوط به ورزش شکل گرفته است (دوراندبوش[7] و همکاران، 2001). به همین دلیل مهارت­های روانی توسط روانشناسان ورزشی ، در سه دسته:  مهارت­های پایه[8] (هدف گزینی یا تعیین هدف[9] ، اعتمادبنفس[10] ، تعهد یا التزام[11])، مهارت­های روان-­تنی[12] (واکنش به استرس یا فشار روانی[13] ، آرمیدگی یا آرامش روانی[14] ، کنترل ترس[15]، نیروبخشی یا انرژی روانی[16]) و مهارت­های شناختی[17] (تمرکز[18] ،بازیابی تمرکز[19] ، تصویر سازی ذهنی[20] ، تمرین ذهنی [21]، طرح­ریزی مسابقه[22]) طبقه­بندی شده است (منفرد و همکاران، 2007؛ دوراندبوش و همکاران، 2001).

مطلب مشابه :  مدیریت استراتژیک چیست

2-2-1- مهارت­های پایه ذهنی

برای حفظ اجرا در سطوح عالی، یک سری عوامل ضروری و اساسی هستند که از آن به عنوان مهارت پایه یاد می­شود (اورلیک، 1997). در واقع این مهارت­ها پایه و اساس سایر مهارت­های ذهنی به­شمار می­آیند. تا زمانی­که این ویژگی­ها در ورزشکاری تثبیت نگردد، سایر مهارت­های روانی دیگر به حد بالای تکامل نخواهند رسید (دوراندبوش و همکاران، 2001 ).

2-2-1-1هدف گزینی (هدف چینی)[23]

افراد در بسیاری از جنبه­های زندگی خود اولویت­هایی را رعایت می­کنند. به­طور حتم، کسانی که زندگی پر مشغله­ای دارند، تأیید می­کنند که تهیه یک سیاهه از مهم­ترین کارهای روزانه به نظم زندگی کمک می­کند. اگر افراد اهداف خود را تعیین نکنند، ناگزیر بر طبق اهداف و رؤیاهای دیگران زندگی و رفتار خواهند کرد. کسانی­که اهداف بزرگی دارند، بهترین عملکرد را از خود انتظار دارند و آنانی­که هدفی ندارند به سرعت دچار یأس و دلسردی می­شوند. هدف­گزینی موضوع جدیدی برای مربیان و ورزشکاران نیست. از دیرباز در مسابقات یونان باستان، ورزشکاران برای خودشان اهدافی ترتیب می­داده­اند.

«تعیین هدف» از جمله عامل­های روانشناختی و انگیزشی اثر گذار بر اجرا و یادگیری مهارت­های ورزش می­باشد. این تکنیک به طور گسترده­ای در زمینه­های صنعتی، سازمانی و در سال­های اخیر در ورزش نیز مورد مطالعه قرار گرفته است (غلامی و فرخی، 1384). هدف­گزینی فرایندی است که توسط آن افراد استاندارد­ها و اهدافی را برای عملکرد بهتر خود تعیین می­کنند (مک کارتی[24] و همکاران، 2010). همچین هدف­گزینی به مفهوم داشتن برنامه­ای منظم و طبقه­بندی شده از نظر ترتیب اهداف و تلاش در راه رسیدن به آن­هاست. این مهارت به ورزشکار و مربی کمک می­کند تا هدف و راه موفقیت آمیز رسیدن به هدف را بشناسد. از سوی دیگر، هدف گزینی ارزیابی کیفیت و میزان پیشرفت را امکا­ پذیر می­سازد (روتلا[25] و همکاران، 1998). همچنین هدف­گزینی می­تواند نتایج مثبت یک عمل یا یک سلسله اعمال را پیش­بینی کند (سنه، 1385).

زمانی­که انسان قادر باشد که اهداف را به طور صحیح و مؤثر انتخاب کند و بتواند با سعی و تلاش به آن­ها دست یابد، به احساس قدرت، کفایت و اعتماد به نفس بیشتری دست خواهد یافت و مهارت­های بین فردی (مهارت­های که فرد هنگام تعامل با دیگران به کار می­گیرد) و درون فردی (شامل مهارت­های جسمانی و روانی فرد) نیز گسترش می­یابند (لیگت[26]، 2000). به طور کلی، هدف­گزینی موجب افزایش انگیزه و ایجاد لذت بیشتر در ادامه­ی کار، ایجاد محیط رقابتی خوشبینانه­تر، کاهش رفتارهای نامناسب طی تمرین و پیشرفت ماهرانه­ی تکلیف می­گردد و برای کلیه­ی گروه­های سنی حتی کهنسالی فوایدی را در پی خواهد داشت (خدادای و همکاران،1390).

2-2-1-1-1 انواع هدف­ گزینی:

واینبرگ و گولد (2011) 5 حالت را برای هدف گزینی در نظر گرفته­اند: 1- اهداف ذهنی[27] که بیان و اظهار عمومی قصد و نیت فرد است مانند انجام عالی یک کار 2- اهداف عینی [28] که دستیابی به استاندارد ویژه­ای از یک مهارت و متبحر شدن در یک تکلیف (معمولاً در یک دوره زمانی مشخص است) 3- هدف­های نتیجه­ای یا دستاوردی [29] که به طور خاص بر روی نتیجه یک رویداد تمرکز می­کنند به عنوان مثال رسیدن به امتیاز بیشتر نسبت به حریف یا گرفتن مقام اول در مسابقه 4- هدف­های عملکردی [30] که به طور مستقیم بر روی اجراهای فرد و یا بهبود بهترین عملکرد شخصی خود تمرکز می­کند. در این حالت معمولاً فرد عملکرد کنونی را با عملکرد پیشین خود مقایسه می­کند. 5- هدف­های فرآیندی[31] که متمرکز شدن بر عملی است که یک فرد می­باید در حین اجرای یک مهارت به خوبی انجام دهد. به عبارت دیگر این اهداف به فرآیند اجرای مهارت تأکید دارند.

مطلب مشابه :  تقسیمات بازاریابی ورزشی

اغلب، اهداف اجرایی (عملکردی) در مقابل اهداف نتیجه­ای، اهداف نسبتا مشکل در مقابل اهداف آسان، اهداف کلی در مقابل اهداف ویژه، اهداف واقعی در مقابل اهداف غیر واقعی (خیالی)، اهداف فردی در مقابل اهداف گروهی (تیمی)، اهداف دراز مدت در مقابل اهداف کوتاه مدت مطالعه شده اند (مختاری و یلمه، 1391).

در زیر به مواردی که بایستی برای هدف گزینی موثر رعایت شوند اشاره می­شود:

هدف گزینی را بر اساس

  1. اهداف ویژه و سنجیدنی تنظیم کنید.
  2. اهداف دشوار و دست­یافتنی تنظیم کنید.
  3. اهداف کوتاه مدت و بلند مدت تنظیم کنید.
  4. اهداف عملکردی تنظیم کنید نه براساس اهداف نتیجه­ای.
  5. اهداف تمرینی و مسابقه­ای تنظیم کنید.
  6. اهداف مثبت و منفی تنظیم کنید.
  7. تاریخ رسیدن به اهداف را معلوم کنید.
  8. راهکارهای رسیدن به اهداف را معلوم کنید.
  9. اهداف فردی و گروهی را تنظیم کنید (علیجانی ، 1384).

تحقیقاتی که روی ورزشکاران مبتدی تا شرکت کنندگان در المپیک انجام شده، نشان می­دهد که بهترین اجرا­های ورزشی در زمان­هایی رخ می­دهند که ورزشکاران برای خود اهدافی تعیین کرده و در تمرین و مسابقه برای رسیدن به آن­ها تلاش کرده­اند (واعظ موسوی، 1379).

2-2-1-2 تعهد

زمانی که ورزشکاران دوست دارند به خواسته­هایشان جامعه عمل بپوشانند و تمایل دارند تا شکست­ها و ناکامی­های خود را بعنوان فرصت­های آموزنده­ای تلقی نمایند با واژه­ای بنام تعهد روبرو خواهند شد.

در ورزش، تعهد یک سازه روانشناختی است که عموماً به انگیزه برای ادامه تمرینات ورزشی اشاره دارد (امیرتاش، 1392) و میزان تمایل فرد را جهت شرکت مستمر در فعالیت ورزشی نشان می­دهد. تعهد ورزشی می­تواند مربوط به یک برنامه ورزشی، یک رشته ورزشی (برای مثال فوتبال) و یا تعهد به شرکت مستمر در انواع فعالیت­های ورزشی باشد (جانسون[32]، 1982). بنابراین ورزشکاران جهت دستیابی به عملکرد بالا به تعهد نیاز دارند (ستوده و همکاران، 2012).

بریک من [33] (1987)تعهد را ترکیبی پیچیده از دو عنصر « میل» و « اجبار» برای ادامه رفتار تعریف می­نماید. به طور کلی در هر زمانی، یکی از عوامل در تعهد افراد برای انجام رفتار یا فعالیتی خاص از اهمیت بیشتری برخوردار می­باشد. با توجه به ماهیت تعهد، افراد به دو دلیل متعهد به انجام رفتار یا فعالیتی خاص می­گردند. آن­ها یا به اجبار یا به میل خود در انجام یک رفتار مشارکت می­کنند. میل به انجام یا ادامه فعالیتی خاص با احساس رضایت همراه است و اجبار به ادامه رفتار، به خاطر فشارها و محدودیت­های اجتماعی است. لذا تعهد به مشارکت مستمر در فعالیت­های ورزشی به عنوان فعالیتی خاص، لازم­اش داشتن میل و رضایت درونی است تا انجام رفتار به طور مستمر امکا ن­پذیر گردد (پارسا مهر، 1390).

برای رسیدن به کمال، داشتن پایبندی یا تعهد در فرد الزامی است. در عین حال تعهد بیش از حد ممکن است برای عملکرد زیان­بخش باشد. برای پرهیز از تمرین­زدگی، اورلیک (1992) تعدیل تعهد را مطرح ساخته و استراحت مناسب و فعالیت­های تفریحی لذت­بخش بی ارتباط با کار را پیشنهاد می­کند. ادراک ارزشمند بودن و دست­یافتنی بودن هدف­ها و باور به خویش نیز از ویژگی­های افراد بسیار متعهد است. افزون بر آن طول زمان لازم برای رسیدن به سطح خبرگی در یک حیطه خاص را حدود 10 سال یا 000/10 ساعت تمرین هدفمند تخمین زده­اند با توجه به محدودیت­های همراه با تمرین هدفمند و مقدار وقتی که برای مهارت یافتن در یک حیطه صرف می­شود، چنین نتیجه­گیری می­شود که برای رسیدن به سطوح عالی عملکرد فرد به تعهد بسیار زیادی نیاز دارد (اورلیک، 1992). اکثر ورزشکاران رشته­های انفرادی یادداشت­های روزانه تمرین دارند و در آن، اهداف تمرین و مسابقه را یادداشت می­کنند. تحقیقات ثابت کرده­اند، اهدافی که مکتوب می­شوند، تعهد بیشتری به بار می آورند (وینتر و مارتین، 1383).

2-2-1-3 اعتماد به نفس

مطلب مشابه :  علل و عوامل مؤثر در بزهکاری

ورزشکاران مجهز به نیرویی هستند که می­توانند اهداف خود را منطبق بر توانایی­های واقعی­شان برگزینند. بعضی از ورزشکاران با وجود واقعی خود بازی می­کنند بعبارتی ظرفیت واقعی خود را خوب می­شناسند؛ به همین دلیل وقتی که به یک سکو بالاتر از وضعیت قبلی خود دست می­یابند، احساس موفقیت می­کنند. در مقابل، ورزشکارانی هستند که ممکن است نتیجه بگیرند که آنقدر بی کفایتند که تمرین و تلاش توانایی آن­ها را تغییر نمی­دهد. تفاوت این ورزشکاران به قابلیتی بنام اعتماد به نفس بر می گردد.

اعتماد به نفس یکی از مهارت­های روانی است که کاملا بر روش فکر کردن، احساس و عمل فرد احاطه دارد؛ و امروزه یکی از موضوعاتی است که در روان شناسی ورزش توجه خاصی بدان شده است طوری که در زمره ویژگی­های شخصیتی و عملکرد ورزشکاران قرار می­گیرد (دولت آبادی و همکاران، 1386). ورزشکاران، مربیان و مشاوران روان شناسی ورزشی معتقدند اعتماد به نفس از نیازهای روان شناختی اساسی است که موفقیت ورزشی را تضمین می کند (ویلی و چیس[34]، 2008).

اعتماد به نفس ورزشی، باور یا درجه­ای از اطمینان به توانایی خود در یک لحظه خاص برای اجرای یک مهارت و همچنین کسب موفقیت در ورزش تعریف شده است (ویلی، 2001). ورزشکارانی که از اعتماد به نفس کافی برخوردارند می­توانند آنچه را که در آینده انجام خواهند داد را با دقت قابل قبولی پیش بینی کنند (قراخانلو و همکاران، 1390).

برخی پژوهشگران اعتماد به نفس ورزشی را مترادف با خودکفایی به کار برده­اند. خود کفایی، موقعیت ویژه­ای از اعتماد به نفس است و بدان معنی است که فرد می­تواند در موقعیت­های ضروری هر چیزی را انجام دهد. در حالی­که اعتماد به نفس یک خصیصه شخصیتی با ثبات است، خودکفایی ممکن است به شدت افت و خیز داشته باشد (گیل[35]،2000).

واینبرگ و گولد (2007)، اعتماد به نفس را اینگونه تعریف کرده­اند: آیا فرد می­­تواند یک رفتار مطلوب را به اجرا بگذارد؟ همچنین اعتماد به نفس را به دو حالت گرایشی صفتی [36] و حالتی [37] تقسیم می­کنند. اعتماد به نفس صفتی درجه­ای از اطمینان است که معمولا افراد نسبت به توانایی خود برای موفقیت دارند. در حالی­که اعتماد به نفس حالتی باور و اطمینان فرد نسبت به توانایی موفقیت خود در یک لحظه ویژه است. باور به خود یا اعتماد به نفس ثابت نیست و تغییر و نوسان دارد. بر حسب نظر گارون [38] (1984) خودباوری افراد ممکن است در روز­های مختلف متفاوت باشد. اورلیک (1992) اظهار داشت افرادی که دارای اعتماد به نفس بالایی هستند اغلب از طرف افراد دیگر و یا افراد مورد علاقه به آن­ها حمایت می­شوند. اینگونه افراد نسبت به عملکرد خود نگرش مثبتی دارند. از عملکرد خود درس­های مثبتی می­گیرند و پیوسته در عملکرد خود پشرفت و موفقیت را احساس می­کنند. عملکرد و اعتماد به نفس با هم رابطه دارند به گونه­ای که عملکرد خوب اعتماد به نفس را افزایش می دهد و از سوی دیگر، زمانی­که عملکرد ورزشکار به هر دلیل ضعیف شود، اعتماد به نفس نیز کاهش می­یابد و این کاهش باعث کاهش عملکرد نیز می­شود (مارتنز، 1987).

[1] -Orlick

[2] – Garza  &Felt

[3]– Elferink

[4]– Weinberg & Gould

[5] -Martens

[6] -Mahoney

[7] -Durand-Bush

[8]  -Foundation Skills

[9]  -Goale Setting

[10] -Self-Confidence

[11] -Commitment

[12] -Psycohsomatic Skills

[13] -Stress Reactions

[14] -Relaxation

[15] -Stress Control

[16] -Activation

[17] -Cognitive Skills

[18] -Focusing

[19] -Refocusing

[20] -Imagery

[21] -Mental Practice

[22] -Competition Planning

[23] -Goal setting

[24] -Mc carthy

[25] -Rotella

[26] -Liggett

[27]– Subjective Goals

[28]– Objective Goals

[29]– Outcome Goals

[30]– Performance Goal

[31] -Process Goals

[32] -Johnson

[33] -Brickman

[34] -Vealey & Chase

[35] -Gill

[36] – Dispositional Or Trait Conficence

[37] – State Confidence

[38] -Gauron