منابع پایان نامه ارشد با موضوع نهج البلاغه، فعل مضارع، انفال

(سجده:18)یعنی”آیا کسی که مومن است مانند کسی است که فاسق می باشد نه،مساوی نیستند.”اشاره می کند.طبری در تفسیرش به سند عطاء بن یسار می گوید:”بین علی و ولید مشاجره ای صورت گرفت و ولید گفت:”من از تو زبان آورتر و در عقب نشاندن صف دشمنان توانا ترم و نیزه ام از نیزه تو تیز تر است”علی(ع) فرمود:”ساکت شو که فاسقی بیش نیستی”و به سبب این مشاجره آی? فوق نازل شد.
( امینی:1397ه ق،2/46)
مَن ذا بِخاتَمهِ تصدَّقَ راکعاً وأَسَرَّها فی نَفسِه أسرارا
من کانَ بات عَلی فراشِ محمَّد و محمّد أَسرَی یؤُمُ الغَارا
مَن کانَ فی القُرآنِ سُمِّیَ مُؤُمِناً فی تسعِ آیاتِ تُلِینَ غَزارا؟
(همان،2/45)
شرح ابیات:
1- بیت اول اشاره به آن داستان مشهور دارد که امام علی(ع) در حال رکوع،انگشتری خود را به فقیر بخشید و این آیه درباره ی او نازل شد:”إنّما ولیُّکم الله و رسولُه والّذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یو تون الزکوه و هم راکعون.”(مائده:55)
2- بیت دوم اشاره به حادثه ای است که امت اسلامی در نقل آن اتفاق دارند که علی(ع) برد سبز رنگ رسول خدا را پوشید و در بستر حضرت خوابید تا او از دست مشرکان فرار کند و خود را فدای پیغمبر نمود و بدین مناسبت این آیه نازل شد:”و مِنَ النّاس مَن تَسِری نَفسَه إبتغِاءِ مَرضاهِ الله “(بقره :207)
در شرح نهج البلاغه ج 3،ص270 به نقل از ابوجعفر اسکافی آمده است که”داستان خوابیدن علی در بستر رسول اکرم به تواتر ثابت شده و جز دیوانه یا بی دین آنرا انکار نمی کند و همه مفسران روایت نموده اند که آیه”و من الناس من یشری…”در شب خوابیدن علی در بستر رسول و درباره علی نازل شده است.”
( امینی:1397ه.ق،2/47)
3- بیت سوم به موضوع مؤمن خوانده شدن علی(ع) در آیاتی از قرآن اشاره دارد.از امام حسن(ع) در ضمن حدیثی آمده که”پدرم در ده آیه”مؤمن”نامیده شده است”و معلوم نیست که چرا حسان فقط به نه آیه اشاره کرده است؟در این جا به آدرس آیاتی که در آن مراد از”مؤمن”امام علی(ع) است بسنده می شود و برای آگاهی بیشتر از شرح و تفسیر آیات به کتاب الغدیر علامه امینی ج2،ص49تا 58 مراجعه شود:
سجده،18- انفال،62- احزاب،23، مائده،55- توبه،19- مریم،96- جاثیه،21- بیّنه،7- عصر،1-3
أبا حَسنٍ تفدیکِ نَفسی و مُهجتی وکُلُّ بَطیءٍ فی الهُدَی و مُسَارِعِ
أَتذهَبُ مَدحی والمُحبین ضائعاً و مَا المَدحُ فی ذاتِ الإلِه بِضائِع
فَأَنتَ الَّذی أَعطَیتَ إذ أنتَ راکعٌ فََدَتکَ نفوش الثَومِ یا خَیرَ راکعِ
بخاتمِکَ المَیمُونِ یا خیرَسیّدِ و یا خیرَ شارٍ ثُمّ یا خیرَبایعٍ
فأنزلَ فیک اللهُ خیرَ ولایهٍ و بَیَّنَها فی مُحکماتِ الشّرایعِ
(امینی:1397ه ق،2/58)
شرح ابیات:
حسان در این اشعار نیز به داستان خاتم بخشی امام علی(ع) در حال رکوع و نزول آی?”إنّما ولیّکم الله و …”که قبلاً ذکر آن آمد،اشاره می کند.
جِبریلُ نادَی مُعلِناَ وَالنَّقعُ لَیسَ بِمنجَلی97
والمُسلُِمون قَد أحدقوا حَولَ النبیِّ المُرسَل
لاسیفَ إلّا ذُوالفَقار و لافَتَی الّا عَلیّ (همان:2/59)
شرح ابیات:
در این ابیات حسان به جنگ احد و داستان فریاد جبرییل درباره علی و شمشیرش اشاره می کند در صفحه 16″تذکره” سبط ابن جوزی آمده است “احمد حنبل در”الفضائل”متذکر شده که آنان در آن روز،صدای هاتفی را از آسمان شنیدند که می‌گفت:
لا سیفَ إلّا ذوالفَقار و لا فَتی إلّا عَلی
سپس حسان از رسول خدا اجازه گرفت تا در این باره شعری بسراید و پیامبر هم به او اجازه داد و او گفت:”جبریل نادی معلنا…” (امینی:1397ه.ق،2/59)
ابن عباس روایت کرده که رسول خدا و اصحابش را دیدم که در منا جمع بودند و حسان ثابت نیز در آن جمع حضور داشت؛حضرت فرمود:”ای گروه مسلمانان!این علی بن ابی طالب،سید عرب و وصی اکبر است.منزلت او نسبت به من به منزله هارون است برای موسی مگر آنکه پس از من پیغمبری نیست و توبه توبه کنندگان قبول نمی شود مگر با محبت او.بگو ای حسان!در این باب شعری بگو!”پس حسان گفت:
لا یُقبلُ التَّوبَهَ مِن تائِبٍ
إلّا بِحُبِّ ابنِ أَبی طالبِ
أخُو رسولِ اللهِ بل صِهرُه
والقَهرُ لا یُعدلُ بالصَّاحِبِ
و مَن یکُن مثلَ عَلیٍّ و قد
رُدَّت له الشَّمسُ مِنَ المَغرِبِ
(طبری:1382ه ق،234)
پس می بینیم که حسان بن ثابت البته در زمان حیات رسول اکرم(ص) آن زمان که سخنان و سفارش های پیامبر در حق علی،هنوز در گوش جامعه اسلامی و در گوش او طنین انداز بود و تصویر شجاعت و جوانمردی های علی(ع) در بدر،احد،خندق،و تصویر فداکاری او در لیلهالمبیت از مقابل چشمان مسلمانان محو نشده بود و حادثه ی غدیر تحریف نشده بود بارها و بارها زبان به مدح و ستایش علی باز کرد و آنچه را که خود با چشمانش از علی دیده بود و یا گوش هایش شنیده بود به شعر در آورد اشعاری که گوشه ای از فضایل بیکران علی(ع) را برای همگان بیان می کند.پس چرا این اشعار در دیوان حسان موجود نیست چرا در دیوان حسان حتی یک قصیده درباره ی علی(ع) نیست در ذیل دلایلی بر وجود مدائح علوی در دیوان حسان ارائه می شود:
1- مدح حسان در زمان پیامبر اکرم منحصر و محصور است به مدح شخص گرامی حضرت رسول(ص) و بزرگان صحابه،کسانی که در دفاع از اسلام و رسول عالی رتبه اش آزمون نیکو دادند.چطور می شود که در مدح و ستایش ابوبکر و عمر و عثمان و حمزه و زبیر در دیوان حسان اشعاری می بینیم ولی در مورد اولین مومن و بزرگترین صحابی اشعاری نمی یابیم.چگونه است که به وقایعی مثل نبرد خندق وفتح خیبرمی پردازد اما از قهرمان و فاتح آن سخن نمی گوید.به عبارت دیگر برادر و داماد رسول الله چه جایگاه و مرتبتی در نزد آن حضرت داشته که در مدح و ستایش خلفا اشعاری در دیوان هست ولی در زمینه برادر و داماد رسول خدا سکوت حکم فرماست اگر به بلای در راه دین باشد که او نیز بلا دیده و اگر به قرابت و نزدیکی باشد که آن هم برقرار بود.
2- بنا بر موقعیت حسان و بازتاب شعر وی در امت اسلامی،شعر حسان آیینه حوادث و رویدادهای آن عصر و زمان بود پس چرا و چگونه در مورد امر مهمی چون غدیر خم که از مسلمات تاریخی است و علامه امینی پیرامون آن کتاب وزین الغدیر را نوشته و وجود چنین رخدادی را از طرف علمای شیعه و سنی به اثبات رسانده اشعاری از او نمی بینیم.با توجه به این که این واقعه در حجه الوداع رخ داده و رسول اکرم(ص) اندک زمانی بعد آن رحلت فرمود و بعید به نظر می رسد که شاعر رسول الله در آن صحرای سوزان و آن مراسم سرنوشت ساز در میان جمع عظیم حجاج بیت الحرام نبوده باشد در حالی که حسان به گواهی تاریخ تا زمان حکومت معاویه حیات داشت لذا به گمان قوی همراه آن حضرت بوده است و با عنایت به این که در مواردی همچون هیئت بنی تمیم که قبلاً مطرح شد رسول اکرم(ص) از حسان خواستند تا اشعاری بسراید و او فی البداهه ابیاتی انشاد نمود دیگر جای شک و تردید نیست که عقلاً و منطقاً حسان اشعاری در مورد غدیر خم داشته است و از طرف دیگر اگر آنجا هم نبود باز هم باید اشعاری پیرامون غدیر خم داشته باشد.
3- دلیل دیگر بر وجود اشعاری پیرامون غدیر خم روایتی است که در شرح دیوان حسان بن ثابت آورده اند که چکیده آن چنین است:
عده ای بدگویی ابوبکر را نمودند پیامبر اکرم بر فراز منبر رفت و حمد خدای گفت و سخنانی فرمود و سپس رو به حسان کرد و فرمود:”هاتَ ما قلتُ فیَّ وفی ابوبکر”حسان نیز گفت:گفتم ای رسول خدا:
“إذا تَذکَّرتَ شَجواً مِن اخی ثقهٍ فاذکُر أخاک أبابکرٍ بِما فَعَلا”
با فرض این که این روایت صحیح باشد چگونه است پیامبر اکرم درباره موضوعی اینچنینی از حسان می خواهد اشعاری بسراید ولی درباره ی روز مهمی چون غدیر خم فرمایشی ندارد!!
4- حسان بیشتر به دلایل شخصی و خصوصیات ذاتی و پرورشی از جمله مال دوستی و راحت طلبی از امام کناره گرفت اما از زمانی که مسلمان شده بود شعرش را در خدمت اسلام قرار داده بود و شعرش وسیله ی ضبط و ثبت حوادثی بود که در عهد پیامبر واقع شد،فداکاری و دلاوری امام نیز در این دوره بر هیچ کس پوشیده نیست،از طرف دیگر مقام و منزلت علی نزد پیامبر و میزان محبت پیامبر به وی آشکارتر از آن است که نیاز به اشاره داشته باشد در این دوره حسان شاعر پیامبر بود و آن حضرت نیز او را مورد توجه و عنایت خود قرار می داد موضع وی در برابر امام هر چه که باشد مانع از آن نیست که در زمان حیات رسول خدا در مدح علی(ع) قصائد و ابیاتی بسراید اگر از لحاظ قلبی مخالف بود حداقل عقل حکم می کند که برای جلب پیامبر از امام یاد کرده باشد.
5- دلیل دیگر بر مسأله تحریف اشعار حسان عملکرد امویان و عباسیان بوده که تا سالیان متمادی ذکر و یاد حضرت علی(ع) را ممنوع کردند.در جایی که به فرمان معاویه و جانشینان سیاسی اش اخبار و آثار اسلامی دستکاری و تحریف می شد تا فضایل امیر مومنان(ع) و حقیقت حال آن حضرت حتی المقدور پنهان بماند و محو و فراموش شود پس بعید و دور از انتظار نیست که ابیات مدحیه شاعران نیز از جمله حسان مورد جعل و تحریف قرار بگیرد.شوقی ضیف معتقد است که”بسیاری از اشعاری که با غلظت وشدت درباره قتل عثمان(از طرف حسان بن ثابت)سروده شده وضع امویان است تا به مردم بگویند که مقام شاعر رسول الله در صف آن ها قرار گرفته و به آن ها پیوسته است و تا ننگ و عار شعرهایی که حسان در هجو خانواده آن‌ها هنگامی که ابوسفیان و دیگررؤوسا سربازانشان را بر علیه رسول(ص) رهبری می کردند از دامن خود بشویند.”
(شوقی ضیف:1426ه ق،2/81)
4-3 بررسی مضامین غدیریه ی حسان بن ثابت
1- یُنادیهم یَومَ الغدیرِ نَبیّهُم بِخُمٍّ و أَسمَعُ بالنبیِّ مُنادیا
نکات صرفی:یُنادی:فعل مضارع از ثلاثی مزید باب مفاعله از”ندو” که فعلی دو وجهی است یعنی درجایی به صورت متعدی ودرجای دیگربه صورت لازم به کار میرود(کسی را)صدا کردن،فرا خواندن.الغدیر:ال آن عهدیه حضوری است.
اقسام ال:الف ولام بر دو قسم است:اسمیه وحرفیه.
ال اسمیه همان ال موصوله است که بر سر اسم مشتق در می آیدمثل الضارب و المضروب.
ال حرفیه بر دو قسم است:حرف تعریف وحرف زائد.
ال تعریف بر اسم وارد میشود و آن را معرفه میسازد مانند:الرجل والاخبار.ال تعریف خودبر دو نوع است:جنسیه وعهدیه.
ال جنسیه بر سه نوع است:استغراق حقیقی ،استغراق مجازی وماهیت.
ال استغراق آنست که تمام افراد معرف خود را شامل می شودمانند:”إنّ الإنسانَ لَفی خُسرٍ.”
ال استغراق حقیقی آنست که کلمه کل را حقیقتابتوان به جای آن قرار دادمانند:”خُلِقَ الإنسانُ ضَعیفاً “یعنی کل انسان.
ال استغراق مجازی آنست که بتوان مجازا به جای آن کل قرار دادمانند:”أنت الرجل” که به معنی “أنت الکاملُ فی الرّجولیه” است ومجازا میتوان گفت” أنت کلّ رجل”
ال ماهیت بر تعریف حقیقت وماهیت دلالت میکند بدون اینکه توجهی به فرد یا افراد داشته باشدمانند:”وَ جَعلنا منَ الماءِ کلّ شیءٍ حیٍ.”
ال عهدیه نیز بر سه قسم است:
ال عهدی ذکری در موردی است که اسمی ابتدا بدون ال ذکرشده

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه با موضوععصاره هیدروالکلی، گروه کنترل، پلاسمایی

دیدگاهتان را بنویسید