منابع پایان نامه ارشد با موضوع فعل مضارع

دوستی،خویشاوند،همسایه و…باشد این همه اضطراب وترس رسول خدا را چگونه می توان توجیه کرد؟پیامبری که در راه بیان احکام الهی سختیهای طاقت فرسای فراوانی را تحمل کردآیا در سفارش مردم به دوستی وهمراهی علی در بعد از خود این همه ترس دارد از اینکه ممکن است اصحاب سخن او را نپذیرند و اورا تکذیب کنند؟
همچنین ذیل آیه 67سور? مائده خداوند می فرماید:”والله یَعصِمک النّاس”،خداوند تو را از خطرات احتمالی مردم نگاه می دارد.این عبارت نشاندهنده ی این حقیقت است که چون رسول خدا بعر از اعلام ولایت وامامت حضرت علی (ع) از توطئه ی منافقان وتفرقه اندازی مخالفان می ترسید لذا با این آیه به او اطمینان داده شد که از هیچ چیزی نترسد وخداوند او را از شر معاندان حفظ خواهد کرد.
9- هناک دعا اللهُمّ والِ ولیَّه و کن للّذی عادَی علّیا معادیا
نکات صرفی:وال:فعل امر از ثلاثی مزید باب مفاعله از”ولی”دوست بدار و پشتیبان باش در اصل والی بوده و چون فعل معتل ناقص می باشد لام الفعل در حالت امر حذف شده است.(وال)
عادی: (عدو) فعل متعددی دشمنی کردن،خصومت کردن،معادیا:اسم فاعل از ثلاثی مزید باب مفاعله از “عدی” متجاوز،دشمن.
اعراب:هناک:ظرف زمان،مفعول فیه و محلاً منصوب،دعا:فعل ماضی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،اللهم:منادا است که در اصل یا الله بوده که جایز است حرف ندا حذف گردد و به جای آن م مشدد و مفتوح به آخر آن اضافه شود.منادای مفرد و منصوب.وال:فعل امر و فاعلش ضمیر مستتر انت است.ولیَّهُ،ولی: مفعول به و منصوب،ه: محلاً مجرور بنابر اضافه،و:عطف و غیر عامل،کن:فعل امر از تکون که اسمش ضمیر مستتر أنت است.للّذی:ل:حرف جاره و عامل،الذی:محلاً مجرور به حرف جر، عادل:فعل ماضی و فاعلش ضمیر مستتر هو است.علیّا: مفعول به و منصوب، معادیا: خبر برای کن و منصوب .
ترجمه:و درآن زمان پیامبر(ص) دعا فرمود:”خداوندا دوستان او را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش.”
شرح:پیامبر اکرم بعد از اینکه حضرت علی را به مردم به عنوان صاحب اختیار ومولی معرفی کردند درباره ی ایشان دعا کردند به این مضمون :”اللّهم والٍ مَن والاهُ و عادٍ مَن عاداهُ وانصُرمَن نَصَره واخذُل مَن خَذَله”(مجلسی:1403ه.ق،37/210)”خدایا دوست بدار هرکس او را دوست بدارد و دشمن بدار هرکس او را دشمن بدارد ویاری کن هر کس او را یاری کند وخوارکن هر کس او را خوارکند.”
10- فیا ربّ أُنصرناصریه لنصرهم إمامُ هُدی کالبدرِ یجلو الدّیاجیا
نکات صرفی:ناصریه در اصل ناصرین بوده که به خاطر اضافه شدن ن پایانی آن حذف گردید،دیاجیا :از”دجو” و به معنی تاریکی ها.
اعراب:ف:عطف و غیر عامل.
یا:حرف ندا،ربِّ:منادای مضاف و تقدیراً منصوب،أُنصر،فعل امر و فاعلش ضمیر مستتر أنت،ناصریه:در اصل ناصرین بوده که می شود مفعول به و منصوب به اعراب فرعی و ه می شود محلاً مجرور بنابر اضافه،لنصرهم:ل:حرف جر و عامل،نصر:مجرور بنابر حرف جر،هم:محلاً مجرور و بنابر اضافه،إمامُ:مبتدا ومرفوع لفظاً،هدی:صفت برای امام،کالبدر:ک:حرف تشبیه و عامل جر،ال: تعریف،بدر:مجرور به حرف جر،یجلو:فعل مضارع متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است.دیاجیا:مفعول به ومنصوب.
بلاغت:شعر جاهلی بیشترین مولود فطرت و بداهت است در عین حال خالی از پاره ای صنایع نیست(الفاخوری:1380ه. ش،62)حسان بن ثابت شاعری که هم در دوره جاهلی و هم در دوره اسلامی زندگی کرده است شاعر ارتجال است و خود را به تکلف نمی اندازد.در این شعر هم بدون هیچ کم و کاستی و هیچ مبالغه ای به اصل مطلب می پردازد و به ندرت از صنایع استفاده می کند این بیت یکی از آن موارد اندک است.از یک تشبیه بسیار ساده که برای فهمیدن و درک آن نیازی به اندیشیدن نیست استفاده کرده است.مشبه:حضرت علی(ع)،مشبه به:ما،و وجه شبه روشنگری،به همین سادگی تشبیهی که طرفین تشبیه و وجه شبه آن واضح و به راحتی قابل درک است.
ترجمه:پروردگارا،یاری کنندگان امام هدایت را به خاطر یاری او نصرت عطا کن یاری امامی که همچون ماه شب چهارده تاریکی ها را می زداید.
شرح:دنباله ی دعای پیامبراکرم درباره حضرت علی است که در شرح پیشین آمد.اما تا به اینجا تمام بیتها ماجرای خطبه ی پیامبر اکرم ودعای ایشان درحق حضرت علی (ع) را توصیف می کردندتنهادر مصراع دوم این بیت فارغ از توصیف ماجرا تشبیهی ساده درباره هدایتگر بودن حضرت علی (ع) آمده است.
در این قسمت قبل از بررسی ادامه ی شعرلازم است توضیحاتی درباره ی آن داده شود:
در الغدیر آمده است که حسان ابیاتی که در روز غدیر سروده بود را تکمیل نموده و به صورت یک قصیده که شامل قسمتی از مناقب امیر مومنان علی(ع) است در آورده است. (امینی:1397ه ق،2/40)
گنجی شافعی در کتاب کفایه وابن صباغ مالکی در کتاب الفصول المهمه اشعارحسان را بیشتر از آنچه که در الغدیر آمده نقل کرده اند که ابیات ذیل همان اضافات هستند.با مقایسه قافیه و وزن این ابیات با ابیاتی که حسان در روز غدیر خم سروده و در ابتدای قسمت حسان بن ثابت در کتاب الغدیر آمده می بینیم که رأی اینان درست است و این هم ادامه بیت ها که البته حسان آن ها را در روزی غیر از روزغدیر خم سروده است:
11- و کان علیٌّ أََرمدَ العینُ یبتغی دواءً فلمّالم یحسَّ مداویا
نکات صرفی:أرمد(رمد،فعل لازم و متعددی)چشم درد کردن،درد آوردن.
لمّا:حرف خاص مضارع است که آن را مجزوم و منفی می کند و معنی آن را به ماضی تبدیل میکند.
اعراب:و:استیناف
کان:از افعال ناقصه،علیٌّ:اسم کان و لفظاً مرفوع،أرمد:فعل ماضی و فاعلش عینُ،العین: ال:تعریف،عین:فاعل برای فعل أرمد از نوع اسم ظاهر و مرفوع لفظاً.
أرمد العین با هم می شود خبر کان و محلاً منصوب،یبتغی:فعل مضارع از ثلاثی مزید افتعال که فاعلش ضمیر مستتر هو است.دواءً:مفعول به و منصوب، فلمّا : ف :عطف و غیر عامل.
لمّا:زمانیه به معنی در آن هنگام مفعول فیه و محلاً منصوب
لم:حرف جازم که بر سر فعل یحسّ آمده و آن را از نظر معنایی به ماضی تبدیل کرده است.
یحسَّ:فعل مضارع و فاعلش ضمیر مستتر هو است، که به خاطر آمدن لم جازمه حرکت رفع آن به نصب تبدیل شد چون مضاعف بوده است.مداویا:مفعول به و منصوب.
ترجمه:و حضرت علی(ع) چشمش به درد آمد و دنبال دوا می گشت پس در آن زمان درمانگری نیافت.
شرح:این ابیات به حدیث صحیح و متواتری اشاره میکند که پیشوایان حدیث نقل کرده اند به سندهایی که تمام راویانش قابل اعتماد هستند و در کتاب الغدیر از قول صحیح بخاری متن حدیث اینگونه آمده است:
رسول خدا(ص) در روز خیبر فرمود:همانا این پرچم را فردا به مردی می دهم که خداوند به دست او فتح و پیروزی را نصیبمان کند.او خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول خدا هم او را دوست دارند.مسلمانان در آن شب خواب از چشمانشان رخت بربسته بود همه در این فکر و اندیشه بودند که کدام یک به این افتخار نائل می شوند؟
چون صبح شد جمله به خدمت رسول خدا(ص) آمدند هر کدام به امید این که رسول خدا(ص) پرچم را به او بسپارد ولی پیغمبر اکرم(ص) فرمود:علی(ع) کجاست؟گفته شد که چشمانش درد می کند.فرمود:او را بیاورید و چون علی(ع) را آوردند پیغمبر اکرم(ص) از آب دهان خود به چشمان دردناک علی(ع) مالید و دعایش نمود چشمان علی(ع) خوب شد و درد ساکت گشت،پیغمبر خدا(ص) پرچم را به علی (ع)داد.(امینی:1397ه ق،2/41)واین بیت به ماجرای چشم درد حضرت علی (ع) اشاره دارد که به دست رسول(ص)شفایافت واز آن درد نجات یافت.
12- شفاه رسول الله منه بتفلهٍ فبورک مرقّیا و بورک راقیا
نکات صرفی:شفا:شفی:(فعل متعدی ولازم)،(خداوند) تندرستی دادن،ازبیماری رهاندن
شفابخشیدن،تفله:آب دهان،تف.
اعراب:شفاه:شفا:فعل ماضی متعدّی و ه مفعول به مقدم و محلاً منصوب،رسولُ الله:فاعل مؤخر شفا و مرفوع و الله مجرور بنابر اضافه،منه:من:حرف جر و عامل و ه:محلاً مجرور به حرف جر،بتفلهٌ:ب:حرف جر و عامل،تفلهٍ:مجرور به حرف جر،فبورک:ف:عطف و غیر عامل.
بورک:فعل ماضی متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،مرقیّا:مفعول به و منصوب، و:حرف عطف و غیر عامل،بورک:فعل ماضی متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،راقیا:مفعول به و منصوب.
لغت:رسول الله از کلمات دینی است.
ترجمه:رسول خدا(ص) با آب دهان مبارکش چشمان حضرت علی(ع) را شفا بخشید واین تندرستی مبارک باشدهم برشفایافته.
13- فقال:سأعطی الرایه الیومَ ضارباً کمیّاً محباَ للرسول موالیا
نکات صرفی:کمیّا:(کمی،اسم)شجاع،دلاور.
اعراب:ف:عطف و غیر عامل
قال:فعل ماضی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،سأعطی:س:ازحروف غیرعامل ومختص فعل مضارع که معنای فعل را به زمان آینده می برد.
أعطی:فعل مضارع و متعدی و فاعلش ضمیر مستتر أنا است،الرایه:ال عهدی ذهنی،رایه مفعول به ومنصوب، الیومَ: ال عهدی حضوری، ظرف زمان مفعول فیه و منصوب،ضارباً:حال مفرد و منصوب،کمیّا:حال مفرد و منصوب،محبّاً:حال مفرد و منصوب،للرسول: ل:حرف جر و عامل،رسول:مجرور به حرف جر،موالیا:مفعول به برای شبه فعل محب و منصوب.
لغت:رسول به معنی فرستاده خدا،پیامبر که لقب حضرت محمد(ص) نیزمی باشد.
ترجمه:من امروز پرچم را به دست کسی خواهم داد که زننده،شجاع و دلاور است و محب رسول خدا(ص) است.
14- یحبّ إلهی وإلاله یحبّه به یفتح الله الحصونَ الأوابیا
نکات صرفی:الحصون: دژ،قلعه:سنگر جمع حصن است.
اعراب:یحبّ:فعل مضارع متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،إلهی:اله: مفعول به و منصوب،ی:محلاً مجرور بنابر اضافه،و:عطف غیر عامل،
اله:مبتدا و مرفوع،یحبّه:خبر مفرد و محلاَ مرفوع،فعل مضارع و متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،ه:مفعول به و محلاً منصوب،به:ب:حرف جر و عامل،ه،محلاً مجرور به حرف جر،یفتح:فعل مضارع و متعددی و فاعلش الله است،الله:فاعل یفتح و مرفوع از نوع اسم ظاهر،الحصون:ال:الف و لام جنس از نوع استغراق.
حصونَ:مفعول به و منصوب،الأوابیا:صفت برای حصون و منصوب ال:الف و لام جنس از نوع استغراق.
ترجمه:خداوند را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد و خداوند به دست او سنگرهای محکم را می گشاید.
شرح:پیروزی در جنگ خیبر وفتح این قلعه مرهون شجاعتهای حضرت علی (ع)بود.در این جنگ ابتدا پیامبر(ص)پرچم را به ابوبکر داد تا به فتح قلعه رود لیکن او موفق نشد.سپس پرچم را به عمربن خطاب سپرد و او را به نبرد فرستاد اما او هم ناموفق بازگشت.
پیامبر فرمودند:”لأعطینّ الرّایهَ غدا رجلاً یُحبُّ الله ورسولُه یَفتحُ اللهُ،عَلی یدیهِ،لیسَت بفرار””فردا پرچم را به دست مردی می دهم که خدا ورسولش او را دوست می دارند وخدا فتح وپیروزی را بر دست او قرار داده وفرار نخواهد کرد”
(ابن هشام:1355ه.ق،2/334)
عمربن خطاب می گفت:امارت را دوست نداشتم مگر آن روزکه دوست داشتم پیامبرمرا بخواند وپرچم را به دست من بدهد ومن آن فرد باشم.(ابن حجر العسقلانی:1409ه.ق،2/503)روز بعد پیامبر،علی (ع)را خواست وبعد از این که چشم درد او را شفا داد پرچم را به وی داد و برای او دعا کرد.خداوندنیز فتح و ظفر را به دست علی (ع)تمام کرد.(ابن هشام:1355ه.ق،2/335)
15- فخصَّ بها دون البریّهِ کلِّها علیّاً و سمّاه الوزیر المؤاخیا
نکات صرفی:خصّ: (فعل لازم و متعدی)خاص شدن،کسی را خاص کردن، اختصاص دادن.
دون:غیرجر،البریّه:(برأ-اسم)مؤنث بری،خلق،مردم،سمّاه:فعل متعدی،کسی را معرفی کردن،المواخیا:اسم فاعل از تأخی، برادر یکدیگر شدن.
اعراب:ف:عطف و غیر عامل
خصّ:فعل ماضی و متعدی و فاعلش ضمیر مستتر هو است،بها:ب:حرف جر و عامل،ها:محلاً مجرور به حرف جر،دون:ظرف زمان مبنی بر فتح،بریه:مجرور بنابر اضافه.
بریّه:مجرور

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهعقد نکاح، نکاح منقطع، بهره بردار

دیدگاهتان را بنویسید