منابع پایان نامه ارشد با موضوع فعل مضارع، زمان گذشته

کند که جبرئیل امین بر پیامبر نازل شد وفرمان خداوند را به او رساند که در این راه از خود سستی وضعف نشان ندهد واز کسی نترسد که خداوند پشتیبان اوست.
4- فقام به إذ ذاک رافَع کفُّه بکفِّ علیٍّ مُعلنَ الصَّوتِ عالیا
نکات صرفی:مُعلِن:اسم فاعل از ثلاثی مزید باب افعال از”عَلَنَ” آشکار کننده،اعلان کننده،عالی:اسم فاعل از علا،بلند،مرتفع،ذاک:اسم اشاره برای فاصله متوسط،آن که جمع آن اولئک و مثنای آن ذانک در رفع ذینک و در نصب و جر با ها تنبیه هذاک می شود.إذ ذاک:آن گاه،در آن هنگام.
اعراب:ف:عطف،غیر عامل.
قام:فعل ماضی و لازم که فاعلش ضمیر مستتر هو است،به :ب:حرف جر و عامل،ه : محلاً مجرور به حرف جر.
إذ:ظرف زمان گذشته،ذاک:اسم اشاره و إذ ذاک با هم می شود مفعول فیه و محلاً منصوب.
رافع:فعل ماضی متعدی از باب مفاعله،کفُّه:کفُّ:فاعل رافع از نوع اسم ظاهر و لفظاً مرفوع،ه: محلاً مجرور بنا بر اضافه،بکفِّ:ب:حرف جر و عامل،کفِّ: مجرور به حرف جر لفظاً: علیٍّ:لفظاً مجرور بنابر اضافه.
بکفّ علیٍّ با هم می شود مفعول به محلاً منصوب،مُعلِن:حال و لفظاً منصوب،الصوت:ال زائده غیر لازم ،صوت:لفظاً مجرور بنابر اضافه،عالیا:صفت جانشین مفعول مطلق یعنی در اصل معلن الصوت إعلانا عالیا بوده ومنصوب.
ترجمه:پس پیامبر اکرم(ص) فرمان پروردگار را اجرا نمود آن گاه که با دست خویش،دست علی را بالا برد و با صدایی بسیار رسا اعلام کرد.
شرح:این بیت به معرفی و بلند کردن امیرالمؤمنین (ع)اشاره دارد.رسول اکرم بعد از این که در خطبه اش به حمد وثنای الهی می پردازد ومردم را از فرمانی که بر او نازل شده آگاه می کند و ولایت و امامت دوازده امام را اعلان رسمی می کندحضرت علی (ع)را با دستانش بلند می کند وهر دو دست را به سوی آسمان باز می کند ودر چنین حالتی خطبه ی خود را ادامه می دهد.
5- فقالَ:فمن مولاکم و ولیُّکم فقالوا و لم یبدوا هناکَ تَعامیا
نکات صرفی:من:اسم استفهام به معنی چه کسی.
مَن اسم مبنی غیر متصرفی است که برای صاحب عقل فرض شده است وبر چهار نوع است:
ـاسم شرط که جازم دو فعل شرط وجزا می باشد مانند:”مَن یَعمَل سُوءً یُجزیه”
ـمن استفهامیه که برای عاقل بکار می رود مثل:”مَن بَعَثَنا مِن مَرقَدِنا”
ـمن موصوله که برای عاقل بکار می رود که این نیز مانند “ما”موصوله قطعیت ندارد ودر مواردی برای غیر عاقل هم به کار می رودمثل جایی که غیر عاقل به منزله عاقل باشد:”یدعومِن دونِ اللهِ مَن لا یَستَجیبُ لهُ”
ـمن نکره موصوفه که دلیل نکره بودن آن اینست که “رُبّ”برآن داخل می شودچراکه “رُبّ” بر سر اسم نکره وارد می شودمثل:”مررتُ بِمَن مُعجِبٍ لَک”.
باتوضیحات بالا “مَن” در این بیت استفهامیه است.
لم یبدوا:بدا(بدو:فعل لازم و متعدی)آشکار شدن،پدیدار شدن،نمایان شدن
لم:حرف و از ادوات جزم است وبرفعل مضارع داخل می شود و لفظ آن را از مضارع مثبت به ماضی منفی تبدیل می سازد.
نفی لم گاهی از زمان گذشته به حال متصل می شودمثل:”لَم یَلِد و لَم یولد:نزاییدو زاییده نشد”گاهی هم نفی آن مربوط به زمان گذشته و منقطع از زمان حال است:”لَم یکن شیئاًمذکورا:چیزی ذکر نشده بود”که در اینجا از نوع دوم است.لم یبدوا:آشکارنکردند.تعامی:عمی:کور،نابینا.تعامی عن:چشم بستن،چشم پوشی کردن از چیزی ،خود را به کوری زدن (درمورد چیزی)
اعراب:ف:عطف و غیر عامل
قال:فعل ماضی و متعددی که فاعلش ضمیر مستتر هو است و جمله ی بعد از آن مفعول به و محلاً منصوب است.
ف:عطف و غیر عامل
من: خبر مقدم و محلاً مرفوع،مولاکم:مولا:مبتدای موخر و تقدیراً مرفوع،کم:محلاً مجرور بنابر اضافه،و: حرف عطف و غیر عامل،ولیُّکم:معطوف به مولاکم،ولیُّ: مبتدای موخر و لفظاً مرفوع،کم:محلاً مجرور بنابر اضافه،ف:عطف غیر عامل.
قالوا:فعل ماضی و متعددی و واو فاعل آن ضمیر بارز و محلاً مرفوع،واو:حرف عطف،غیر عامل،لم یبدوا،لم حرف جازم و عامل،یبدوا:فعل مضارع و متعددی و واو فاعل آن از نوع ضمیر بارز و محلاً مرفوع.
هناک:مفعول فیه محلاً منصوب(ظرف زمان).
تعامیا:مفعول به و منصوب
ترجمه:”مولا و ولی شما کیست؟”و مردم بدون هیچگونه درنگ و چشم بوشی(از حق) گفتند.
شرح:رسول اکرم قبل از معرفی حضرت علی (ع) به عنوان م.لا سه بار فرمودند:”أیُّها الناس هل تعلَمون مَن ولیُّکم ؟قالوا:نَعم،الله ورسولِه”یعنی “ای مردم آیا می دانید چه کسی ولیّ شما است؟همه گفتند:بله خدا و رسولش”آنگاه فرمود:”أَلَستم تعلَمون أَنّی أولی بکم مِنکم بِأنفسکم ؟قالوا:بلی”یعنی”آیا نمی دانیدکه من نسبت به شما از خودتان اولی وبرترم؟همه گفتند:بله یا رسول الله.(مجلسی:1403ه.ق،37/115)
6- إلهُک مولانا وأنت ولیُّنا ولن تجدَن فینا لک الیوم عاصیا
نکات صرفی:تجدَن: در اصل فعل مضارع “تجد”َ بوده که نون تاکید خفیفه بدنبال آن آمدو به صورت “تجدن”درآمد.
نون تاکید بر دو قسم است:ثقیله وخفیفه.
نون تاکیدثقیله:نون مشدّد مفتوحی است که به آخر14صیغه فعل مضارع و امر ملحق می شودمثل:تضرِبنَّ.
نون تاکید خفیفه نون خفیف وساکنی است که در آخرافعالی که نون ثقیله به آنها ملحق می شود می آیدجز اینکه نون خفیفه به آخرمثنی وجمع مؤنث ملحق نمی گردد مثل همین فعل تجد که صیغه ی مفردمذکرمخاطب است وبه آن نون تاکید خفیفه متصل شده است.
لن:ازعوامل نصب است که بر سر فعل مضارع داخل می شود آن رامنفی وبه زمان آینده مخصوص می سازد ونفی آنرا تاکید می کند مانند:”لَن أفعل المنکرَ ما بقیتُ” عاصی: (عصی،اسم) نافرمان،سرکش.
اعراب:إلهُک:اله:مبتدا و لفظاً مرفوع،ک:محلاً مجرور بنابر اضافه،مولانا:خبر مفرد و محلاً مرفوع،نا:محلاً مجرور بنابر اضافه،و:حرف عطف،غیر عامل،أنت: مبتدا و محلاً مرفوع،ولیُّنا:خبر مفرد و محلاً مرفوع،نا:محلاً مجرور بنابر اضافه،و:حرف عطف و غیر عامل،من:حرف جازم و عامل،تجدَن:فعل مضارع و متعددی و فاعلش ضمیر مستتر أنت است.
فینا:فی:حرف جاره و عامل،نا،محلاً مجرور بنابر اضافه،لک:ل:حرف جر و عامل،ک: محلاً مجرور بنابر اضافه،الیومَ:ال:ال عهدیه حضوری،یوم: مفعول فیه و لفظامنصوب، عاصیا:حال مفرد و منصوب.
ترجمه:خدای تو مولای ماست و تو نبی و پیامبر مایی و تو در(پذیرش)ولایتت هیچ یک از ما را عاصی و سرکش نخواهی یافت.
شرح:در پاسخ به پیامبر اکرم مردم جواب دادند:که خدا و رسولش بهتر می دانند.خدای تو مولای ماست وتو ولی و سرپرست مایی وتو هرگز ما را در امر پذیرش ولایتت نافرمان وسرکش نخواهی یافت.
7- فقال له:قم یا علیُّ!فإنّنی رضیتُک من بعدی إماماً و هادیا
نکات صرفی:قم:فعل امر از قام،برخیز،حرکت کن که در اصل تقوم بوده که حرف مضارع تا و حرکت َ در آخر فعل به خاطر امر شدن حذف گردید(قَوم) و برای رفع التقای ساکنین حرف واو حذف شده (قم).
اعراب:ف:عطف:غیر عامل.
قال:فعل ماضی و متعدی که فاعلش ضمیر مستتر است و جمله ی بعد آن مفعول به و محلاً منصوب است.له:ل:حرف جاره و ه:محلاً مجرور با حرف جر،قم:فعل امر و فاعلش ضمیر مستتر أنت،یا حرف ندا،علیُّ:منادای مفرد مبنی بر ضم،ف:عطف و غیر عامل.
إنّ:حرف مشبهه بالفعل،ن:نون وقایه که به آن نون عماد نیز گویندنونی است که قبل از ضمیر یاء متکلم می آیدوبه آخراسم و فعل و حرف ملحق می شودمثل:”أکرمنی زیدٌ” ی:اسم إنّ :محلاً منصوب،رضیتُک من بعدی إماماً و هادیا:خبر إنّ و محلاً مرفوع،رضیتُ: فعل ماضی و فاعلش ضمیر بارز تُ محلاً مرفوع،ک:مفعول به و محلاً منصوب،من بعدی:من:حرف جر و عامل،بعد: مجرور به حرف جر،ی:محلاً مجرور بنابر اضافه،إماماً:تمییز و لفظاً منصوب، و:عطف و غیر عامل،هادیا:معطوف به إماما و منصوب.
لغت:إمام از کلمات دینی است.
ترجمه:پس پیامبر(ص) به علی(ص) فرمود:”ای علی از جای برخیز بدرستی که من تو را پس از خویش،امام هادی و پیشوای خلق قرار دادم.
شرح:در این بیت هدف پیامبر اکرم از معرفی حضرت علی (ع)به مردم مشخص می‌شود. ایشان علی (ع)را امام ورهبرمردم بعد از خود معرفی کردند.
8- فمن کنتُ مَولاه فهذا ولیُّهُ فکونوا لَه أنصار صدقٍ مُوالیا
نکات صرفی:موالیا:مَوالی:جمع مولی دوستدار،دوست،تابع و پیرو،مَن:اسم شرط که فعل را مجزوم می کند به معنی کسی که،هر کسی که.
اعراب:ف:عطف و غیر عامل.
من:اسم شرط،مبتدا و محلاَ مرفوع،کنتُ:از افعال ناقصه و در این جا فعل شرط و ضمیر تُ اسم کنت و محلاً مرفوع،مولاه:مولا خبر کان و تقدیراً منصوب،ه:محلاً مجرور بنابر اضافه،ف:جزاء.
هذا:مبتدا و محلاً مرفوع،ولیُّهُ:ولی:خبر برای هذا و لفظاً مرفوع،ه:محلاً مجرور بنابر اضافه و هذا ولیه جواب شرط است و چون جمله اسمیه بوده باید مقرون به فاء جزاء باشد.
ف:عطف و غیر عامل.
کونوا:فعل امر از تکونون که به خاطر امر شدن حرف مضارعه تا و نون پایانی حذف گردید و الف برای زیبایی به آخر آن اضافه گردید و واو اسم آن است و محلاً مرفوع،که:ل:حرف جر و عامل،ه:محلاً مجرور با حرف جر،أنصار:خبر برای فعل کونوا و منصوب،صدقٍ:لفظاً مجرور بنابراضافه،موالیا:خبر دوم کونوا ومنصوب.
لغت:کلمات مولی،ولی از کلمات رایج پس از اسلام است.
ترجمه:پس هر که من مولای اویم،این علی مولای اوست پس ای مردم برای او پیروان و دوستان صادقی باشید.
شرح:بعد از این که حضرت رسول از مردم گواهی گرفت فرمود:”فَمَن کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه”یعنی “بدانید که هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست.”بنابر روایت اکثرمورخین حضرت محمد(ص)این جمله راسه بار وبنا به روایت ابن حنبل چهار بار تکرار کرد.(کلینی:بی تا،2/48)
مولی در اینجاهمان معنی أولی به تصرف وصاحب اختیار بودن است ومعنی غیر این در این محل صحیح نیست مانند: همسایه،آزادکننده،هم قسم وپسرعم.محال است که فردی مانند حضرت رسول در چنین وقتی که گرمی هوا به سبب تابش آفتاب به نهایت رسیده ،در بیابان بی آب وآبادی امر فرماید مردم را به منزل کردن وآن هایی را که پیش رفتندبرگرداند وصبرنماید تاکسانیکه عقب ماندند ملحق شوند،آنگاه بر منبر تشریف بردند وبعد از خطبه طولانی وتهدید مردم از مخالفت امرخدا ورسول وترغیب ایشان به اطاعت اوامر الهی ،این سؤال را از ایشان بنماید واز ایشان اقرار بگیردبر أولی به تصرف بودن به خودودست علی را گرفته،او را بلند کند به نحوی که تمام مردم او را ببینند،آنگاه بفرماید:”ای مردم بدانید که هرکس را که من همسایه ی او هستم علی نیز همسایه ی اوست.”یا”هرکس را که من آزاد کرده ام علی نیز آزاد کرده است.”(علامه حلی،فاضل مقداد:1379ه.ش،255)
در روایتی از امام محمد باقر(ع)آمده که بعد از اتمام حج جبرییل بر پیامبر نازل شد و عرض کرد:”یا محمّدإنّ الله عزّوجلّ یقرؤک السَّلام و یقول لک:إنّه قد دنا أجَلُک ومدّتک…فاعهد عهدَک وقدِّم وصیَّتَک…فسلِّمها إلی وصیِّتِک وخلیفتِک مِن بعدک حجّتی البالغه علی خَلقی علیّ بن ابیطالب(ع)،فأقمه للنّاس علماًوجدِّدعهدَه ومیثاقه وبیعته”یعنی”ای محمد همانا خداوند به تو سلام می رساندومی فرماید:مرگ تونزدیک است،پس به عهدخودت وفا کن ووصیت خود را انجام بده…پس آن را به وصی و خلیفه بعدازخودت که حجت بالغه بر خلق من است یعنی علی بن ابیطالب (ع)تسلیم کن و او را برای مردم به عنوان امام ورهبر معرفی کرده و عهد ومیثاق وبیعتش را تجدیدنما.
رسول خدا به جبرییل فرمود:”یا جبرییلُ إنّی أخشی قومی أن یکذّبونی ولا یقبلوا قولی فی علیٍّ”یعنی”ای جبرییل من از قوم خود می ترسم که مرا تکذیب کرده وقول مرا در مورد علی (ع)نپذیرند.جبرییل عرض کرد:”یا محمد إنّ الله عزّ وجلّ یقرؤک السّلام ویقول لک:”یا أیُّها الرّسول بَلِّغ ما أُنزِل إلیک مِن ربُِّک”فی علیٍّ”وإن لم تَفعل فما بَلَّغتَ رسالته…”(مجلسی:1403ه.ق،37/202)
با توجه به آنچه که آمداگرمنظور از مولی فقط به معنای

مطلب مشابه :  پایان نامه با کلمات کلیدیاتحادیه اروپا، خودمختاری، قانون اساسی، زبان لاتین

دیدگاهتان را بنویسید