منابع پایان نامه ارشد با موضوع عزت نفس

ا الناس من أولَی النّاسِ بالمُؤمنین من أَنفُسِهم ” ای مردم سزاورترین فرد بر مومنان از خود آن ها کیست؟مردم گفتند: خدا و رسولش بهتر می دانند.
پیامبر(ص) فرمود:”إنّ اللهَ مولای و أنا مولَی المؤمنین و أنا اُولی بِهم من أنفُسِهم”
خداوند مولای من است و من مولای تمام مومنان هستم و من از خود مردم نسبت به خودشان سزاورترم مردم ضمن تایید این فرموده ی حضرت رسول(ص)منتظر ادامه ی سخنان ایشان شدند.بعد از آن حضرت آن جمله معروف را فرمودند:
“فمن کنتُ مَولاه فعلی مولاه” “پس هر که من مولای او هستم پس علی مولای اوست.”
بنابر روایت اکثر مورخین حضرت این جمله را سه بار و بنابه روایت احمد بن حنبل چهار با ر تکرار کرد و بعد در ادامه فرمود:”خدایا طرفدار کسی باش که طرفدار علی است و دشمن کسی باش که با او ستیزد و هر که او را دوست می دارد دوست بدارد و یاری کن
کسی را که او یاری می کند و هر کس او را خوار می شمارد خوار سازد هر جا که او می گردد حق را با او بگردان” (کلینی :بی تا ،2/48)
هنوز مردم متفرق نشده بودند که دوباره جبرییل فرود آمد و این آیه را بر پیامبر نازل کرد”أَلیَوم أَکمَلتُ لَکُم دینَکم وأَنعَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی و رَضیتُ لَکُمُ الاسلامَ دیناً”(مائده:آیه3)”امروز دین شما را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم وبهترین آیین را که اسلام است برای شما برگزیدم.” پیامبر اکرم(ص)پس از دریافت این پیام شادی بخش فرمود:
“الله اکبر علی إکمالِ الدین و إتمامِ و رَضِیَ الرّبُ برسالتی والولایه لِعَلیِ من بعدی”
“الله اکبر که دین کامل ونعمت تمام شد و پروردگارم به رسالت من و ولایت علی پس از من راضی شد.” پس از سخنان رسول خدا و ابلاغ رسالت شور و غوغایی در میان مردم افتاد.آنان به حضور حضرت علی(ع) رفتند و با او بیعت کردند نخستین کسانی که با پیامبر و علی(ع) بیعت کردند ابوبکر،عمر و عثمان و طلحه و زبیر بودند.
(امینی:1403 ه ق،1/271)
گفتنی است که ابوبکر و عمر علاوه بر بیعت کردن مقام ولایت را به حضرت علی(ع) تبریک و تهنیت گفتند و این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جاری ساختند:
“بَخّ بَخّ لکَ یَابنَ أبی طالب أَََصبَحتَ و أَمسَیتَ مولایَ و مولی کلَّ مُؤمِنٍ و مُؤمِنَهٍ”
“آفرین بر تو ای فرزند ابوطالب تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی.(مکارم شیرازی: 1363ه ش،5/12)در چنین شرایطی حسان بن ثابت که شاعر نامی زمان خود بود و مفتخر به شاعر رسول بودن از جا بر خاست و به پیامبر عرض کرد: یا رسول خدا اجازه می خواهم که در حضور شما چند بیت درباره حضرت علی(ص) بسرایم،حضرت نیز اجازه فرمودند.در حقیقت حسان بن ثابت با این شعر سنگ بنای شعر غدیریه را در همان روز مهم تاریخی گذاشت و البته شاید بتوان گفت که باید صنف شاعران را در بیعت و ابراز وفاداری به پیامبر اکرم و خاندان مطهرش خاصه حضرت علی(ع) در میان همه اصناف واقشار مردم پر افتخارترین دانست چرا که نماینده ی برجسته ی آنان یعنی حسان بن ثابت در آن روز و در آن مراسم حضور داشت و در پیش همگان شعر خود را که فی البداهه سروده بود خواند و حتی مورد تشویق و تکریم حضرت رسول(ص) نیز قرار گرفت با این مضمون که”لا تزال یا حسّان مؤیِّداً بروح ِ القُدس ما نُصرتِنا بلسانِک” یعنی “ای حسان تا زمانیکه با زبانت ما را یاری می کنی مورد تایید روح القدس باشی”
در این جا قبل از وارد شدن به موضوع غدیریه سرایان و معرفی چند تن از آنان به اهمیت شعر و جایگاه آن در نزد عرب و اسلام وقرآن اشاره می کنیم تا بهتر اختصاص دادن یک شاعر به خود از طرف پیامبر وفرصت دادن پیامبر به این شاعر برای سرودن تنها چند بیت شعر آن هم در محفلی که پیامبر و جانشین بعد از او حضور داشتند ومهم ترین پیام از طرف خدا به مردم ابلاغ شده بود را درک کنیم.
2-4- شعر
بدون شک شعر از نظر عمق تأثیر میدان وسیعی را در بر می گیرد چرا که شعر دمیدن روح به کالبد کلمات دریک قالب موزون است که به خاطر ویژگیهای ساختاری خود مثل خیال پردازی افق های دوردست را هدف قرار می دهد و چه بسا که آن ها را به خوبی می نمایاند و به خاطر همین نمایش از جانهای مستعد و علاقه مند به شعر دلبری می کند و چه بسا یک بیت شعر هادی و رهبر باشد و چه بسیار اشعاری که در هجوم افکار راهزن وتاریک به صلاح و فلاح رهنمون می سازدو شعر به هر اندازه که به معانی والا و ملکوتی نزدیک باشد وبه ارزش های اخلاقی بپردازد به جاودانه بودن و ابدیت راه یافته است زیرا گفتگو کردن از بالامرتبه بودن ومکارم اخلاقی گفتگو کردن از فطرت آدمی است که “فِطرَتَ اللهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها”(سوره روم:آیه30)یعنی”خداوند است که فطرت خلق را بر آن آفریده است.”
اما کدامین شعر می تواند به این درجه و رتبه دست یابد؟ شانه ی کدام شعر می تواند بار این مسؤلیت را به دوش بکشد؟ آن شعری که نشان از زیبایی های الهی دارد آن شعری که به آسمان و آسمانیان پیوند خورده است آن شعری که همچون آینه،نشان دهنده ی حس ها و فضایل او و مقربانش باشد،آن شعری که در راستای مقام خلیفه اللهی آدم است.آن شعر به معنای والا وملکوتی می پردازد که با جاودانگی حضرت سبحان پیوند می خورد.آن شعری که سرور کائنات را می ستاید واهل بیت طاهرینش را مدح و ثنا می گوید که در این میدان هیچ مبالغه و اغراق نیست،تازه هر چه در این میدان پروبال بدهند به حقیقت معنا نزدیکتر می شوند.در این نوشتار به طور خاص جریان غدیر موضوعی اینگونه است چرا که جریان غدیر بیانگر جریان ولایت درعالم است و قدمت ولایت به اندازه ی ” فَاللهُ هُوَ الوَلِیُّ “(سوره شوری : آیه9)یعنی” خداوند منحصراً دوست و یاور(بندگان) است.”است و به قدمت آفرینش بر می گردد مادامی که خداوند بوده،ولایت نیز بوده وخداوند همیشه بوده است پس ولایت نیز همیشه بوده و خواهد بود.تا آفرینش بوده او که ولی مطلق است سرپرست عالم بوده و میان او و مخلوقاتش فاصله نبوده است. (مقیمی:1349ه.ش،46و47)
اشعاری جز این نیز کلامی آهنگین وموزون است که دل نواز است نه روح افزا و نفسانی است نه روحانی و نمی تواند محرم راز باشد همانطور که خداوند جل و علا در کتاب روشنگر قرآن مجید در سوره شعرا آیات224تا227می فرماید: “والشُّعَرآءُ یَتَّبِعُهُمُ الغاونَ* اَلَم تَرَ أَنَّهُم فی کلِّ وادٍ یَهیُمونَ* و اَنَّهُم یقُولّونَ مَا لا یَفعَلُونَ* إلَّا الَّذینَّ امَنُوا وعَمِلؤا الصّالِحاتِ و ذَکَروا اللهَ کَثیراً…”یعنی”مردم جاهل وگمراه از شاعران پیروی می کنند آیا نگاه نمی کنند که آن ها خود در هر وادی چرا حیرانند آن ها بسیار سخن می گویند که به یکی هم عمل نمی کنند مگرآن شاعران که اهل ایمان و نیکوکار بوده و یاد خدا بسیار کردند.”
2-5- جایگاه شعر در نزد عرب
همیشه در میان اقوام و ملل مختلف شعر و شاعری از شان و منزلت بالایی برخوردار بوده است به بیان دیگر ملتی بر کره ی خاکی پا نگذاشت که با شعر بیگانه باشد ولی در این میان عرب ها جایگاه خاصی دارند آنان افرادی شاعر پیشه بودند که به سبب محیط جغرافیایی پیرامون خود برای شعر و شاعری اهمیت بسیاری قائل می شدند و شعر جزیی از زندگیشان بود چرا که بادیه همیشه مهبط وحی شعر بود واحساس را رقیق می کرد و دل را صفا می بخشید.عرب ها شعر می خواندند و با آن ها داستان سرایی می کردند گاه مقام شاعر قبیله از خطیب قبیله هم بالاتر بود و قدرت بیشتری از رئیس قبیله داشت.هنگامی که شاعری از میان قبیله اش بر می خاست موجی از شادی و جشن وسرور بر پا می شد و تهنیت و تبریک به سوی قبیله سرازیر می گفت زیرا شاعر جاهلی با اشعار موزون خود فخر و افتخار قبیله را جاودان می ساخت و احساسات مردم را برای دفاع از قبیله خود بر می انگیخت و در این بین ملوک و امرا از این شان و نفوذ شاعران سود می بردند و آن ها را به دربارهای خویش فرا می خواندند و به آن ها صله ها می دادند. (الفاخوری:1380،59)
شعر شاعران جاهلی بر گرفته از محیط پیرامون صحرا و شتر و اسب و شمشیر و نیزه بود و لذا شعر جاهلی شعری خشن و ناهموار است.با ظهور دین مبین اسلام و قبول آیین اسلامی اشعار شاعران نیز تحت تأثیر دین اسلام به دفاع از آن در برابر کفار و مشرکین پرداخت و کلمات آن بر اثر دین جدید لطیف شد و به جهت کتاب وحی به بلاغت و فصاحت بیشتر نزدیک گشت لذا می توان گفت شاعران دوره ی اسلامی فصیح تر از شاعران دوره جاهلی بودند.درعصر اموی نیز شعر وسیله ای برای نشر مکارم احزاب و گرایش های مختلف گردید در حقیقت شعر زمان جاهلی در خدمت قبیله بود.در صدر اسلام شعر در خدمت دعوت اسلامی قرار گرفت و وسیله ی تایید آن شد،در عهد اموی وسیله ای شد برای نشر محامد و تایید احزاب سیاسی.بنابراین شعر سیاسی متولد شد و به جهت میل خلفا به خوشگذرانی و لهو و لعب شعر لهو و غنایی به وجود آمد. (همان:218)
2ـ6ـ موضع حضرت رسول نسبت به شاعران
وجود گرامی پیامبر اکرم(ص) به عنوان حامل لوای اسلام و مبلّغ رسالت الهی هرگز شعری انشاد نفرمود اما ایشان اهمیت شعر را به خوبی می دانستند و عمق تاثیر آن را در جان و دل مردم عرب درک می کردند چرا که زمانی طولانی بود که عرب ها با شعر انس گرفته بودند و شعر جزیی از طبع و سرشت آن ها شده بود تا جایی که این سخن را به حضرت رسول(ص) نسبت داده اند که ایشان فرموده اند:”لا تدع العربُ الشعرَ حتّی تدع الابلُ الحنینَ”(مغنیه:1421ه ق،77) یعنی “عرب شعر را رها نمی کند مگر این که شتر صدا کردن و بانگ برآوردن را رها کند.”
منابع تاریخی وادبی ودینی برای ما نقل می کنند که پیامبر اکرم(ص) به شعر گوش فرا می دادند و از آن مثال هم می آوردند و گاهی اعجابشان درباره ی عمق و حکمت و شیوایی بیان شعر را آشکار هم می کردند.مثلاً درباره اُمیه بن أبی صلت آن جا که از شعر حکمت آمیز او شگفت زده شده بودند فرمودند:” نزدیک بود که امیه بن أبی صلت اسلام بیاورد.” (قرطبی:1397ه ق،13/146)
با وجود این که از شدت دشمنی أمیه با خودشان و با دعوت اسلامی آگاه بودند ایشان همواره شعری که متعالی و مدافع دین بودند را می ستودند.این کلام نورانی ایشان است که در تشویق و ترغیب حسان بن ثابت فرمودند که”ها جَهَهُم و معک روحُ القدُس”یعنی”آن ها را (دشمنان)هجوکن در حالی که جبرییل با توست” (قرشی:1999م،2/13) و یا هنگام شنیدن ابیاتی از کعب برده مبارک خود را به او بخشیدند ایشان همچنین شعری که به پاکدامنی و بزرگ منشی و جوانمردی و عزت نفس دعوت می کردند را نیکو می شمردند.اما شعری که ایشان آن را ناپسند می‌دانستند و از شنیدن آن اکراه داشتند و به دوری از آن دعوت می کردند شعری بوده که دعوت به برانگیختن تعصب های قبیله ای می کرد یا شعری که غیر متعهد و معارض اسلام بود.(مغنیه:1421ه ق،78) از میان شاعران هم آنان که به پیامبر و دعوت ایشان ایمان آورده بودند به پیامبر نزدیک بودند که در مقدمه ی آن ها حسان بن ثابت و کعب بن مالک وعبدالله ابن رواحه بودند که پیامبر گرامی از ایشان می خواست که او را بر دشمنانش پیروز کنند و اذیت و آزار کافران را از ایشان و مسلمانان دورکنند.(همان:81)
در راستای تشویق و دلگرمی شاعران،شاعری که در حال مبارزه با مشرکان و دفاع از دین باشد را مجاهد در راه خدا به حساب می آورند برای

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهمدلسازی، رفتار پایدار، نقطه مرجع، استراتژی

دیدگاهتان را بنویسید