منابع پایان نامه ارشد با موضوع رسول اکرم (ص)، امام صادق، طلاق

علی(ع) بعد از پیامبر
برای این که امام بعد از رسول خدا(ص) علی بن ابیطالب است چند دلیل وجود دارد که در ذیل به آن اشاره میکنیم:
3-2-3-1 ورود نص متواتر از طرف پیغمبر خدا(ص) بر امامت او
روایتی که از طرف شیعه به تواتر رسیده است به نحوی که افاده ی علم قطعی می نماید و آن فرمایش پیغمبر در حق امیرالمومنین(ع) که به اصحاب خود فرمود:”سلّموا علیهِ بإمرَهِ المُؤمنینَ”(امینی:1977م،1/12-9)یعنی”بر او سلام کنید به امیر بودن بر مومنین” و همچنین فرمود به او:”أنت الخلیفهَ من بعدی”(همان،1/12-9)یعنی”تویی خلیفه بعد از من. (علامه حلی،فاضل مقداد:1379،238)
3-2-3-2 افضل بودن علی(ع) بعد از رسول خدا(ص) از تمام مردم
این که حضرت علی(ع) از تمام مردم افضل است از دو راه است :یکی آنکه او با رسول خدا(ص) مساوی است و رسول خدا از تمام مردم افضل است و مساوی اونیز افضل باشد.
اما چه چیزی بر مساوی بودن آن جناب با رسول خدا(ص) دلالت دارد؟ آن قول خدای متعال در آیه مباهله است:”و أنفُسَنا و أنفُسَکم” (آل عمران،61) و راه دوم این که پیغمبر(ص) به وجود علی در مباهله و نفرین کردن محتاج شد و ناچار بود از این که او را با خود در دعا کردن به امر خدا شریک کند و هیچ یک از اصحاب و خویشان خود را حاضر نفرمود و محتاج به دعای ایشان هم نبود و کسی که مثل رسول خدا(ص) محتاج به دعای او باشد خصوصاً در چنین واقعه بزرگی که اساس نبوت بر آن گذاشته شده و اثبات نبوت بر آن متوقف بود البته از دیگران افضل باشد.
(همان:239)
3ـ2ـ3ـ3 الزام معصوم بودن امام
هیچ کس از آن هایی که ادعای امامت برای آن ها شده است جز علی(ع) معصوم نبودند پس هیچ کس غیر از او امام نباشد. اما برای وجوب عصمت امام نیز دلایل بسیاری وجود دارد که یکی از آن ها اینست که خداوند می فرماید:”لا ینالُ عَهدی الظّالمینَ”(بقره،124) یعنی”عهد من (امامت) به ستمکاران نمی رسد.” (همان:240)
3-2-3-4 اعلم بودن علی بعد از رسول خدا از تمام مردم
حضرت علی(ع) بعد از رسول خدا(ص) از تمام مردم اعلم است پس باید او امام باشد.اما اعلم بودن او از تمام مردم پس از چند راه است:
اول این که قوه حدس او در شدت به نحوی بود که در ظاهر هر امری چون نظر می فرمود:به باطن آن پی می برد و بسیار در آموختن علم حریص بود و از زمان طفولیت در خدمت و ملازمت حضرت رسول(ص) که عقل کل و کامل از طرف خدای تعالی بود به سر برد و آن حضرت او را بسیار دوست می داشت و در تعلیم و آموختن هر قسم علوم به او حریص بود و البته بعد از چنین معلم چنین شاگرد اعلم خواهد بود.
راه دوم این که بزرگان اصحاب حضرت رسول(ص) و تابعین اصحاب که صحبت ایشان را درک نمودند در هر واقعه بزرگی که برای ایشان روی می داد و در آن فرو می ماندند به آن جناب رجوع می دادند و به فرمایش آن نیز عمل می کردند.
راه سوم این که علما و فضلاء در هر فنی و علمی به حضرت علی(ع) رجوع می کردند و مأخذ هر علم و فنی از آن معدن علوم الهی است از آن جمله علوم تفسیرند و همگی این علم را از ابن عباس اخذ کرده اند و او یکی از شاگردان حضرت امیرالمومنین است که علم تفسیر را از حضرت آموخت.
راه چهارم هم برای اثبات اعلم بودن آن حضرت فرمایش خود آن سرور است که فرمود:”قسم به خدا که نیست آیه ای از آیات که نازل شده باشد در شب یا روز،در زمین صاف یا در کوهستان،مگر این که من دانا ترم از تمام خلق به این که در شأن که نازل شده و برای چه نازل شده.”(حسن زاده آملی:1363،6/287)و این فرمایشات دلالت دارد بر احاطه آن جناب بر تمام علوم الهی وچون آن حضرت معصوم است پس فرمایشات او صدق و حجت باشد چون اعلم بودن او ثابت شد پس امامت او نیز معین می شود.
(همان:241)
3-2-4 ولایت در غدیر
اگر غیر از واقعه ی غدیر خم دلیل بر امامت وجود نداشت همان هم کافی بود چرا که خداوند در آخرین حج پیامبر آن هم زمان برگشت از حج یعنی زمانی که همگان در مدرسه ی حج تهذیب و تزکیه شده اند و تعلقات ودنیا دوستی از آن ها زدوده یا کاسته شده و آماده برای پذیرش حق هستند و در بیابانی داغ در منطقه ای که همه مسلمانان جهان در آن تلاقی و سپس جدا می شوند و با آن همه تمهیدات و برنامه ها،ولایت و امامت امیرالمومنین را بیان می کند.به این ترتیب که پیامبر در طول خطبه خود به معرفی جانشینان خود پرداخته و تنها به ذکر اسامی ایشان اکتفا نفرموده اند بلکه در جای جای خطبه اوصاف ایشان را بر شمرده اند. از این رو آن گاه که نام علی بن ابیطالب(ع) را برده اند ایشان را با معرفی خداوند در قرآن کریم متمایز نموده اعلام فرموده اند که او بعد از من”ولی” و”صاحب اختیار” شماست زیرا خداوند که مولا و پروردگار مردم است پیامبر (ص) را سرپرست مردم قرار داده است آن جا که می‌فرماید “النبیُّ أولی بالمومنینَ من أنفُسِهم”(احزاب،6)یعنی “پیامبر نسبت به مومنان از خودشان اولویت دارد.”
بنابراین پیامبر با نصب الهی بطور مطلق از خود مومنان نسبت به خودشان سزاوارترند.حال رسول اکرم (ص) با این ویژگی در روز غدیر مردم اعلام فرمودند:”من کنتُ مولاه فعلیٌ مولاه” یعنی”هر کس من مولای اویم پس علی مولای اوست.”پس هر کس مولویت پیامبر(ص) را پذیرفته است باید حضرت علی(ع) را هم نسبت به خود اولی به تصرف بداند و بعد از نزول آیه اکمال دین همگان فهمیدند که انقیاد و قبول سرپرستی حضرت علی(ع) و فرزندان ایشان امری است که خداوند بر همه مردم تکلیف کرده است و به این وسیله دین همه را کامل کرده است. (بنی هاشمی:1385ه ش،12-15)
3-2-5 ولایت در حدیث
در احادیث از جمله آنچه که حیات و ممات انسان را در مدارحیات وممات نبوی قرار می دهد،”ولایت علی و امامان” به شمار آمده است.در این جا به چند مورد از آن احادیث اشاره می کنیم.
زندگی پیامبر گونه: قال رسولُ الله:”مَن یریدُ أن یَحیی حیاتی و یموتَ مماتی و یَسکُنَ جنَّهَ الخُلدِ الّتی و عدَنی ربّی فلَیتولَّ علیَّ بنَ أبی طالبٍ،فإنهّ لن یُخرِجَکَم مِن هُدی و لن یُدخلَکم فی ضلاله.”(امینی:1977م،10/278)رسول خدا فرمود:”کسی که می خواهد زندگی و مرگش همانند من باشد و در بهشت جاودانه ای که پروردگارم به من وعده کرده ساکن شود ولایت علی بن ابی طالب را انتخاب کند زیرا او هرگز شما را از هدایت بیرون نبرده به گمراهی نمی کشاند.”
اسلام در سایه ولایت: قال الصادقُ(ع) “اثافیّ الإسلام ثلاثهٌ: الصّلوهُ والزّکوهُ و الولایهُ،لا تصحٌّ واحدهٌ منهُن الّا بصاحِبَتیها.”(کافی:1385ه ش،2/18)امام صادق (ع) فرمود “سنگهای زیر بنای اسلام سه چیز است:نماز،زکات و ولایت که هیچ یک از آن ها بدون دیگری درست نمی شود.”
ولایت علوی:حیات محمدی:قال رسولُ الله:”من سرَّه أن یَحیی حیاتی و یموتَ مَیتَتی… فلیتمسَّک بولایهِ علیِّ ابی طالب”(مجلسی:1429ه ق،40/81) رسول خدا فرمود:”کسی که خشنود است که زندگی او مانند زندگی من است و مردنش همانند مردن من باشد پس باید به ولایت علی بن ابی طالب تمسک بجوید.”
این احادیث و احادیث بسیاری دیگر تمسک به ولای علی(ع) را موجب دست یافتن به حیات محمدی شمرده اندویادآور تولای اهل بیت وتسلیم بودن درمقابل فضایلشان ودشمنی بادشمنانشان می باشند. ( محدثی:1386ه.ش،597)
3-3 حسان بن ثابت انصاری
3-3-1 نام و نسب
او حسان بن ثابت بن منذربن حرام بن عمروبن زید مناه بن عدی بن عمرو بن مالک النجار21 بن ثعلبه بن عمرو بن الخزرج بن حارثه بن ثعلبه العنقاء22، معروفترین شاعر مخضرم است.مشهورترین کنیه اش ابو الولید بود اما به کنیه های دیگری از جمله ابوعبدالرحمن،ابوالمضرب و ابوالحسام نیز شهرت داشت.علت شهرتش به الحسام و سایر کنیه های نظیر آن دفاعش از پیامبر به وسیله شعر و بردن آبروی مشرکان بود.
(ابوالفرج اصفهانی:بی تا،4/134 )
3-3-2 پدر حسان
ثابت بن منذربن حرام از سروران قوم خویش و از اشراف آنان بود که مدتی از عمر خود را در اسارت قبیله مزینه گذراند و می گویند که 150 سال عمر کرد.(ابوالفرج اصفهانی:بی تا،4/135) وی در حرب سَمَیحَه داوری میان اوس و خزرج را به عهده گرفت و گرچه خود از قبیله خزرج بود به نفع اوس حکم کرد که حسان در قصیده ای به این امر اشاره میکند آن جا که می گوید:
وأبی فی سَمَیحَه القائلُ الفا صلُ حین التَفَّت علیه الخُصوم (حسان بن ثابت :2003 م ،63)
3-3-3 مادر حسان
فریعه دختر خالدبن قیس بن لوذان از قبیله خزرج بود که پیش از ثابت به همسری چهار تن دیگر در آمده بود.وی اسلام را دریافت و مسلمان شد.
(عسقلانی:1409ه ق،1/325)
3-3-4 ولادت
نقل است که حسان بن ثابت گفته به خدا سوگند من پسر بچه هفت ساله یا هشت ساله بودم و هر چه را می شنیدم می فهمیدم که روزی شنیدم یک یهودی بر پشت بام کوشک مدینه فریاد می کرد: ای اهل یهود و چون آنان بر وی گرد آمدند به ایشان خبر داد که امشب ستاره احمد طلوع کرد. (ابوالفرج اصفهانی :بی تا،4/135)
ابن اسحاق می گوید:من از سعید بن عبدالرحمن بن حسان شنیدم که حسان به گاه ورود پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد و آن چه را حسان از مرد یهودی به سن هفت سالگی شنیده سال عام الفیل یعنی 571 م بوده است.از مجموع این اطلاعات اینطور حاصل می شود که ولادت حسان تقریباً سال 563 م واقع گردیده است. پدر و مادرش فرزندان دیگری نیز داشتند مثل اُوس بن ثابت که در غزوه احد به شهادت رسید و حسان درباره ی او سرود:
منّا قَتیلُ الشّعبِ اُوس بن ثابتٍ شهیداً وأسنی الذِّکرَ المشاهِد
(حسان بن ثابت : 2003م،63)
3-3-5 همسران و فرزندان
حسان در اشعار خود مکرر از زنی به نام شعثاء یاد کرده است.گفته اند که شعثاء زنی بود از خزاعه که ام فراس را برای حسان به دنیا آورد.همسر دیگر وی عمره دختر صامت بن عطیه الاوسیه بوده که پس از مدتی وی را طلاق گفت و مشهور است که رسول خدا(ص) شیرین خواهر ماریه قبطیه را به وی بخشید و عبدالرحمن از وی متولدشد. (ابن قتیبه:1415ه ق،143)
حسان در اشعار خود به زنان دیگری از جمله زینب،سعدی،نضیر،لمیس و ام ولید تغزل نموده که به احتمال قوی از بعضی از آن ها فقط برای زینت یافتن غزل استفاده شده است (فتح الباب:1418ه ق، 55) او در برخی از اشعارش مضامین ارزشی با اخلاقی را خطاب به همسرانش طرح کرده است:
فإمّا هلکتُ فلاتَنکِحی ظَلوم العشیرهِ حُسّادَها
یَری مَجدَه ثَلبَ أَعراضها لَدَیه و یُبغِضُ مَن سادَها23
(حسان بن ثابت : 2003م،70)
این زنان،فرزندان بسیاری زادند که جز نام اندکشان در تاریخ نمانده و فراموش شده اند از اینرو گفته اند:”إنقرضَ ولد حسان،فلم یَبقَ له عقب”(ابن قتیبه:1904م،105) مشهورترین فرزندان وی همان عبدالرحمن است که طبع شعر داشت.آل حسان ریشه دارترین خاندان در شعر بودند بطوری که شش نسل ایشان شاعر بود که بیشتر کتابهای تاریخی به این موضوع اشاره کردند مثلاً در کتاب العمده آمده است:”إنّ أعرَقَ قومٍ کانوا فی الشِّعرِ آلُ حسان فإنّهم یعدّون ستّه

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعاوقات فراغت، استرس، بزرگسالان

دیدگاهتان را بنویسید