منابع پایان نامه ارشد با موضوع (حسان، رثای، ابیات

(همان ،12)
و چه افتخاری بالاتر از این که رسول خدا فرمان هجو دشمنان را به حسان داد و در هیچ جا سراغ نداریم که چنین دستوری از جانب آن حضرت در مدح کسی صادر شده باشد وشاعر چه خوب گفته است:
چو نفرین بود بولهب را ز ایزد مرا هجو گفتن پشیمان ندارد
رسول أُهجُهم داد فرمان به حسان ازو هیچ مداح فرمان ندارد
(خلاق المعانی:1368ه ش،675)
ج)فخر: یکی از شایع ترین موضوعات شعری حسان قبل و بعد از اسلام به حساب می آید.حسان چه زمانی که از قبیله ی خود دفاع می کرد، چه زمانی که به دربار ملوک حیره و غسان رفت و آمد می کرد و چه زمانی که از پیامبر خدا و دین اسلام دفاع می کرد فخر از ابزاری بود که به کارش می آمد وچه خوب هم توانست در این حوزه جولان بدهد وشعرهای خوبی چه بطور مستقل و چه در لابلای اشعار بسراید.فخریه های حسان قبل از اسلام درباره ی شجاعت،کرم،شرف حسب و نسب قوم خودش است.اینگونه قصاید را به شیوه ی شاعران قدیم با غزلی آغاز می کند آن گاه گریز به فخر می زند. (الفاخوری:1380،234) مثلاً در رد قیس بن الخطیم می گوید:
لَعمرُ أبیکِ الخَیرِ یا شعثَ مانَبا علیَّ لسانی فی الخُطوبِ ولَا یَدی54
لِسانی و سَیفی صارمانِ کِلا هُما و یبلغُ ما لا یبلغُ السَّیفُ مِذوَدی
و إِنی لَمُعطٍ ما وجدتُ و قائلٌ لِمُوقدِ ناری لَیلَهَ لارِّیحِ أوقِد
(حسان بن ثابت:2003م،66)
و یا درباره ی همسایه با توجه به غیرت و عطا و بخشش طبع عربی که نمی تواند خود در عزت و رفاه باشد و همسایه اش در مشقت و سختی،می سراید:
أَلَستُ بنِعمَ الجارُ یولفُ بیتَه لذی العُرفِ ذامالٍ کثیرٍ و مُعد ما55
وندمانِ صِدقٍ تُمطِرُ الخیرَ کفُّهُ إذا راح فیّاضَ العشیّاتِ خِضرما
وصلتُ یه رُکنی و وافَقَ شیمَتی و لَم أکُ عِضّاً فی النّدامی مُلوَّما56
(حسان بن ثابت :2003م،187)
کرم و بخشش و در ناز و نعمت بودن و سوارکاری سه ضلع مثلث فخر در نزد حسان هستند.کرم و بخششی که فقیر و غنی نمی شناسد رفاهی که با خیر و فضیلت بیگانه نیست و سوارکاری که از اخلاق پادشاهان است.حسان ابیات زیر را زمانی که به دربار غسانیان رفت و آمد داشته سروده است:
مَتی ما تَزنّا مِن مَعدٍّ بعُصبهٍ و غسّانَ نَمنَع حَوضَنا أن یُهدَّ ما57
بکلِّ فَتی عاری الأَشاجعِ لاحَهُ قِراع الکُماه یَرشَحُ المِسکَ والدَّما58
و إِنّا لَنَقری الضَیفَ إن جاء طارقاً مِن الشَّحمِ ما أَمسَی صحیحاً مُسلّما
لنا الجفناتُ الغرُّ یَلمَعنَ بالضُّحی و أَسیافُنا یقطُرنَ من نجدَهٍ دما59
أَبَی فعلُنا المَعروفُ أن نَنطِق الخَنا و قائِلُنا بالعُرفِ إلّا تکلُّما
( حسان بن ثابت :2003م،188)
در این ابیات حسان قوم خود را اهل اطعام،اهل شمشیر و اهل منطق سلیم معرفی می کند.
حسان پس از اسلام سبقت انصار در پذیرش اسلام و یاری و نصرت پیامبر توسط آنان را بر فخر خود به قومش افزود:
نَصَرناه لمّا حلَّ وسطَ رحالِنا بأَسیافِنا من کلِّ باغٍ و ظالم
جعلنا بنینا دونَه و بناتِنا و طِبنا له نفساً بفَیءِ المغانِم
و نحن ضرَبنا النّاسَ حتّی تتابعوا علی دینه بالمُرهَفاتِ الصّوارِم
(همان:196)
د)رثاء: یکی از موضوعاتی که حسان پس از اسلام به آن مبادرت کرده رثاء است.اکثر مرثیه های حسان در سوگ پیامبر سروده شده است علاوه بر رثای پیامبر،برخی از صحابه و بزرگان دین مثل حمزه بن عبد المطلب و شهدای غزوات و جنگ ها را نیز مرثیه گفته است.
از مرثیه های او در سوگ حضرت رسول(ص):
لقد غیّبوا حِلماً و عِلماَ و رَحمهً عَشِیّهَ عَلَّوهُ الثَّری لایُوَسَّد
و راحوا بحُزنٍ لَیسَ فیهم نَبِیُّهم و قد وَهَنَت مِنهم ظهورٌ و أعضُد
یُبکّون من تَبکی السّمواتُ یَومَه و من قد بکَته الأرضُ فالنّاسُ أکمَد60
(حسان بن ثابت :2003م،53)
و در قصیده ای دیگر می سراید:
یا أفضلَ النّاسِ إِنّی کنتُ فِی نَهَر أصبَحتُ مِنه کمِثلِ المُفرَدِ الصّادِی61
(همان:56)
این بیت توجه و عنایتی که حسان از همجوار بودن با حضرت رسول(ص) از آن برخوردار بود را به خوبی نشان می دهد.
اما رثای حسان درباره ی مسلمانان به دو گونه تقسیم می شود:رثای فردی و رثای جمعی.
رثای فردی او بر روی افراد مخصوصاً رهبران و خلفاء متمرکز می شود.در صفحات بعد خواهیم دید که حسان در آخر عمر خونخواه عثمان می شود و حضرت علی(ع) را به کشتن عثمان متهم می کند و در سوگ عثمان مرثیه های فراوانی می سراید مثل این ابیات:
ماذا أَرَدتُم مِن أخی الخَیرِ بارکَت یدُ اللهِ فی ذاک الأَدیمِ المُقَدَّد62
قتلتُم ولیَّ اللهِ فی جَوفِ دارِه و جِئتُم بأَمرٍ جائرٍ غَیرِ مُهتَدی63
فلا ظَفِرَت أَیمانُ قَومٍ تظاهَرَت علی قتلِ عُثمانَ الرّشید المُسدَّد64
(حسان بن ثابت:2003م،58)
از رثای او درباره ی حمزه بن عبدالمطلب:
أَظلَمَتِ الأَرضُ لِفِقدانه وَ اسوَدَّ نورَ الثَمَرِ النّاصِل
(همان،166)
اما رثای جمعی حسان درباره ی اصحاب و مسلمانانی است که در جنگ ها و غزوات شهید شده اند.در ابیات زیر حسان بر کشته شدگان مؤته،زید بن حارثه و عبد الله بن رواحه و دیگران می گرید:
عَینِ جُودی بدَ معِک المَنزِور واذکُری فِی الرَّخاءِ أَهلَ القُبور65
واذکُری مُؤتَهً و کان فیها یَومَ وَ لَّوا فِی وَقعَهِ التَّغوی
(حسان بن ثابت:2003م،90)
و از رثاهای جمعی دیگر او شعرش درباره ی کشته شدگان جنگ بدر است:
وَفَوا یَومَ بَدرٍ لِلرَّسول و فَوقَهم ظلالُ التَمنایا و السُّیوفُ اللَّوَامِع
(همان:128)
از خصلت های رثای حسان تکرار و تمرکز در معانی دینی و شهادت و بهشت و و شور شهدا به اراده ی الهی است. (فتح الباب:1418ه ق،82)
ذ)وصف: شاعر جاهلی هر چه را که در اطرافش می دید با آن در می آمیخت و توصیفش می کرد.توصیف او شامل محیطش بود مثل زمین،آسمان و آنچه که در بیابان می دید از حیوان و نبات و نیز آنچه که مظاهر زندگی جاهلی به حساب می آمد مثل اطلال و فرود آمدن قبیله و کوچ کردن آن،جنگها و مجالس انس و لهو و می و شراب و نیز آنچه که پدیده طبیعی بود همچون باریدن باران،وزش باد و غیر آن. (الفاخوری:1380،60)حسان شاعر مخضرم به وصف زیاد نمی پردازد اما در همان اندازه ی کم زمانیکه هنوز اسلام نیاورده بود به وصف شراب و زن بیشتر می پرداخت و وصفیات بیشتر پیرامون او دور می زد ولی پس از اسلام به توصیف غزوات و جنگهای مسلمانان پرداخت.هر چند در شعرهای پس از اسلام هم شراب و زن را می توانیم ببینیم.
اوصاف او از شراب بویژه در قصایدی که در مدح ملوک غسان سروده شهرت دارد مثل این ابیات:
وَلَقد شَرِبتُ الخَمرَ فی حانوتِها صَهباءَ صافیهً کطَعم الفُلفُل
یسعی علیَّ بِکأسِها مُتَنطِّفٌ فَیَعُلُّنی منها و لولم أَنهَل66
إِنّی الَّتی ناوَلتَنی فرَدَدتُها قُتِلَت،قُتِلتَ،فَها تِها لَم تُقتَل
کِلتا هُما حلَبُ العَصیرِ فَعاطِنی بِزُجَآجهٍ أَرخا هُما لِلمِفصلِ67
بِرُجَاجَهٍ رَقَصَت بِما فی قَعرِها رقص القلوص بِراکبٍ مُشتَعجِل68
(حسان بن ثابت: 2003م،156)
در این ابیات می بینیم که چگونه یکی از مجالس شراب را یاد می کند که در آن ساقی از شرابی تند و صاف جام های پیاپی به وی می نوشاند و چگونه وقتی که شراب را با آب در آمیخت او متوجه آن شد و آن را بار دیگر خالص طلبید،آن گاه جوشش شراب و حباب های آن را درون جام بلورین به حرکات تند و شبیه به رقص شتری تشبیه می کند که شتابان سواری را با خود می برد.
یا درباره ی جریان یافتن نئشگی می می گوید:
تَدِبُّ فِی الجِسمِ دَبیباً کما دَبَّ دَبًی وَسطَ رَقاقٍ هَیام69
(حسان بن ثابت:2003م،194)
تصویر تشبیه طعم شراب به طعم فلفل و یا تشبیه خزیدن شراب در وجود انسان به خزیدن مورچه کوچک در شن نرم تصویرهایی هستند که در واقعیت مصداق دارند پس خیال حسان خیالی است واقعی و مبتنی بر مناظر مأنوس.حسان در شعرش وصف ابرو باران و آسمان را فراموش نمی کند.او در ابیات زیر به زیبایی به وصف فلک می پردازد:
تَطاولَ بالخمّانِ لَیلی فَلم تکُن تَهُمُّ هَوادِی نَجمهِ أَن تصوَّبا70
أَبیتُ أُراعِیها کأنّی موکَّلٌ بها لا أُریدُ النَّومَ حتّی تُغَیَّبا71
إذا غار منها کوکبُ بَعدَ کَوکَبٍ تُراقبُ عَینی آخِرَ اللَّیلِ کَوکَبا72
غَوائِرُ تَتری مِن نُجومٍ تخالُها مَع الصُبحِ تَتلُوها زَواحِفَ لُغَّبا73
(حسان بن ثابت:2003م،17)
بیت زیر شاعر شرارت و سختی جنگ را بسیار ملموس به تصویر می کشد:
فَلا تَأمننّا یَا ابنَ أُمّ مُجالِدٍ إذا لَقِحَت حَربٌ و أَعصَلَ نابُها74
(همان منبع،24)
حسان جنگ را به شتری باردار تشبیه می کند که در اثر خشم و غضب دندان هایش را کج و معوج می کند.باز هم می بینیم که حسان مشبه به خود را از یک تصویر واقعی انتخاب می کند اما این انتخاب آنقدر درست و دقیق است که خواننده را به تحسین وا می دارد.بعد از خواندن این ابیات می توان گفت زیبایی تشبیهات و ابداع تصاویر از ویژگیهای بارز توصیفات حسان است.
غزل:موضوعی که در اشعار حسان به طور پراکنده وارد شده و کم تر قصیده ای را می توان یافت که در آن غزل وجود نداشته باشد. در دوره جاهلیت به شیوه ی آن زمان قصایدش را با غزل شروع می کرده و بعد از اسلام هم همین شیوه را داشته مثل قصیده اش درباره ی هجو ابوسفیان با این مطلع:
عَفت ذاتُ الأصابعَ فالجِواءُ إِلی عَذراءَ منزلُها خلاءُ75
(حسان بن ثابت:2003م،10)
حسان در برخی از مقدمات قصاید جاهلیتش به شعثاء وعمره تغزل نموده که اینگونه غزل ها بیشترین مقدمات قصایدش را تشکیل می دهد و مستقل نیستند و معمولاً با فخر و مدح در آمیخته اند.در مقدمه قصیده ای عشق و شوق را برای محبوبش که مانع از خواب او گشته و آشفته و حیرانش ساخته اینگونه بیان می کند:
فَدَع هذا،ولکِن من لِطَیفٍ یُؤرَّقُنی إذا ذَهَبَ العِشاءُ76
لُُُُُِشَعثاءَ الّتی قَد تَیَّمَتهُ

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوعفعل مضارع، زمان گذشته

دیدگاهتان را بنویسید