مقاله رایگان درباره مشارکت مردم، اطلاع رسانی، ثبات سیاسی، امام خمینی

توان به شرح ذیل توضیح داد: توسعه اقتصادی پیش نیاز توسعۀ سیاسیاست، توسعۀ سیاسی با ثبات و دگرگونیهای منظم لازمۀ توسعۀ سیاسی اداری و قانونی است. توسعۀ سیاسی بر اساس تقویت ارزشها و سنت های دموکراتیک تاکید می کند، توسعۀ سیاسی مترادف نوسازی سیاسی و تجهیز توده مردم و مشارکت لازمۀ توسعۀ سیاسی است. توسعۀ سیاسی را باید بر مبنای سیاست جوامع صنعتی غربی مورد توجه قرار داد و توسعۀ سیاسی تجهیز قدرت است. وی در مجموع افزایش ظرفیت نظام در پاسخگویی به خواست های متنوع مردم را توسعۀ سیاسی نامیده است(قوام،۱۳۷۳: ۴۴-۴۳). رسانه هامی توانند در زمینه توسعۀ سیاسی نقش عمده ای را ایفا کند و محققان در مورد کارکرد رسانه ها در روند توسعۀ سیاسی جوامع نظرات مختلفی دارد، لوسین پای برای ارتباطات در زمینه توسعۀ سیاسی کارکرد « حمایت از مشروعیت حکومت» «گسترش نفوذ نخبگان نواندیش» « برقراری ارتباط دوسویه میان مردم و این دسته از نخبگان» قائل است(خانیکی،۱۳۸۶: ۷۱).
فدریک فرای نیز معتقد به نقش رسانه ها در توسعۀ سیاسی است و نقش آن را در ابتدا بالا بردن میزان مشارکت مردم می داند، در جامعه ای که میزان مشارکت بالا برود رقابت نیز شکل گرفته و برنامه های جدید و مکانیزم های دیگری هم برای اعمال قدرت به وجود می آید. مشارکت زمانی است که رقابت به وجود آمده باشد که در نهایت به تقسیم قدرت می انجامد، در این صورت است که مشارکت سیاسی متعادل که همه افراد جامعه به آن باور داشته و همه در نهایت در این فرایند شرکت می کنند.«فردریک فرای پنج وظیفۀ اساسی را در تبیین نقش ارتباطات در خدمت توسعۀ سیاسی قائل است: الف. تدارک اطلاعات بیشتر برای تصمیم گیری سیاسی درست تر؛ ب. تأثیر گذاشتن بر ساخت قدرت و کنترل آن؛ ج. کاستن پیامدهای روانی توسعه؛ د. تطبیق دادن مردم با آهنگ سریع تحولات؛ ه. ایجاد پیوستگی میان سطوح و نهادهایی که در روند توسعه از هم گسسته اند»( خانیکی، ۱۳۸۶: ۷۱).
بسیاری از پژوهشگران علوم اجتماعی ارتباطات را نه تنها محور اصلی مبارزات سیاسی دانسته بلکه اساس معرفت شناسی آن می دانند و عقیده دارند که بدون ارتباطات مبارزۀ سیاسی شکل آگاهانه ای به خود نمی گیرد. با اصل قرار دادن ارتباطات می توان بسیاری از اصول مبارزات سیاسی معاصر و کارکردها و شیوه های مشخص ارتباطی، سبک ها و مجراهای وسایل ارتباط جمعی و آگهی های تلویزیونی را کشف کرد و همچنین به بررسی شیوه های ارتباطی در مبارزات سیاسی توسط رسانه ها پرداخت.
در مجموع می توان گفت که رسانه ها به عنوان انتقال دهندگان پیام از شهروندان به مقامهای سیاسی خود در فرایند توسعۀ سیاسی نقش مهمی را برعهده دارند ، مثلا رسانه ها در پوشش خود در زمینه نظر خواهی ممکن است چنین ادعا کنند که افکار عمومی را منعکس می کنند و از شرایطی سخن میگویند که که واقعی بوده و و نشان دهنده وضعیت سیاسی جامعه است، تلویزیون ها با پخش برنامه هایی که صدای مردم در آن انعکاس می یابد یک فضای باز را برای گفتگو در مورد وضعیت جامعه ایجاد می کند که این خود بر روند توسعۀ سیاسی جوامع تأثیر فراوانی می گذارد. رسانه ها به عنوان بازیگران بزرگ سیاسی در صحنه بین المللی مبدل شده اند و ارتباطات سیاسی در گستره وسیع جغرافیایی و سازمان های رسانه ای و انواع سازمانهای دیگر سیاسی شکل می گیرد گرچند در ظاهر شاید بعضی از این سازمانها حتی سیاسی هم نباشد(میرعابدینی،۱۳۷۶: ۸).
رسانه ها می تواند با نظارت خود از امور و رفتارهای سیاسی به تقویت نقش مردم درتصمیم گیری ها منجر شده و با نظارتی که بر عملکرد دولتمردان ، نهادهای دولتی و بررسی و نقد آثار ناشی از آن دارند می توانند تا حدود زیادی از حق مردم در مقابل دولت دفاع نمایند، رسانه ها می توانند با بیان کاستی ها و ضعف های مدیران اجرایی و نقد سیاست های به اجرا در آمده، برنامه ای را در پیش بگیرند تا برنامه های دولتی متناسب با روند خواست های موجود در جامعه شود. کم و یا زیاد شدن وزارتخانه ها، نهادها و بنیادها و یا تغییر در سیاست های کلان دولتی در زمینۀ تأمین نیازمندی های اولیه مردم و اصلاحاتی از این قبیل می تواند به شکاف خواست ها غلبه کرده، آن را به حداقل ممکن برساند و زمینه بی ثباتی را از میان بردارد . همچنین رسانه ها می تواند با توجه به رسالت اطلاع رسانی خود، تصویر مردم از میزان کارایی دولت را دچار تحول کنند، بنابراین هر چه این تصویر مثبت تر و با دیدگاه خوشبینانه طراحی شود شکاف بی ثباتی را در جامعه کم می کند و در نهایت بی ثباتی و عدم اعتماد را از میان می برد. از این رو است که در کشورهای توسعه یافته در هر وزارتخانه دفتر ویژۀ خبرنگاران مقیم آن وزارتخانه تأسیس شده است تا روند اطلاع رسانی سریع تر و دقیق تر انجام شود. نحوۀ برخورد رسانه ها با باورها و اعتقادات مردم و شهروندان نیز تأثیر زیادی در نتیجه معادلات سیاسی و ثبات سیاسی دارد و این نشانگر اهمیت رسانه ها در ثبات سیاسی به عنوان یک شاخص توسعۀ سیاسی است، رسانه ها می تواند در کنار دولت به ثبات سیاسی در جامعه کمک کنند، همانطوری که می تواند مردم را به پای صندوق رای بیاورد از این رو نقش رسانه ها در توسعۀ سیاسی کشورها بسیار حائز اهمیت بوده و تصویر رسانه ها از حکومت می تواند موجب مشارکت مردم در سیاست و یا عدم مشارکت آنان در برنامه های سیاسی دولت که مشروعیت آن را تضمین می کند داشته باشد. نماد بزرگترین مشارکت سیاسی در یک جامعه شرکت در انتخابات است، هر چه میزان مشارکت مردم در انتخابات زیادتر باشد حکومت از مقبولیت و مشروعیت زیادتری برخوردار است. رسانه های قدرتمند و فعال می تواند در مشارکت مردم در انتخابات موثر عمل کنند و از سوی دیگر یک منبع بسیار مهم و موثق می توانند برای مردم باشد؛ رسانه ها با عملکردشان در راستای منافع مردمی می تواند اطلاع رسانی دقیق نموده و آگاهی سیاسی مردم را بالا برده تا آنها بتوانند یک انتخاب خوب داشته باشند و بر میزان مشارکت مردم در انتخابات و یا رای دادن آنها موثر باشند زیرا اطلاع رسانی رسانه ها می تواند به ضرر کسانی باشد که می خواهند با فریب در انتخابات رای بیاورند. در کشورها و جوامع در حال گذار که جنگ و درگیری را پشت سر گذاشته اند نیاز به اطلاعات مطمئن و قابل دسترس برای عموم مردم اهمیت اساسی دارد، زیرا در کشورهای جنگ زده مردم به رسانه های فراگیر و مستقل بدگمان هستند علت این است که معمولاً رسانه های پیش از جنگ تحت کنترل و هدایت دولتها بوده و اخبار و اطلاعات غیر واقعی و تحریف شده را منعکس کرده اند، حتی ارائۀ اطلاعات درست هم در راستای تقویت دولت بوده است( راش، ۱۳۷۷: ۸۷).
«رسانه ها در پخش اخبار و اطلاعات سیاسی که در نهایت منجر به توسعه یافتگی سیاسی جامعه می شود مهم است و در بیشتر جوامع مهم ترین منبع اطلاعات و آگاهی های سیاسی را رسانه ها تشکیل می دهد که از این میان تلویزیون نقش محوری را بر عهده دارد. « رسانه های همگانی منبع اطلاعات دربارۀ مسائل سیاسی در کشورهایی مانند بریتانیا هستند. برای مثال در یک نظر سنجی که در سال ۱۹۷۴ انجام گردید معلوم شد که ۶۳ درصد از پاسخگویان گفته بودند که تلویزیون یا روزنامه ها بهترین وسیله به دست آوردن اطلاعات در بارۀ سیاست است» (راش ،۱۳۷۷: ۱۹۹).
در جهان امروزی رسانه ها در روند توسعۀ سیاسی ملتها و یا رساندن پیامهای سیاسی نقش بسزایی داشته است و می توان گفت که نقش رسانه ها در تحولات سیاسی جوامع و توسعۀ آنها هر روز نقش بیشتری می گیرد. نقش رسانه ها در انقلاب های معاصر بسیار مهم بوده است. در طول مبارزات سیاسی مردم ایران بر ضد شاه به رهبری امام خمینی شاید بیشترین استفاده از رسانه های جمعی و الکترونیکی برای ارسال پیام های سیاسی را امام خمینی انجام داده باشد، در طول انقلاب اسلامی در ایران زمانی که امام خمینی در فرانسه در تبعید به سر می برد نوارهای سخنرانی و اعلامیه های او از طریق ضبط صوت به گوش ملت ایران می رسید که این ارتباط نقش موثری را در انقلاب اسلامی ایران بازی کرد و سرانجام این انقلاب بود که در ایران به پیروزی رسید.( هیملویت،۱۳۷۶: ۱۸).
توسعۀ سیاسی در کشورهای جهان سوم
اصطلاح کشورهای جهان سوم را ابتدا یک جمعیت شناس فرانسوی به نام “آلفرد سووی” به کار برد. او با این استدلال که در دوران جنگ سرد دو قطب جهانی به وجود آمده بود در قطب غرب کشورهایی با نظام سرمایه داری بودند و در قطب شرق کشورهایی با نظام سوسیالستی و در این میان کشورهایی خارج از این دو قطب جهانی قرار داشت که آلفرد سووی اصطلاح کشورهای جهان سوم را برای این کشورها بکار برد.(ملکات،۱۳۸۸: ۱۶). اما با پایان جنگ سرد این طبقه بندی عملاً از میان رفت و بعدها غربی ها از این اصطلاح برای توصیف کشورهای توسعه نیافته استفاده کرده اند که درست نیست. و به جای آن اگر از کشورهای توسعه نیافته بهره گرفته شود بهتر خواهد بود.
بعد از جنگ جهانی دوم موضوع توسعۀ این کشورها در راس برنامه های سازمان ملل تازه تاسیس قرار گرفت و در اوائل تلاش بر این بود که مدل توسعۀ اروپا در این کشورها پیاده شود که این الگو نه تنها باعث پیشرفت این کشورها نشد بلکه بیشتر به وابستگی آنها به کشورهای توسعه یافته انجامید و ناموفق ماند، زیرا در این الگوی توسعه به خاستگاهها و وضعیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی این کشورها توجه نشده بود. در نهایت مدل نوسازی جوامع عقب مانده شکست خورد که پس از آن مدلهای توسعه ای دیگری به میان آمد که بیشتر تأکید بر وضعیت سیاسی اجتماعی این کشورها شده بود. یکی از مهم ترین عوامل توسعه در کشورهای جهان سوم که غربی ها از آن چشم پوشیدند باورها و سنت هایی بود که در این کشورها می توانست آنها را در مسیر توسعه یاری رساند، اما غربی ها دانسته و یا نادانسته به این عوامل بی توجهی کرده و روند توسعه این کشورها سالها عقب افتاد. مشاهدات و تجربه ها نشان می دهد که سازمانها و محرک های دینی و مذهبی جوامع کشورهای توسعه نیافته می تواند توسعه را به سرانجامی برساند. الهیات موجود در دین و مذهب که عمدتاً مخالف بی عدالتی و تبعیض است که از آنها به نام الهیات رهایی بخش یاد می شود در صورت استفاده می تواند روند توسعه را بشدت تقویت کند.(ملکات،۱۳۸۸: ۴۱۱).
در بسیاری از کشورهای جهان سوم افرادی که در اجتماعات روستایی و مناطق دوردست زندگی می کنند احساس هویت نیرومند تری دارند نسبت به کسانی که در اجتماعات شهری و یا در شهر زندگی می کنند، که این اجتماعات شهری به سرعت رو به گسترش هستند و مشارکت اغلب در نواحی روستایی زیادتر به مشاهده می رسد(راش،۱۳۷۷: ۱۳۲).می توان گفت که در جوامع جهان سومی کسانی که با قدرت و قدرتمندان پیوند دارند و تفاوتی ندارد که این پیوند چگونه و

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهمدلسازی، رفتار پایدار، نقطه مرجع، استراتژی

دیدگاهتان را بنویسید