مقاله رایگان درباره خانواده ها، زندگی روزمره، افغانستان، تبلیغات بازرگانی

محتوای اندکی را در برگرفته است،اما امروزه به صورت یکی از اعضای خانواده در آمده است که تقریباً در همه زمانها وجود دارد و از لحاظ کمی، محتوایی گسترده  یافته است. از آن زمان که تلویزیون تنها در خانواده های مرفه و طبقه بالا وجود داشت تا حال که حتی در کشور های توسعه نیافته تلویزیون از لوازم معمولی خانه است ، تغییرات زیادی در نقش تلویزیون در زندگی انسانها به وجود آمده است. مردم زیادی اکنون به علت رشد فزاینده تلویزیون در سالهای اخیر به مخاطبان جدی تلویزیون تبدیل شده اند و کمتر خانه ای را می توان بدون تلویزیون تصور کرد. مخاطب برنامه های تلویزیون بودن صرف تماشای تلویزیون در زمان و مکان خاص نیست بلکه عوامل پیشین، حین و پسین در درک مخاطب نقش بسزایی دارد که شرایط فیزیکی و اجتماعی مختلفی در آن دخیل هستند. 
تلویزیون رسانه ای است که همه ی قوای ادراکی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. از این رو، یکی از ویژگی های تلویزیون کیفیت و جذابیت آن است. این ویژگی، جزو جداناشدنی این رسانه است. تمرکز و توجه چشم و گوش را می طلبد، توجه را به حرکت در یک فضای کوچک معطوف می کند. همچنین تلویزیون تصاویری پویا به شکل نمادین، همراه با زبان و صدا و موسیقی منتقل می کند. از این رو، کلیه ی شرایط لازم برای توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگی تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه ی جمعی از سایر رسانه ها متمایز می کند. تلویزیون برای جلب مخاطبان بیشتر برای خود راهکار متفاوتی را در پیش می گیرد، در آن واحد خود را با ذوق و سلیقه مخاطبان خود وفق می دهد و در همان زمان با سلیقه آنها مخالفت می کند به عبارت دیگر تلویزیون مخاطب خود را در عین حالی که به حفظ شرایط موجود و غنیمت شمرده حال تشویق می کند از سویی عطش او را به دیدن و شنیدن امور تازه و جدید نیز مد نظر گرفته سعی می کند عطش او را نیز سیراب کند. تلویزیونها در ابتدا بیشتر محافظه کار هستند و در مرور زمان بعد از اینکه این احساس به وجود آمد که مردم از برنامه های یکنواخت و تکراری خسته شده اند به تولید و پخش برنامه های انتقادی و جنجال برانگیز می پردازند تا مخاطبان خود را از دست ندهند (کازنو،۱۳۶۴: ۱۵۸).
از تلویزیون امروز به عنوان پرقدرت ترین رسانه یاد می شود و نقش آن در جامعه اهمیت فراوان پیدا کرده است.«جامعه شناسان بر قدرت بیشتر رسانه تلویزیون در مقابل سایر رسانه ها تأکید می ورزند و در برخی موارد، از تلویزیون به عنوان پرقدرت ترین رسانه نام می برند» (اعزازی، ۱۳۷۳: ۵۲).
بزرگترین دلیل این قدرت را طیف گستردۀ مخاطبان می دانند، چون هر چه بر تعداد مخاطبان یک رسانه افزوده شود میزان تأثیر گذاری آن نیز افزایش می یابد، در دنیای امروز تلویزیون جزئی از زندگی روزمره شده است ، اما از این نکته هم نباید غافل شد که همانگونه که الیهو کاتز می گوید اگر پیام رسانه ای قدرتمند هم توسط مخاطب با توجه به ویژگی های اجتماعی و روان شناخی مورد استفاده قرار نگیرد اثری بر مخاطب نخواهد داشت و پیام رسانه قدرتمند بی اثر خواهد ماند. (نیکو و همکاران،۱۳۸۱: ۷۸).
گرچه گاهی اوقات رسانه ها به طور مستقیم وارد مباحث و منازعات اجتماعی و سیاسی نمی شوند اما با بازتاب خواسته های مردمی و از طرفی تصـمیمات و برنامه های سیاسی دولتمردان و احزاب و گروه های سیاسـی، به گونه ای گفتگویی را میان آن ها سامان می دهند. تلویزیون اکنون تنها به ما اطلاعات محض نمی دهد بلکه برای ما تعیین تکلیف هم می کند، تلویزیون به ما می گوید که چه چیز در زندگی شما لازم است و کدام چیز برای شما خوب و کدام چیز بد است، امروز حتی نحوه لباس پوشیدن ما را نیز تلویزیون تعیین می کند و اینکه ما با دوستان و افراد جامعه خود چگونه معاشرت کنیم را نیز تا اندازه زیادی تلویزیون مشخص می کند. (نیکو و همکاران،۱۳۸۱: ۷۹).
اینکه تلویزیون ابتدا چگونه پدید آمد آیا از همان ابتدا تحت تسلط دولت بود یا اینکه خارج از حیطه قدرت دولت شروع به کار نمود در کشورهای مختلف تفاوت دارد. تلویزیون از همان آغاز در اکثر کشورهای اروپایی بر خلاف ایالات متحده آمریکا با مالکیت های عمومی آغاز به کار کرد، «پس از جنگ جهانی دوم در اروپا توافق همگانی چنین رقم خورد که نباید امواج الکترومغناطیس را تجارتی کرد و به شیوه کالاهای تجاری با آن برخورد نمود لذا اکثر کشورهای اروپایی تلویزیون های دولتی را به وجود آوردند»( پاکدهی،۱۳۸۶: ۱۳۳). چنین بود که اولین تلویزیون های عمومی در جهان به وجود آمد، اما این تلویزیونها نه تنها در خدمت دولت بودند بلکه طوری برنامه ریزی شده بودند که در راستای منافع مردم باشند، اما تلویزیون در کشورهای سوسیالیستی کاملأ دولتی اداره می شد و از تلویزیون به عنوان بلندگویی برای اهداف دولتی بهره گرفته می شد. این روند در اکثر کشورهای فقیر و عقب افتاده که دارای رژیم های مستبد و خود کامه است نیز رواج دارد.
مهم ترین عرصه رقابت میان رسانه ها و از جمله شبکه های متعدد تلویزیونی عرصه جلب و جذب مخاطب است. تلویزیون های خصوصی در این امر پیشگام هستند زیرا منابع مالی آنها تبلیغات بازرگانی است و در صورت افزایش مخاطبان آنها بر میزان سود آنها از تبلیغات بازرگانی افزوده خواهد شد از این رو در برنامه های این نوع تلویزیون ها گردانندگان آنها در تلاش هستند تا برنامه های آنان مخاطب پسند و با باورهای عموم مردم همسویی داشته باشد تا مخاطبان آنها زیادتر گردد. امروزه تلویزیون در هر خانه ای حضور دارد و توانسته است که طیف گسترده ایی از مخاطبان از جوان تا پیر را دور خویش جمع نماید و به صورت یک کالای مصرفی عمده درآمد که همه ناگزیر باشند به هر نحو ممکن به آن دسترسی داشته باشند. تلویزیون در میان کالاهای مصرفی جایگاه ویژه ای دارد. در کشورهای صنعتی تقریباً در هر خانه ای یک گیرنده تلویزیونی وجود دارد و همانطور که آمار نیز نشان می دهد تلویزیون بر خلاف اتومبیل که ابتدا در میان قشر مرفه و پولدار جامعه رواج یافته ابتدا در میان خانواده هایی با در آمد کم و از طبقات پایین جامعه جا باز نمود البته در اوائل به علت گرانی گیرنده تلویزیون این رسانه بیشتر مورد استفاده قشر مرفه جامعه بود اما با ارزان شدن گیرنده های تلویزیونی در میان قشر پایین جامعه طرفداران بیشتری پیدا نمود.(کازنو،۱۳۶۴: ۱۷۱).
همچنین تحقیقات نشان داده است که خانواده هایی که متعلق به قشرهای پایین جامعه است نسبت به خانواده های مرتبط به قشر بالای جامعه بیشتر از تلویزیون استفاده می کنند زیرا قشرهای بالای جامعه توان استفاده از سایر رسانه ها و مراکز تفریحی را دارند اما خانواده هایی با درآمد کمتر تنها سرگرمیشان تماشای تلویزیون است و دیگر اینکه از نگاه فرهنگی نیز آنان ساعاتی از روز را می توانند روزنامه یا کتاب بخوانند چیزی که در میان اقشار کم درآمد جامعه به علت پایین بودن سواد و یا عوامل اقتصادی کمتر اتفاق می افتد.. رسانه های جمعی به خصوص تلویزیون ابعاد تازه ای به نهاد خانواده بخشیده است دیگر در دنیای تلویزیون، خانواده محلی برای استراحت، غذا خوردن نیست بلکه به صورت یک سازمان کوچک درآمده است که در آن می توان آموخت، به نظرات دیگران توجه کرد و نظرات خود را نیز ابراز کرد. تلویزیون به محیط خانواده صمیمیت بخشیده است گرچه می توان گفت که از میزان گفتگو در خانواده ها کاسته است اما فرصت کنار هم نشستن اعضای خانواده را تلویزیون افزایش داده است. از جانب دیگر کنش و واکنش افراد را در برابر یکدیگر برنامه های تلویزیونی افزایش داده است به طور مثال هنگام تماشای یک برنامه تلویزیونی افراد خانواده واکنش های مختلفی نشان می دهند و در مورد نظرات خود با یکدیگر به گفتگو و بحث می پردازند. (اعزازی،۱۳۷۳: ۵۳)
محققان میزان و چگونگی استفاده از تلویزیون را به سه دسته تقسیم کرده اند دسته ای که بدون انتقاد و کاملأ مطیع برنامه های تلویزیون را تماشا می کنند. دسته دوم کسانی هستند که به کارهای فیزیکی مبادرت می ورزند و به هنگام استراحت به تماشای تلویزیون می پردازند و به عنوان یک وسیله سرگرمی مهم برای آنها درآمده است. ودسته سوم افرادی که در روابط اجتماعی خود ضعیف بوده و یا کسانی که تمایل کمتری به گروه های اجتماعی دارند و زنان خانه دار نیز به علت اینکه مدام در خانه هستند نیز از همین گروه هستند که تلویزیون برای آنها نه یک وسیله ارتباطی بلکه یک وسیله سرگرمی، اطلاع رسانی ، آموزشی که همه چیز در آن یافت می شود درآمده است.(اعزازی،۱۳۷۳ : ۵۵).
ران لمبو در کتاب تاملی درباره تلویزیون می گوید که باید مخاطبان تلویزیونی را در یک چارچوب بزرگ مورد بررسی قرار داد به این صورت که افراد به عنوان یک بعد و فرایند زندگی تلویزیون تماشا می کنند، محققان باید زمینه های فرهنگی و اجتماعی افراد را در نظر بگیرند، آنگاه به بررسی عوامل تماشای تلویزیون بپردازند، به طور مثال شاغل بودن فرد یا بیکار بودنش و نحوه کارش و درکل زندگی روزمره اش بر دسترسی او به وقت آزاد تأثیر می گذارد و وقت آزاد زمان تماشای تلویزیون است، پس باید مخاطبان تلویزیون و سایر رسانه ها را در یک چارچوب بزرگ دید و علل گرایش آنها را به تلویزیون مورد بررسی قرار داد. تلویزیون یک کالای مصرفی است و افراد به آن یک نگاه مصرفی دارند و نوع دستگاه گیرنده تلویزیون نیز به عنوان شاخص رفاه و وضعیت مصرف کننده محسوب خواهد شد( لمبو،۱۳۸۸: ۱۲۳-۱۲۰).
تلویزیون دارای کارکردهای مختلفی است چه در زمینه سیاسی و چه در زمینه اجتماعی و فرهنگی و افراد جامعه نیز نگرش های متفاوتی به آن دارند عموما افراد تحصیلکرده که به ضررهای تلویزیون نیز توجه داشته نگاه انتقادی به تلویزیون دارند آنان به رویکرد اجتماعی تلویزیون بیشتر توجه نشان داده عقیده دارند تلویزیون در اجتماعی کردن افراد نقش موثری داشته و برای کسانی که از اجتماعات بیرونی فراری هستند دنیای دیگری ترسیم می نماید،« می توان گفت تلویزیون به پیوند متقابل انسانها کمک می کند، هر چند که در مورد نوجوانان گاهی چنین نیست این عقیده ۶۶ درصد تماشاچیان تلویزیون در آمریکاست و مطالعات تومیچ نیز در انگلستان همین نتیجه را تایید می کند»(کازنو،۱۳۷۷: ۱۵۱).
به هر صورت تلویزیون ویژگیهای زیادی دارد که می تواند مورد استفاده همگان قرار بگیرد، اما در افغانستان هنوز مطالعات چندانی در مورد تلویزیون انجام نیافته است و به نظر می رسد مردم نیز با ویژگی های تلویزیون زیاد آشنایی ندارند و از همین رو به نظر می رسد که جامعه افغانستان به اهمیت تلویزیون در رشد و شکوفایی جامعه در صورت استفاده درست آگاهی کامل ندارند.
تلویزیون، انتقال مفاهیم سیاسی در جامعه

مطلب مشابه :  پایان نامه دربارهعقد نکاح، نکاح منقطع، بهره بردار

دیدگاهتان را بنویسید