مقاله رایگان درباره افغانستان، جنگ جهانی دوم، پخش تلویزیونی، حزب دموکرات

افغانستان است که توسط هاشم عصمت اللهی به عنوان رسالۀ دکتری علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی در سال ۱۳۸۰ به رشتۀ تحریر در آمده است، در این تحقیق با استفاده از روش کیو نظام مطلوب مطبوعات افغانستان از دیدگاه متخصصان افغانستانی مورد بررسی قرار گرفته است که بیشتر متخصصین برای نظام مطلوب مطبوعات افغانستان نظام مطبوعات آزادی گرا را پیشنهاد کرده اند.
در مورد نقش تلویزیون در توسعۀ سیاسی افغانستان تاکنون تحقیقات جامعی صورت نگرفته است و تحقیق حاضر را می توان نخستین تحقیق در این زمینه بر شمرد.
سیر تاریخی تلویزیون در جهان و افغانستان
۱- ۱- تلویزیون و تاریخچه آن در جهان
از تلویزیون تعاریف زیادی شده است و هر روز با پیشرفت هایی که در زمینه این رسانه صورت می گیرد تفاوت هایی نیز در تعاریف از آن نیز به وجود می آید. دکتر معتمد نژاد در تعریف تلویزیون چنین می نویسد : « تلویزیون یک وسیله جدید ارتباطی است که مانند روزنامه، سینما و رادیو جنبه گوناگون خبری ، تفریحی، فرهنگی و آموزشی و تبلیغاتی دارد و به طرق گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد» ( معتمد نژاد،۱۳۸۶: ۱۹۱).
«تلویزیون نظامی الکترونیک برای انتقال صدا و تصویر ثابت و متحرک از راه امواج و علائم و دریافت و بازنمایی آنها توسط گیرنده است»( میرعابدینی،۱۳۸۷: ۶۷). دردانشنامه آزاد ویکی پدیا تعریف تلویزیون چنین آمده است : سامانه‌ای ارتباطی برای پخش و دریافت تصاویر متحرک و صداها از مسافتی دور است، به مجموعه فراهم کننده و پخش کننده این تصاویر، سیما گفته می شود و دستگاه گیرنده برنامه‌های سیما، دستگاه تلویزیون نام دارد. واژه تلویزیون که از زبان فرانسوی به فارسی راه یافته خود واژه ای دورگه ‌است که بخش نخست آن از واژه یونانی تله- (دور) و بخش دوم آن از واژه لاتین ویزیون (دید) گرفته شده‌است.(wikipedia).
سال ۱۹۲۶ میلادی سال رقابت برای ساخت اولین تلویزیون در جهان بود، و طرح ساخت تلویزیون سالها بود که ذهن دانشمندان را به خود معطوف نموده بود. در انگلستان فردی به نام لوگی بارد در حال پخش تصاویر ابتدایی تلویزیونی بود همزمان با او دیفون میهاری مجارستانی و کنجیرو تاکایاناجی ژاپنی، و بوریس گرابوسکی مخترع روسی، ولادیمیر زورکین تبعیدی روسی و چارلز فرانسیس جنکینز آمریکایی هر کدام به صورت جداگانه در حال تلاش برای ارسال تصاویر ابتدایی تلویزیون در سراسر جهان بودند. در سال ۱۹۲۷ بود که کمپانی آمریکایی تلفن و تلگراف اقدام به پخش سخنرانی هربرت هوور، وزیر بازرگانی آمریکا کرد؛ این برنامه در واشنگتن فیلمبرداری شده بود و بازرگانان و سردبیران و بانکداران آن را در نیویورک تماشا می کردند، هوور با حضور در تلویزیون نام خود را به عنوان اولین سیاستمدار ظاهر شده در تلویزیون ثبت نمود (مک کوئین، ۱۳۸۴: ۲۶).
بیریوکف در کتاب دکترین های تلویزیون در غرب، تاریخ تلویزیون را در کشورهای توسعه یافته صنعتی به سه دوره تقسیم کرده است. دوره آغازین : در این دوره بود که در کشورهای سرمایه داری و کشور سوسیالیستی شوروی (سابق) موفق شدند که تجربیاتی از پخش تلویزیونی بدون صدا را و سپس همراه صدا را تجربه کنند، کار بر روی تلویزیون ادامه یافت تا اینکه در اواسط دهۀ ۱۹۳۰ نخستین پخش تصویر تلویزیونی در مسکو و چند کشور اروپایی و آمریکا صورت گرفت ، این نخستین تجربیات تلویزیونی بود قبل از آن در دهۀ ۱۹۲۰ رادیو اختراع شده بود و اختراع تلویزیون ۱۵ سال بعد از رادیو صورت گرفت. تلویزیون از نظر فنی و تولید شبیه رادیو بود و تلویزیون به رغم دارا بودن نظامی برتر و با وجود برخورداری از یک عامل بصری نوعی پخش امواج رادیویی محسوب می شد به همین علت، تاریخ تلویزیون به عنوان یک رسانه فعال سرگذشتی همسان با رادیو محسوب می شود، دوره ابتدایی تلویزیون با شروع جنگ جهانی دوم متوقف گردید و باعث شد که همه افکار به سوی جنگ متمرکز شود اما با وجود آن تأثیرات خوبی را در حالی که چندان توجهی به آن نمی شد در جهان سرمایه داری گذاشت.
دوره رشد : به محض پایان جنگ، فرانسه اولین کشوری بود که پخش برنامه های تلویزیونی را از سر گرفت و بعد از فرانسه آمریکا بود که تا سال ۱۹۴۶ یعنی در حدود یک سال صاحب شش ایستگاه تلویزیونی گردید، بی. بی. سی نیز در همین سال به جمع تلویزیون ها پیوست و تا پایان سال ۱۹۴۸ چهار کشور فرانسه، آمریکا، شوروی و بریتانیا کشورهایی بودند که ایستگاههای پخش تلویزیونی در اختیار داشتند، دهۀ ۱۹۵۰ سالهای رشد چشمگیر تلویزیون بود زیرا تولید دستگاه تلویزیون افزایش یافت که منجر شد قیمت گیرنده ها تلویزیونی کاهش یابد.در اوائل دهۀ ۱۹۵۰ بود که تلویزیون رنگی در آمریکا، فرانسه، بریتانیا،آلمان و ژاپن متولد شد و بسرعت افزایش یافت.
دوره توسعه : بیش از اندازه در دهۀ های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میلادی تلویزیون خود را به عنوان رسانه برتر در دنیا شناسانده بود و این دوره را می توان عصر طلایی تلویزیون نامید زیرا هم بر تعداد مخاطبان آن افزوده شده بود و هم دورانی بود که اکتشافات فضایی نیز در حال رخ دادن بود، مراسم استقبال از اولین فضا نورد تاریخ، یوری گاگارین نه تنها از تلویزیون های شوروی وقت بلکه از تلویزیون های سراسر دنیا پخش شد، میلیونها تن شاهد گام گذاردن نخستین انسان بر روی کره ماه از طریق تلویزیون ها بودند که اینها همه بر جذابیت و قدرت تلویزیون افزود. در این دوره بود که صنعت تلویزیون تقریباً به سراسر دنیا رسید( بیریوکف،۱۳۷۲: ۲۹).
همزمان در همین دوران بود که تاکایاناکی در ژاپن توانست تلویزیون را اختراع کند و یک ایستگاه تلویزیون تجربی توسط بنگاه فرا پخش ملی ژاپن ان اچ کی نخستین علائم تلویزیونی را در ۳۱ ماه می ۱۹۳۷ میلادی در توکیو پخش کرد و نخستین گیرنده های تلویزیونی نیز در همان سال مونتاژ گردید، برنامه اختراع تلویزیون به علت جنگ جهانی دوم در ژاپن متوقف شد و در بعد از جنگ در سال ۱۹۴۵ میلادی این تلاشها مجددا آغاز گردید و پخش برنامه های تلویزیونی شروع شد اما این پخش محدود بود زیرا به علت فقر و گرانی قیمت گیرنده های تلویزیونی مردم ژاپن قادر به خرید گیرنده تلویزیونی نبودند.( اسمیت، ۱۳۸۱ : ۷۴).
از همان دوران آغاز پخش برنامه های تلویزیونی کشورهای جهان سوم نیز به این رسانه دسترسی پیدا کرد. در میان کشورهای جهان سوم ابتدا کشورهای آمریکای لاتین بود که به علت توجه ایالات متحده آمریکا به آن مناطق گیرنده های تلویزیونی در آن کشورها راه پیدا کرد، قاره افریقا نیز یکی از مناطقی بود که شرکت های تلویزیونی غرب برای منافع خود در آنجا به تاسیس ایستگاههای تلویزیونی پرداخت. در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا ورود تلویزیون همراه با بحث ها و مناظره های جدی همراه بود که بیشتر به اثرات منفی برنامه های تلویزیونی بر فرهنگ و آداب اسلامی توجه داشتند که معتقد بودند تلویزیون با پخش ورزش زنان و دیگر برنامه ها که عمدتا بر فرهنگ غربی تکیه دارند موجبات تضعیف فرهنگ اسلامی را فراهم می آورد. در کشورهایی چون عراق و سوریه تلویزیون در سال ۱۹۶۰ میلادی وارد شد اما ورود تلویزیون در این کشورهایی مثل عربستان با سانسور شدید مواجه بود. در نهایت در دهه ۱۹۷۰ بود که هر کشور جهان سومی که جمعیتی بالای ده میلیون داشت صاحب تلویزیون بودند ( اسمیت، ۱۳۸۱ : ۱۲۸- ۱۲۴).
۲ – ۱ – تاریخچه تلویزیون در افغانستان
تلویزیون برای اولین بار در سال ۱۳۵۷ ه.ش در دوران محمد داود خان، اولین رئیس جمهور افغانستان وارد این کشور شد که مقدمات آن با سفر موسی شفیق، نخست وزیر دوران سلطنت به کشور ژاپن فراهم آمده بود. ساختمان تلویزیون نیز در کنار ساختمان رادیو ساخته شد و فرستنده های آن بالای کوه “آسمایی” که در مرکز کابل قرار دارد نصب گردید. دولت برای اداره و پیشبرد تلویزیون دانشجویانی را به کشورهایی چون ایران، بلغارستان و ژاپن اعزام کرد که بیشتر آنان از میان کارمندان وزارت اطلاعات و فرهنگ انتخاب شده بودند که اغلب آنها در زمینه تولید برنامه های تلویزیونی مشغول به تحصیل شدند.
تشکیلات تلویزیون در آن زمان بسیار کوچک و بر حسب ساختار تلویزیون تشکیل گردید که آن بخش ها عبارت بود از :
بخش اخبار و اطلاعات که سرویس های خبر و گزارش را شامل می شد.
بخش فنی که شامل بخشهای فنی و سخت افزاری تلویزیون را شامل می شد.
بخش روزنه که در این بخش، تمام برنامه های اجتماعی طراحی و تولید می گردید.
بخش فیلم که به تولید فیلم و ترجمه فیلم های خارجی می پرداخت.
بخش موسیقی و نمایشنامه که در این بخش موسیقی افغانی ثبت و تولید می شد و موسیقی های خارجی در آن جهت پخش انتخاب می گردید و همچنین نمایشنامه های کوتاه نیز در این بخش تولید می شد. (عصمت اللهی،۱۳۸۰: ۴۶۰)
تا زمان انقلاب کمونیستی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی اوضاع تلویزیون بدین منوال بود، اما با کودتای حزب دموکراتیک خلق در افغانستان و به قدرت رسیدن کمونیستها در افغانستان تلویزیون به کمک اتحاد جماهیر شوروی «وقت» با تجهیزات جدید و مدرن تجهیز یافت تا حکومت طرفدار اتحاد جماهیر شوروی بتواند با استفاده از آن به تحکیم پایه های حکومت بپردازد از این رو استودیوهایی در استان های مهم افغانستان مانند استانهای بدخشان ، بغلان، هرات، بلخ ، فراه ، هلمند ، کندهار، خوست، غزنی و ننگرهار ایجاد گردید(همان: ۴۶۱)
دراوائل تأسیس تلویزیون درافغانستان، این رسانه هر روز فقط یک ساعت برنامه داشت که در سالهای بعد و در دوران حکومت حزب دموکراتیک خلق ( کمونیست ها) به ۴ ساعت افزایش یافت ( دولت آبادی، ۱۳۸۷: ۶۶۳). در دورانی که تلویزیون در افغانستان در حال پیشرفت بود رادیو در میان مردم افغانستان از اهمیت زیادی برخوردار بود، زیرا مردم به این رسانه نسبت به سایر رسانه ها دسترسی بیشتر داشتند، مطبوعات در افغانستان به علت اینکه سطح سواد عمومی پایین بود نتوانست جایگاهی در میان مردم عادی افغانستان پیدا کند.
«رادیو آن هم در تحت شرایطی که اکثریت مردم از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند اثر زیادی بر توسعه فرهنگی کشور داشت گرچه رادیو برای بار اول در زمان شاه امان الله (۱۳۱۸ خورشیدی) به پخش برنامه آغاز کرد اما بعد از توقف طولانی نشرات ( پخش) رادیو در زمان صدارت شاه محمود مجددا آغاز گردید»(طنین،۱۳۸۷ : ۱۲۲).
راه‌اندازی تلویزیون در افغانستان به علت ساختار فرهنگی و سیاسی که در جامعه حاکم بود، تلویزیون را به بنگاه تبلیغاتی دولت تبدیل کرد و این روند بعد ازحکومت داود خان، با شدت بیشتری ادامه یافت و برنامه‌ریزی‌ها و اداره تلویزیون منحصرا در اختیار دولت قرار گرفت. تلویزیون ملی افغانستان پس از سقوط رژیم طرفدار شوروی سابق درسال

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد رایگان با موضوعاوقات فراغت

دیدگاهتان را بنویسید