مقاله رایگان درباره افغانستان، استفاده و رضامندی، توسعه سیاسی، خانواده ها

…………………………………………………………………۷۵
توسعه سیاسی در افغانستان …………………………………………………………………………………..۷۷
موانع توسعه سیاسی در افغانستان ……………………………………………………………………………۸۳
مخاطبان و رسانه ها………………………………………………………………………………………………۷۷
نظریه استفاده و رضامندی ………………………………………………………………………………………۸۷
ریشه های نظریه استفاده و رضامند ی …………………………………………………………………….۸۸
نیازها و انگیزه ها ………………………………………………………………………………………………….۹۰
استفاده و رضامندی در کارزار انتخاباتی ………………………………………………………………….۹۳
مزایای نظریه استفاده و رضامندی …………………………………………………………………………..۹۴
نظریه سرمایه فرهنگی ………………………………………………………………………………………….۹۵
حالت های سرمایه فرهنگی …………………………………………………………………………………..۹۷
بخش چهارم-چارچوب نظری تحقیق………………………………………………………………….۱۰۲
سوالات تحقیق ………………………………………………………………………………………………….۱۰۶
فرضیه های تحقیق ……………………………………………………………………………………………..۱۰۷
فصل سوم ………………………………………………………………………………………………………..۱۰۸
روش تحقیق و تعریف متغیرها……………………………………………………………………………..۱۰۹
جامعه آماری …………………………………………………………………………………………………….۱۱۰
روش نمونه گیری ……………………………………………………………………………………………..۱۱۰
حجم نمونه ……………………………………………………………………………………………………….۱۱۱
واحد تحلیل ………………………………………………………………………………………………………۱۱۳
ابزار پژوهش ……………………………………………………………………………………………………. ۱۱۳
روش جمع آوری داده ها …………………………………………………………………………………….۱۱۳
فنون تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………… ۱۱۴
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای مستقل …………………………………………………………….۱۱۴
تعریف نظری و عملیاتی متغیرهای وابسته ……………………………………………………………. ۱۱۵
روایی ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………………. ۱۲۴
پایایی ابزار تحقیق ……………………………………………………………………………………………. ۱۲۴
محدویت ها و مشکلات پژوهش ………………………………………………………………………. ۱۲۵
فصل چهارم ………………………………………………………………………………………………….. ۱۲۷
بررسی یافته های تحقیق …………………………………………………………………………………. ۱۲۸
بخش اول- توصیف یافته ها ………………………………………………………………………….. ۱۲۸
بخش دوم- بررسی رابطه بین متغیرها …………………………………………………………………..۱۵۰
فصل پنجم …………………………………………………………………………………………………….. ۱۶۴
خلاصه و نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………۱۶۵
محدویت ها و مشکلات پژوهش ………………………………………………………………………… ۱۷۰
پیشنهادات تحقیق ……………………………………………………………………………………………… ۱۷۰
منابع و ماخذ ……………………………………………………………………………………………………. ۱۷۲
ضمائم ……………………………………………………………………………………………………………..۱۷۲
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
امروزه تلویزیون به علت گستردگی و همگانی بودن آن جزیی جدایی ناپذیر از زندگی ما شده است و بدون شک اگر این ابزارنبود شاید جهان و زندگی مردم چنین نبود و مهم تر اینکه چنین پیشرفت هایی شاید صورت نمی گرفت. تماشای تلویزیون امروز جزیی از زندگی عادی مردم شده است و تلویزیون به عنوان منبعی از اطلاعات، آگاهی و آموزش و سرگرمی های لذت بخش و آرام بخش پذیرفته شده است (امه دور، ۱۳۷۴: ۲). امروزه نمی توان منکر تأثیر تلویزیون بر روند زندگی عادی مردم شد، تلویزیون جزیی از وسایل ضروری خانه در آمده است و در خانواده ها سعی می شود که بعضی از فعالیتهای گروهی خانواده با برنامه های تلویزیونی مشخصی هماهنگ گردد، تلویزیون بر زندگی روزانه مردم نیز تأثیر زیادی گذاشته است زیرا بسیاری از مردم فعالیتهای دیگر را پیرامون برنامه های تلویزیونی معینی هماهنگ می کنند(اعزازی،۱۳۷۳: ۱۲). به طور مثال صرف شام را با شروع یک برنامه محبوب خانوادگی در افغانستان مثال زد که خانواده ها سعی دارند شام خود را همراه با تماشای یک برنامه محبوب خانوادگی صرف کنند که نشان می دهد تلویزیون نقش زیادی در زندگی روزمره مردم افغانستان دارد. از سوی دیگر می توان گفت که تلویزیون یک کالای مصرفی است که در بازار خریداری می شود و با توجه به مدل، اندازه و ویژگی های خاص آن می تواند به عنوان شاخص وضعیت و رفاه خریدار و مصرف کننده آن نیز در نظر گرفته شود.
گزارش کمیسیون « مک براید» سازمان یونسکو اذعان دارد که پیدایش تلویزیون رویداد بسیار جالبی بوده است و شاید این وسیله بهتر از هر یک از رسانه های جمعی دیگر پیشرفت هایی را که در امر ارتباط پدید آمده در خود خلاصه می کند(مک براید،۱۳۶۹: ۸۹). در واقع تلویزیون جامع ترین و جذاب ترین وسیلۀ ارتباطی است که نه تنها امکان حضور و پخش آن در همه جا، بلکه ماهیت آن نیز اهمیت دارد. قابلیت های تکنولوژیک تلویزیون چنان است که این رسانه می تواند در مقایسه با سایر رسانه ها محتوایی نزدیک تر به زندگی واقعی ارائه نماید، در نتیجه همین توان فوق العاده تلویزیون در به نمایش گذاردن محتوای شبیه زندگی واقعی است که بیش از سایر رسانه ها توانسته است جای خود را در میان مخاطبان باز نماید. از نظر مک لوهان تصویر تلویزیونی تماشاگر را با تمام وجود به مشارکت بر می انگیزد، به همین جهت وی تماشای تلویزیون را با حس لامسه مقایسه کرده است، گویی تماشاگر، صفحه تلویزیون را با چشمان خود لمس می کند(کازنو،۱۳۶۴: ۴۷).
پس از اشاعه سریع تلویزیون در دهۀ ۱۹۵۰ میلادی اکثر سیاستمداران جهان راه موفقیت در سیاست را در درون تلویزیون دانسته و تلاش کردند از طریق تلویزیون به تبلیغ سیاسی بپردازند.
تلویزیون به عنوان یک رسانه، پدیدۀ قرن اخیر است و از قدمت این رسانه در مقایسه با رسانه‌های مکتوب (نشریه‌ها و روزنامه‌ها که از اواسط قرن هفدهم میلادی پدید آمدند ) مدت زیادی نمی گذرد، اما این رسانه بزودی به رسانه ‌ای مهم تبدیل گردید و به این ترتیب نقش فعالی را در برجسته کردن موضوعات سیاسی و اجتماعی برای مخاطبان میلیونی خود بر عهده داشته است. تلویزیون با استعداد بالقوه آموزش سمعی و بصری، تأثیر و نفوذ اجتماعی در سطح وسیع، استعداد بالقوه‌ای را در ایجاد وحدت ملی، ارسال اخبار، امور عمومی و سرگرمی دارد. با توجه به موضوعات مطرح شده و اهمیت ویژه تلویزیون به بررسی نقش تلویزیون در جامعه افغانستان پرداخته ایم و اینکه تلویزیون در جامعه و خصوصا در میان دانشجویان این کشور از چه جایگاهی برخوردار است .
طرح مسئله
در افغانستان از زمان تاسیس تلویزیون زمان زیادی نمی‌گذرد ، در زمان “محمد داوود” اولین رئیس جمهوری این کشور در سال ‪ ۱۳۵۷‬ خورشیدی نخستین ایستگاه تلویزیونی در شهر کابل راه‌اندازی شد.فرستندۀ این ایستگاه تلویزیونی را کشور ژاپن اهدا کرد. تلویزیون در ابتدا یک ساعت در روز برنامه داشت که به مرور ایام بر میزان برنامه های آن افزوده شد ( دولت آبادی، ۱۳۸۷ : ۶۶۳). در ابتدا این رسانه عمومی نبود و تنها سرمایه داران و افراد نزدیک به حکومت می توانستند از آن استفاده کنند زیرا گیرنده آن کمیاب و گران بود و از سویی قدرت امواج آن بسیار ضعیف بود، بعداً بر اثر تقویت فرستندها و کاهش قیمت گیرنده ها مردم پایتخت به تماشای این جعبه جادویی پرداختند. راه‌اندازی تلویزیون در افغانستان به علت ساختار فرهنگی و سیاسی که در جامعه حاکم بود، به بنگاه تبلیغاتی دولت تبدیل شد و این روند بعد از حکومت محمد داود با شدت بیشتری ادامه یافت و برنامه‌ریزی‌ها و ادارۀ تلویزیون منحصرا در اختیار دولت قرار گرفت. در دوره حکومت های طرفدار اتحاد جماهیر شوروی سابق این سیاست ادامه یافت. با روی کار آمدن رژیم طالبان در سال ۱۳۷۴ تلویزیون عملا در افغانستان از میان رفت، اما با سقوط رژیم طالبان در سال ‪ ۱۳۸۰‬خورشیدی، تلویزیون بار دیگر فعال شد ( دولت آبادی،۱۳۸۷ : ۶۶۳). در این سالها بود ک

مطلب مشابه :  منابع مقاله دربارهمدلسازی، رفتار پایدار، نقطه مرجع، استراتژی

دیدگاهتان را بنویسید