مقاله رایگان درباره ارتباط جمعی، رادیو و تلویزیون، رسانه های جمعی، مسابقات ورزشی

امروزه تعداد زیادی از رسانه ها بویژه شبکه های رادیویی و تلویزیونی، دست اندرکار انتقال و آموزش مفاهیم سیاسی در جهان هستند و با وجود مشکلات فراوانی که در مسیر آنها وجود دارد، مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. در مجموع می توان گفت که درهر کشوری رسانه های جمعی به صورت دقیق و کامل میان مردم و رجال سیاسی رابطه نزدیک ایجاد می کنند از این رو تلویزیون در حیطه ارتباطات و توسعۀ سیاسی می تواند کارکرد مثبتی داشته باشد. خوبی و بدی نامزدهای سیاسی را نیز همین رسانه ها یا به صورت مشخص همین تلویزیون مشخص می کند حتی اگر هم تأثیر تلویزیون بر مشارکت مردم در انتخابات کم هم باشد باز همین تلویزیون است که شخصیت های سیاسی ما را معلوم می کند. نظر خواهی هایی که توسط جانوویتس و سایر جامعه شناسان در آمریکا انجام شده است نشان می دهد که تأثیر تلویزیون بستگی به شرایط زمانی و مکانی دارد. (کازنو،۱۳۶۴ :۱۴۰).
به هر حال، یکی از شیوه های انتقال مفاهیم سیاسی به مخاطبان، بهره گیری از تلویزیون است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم انجام می گیرد. در این میان، یکی از عوامل موفقیت رسانه ها در انتقال مفاهیم سیاسی، بهره گرفتن از زبان غیر مستقیم است؛ چرا که زبان مستقیم در جهان امروز به صورت تحمیل و القای باورها به مخاطب در آمده و برای شکل نگرفتن فرهنگ القایی در ذهن مخاطب، باید به بیان غیر مستقیم روی آورد.رسانه ها از طریق ارائه هنجارهای خاص اجتماعی، به افراد جامعه تلقین می کنند که رفتار ارائه شده در تلویزیون ، رفتار «مناسب اجتماعی» است. تلویزیون یک رسانه ارتباط جمعی است و از این رو، اهمیت ویژه ای دارد. این رسانه، یکی از پل های ارتباطی میان مخاطب و سیاست، نظام، اجتماع، اخبار و حوادث شمرده می شود و یک الگوی یادگیری اجتماعی است و مردم از راه «یادگیری مشاهده ای»، الگوهای بسیاری را از این رسانه می آموزند و به آن عمل می کنند. این رسانه، وسیله ای برای همسان کردن نگرش ها و رفتار مخاطبان است. سرگرم کردن مخاطبان، از دیگر ویژگی های تلویزیون است؛ چرا که مخاطب از این راه می تواند از زیر بار فشارهای روانی زندگی شهری، فرار و تجدید نیرو کند. ویژگی سرگرم کنندگی تلویزیون سبب می شود تا برنامه سازان، قالب های تلویزیونی را بر مبنای جذابیت، جلب مشتری و رضایت مندی آنها شکل دهند. تلویزیون سبب عمومی شدن دانش و آگاهی، آشنایی مردم با پیشرفت های جوامع دیگر و پدید آمدن انگیزه های قوی تر برای رقابت می شود. به این ترتیب، مردم به تلویزیون به عنوان رسانه ای می نگرند که هر لحظه جهان را به آنها می نمایاند، در فرایند تأثیرات سیاسی داوری هایی که تلویزیون به وجود می آورد متنوع و گوناگون بوده و توانسته است گرایشهای گوناگون سیاسی به وجود آورده و به مشارکت سیاسی افراد جامعه کمک نماید، از سوی دیگر بر گسترش فرهنگ هم پذیری سیاسی و شنیدن نظرات مخالف سیاسی در جامعه تأثیر می گذارد. برنامه های سیاسی که از طریق تلویزیون پخش می شود نه تنها آگاهی سیاسی مردم را افزایش می دهد بلکه دیدگاههای آنها را در پذیرش افکار مخالف بازتر می کند. (کازنو،۱۳۶۴ :۱۴۲).
تلویزیون به عنوان یک تجربه اجتماعی و فرهنگی زندگی انسانها است که می توانیم در مورد آن به قضاوت بنشینیم و در برنامه های اجتماعی آن شرکت کنیم، زیرا در روند زندگی روزمره تلویزیون به عنوان جزیی از زندگی انسانها در آمده است و تلویزیون نقش های اجتماعی گوناگون و متفاوتی در تماشای گروهی ایفا می کند. تلویزیون چه از نظر ساختاری و چه از منظر ارتباطی نقشهای متفاوتی دارد برای مثال وقتی چند نفر در یک اتاق به تماشای تلویزیون مشغولند هرکس آنچه را که دوست دارد تماشا می کند یا درباره چیزی به گفتگو می پردازد. بیشتر اوقات افراد تلویزیون را نادیده می گیرند و به فعالیت دیگری مشغول می شوند.« مطالعه رادیو و تلویزیون در دهۀ گذشته نشان می دهد که مطلوب ترین و محبوب ترین برنامه ها در رادیو و تلویزیون برنامه های سرگرم کننده بوده اند»(میرعابدینی،۱۳۸۷: ۶۸).
درتلویزیون های دولتی که انحصار دولتی نیز وجود دارد و تلویزیون در انحصار دولت است آنانی که برنامه ها را تنظیم می کنند، نمی توانند نسبت به نظرات مردم بی توجه باشند علاوه بر این به طور طبیعی، خود آنان نیز از شرایط جامعه تأثیر پذیرفته اند، درنهایت باید گفت که مشخصات قومی بر برنامه ها تأثیر می گذارند و از خلال آنها منعکس می گردند. برخی از اندیشمندان معتقدند با استفاده از تلویزیون، به راحتی می توان یک جریان فکری به وجود آورد. امروزه تلویزیون تا دورترین روستاها راه یافته است. برنامه های تلویزیون می تواند آثار مطلوب و نامطلوبی بر مخاطبان بگذارد. تأثیر گذاری تلویزیون به علت شنیداری و دیداری بودن آن، در مقایسه با دیگر رسانه های ارتباط جمعی بیشتر است. تلویزیون می تواند در زندگی مدرن امروز بسیار سودمند یا زیان بخش باشد. این رسانه به علت اینکه بسیاری از مردم با آن سر و کار دارند و اوقات بیکاری خود را با آن می گذرانند، می تواند آگاه کند، بیاموزد، تشویق کند و احساس را برانگیزاند. نمایش برخی فیلم های سینمایی که در بردارنده خشونت زبانی و بدنی است، از جمله آسیب های مخرب تلویزیون بر مخاطبان به شمار می رود. برخی آگهی های تجاری، مصرف گرایی را میان مردم جامعه رواج می دهد که این وضعیت را نیز می توان از آسیب های تلویزیون نام برد. ارتباطات در فرایند توسعه، از جنبه‏هایی دارای اهمیت است، نخست آنکه وسایل گوناگون ارتباطی، از عوامل مؤثر در آگاه‏سازی، هماهنگی و ساماندهی موردنظر در ارائه و اجرای طرح‌های گوناگون توسعه به شمار می‏روند و در جلب مشارکت عمومی و همکاری‌های مردمی، برای دستیابی به نتایج مطلوب، تأثیری تعیین‏کننده دارند؛ و دوم آنکه ارتباطات خود نیز به عنوان شاخص‏های توسعه، مانند درآمد ملی، سطح سواد و رفاه عمومی و همچون اجزای اصلی توسعه مانند آموزش و بهداشت، صنعت و خدمات، از جایگاه رفیع و ممتازی برخوردار است. از این رو برای پیشرفت و گسترش آنها در کنار زمینه‏های مهم دیگر توسعه، برنامه‏ریزی‌های ویژه‏ای در نظر گرفته می شود. به این ترتیب “ارتباطات توسعه” و “توسعه ارتباطات” در فرایند توسعه، لازم و ملزوم یکدیگرند (معتمدنژاد، ۱۳۷۵: ۲۱۷).
پخش مستقیم صحنه ها و حوادث یکی از مهم ترین ویژگی های تلویزیون است که آن را اعجاز تلویزیون نیز نامیده اند، زیرا پخش مستقیم این امکان را به بیننده می دهد که در حال استراحت در خانه یا جای دیگر جریان اصلی و واقعی حوادث مهمی چون مسابقات ورزشی، مراسم رسمی و رژه های دولتی را مشاهده کند، حتی گاهی وسعت دید چنین بیننده ای از کسی که در صحنه حضور دارد نیز بیشتر است. می توان همان شور و هیجانی را که در صحنه واقعی احساس کرد در تماشای زنده تلویزیون نیز تجربه کرد از این رو پخش مستقیم تلویزیونی یکی از مهم ترین امتیازات تلویزیون محسوب می شود (معتمد نژاد، ۱۳۸۶: ۱۹۴). پخش مستقیم یا انتشار حوادث در همان لحظات اولیه از سوی تلویزیون باعث می شود که بیننده در مهم ترین صحنه ها شرکت داشته باشد که این شرکت خود موجب یک هم نظری و وفاق اجتماعی را شکل می دهد، معتمد نژاد در کتاب وسایل ارتباط جمعی به نقل از « ادگارمورن » جامعه شناس فرانسوی می گوید که پخش مستقیم قتل جان اف کندی رئیس جمهور وقت آمریکا از سوی شبکه های تلویزیونی یک وفاق اجتماعی را در میان بینندگان این حادثه در سراسر دنیا به وجود آورد ( معتمد نژاد، ۱۳۸۶: ۲۰۲). از سوی دیگر می توان یکی از ویژگی های تلویزیون را در این دانست که اخبار تلویزیونی به علت اینکه صحنه حوادث نیز به صورت تصویری و همزمان پخش می شود و بیننده می تواند آن را ببیند برای تمام مردم جهان با زبان های مختلف قابل فهم است در صورتی که در رادیو و روزنامه چنین نیست و تصاویر زنده تلویزیونی بدون نیاز به توضیح به زبان کسی که تلویزیون تماشا می کند حوادث را طوری نمایش می دهد که برای او نیز قابل فهم است ( معتمد نژاد، ۱۳۸۶: ۲۲۴).
نقش تلویزیون در فرایند توسعه
علیرغم گسترش سریع و شهرت زیاد تلویزیون به عنوان یک رسانه خبری و سرگرم کننده، این رسانه به جز چند مورد استثنایی و چشمگیر در اغلب کشورها نقش نسبتا کلی را در زمینه توسعه ایفا کرده است. تلویزیون در اثر توانایی آن در ارائه اطلاعات همزمان از طریق مجراهای شنیداری و دیداری، بدون اینکه الزاما دریافت کنندگان سواد داشته باشند می تواند در روند توسعه نقش مهمی را بر عهده بگیرد. بطور کلی تلویزیون یک وسیلۀ ارتباط جمعی است که مانند رادیو و مطبوعات جنبه های گوناگون خبری، تفریحی، آموزشی و تبلیغاتی دارد و به طریق گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد و چون قابلیت پخش تصاویر را نیز دارا است برای افراد بی سواد نیز می تواند کاربرد خوبی داشته باشد، ولی با تمام این احوال نباید فراموش کرد که شرایط دریافت برنامه های تلویزیونی به اندازه برنامه های رادیویی آسان نیست و تلویزیون در صورتی که خیلی کوچک هم شوند باز تصاویر آن برای بیننده قابل درک نخواهد بود. ( معتمدنژاد،۱۳۸۶: ۲۴۹-۲۴۷)
نقش تلویزیون در توسعۀ سیاسی
در سالهای اخیر مجموعه پژوهش هایی درباره تلویزیون در کشورهای جهان سوم صورت گرفته که نشانگر به وجود آوردن تغییرات زیادی در الگوهای زندگی و رفتار اجتماعی است، لئونسیو باریوس می گوید نقد کلاسیک تماشای تلویزیون حاکی از آن است که تماشای تلویزیون بر ارتباط اعضای خانواده با همدیگر تأثیر منفی گذاشته و به کاهش روابط می انجامد اما تحقیقات او در ونزوئلا، کشوری جهان سومی نشان می دهد که نه تنها تلویزیون روابط افراد یک خانواده را بین همدیگر کم نمی کند بلکه ارتباط بین اعضای یک خانواده را تقویت می کند. تماشای تلویزیون به عنوان فرصتی برای کنار هم بودن تعبیر می شود و گاه مشاهده تلویزیون لذت بخش تر از خود برنامه تلویزیونی است. وضعیت شبیه ونزوئلا در کشور هند نیز دیده می شود بر اساس پژوهش یک محقق هندی تماشای تلویزیون به عنوان یک فعالیت اجتماعی است تا یک حرکت فردی، آماده کردن و خوردن شام با برنامه های تلویزیونی مورد علاقه اکثر اعضای خانواده تنظیم می شود.(اسمیت و پاترسون، ۱۳۸۱: ۱۴۳).
شبیه این وضعیت را می توان در افغانستان هم مشاهده کرد. در این کشور تماشای تلویزیون بهانه ای برای کنار هم بودن است و تماشای آن نیز در خانواده ها به صورت عمومی انجام می شود و غذای شب هم هنگام تماشای تلویزیون صرف می شود.
همچنین پژوهش ها نشان می دهد که تلویزیون باعث به وجود آمدن یک زبان واحد و یک لهجه معیار در یک کشور میگردد . درچین ورود تلویزیون باعث شد که دولت چین زبان “پوتونگ هوا” را به عنوان زبان ملی و معیار چین

مطلب مشابه :  مقاله رایگان دربارهافغانستان، خاورمیانه، ناسیونالیسم، کشورهای آسیایی

دیدگاهتان را بنویسید