مفهوم یادگیری و یادگیری حرکتی

یادگیری یکی از مهم‌ترین زمینه‌ها در روانشناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل‌ترین مفاهیم برای تعریف کردن است. در یکی از فرهنگ لغت‌ها، یادگیری اینگونه تعریف شده است: «کسب دانش، فهمیدن، یا تسلط یابی از راه تجربه یا مطالعه». اما بیشتر روانشناسان این تعریف را نمی‌پذیرند، زیرا در آن اصطلاحات مبهم دانش، فهمیدن و تسلط یابی به کار رفته‌اند. در عوض، تعریفی از یادگیری ارجح است که به تغییر در رفتار مشاهده پذیر اشاره می‌کند. معروف‌ترین این تعریف‌ها تعریفی است که به‌وسیله گریگوری آ. کیمبل (2006 – 1917) پیشنهاد شده است. کیمبل یادگیری را به‌صورت «تغییر نسبتاً پایدار در توان رفتاری (رفتار بالقوه) که در نتیجه تمرین تقویت شده، رخ می‌دهد» تعریف کرده است (سیف 1391).
در همین راستا، اشمیت و لی (2005) به‌طور ویژه، یادگیری حرکتی را به عنوان آموختن رفتارهای ماهرانه به‌صورت‌های مختلف تعریف می‌کنند. این تعاریف شامل چهار ویژگی مجزا هستند. 1) یادگیری فرایند اکتساب توانایی لازم برای انجام اعمال ماهرانه است. به عبارت دیگر، یادگیری یک رشته از رویدادها و تغییراتی است که در زمان تمرین رخ می‌دهند و فرد را در یک تکلیف ماهر می‌کنند، 2) یادگیری نتیجه مستقیم تمرین و تکرار است، 3) با توجه به دانش فعلی ما، یادگیری مستقیماً قابل مشاهده نیست، چرا که فرایندهای منتهی به تغییر رفتار، درونی بوده و معمولاً به‌صورت مستقیم قابل بررسی نیستند. به همین خاطر، فرایند یادگیری باید بر اساس تغییرات به وجود آمده در رفتار که قابل مشاهده است استنباط گردد، 4) یادگیری کسب توانایی نسبتاً پایدار است که به رفتار ماهرانه منجر می‌شود. به همین دلیل تغییرات قابل برگشتی که ناشی از تغییرات در خلق و خو، انگیزش و حالت‌های درونی (نظیر خستگی) در رفتار هستند، ارتباطی با یادگیری ندارند. ترکیب این چهار عامل، تعریف را از یادگیری ارائه می‌کند: یادگیری حرکتی فرایندهایی همراه با تمرین وتجربه است که به تغییرات نسبتاً ثابت در توانایی انجام حرکات منجر می‌شود (حمایت طلب و قاسمی 1391).

مطلب مشابه :