مفهوم ظرفیت بی هوازی و شاخص های پیش بینی کننده آن:

ظرفیت بی هوازی کل مقدار انرژی است که عضلات می توانند آن را بدون مصرف اکسیژن تامین کنند. با توجه به محدود بودن ذخایرATP و PC عضلات، ظرفیت حفظ سطوحATPبه وسیله انرژی حاصل از تجزیه PCمحدود است. بنابراین ذخایر فسفاژن می توانند نیازهای انرژی عضلات را تنها به مدت چند ثانیه(زیر10ثانیه) تامین کنند(38). فراسوی این نقطه، عضلات باید بر فرآیندهای دیگری مانند دستگاه اسیدلاکتیک و یا هوازی تکیه کنند.روش دیگر برای تولیدATPآزاد سازی انرژی از تجزیه گلیکوژن است. فردی با میانگین وزن 65 کیلوگرم و 12 درصد چربی بدن، به طور تقریبی دارای 110 گرم ذخیره گلیکوژن کبد، 250 گرم ذخیره گولیکوژن عضله و 15 گرم گلوکز موجود در مایعات بدن مثل خون است. اسیدی شدن تارهای عضلانی و در پی آن اختلال درتجزیه گلیکوژن موجب محدودیت دستگاه اسیدلاکتیک درتولید انرژی برای فعالیت شدید بالای 2 دقیقه می شود(38،26). بنابراین مقدار کل انرژی که از دستگاه فسفاژن به دست می آید، ظرفیت بی هوازی بی اسیدلاکتیک و مقدارکل انرژی که از دستگاه اسیدلاکتیک حاصل می شود، ظرفیت بی هوازی با اسیدلاکتیک نامیده می شود. توان بی هوازی حداکثر مقدار انرژی است که بدن می تواند آن را درمدت زمان معین، بدون مصرف اکسیژن تامین کند. بیش ازاین، فیزیولوژیست های ورزشی ظرفیت بی هوازی را شاخصی برای دستگاه اسیدلاکتیک درنظر می گرفتند. براساس یافته های اخیر توان بی هوازی حداکثر مقدار انرژی است که بدن می تواند آن را درمدت زمان معین توسط دو دستگاه انرژی بی هوازی یعنی فسفاژن و اسید لاکتیک تامین کند(5).

2-9-1. استفاده از کسر اکسیژن:

مفهوم کسر اکسیژن ابتدا توسط کروگ و لیند هارد در سال 1920 به عنوان تفاوت بین مصرف واقعیاکسیژن در حین تمرین و میزان اکسیژن مورد نیاز برای انجام فعالیت به صورت هوازی تعریف شد(46). معمولا در شدت های زیر بیشینه وضعیت پایداری در مصرف اکسیژن وجود دارد اما در شدت های بیشینه و فوق بیشینه  مصرف اکسیژن به شرایط پایدار نمی رسد و بخشی از انرژی مورد نیاز فعالیت از طریق سیستم بی هوازی تامین و به عنوان کسر اکسیژن توسعه می یابد.(25،46)هرمانسن مجددا به معرفی این اصل در سال 1969 پرداخت و تجمع کسر اکسیژن را به عنوان ناحیه بین منحنی تقاضای اکسیژن و منحنی واقعی جذب اکسیژن مصرفی تعریف نمود(شکل 2- 14). در طی حداقل 15 سال تجمع کسر اکسیژن در چندین مطالعه با توجه به نسبت شکل گیری کمی ATP بی هوازی در طی تمرین دوچرخه وامانده ساز تعیین شد. اگر چه بیشتر این مطالعات از یکی از ارتباط های رایج بین شدت تمرین و تقاضای اکسیژن تخمین زده شده استفاده نمودند. رویکرد دیگری که مورد استفاده قرار گرفته و با موفقیت هایی برای تخمین ظرفیت بی هوازی قرار گرفته است، اندازه گیری تغییرات در متابولیت های مرتبط با شکل گیری ATP بی هوازی می باشد، که تغییرات در غلظت فسفوکراتین و لاکتات را در عضله و خون مورد بررسی قرار می دهد، البته به دلیل اینکه در تبدیل اندازه گیری این غلظت ها به صورت کمی، فرضیه توزیع حجم ها پیش می آید، این روش ها غیر دقیق هستند و ممکن است نتیجه نادرست بدهند(25،46). همچنین مدبو و همکارانش (1996) اظهار نمودند که جهت اندازه گیری ظرفیت بی هوازی راه های مختلفی وجود دارد(58). اندازه گیری وام اکسیژن، لاکتات خون و کسر اکسیژن از راه های اندازه گیری هستند. در استفاده از وام اکسیژن و لاکتات خون مشکلاتی وجود دارد. اما کسر اکسیژن بیشترین دقت در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی را دارا می باشد. مقالات اخیر سعی در استفاده از شدت تمرین به جای تلاش زیر بیشینه در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی دارند. مدبو و همکارانش بیان کردند که بیشتر از دو دقیقه زمان جهت بدست آوردن حداکثر ظرفیت بی هوازی نیاز می باشد. همچنین نشان داده شده است که ظرفیت بی هوازی می تواند توسط اندازه گیری کسر اکسیژن در 60 و90 ثانیه، در صورتی که شدت به اندازه کافی بالا باشد بدست آید. تفاوت می تواند ناشی از اختلاف هایی در سطوح شدت پروتکل ها و سطوح آمادگی جسمانی آزمودنی ها باشد. در اندازه گیری ظرفیت بی هوازی نیاز است که به واماندگی رسید. در آزمون کسر اکسیژن سطوح شدت، مدت تست و سطوح آمادگی جسمانی آزمودنی ها بسیار مهم می باشد. به طور کلی واژه کسر اکسیژن به تفاوت بین  اکسیژن مصرفی واقعی در حین فعالیت و اکسیژن مورد نیاز آن فعالیت ورزشی اشاره دارد. از آنجا که دستیابی به حالت پایدار اکسیژن مصرفی نیازمند زمان است، و برای آنکه ادامه انقباض عضلانی میسر شود، ATP مورد نیاز باید از راه هیدرولیز کراتین فسفات و گلیکولیز بازسازی شود. انرژی تأمین شده به وسیله کراتین فسفات و گلیکولیز بی هوازی که تولید انرژی تنفس میتوکندریایی را تکمیل می کند، کسر اکسیژن نامیده می شود. کسر اکسیژن ایجاد شده هنگام فعالیت ورزشی را می توان به عنوان شاخصی از ظرفیت منابع بی هوازی بازسازی ATPدر حین فعالیت ورزشی شدیداستفاده کرد، در واقع می توان ظرفیت بی هوازی را به عنوان حداکثر مقدار ATP شکل گرفته توسط فرآیندهای بی هوازی در طی تمرین، تعریف کرد. توانایی تولید کسر اکسیژن زیاد هنگام فعالیت ورزشی شدید با ظرفیت اجرای فعالیت ورزشی شدید به طور بی هوازی رابطه نزدیک دارد(25،46).

مطلب مشابه :  کیفیت زندگی از نظر علم روانشناسی