مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی

سیر فرسودگی شغلی:مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی عبارتند از (ساعتچی ،1387):
1-مرحله ماه عسل : در این مرحله فرد احساسات شادمانی و سر خوشی ناشی از برخورد با شغل جدید را تجربه می کند .این احساسات عبارتند از :عبارتند از :تهییج ،اشتیاق ،غرور وچالش .
2-مرحله کمبود سوخت : در این مرحله ،فرد نوعی احساس مبهم زوال ،خستگی وگیجی را تجربه می کند نشانه های این مرحله عبارتند از :نارضایتی شغلی ،عدم کارایی،اختلال در خواب واحساس خستگی .نتایج چنین احساساتی نیز واکنش فرار (پرخوری واعتیاد)است.
3-مرحله نشانه مزمن :در این مرحله نشانه های مرضی فیزیولوژیکی بیشتر آشکار می شوند وفرد نیازمند توجه وکمک می شود.نشانه های عادی این مرحله عبارتند از؛ فرسودگی مزمن، بیماری جسمی¬، خشم وافسردگی در این مرحله ،نوعی احساس خستگی وفرسودگی برفرد مستولی می شود.
4-مرحله بحران : اگراحساسات ونشانه های مرضی مرحله سوم برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند فرد وارد مرحله بحرانی می شود . در این مرحله فرد احساس می کند که بر او ستم رفته است و تمایلات مربوط به بدبینی،شک و تردیدنسبت به خود ،دراو افزایش می یابد.در این مرحله ،ممکن است فرد دچار زخم معده ،سردرد ،درد های مزمن پشت ،فشار خون بالاوکم خوابی شود.ضمناً ممکن است این درد ها به صورت حاد نیز جلوه گرشوند.
5- مرحله برخورد با دیوار :این مرحله از نشانگان فشار روانی ناشی از فرسودگی شغلی با به پایان رسیدن نیروی فرد برای سازگاری با محیط کار مشخص می شود و احتمال دارد در این مرحله ،فرد شغل خود را از دست بدهد از طرف دیگر ، این احتمال نیز وجود دارد که در این مرحله وبا بهبود فرد ، بعضی از نشانه های مرضی از بین بروند ؛ اما این نشانه ها تغییرات فیزیو لوژیکی دیگری را درفرد ایجاد می کنند که ممکن است رهایی از آنها به سادگی انجام نگیرد.
فرسودگی شغلی علایم روانی ،جسمانی و هیجانی متعددی ایجاد می کند این علایم به شرح زیر است:
-علایم جسمانی : شامل کاهش انرژی ، خستگی مزمن ، ضعف ، افزایش آسیب پذیری در مقابل بیماری ها ، درد های پشت ،شکایات متعدد جسمانی و اختلال خواب .
– علایم هیجانی : در ماندگی ، نا امیدی ، افزایش تنش و تعارض درخانه ، افزایش حالت های منفی عصبی مانند بیقراری ، عصبانیت ، تحریک پذیری و کاهش حالات عاطفی مثبت مانند صمیمیت ،فروتنی و ادب .
– علایم روانی : شامل نارضایتی و نگرش های منفی نسبت به خود ، شغل ، زندگی و در نهایت رفتارهای کناره گیری از کار(غیبت و فرار از کار)می باشد(رشیدی وهمکاران، 1388).
علایم هشداردهنده فرسودگی شغلی
-احساس پوچی: دراین افرادتردید جای بهره وری را می گیرد و کار کردن، بی نتیجه وبی هدف به نظر می آید. به هرحال یکی از نشانه های مهم فرسودگی شغلی،بحران موجودیت وهویت شغلی است، یعنی کار،پوچ وبی معنی به نظر می آید و فرد احساس بی هدفی وسردرگمی می نماید.
– احساسات وهیجان های منفی :احساس دلسردی،عصبانیت،نگرانی،ناخشنودی واحیانا”دلواپسی،جزء احساسات وهیجان های منفی قلمداد می شوند.
-ازدست دادن انگیزه: کاهش انگیزه درشغل نیز همانند احساس پوچی و بی هدفی، از مشخصات فرسودگی شغلی است.افراد مبتلا به فرسودگی شغلی انگیزه های اولیه ای را که در بدو ورود به سازمان داشته اند، از دست می دهند ورفت وآمدشان به محل کار بدون هدف واز روی اجبار صورت می گیرد.
-افسردگی :افسردگی وبی حوصلگی ازبدترین حالتهایی است که هرکدام به تنهایی می توانندپیامدهای منفی بسیاربه همراه داشته باشند. فردی که دچارافسردگی شده است،نه تنها آینده روشنی رادرپیش روی خود نمی بیند، بلکه گذشته خویش را فراموش می کندوبه گذشته خود حسرت می خورد.
– سوءمصرف مواد : وقتی مشکلات شغلی مزمن می شوند، فرد به دنبال راه حل هایی برای فرارازموقعیت های فشارزا می گردد. اغلب این افراد، الکل بیشتری می نوشند،کم خوراک یا پرخوراک می شوند.
از قرص های خواب آور،آرامبخش ها ومحرکها استفاده می کنند ومیزان مصرف سیگار،نوشیدنیها ،قهوه ،شکر درای افراد بالا می رود.هرچندانگیزه فردازروی آوردن به این مواد،فرارازموقعیت های مشکل زابوده است، امااین کارنه تنها مشکل اوراحل نمی کند، بلکه خطراعتیاد وی را نیزدرپی خواهد داشت.
-سیکل نادرست :علایم فرسودگی شغلی،زندگی فردرامختل واحساس گناه،ناامیدی وفرسودگی درفردبه وجودمی آیدوباازبین رفتن اشتیاق واحساسات مثبت دراو،بیماری ها آغازمی شوند.عملکرد فرد به طور کامل افت پیدا می کندوبا این کاهش عملکرد،احساس گناه دروی ظاهرمی شودودر نتیجه،سیکل معیوبی پدید می آید.
– عقب نشینی احساسات: افرادی که دچار فرسودگی شغلی می شوند، رفته رفته احساسات مثبتی که نسبت به کارشان را داشته اند، از دست می دهند وبی تفاوتی واحساسات منفی را تجربه می کنند، زیرا
چنین می اندیشندکه اجتماع نتوانسته است آنها راحمایت کند.
– کاهش عملکرد : فردازکارخودخسته می شود واشتیاق وهمچنین تمرکزخودراازدست می دهد و نمی تواندبرای انجام دادن وظایف شغلی خود،به درستی تصمیم گیری کند.
-کاهش سطح سلامت جسمی : فرسودگی شغلی می تواند احساسات وعواطف فرد را دستخوش تغییرکند و این تغییرات نیز موجب افت ونزول وی در همه ابعاد زندگی می گردد.
– مشکلات بین فردی: وقتی فرددچار افسردگی گردید، برقراری ارتیاط با همکاران،دوستان واعضای خانواده خود بصورت فزاینده ای مختل می گرددوتمایل وی نسبت به عقب نشینی ازاجتماع، تشدیدمی گردد.
-یاس وناکامی: زندگی سرشاراز مواردی است که انسان در مواجهه با آنها،احساس یاس وناکامی می کند.امااحساس ناکامی پی درپی درشغل، می تواند نشانه ای از بروزفرسودگی شغلی باشد.
نشانگان فرسودگی شغلی را می توان به گونه ای دیگر ومطابق آنچه در زیر آورده شده است طبقه بندی کرد:شاخص های رفتاری ،شاخص های روان تنی ،شاخص های سازمانی که شامل :
شاخص های نگرشی :بدبینی نسبت به دیگران ،بی اعتمادی نسبت به مدیریت و سازمان محل کار خود، گله مندشدن از دیگران ، بد گمانی نسبت به درستی و نیکویی آدمی .
شاخص های هیجانی :بی علاقه شدن نسبت به شغل خود ،افسردگی ،احساس به دام افتادن در شغل، احساس درماندگی وناتوانی،احساس موردتاییدوتشویق قرارنگرفتن ،احساس جدایی ازدیگران و بیگانگی ، احساس بی تفاوتی ،ملامت و بیزاری و از دست دادن همدلی نسبت به دیگران .
موس (1981)در تلاش خود برای طبقه بندی آثار ونتایج فرسودگی شغلی ،این اثرات را در سه مقوله ،یعنی شاخص های جسمی ،تغییرات رفتاری و عملکرد شغلی ،طبقه بندی کرده است(طبق جدول زیر).
جدول2-2:مهمترین نشانه های فرسودگی شغلی (براساس نتایج تحقیقات موس 1981)
شاخص های جسمانی تغییرات رفتاری عملکرد شغلی
1-انواع سردرد ها
2- اختلال در خواب
3- کاهش وزن
4-اختلال های معده ای روده ای
5- فرسودگی و خستگی
1-تحریک پذیری فزاینده
2-تغییرات خلقی
3- کاهش ظرفیت برای تحمل ناکامی
4- افزایش سوء ظن به دیگران
5-آمادگی بیشتر برای قبول خطر
6-تلاش برای خود درمانی 1-کاهش کار آرایی (صرف زمان زیاد برای انجام دادن کار، بهره وری پایین)
2-کاهش علاقه
3-کاهش ظرفیت عملکرد
4-انعطاف پذیری فزاینده فکری (تفکر بسته و غیر قابل انعطاف )
پاریک (1982)در پاسخ به این سوال که ؛ چه عاملی باعث می گردد افراد دچار فرسودگی شغلی شوند؟ می گویدکه این عوامل متعددعبارتنداز :(1) سطح فشار روانی،(2) نوع فشار روانی(3) شخصیت فرد،(4) ماهیت شغل یا نقش فرد،(5) نوع زندگی فرددرخارج از محیط کار،(6)سبک زندگی فرد،(7) سبک های که فرد برای مقابله با فشار روانی به کار می گیرد ،(8) جویا اقلیم سازمانی (ساعتچی،1387).
ویژگیهای افرادمستعد فرسودگی:
• زود سرکار می روندو دیراز سرکار بر می گردند
• در حین غذا خوردن مشغول کار هستند
• کارها را به منزل می برندو به ندرت به مرخصی یا تعطیلات می روند
• تفریح رفتن آنها به خاطر کارشان است
• وقت را برای همسر و فرزندان جیره بندی می کنند
• عادات خوابیدن و غذا خوردن آنها بی نظم است
• توانایی نه گفتن در برابر کار را ندارند
عوامل مؤثر در فرسودگی شغلی
• شرایط سخت و طاقت فرسای کاری
• ناکامی ها و فشارهای عصبی فراوان
• فشار مداوم برای سعی و تلاش بیشتر
• صرف وقت و انرژی زیاد و بی ثمر
• تعارض مستمر بین فعالیتهایی که زمان و تلاش می طلبند
• فقدان باز خورد مثبت و پاداش دهنده
• بی توجهی و روشن نبودن انتظارات و توقعات کاری
• محیط شغلی غم افزا
• روابط ضعیف انسانی، کار زیاد و نداشتن تفریح(محمدی فرود،1383).
متغیر های جمعیت شناختی
میان همه متغیرهای جمعیت شناختی که مورد مطالعه قرار گرفته اند ، متغیری که با فرسودگی شغلی رابطه قوی تری دارد، سن افراد می باشد .میزان فرسودگی شغلی در بین کارکنان جوان، بیشتر از افراد بالای 30و40ساله گزارش شده است .دلایل چنین تغییری به طوردقیق وموشکافانه مطالعه نشده است ودراین بررسی هابایدمشکل سوگیری احتمالی محقق را نیز،در نظرداشت .آنهایی که زودترازکارافتاده می شوند ،ممکن است کارشان را ترک کنند و تا سال های بعد در شغل خود باقی نمانند.به این ترتیب ،بین افراد باسابقه ، میزان فرسودگی کمتری گزارش می شود .متغیر جنسیت نیز یک پیش بینی کننده قوی برای فرسودگی نمی باشد،برخلاف بعضی از استدلال هایی که زنان به میزان بیشتری دچار فرسودگی می شوند و نتایج تحقیقات دیگر حاکی از آن است که مردان بیشتر گرفتار فرسودگی شغلی می شوند.
نتایج سومین دسته از مطالعات نیز بیانگر آن است که تفاوت معنی داری از نظر میزان فرسودگی شغلی در بین جمعیت زنان ومردان به دست نیامده است نتایج تعدادی از مطا لعات نشان داده است که مردان به میزان بیشتر گرفتار بدگمانی می شوند.در مورد متغیر وضعیت تاهل می توان گفت که به نظر می رسد آنهایی که مجرد هستند (به ویژه مردان ) در مقایسه با متاهلان، بیشتر مستعد فرسودگی شغلی می باشد. همچنین،سطوح بالاتری ازفرسودگی شغلی دربین مجردان ودر مقایسه باآنهایی که طلاق گرفته اند ،مشاهده شده است.ماسلاچ وجکسون (1993) به این نتیجه رسیده اند که زنان نمره های بیشتری از(( مقیاس های خستگی هیجانی)) ومردان نمره های بیشتری ازمقیاس های ((مسخ شخصیت ))و((احساس کفایت شخصی)) می گیرند .
عوامل شخصیتی:
برای شناسایی افرادی که بیشتر مستعد فرسودگی شغلی هستند صفات شخصیتی متعددی مورد مطالعه قرار گرفته است. افرادی که دارای میزان پایین شهامت هستند ودر مواجهه با فعالیت های روزانه و مهار اتفاقات وحوادث ، درایت وکنترل کمتری دارند ، میزان بالاتری از فرسودگی را تجربه می کنند .افرادی که منبع کنترل آنان بیرونی است ، بیش از افرادی که منبع کنترل آنان درونی است گرفتار خستگی و از کار افتادگی می شوند .نتایج مشابهی نیزدررابطه با شیوه های تحمیل کردن افراد است، واحتمال گرفتار آمدن آنان به فرسودگی شغلی گزار ش شده است .آنهایی که با فشار روانی ، به طور فعال مقابله می کنند وفشار روانی را به شیوه ای منفعل تحمل نمی نمایند دچار فرسودگی کمتری می شوند به نظر می رسد افرادی که دارای عزت نفس در آنان پایین است ، در چنین موقعیت هایی کمتر فعالند و از موقعیت های خطر ناک نیزاجتناب می کنند. چون اکثر مردم نیاز قوی برای تایید اجتماعی دارند، بنابراین هر حادثه ای را که بیانگر طرد اجتماعی باشد به عنوان عامل فشار زا درک می کند.اشخاص با عزت نفس پایین ، بیشتر با طرد شدن تهدید می شوند و نسبت به فشار روانی و فرسودگی شغلی ،آسیب پذیرترند (بدری گرگوری،1374).
نگرش های شغلی :افراد نسبت به توقعاتی که از شغلشان دارند، با یکدیگر متفاوت هستند. پاره ای از مشاغل ذاتاً مهیج ،پرخاشگر و جالب هستند و متصدیان این مشاغل نیز پیوسته در انتظار موفقیت می باشد و انتظارات آنان نیز بسیار بالا است .انتظارات بالا ،آرمانی یا غیر حقیقی محسوب می شوندو افرادرا مجبور به انجام دادن کار زیاد می کنند.نتیجه این رویداد ، گرفتار آمدن فرد به خستگی ومتعاقباًبدگمانی است.در مواردی که تلاش های فرد به نتایج مورد انتظاراتش منتهی نگردد، ممکن است گرفتار فرسودگی شغلی شود.
درمان فرسودگی شغلی:
پس از شناخت نشانه ها ومراحل فرسودگی شغلی ، حال این سوال پیش می آید که وقتی فرد دچار عارضه یا اختلال فرسودگی شغلی شد ،آیا راهی برای رهایی او از این وضع بیماری زا وجود دارد ؟ خوشبختانه ، پاسخ این سوال مثبت است . شواهد و یافته های جدید علمی نشان می دهند که امکان بهبود و بازگشت سلامتی به فرد وجود دارد و با ارائه کمک های مناسب ، فرد می تواند از فرسودگی جسمی وروانی رهایی یابد .به عبارت دیگر اگر (1) از میزان فشار های روانی وارد بر افراد کاسته شود ؛(2) افرادمبتلا به فرسودگی شغلی ، مورد حمایت سرپرست واحد محل کارخود ،همکاران دوستان وآشنایان باشد ،حدا قل بعضی از آنان نگرش های مثبتی نسبت به کار خود پیدا می کنند و کیفیت عملکرد شغلی آنان مانند گذشته ،بهینه می شود.البته باید در نظر داشت که این نوع ترمیم یا باز توانی در شرایطی حاصل می شودکه فرد به خود کمک کند و با بکار گیری راهبردهای درست ، خود را از دام فرسودگی شغلی نجات دهد .به هر حال ، باید دانست که همه روشهایی که برای کاهش فشار روانی به کار گرفته می شوند ، لزوماً برای مقابله و پیشگیری از فرسودگی شغلی مناسب نیستند.
برای جلوگیری از روند رشد فرسودگی شغلی ، باید اقدامات زیر انجام گیرند (رحیمی1379):
آشنایی با مسئله ،یعنی کل مسئله را بدانیم ، نه جزئی از آن را.
کوشش در پیدا کردن راه حل (معمولاً اولین راه حل ، بهترین راه حل نیست ).
به اجرا گذاشتن تصمیمات (اقداماتی را که مفید می دانیم ، انجام دهیم ).

مطلب مشابه :  سایت دوفانوس

پی گیری در این مورد که نتایج اقدامات ،مفید بوده اند یا خیر .
دکوک وداگلاس (1993)طراحی نظام های حمایتی رایکی ازمهمترین جنبه های افزایش مقاومت افراددر مقابل فرسودگی شغلی معرفی کرده اندومعتقد ند که نظام های حمایتی قوی ،اساس رشدحرفه ای و شغلی در محل کار محسوب می شوند و این نظام ها موجب کاهش حساسیت افراد نسبت به فرسودگی شغلی ،ترک خدمت و یا تغییرشغل می شوند.فرودنبرگر(1974)با استفاده از روش های کوتاه مدت و اهداف محدود، موفقیت هایی را در کمک به افراد مبتلا به عارضه فرسودگی شغلی به دست آورده است. شیوه های درمانی پیشنهادی او عبارتند از:شرکت در دوره های آموزشی وی‍ژه ،تغییر شغل شخص ،محدود وکم کردن ساعات کار ،استراحت کردن،مرخصی گرفتن ،مبادله کردن اطلاعات وتجارب مربوط به فرسودگی شغلی با همکاران ودریافت حمایت های اجتماعی (جلد کار، 1379).
لنکستر واستن هوپ (2004) معتقدندیکی ازبهترین روش ها جهت مقابله با فشار روانی افراد، جستجوی حمایت از سوی اعضای قابل اعتماد بین همکاران ،خانواده ویا گروه اجتماعی است که به آن تعلق دارند این دو محقق ،مراقبت وحمایت به موقع وموثر جسمی ،روانی واجتماعی وخانوادگی ،عامل افزایش مقاومت افراد در برابربیمارهای روانی در سطح جامعه می دانند .محققان علاقه مندبه مطالعه در زمینه فرسودگی شغلی،روشهای گوناگونی راجهت درمان این عارضه پیشنهادکرده اند.برای مثال روانشناسانی که از رویکرد های روندزمانی برای بهبود عارضه فرسودگی شغلی افراد استفاده می کنند، این پیشنهاد را مطرح می سازند که برای کمک به افراد مبتلا به عارضه فرسودگی شغلی ،از روش های گروه درمانی یا درمان فردی استفاده شود(خلیفه سلطانی ،1377).روانشناسان صنعتی وسازمانی نیز پیشنهاد هایی را جهت کاهش میزان فرسودگی شغلی کارکنان سازمان ها توصیه کرده اند .بعضی از این پیشنهادات جهت ایجاد تغییرات ساختاری در محل های کار عبارتند از (1)کاهش میزان سر وصدا در کار ؛ (2) کاهش سرعت کار؛(3) جلب توجه مسئولان نسبت به مشکلات کارکنان و(4) دادن استقلال بیشتر به آنان جهت انتخاب برنامه کاری .
اغلب روان شناسان صنعتی وسازمانی معتقدندکه پیشگیری اولیه ،بهترین روش جهت مبارزه با فرسودگی شغلی است .براساس این دیدگاه ، محل های کار باید به نحوی سازماندهی شوند که نیاز های کارکنان را برآورده سازند .به کار گیری روش های مناسب می تواند احساس تنها بودن و بر خورد های غیر منطقی کارکنان را کاهش دهد وموجب بهبود روحیه و کارآرایی آنها شود (فاربر ،1983).
شیوه های مقابله با فرسودگی شغلی
فولکمن و لازاروس (1984)انواع مقابله را بر مبنای روشهای مقابله بااسترس به دو گروه تقسیم کرده اند : مساله مدار و هیجان مدار ، گروه اول پاسخ هایی مقابله جویانه اند که قصدشان ازمیان برداشتن مشکل یا تعدیل آن است ، در حالی که پاسخ های نوع دوم در صددند تا پیامد های هیجانی عامل استرس زا را مهار کنند(محمدی ، 1385).
راهبرد های فردی :
1- استفاده از برنامه های متنوع برای بهبود وضعیت بدنی خود.
2- استفاده از روش های خاص آرمیدگی .
3- یادگیری روش های بهتر و اثر بخش تر انجام دادن کارها، از کارکنان سازمان ها.
4-تغییر دادن شرایط فیزیکی یا روانی کار خود.
5- شرکت در کارگاه های آموزشی تحت عنوان مدیریت زمان.
6- تغییر طرز فکر نسبت به کار و زندگی ، خوش بینی .
7- شناسایی محدودیت ها و پر هیز نمودن از انجام کارهایی که توان ذهنی و جسمی لازم برای آن ها را نداریم.
8- پرداختن به تفریحات و سرگرمی های سالم از قبیل شعر همراه با موسیقی ، مسافرت ، پیاده روی کردن ، استخر، کوهنوردی ، شرکت در جشنواره ها.
9- توجه جدی به رفاه جسمی و روانی از قبیل تغذیه مناسب ، ورزش و استراحت.
10-توزیع کارها و کمک گرفتن از دیگران..
11- شناخت و قبول توانایی ها و ناتوانی های خود ( پذیرش خود ).
12-پذیرش واقعیت ها و رها کردن آرمان و آرزوهای نا ممکن .
13- توسعه روابط دوستانه و صمیمانه با دیگران .
14- اتکای به نفس و عدم انتظار زیاد از تایید های بیرونی .
15-ترک کردن محیطی که کار کردن در آن را دوست نداریم.
16- باز بودن و انعطاف پذیری در پذیرش دیدگاه های دیگران .
17-پرورش حس شوخ طبعی و خندیدن .
18-رها کردن کارها در صورتی که احساس فرسودگی می کنیم .
19-شناسایی علایم اولیه فرسودگی شغلی و انجام دادن سریع عملیات جبرانی و ترمیمی.
20-درصورت حل نشدن کل ، استفاده از خدمات روان شناسی و مشاوره (بردبار، 1387).

مطلب مشابه :  کارایی رواندرمانی حمایتی در درمان سرطان