مدیریت استراتژیک چیست

مدیریت استراتژیک

باتشخیص استراتژی،یک سازمان می تواند به سوالات در مورد گذشته ووضعیت جاری که چگونه تلاش کندتا با رسیدن به اهداف، رسال خود را انجام دهد پاسخ دهد.

پیدایش واژه استراتژیک در علم مدیریت به دهه پنجاه باز می گردد. لکن فراز و نشیب‌های فراوان داشته و پس از افت و خیز مجددا در دهه 90 تجدید حیات یافته و بصورت جدی مخصوصا در دنیای کسب و کار مطرح گردید و از  آن به عنوان هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات بین وظیفه ای که سازمان را در رسیدن به اهداف توانمند می سازد یاد می کند.

به هر حال ضرورت دارد که محیط درون و برون سازمانی مورد بررسی قرار گیرد و سپس عوامل و متغیرهای درون سازمانی که نسبتا قابل کنترل هستند، به نحوی هماهنگ و جهت داده شوند که در نهایت بتوان از فرصت در محیط به طور مطلوب استفاده نموده و در مقابل تهدیدات آ‌ن مقابله کرد

از یک دهه گذشته جریانی آکنده از رقابت و تحولات پرشتاب با سطح بالایی از نامعلومی شروع شده که اثرات و نتایج آن در محیط پیچیده و پرابهام امروز به خوبی قابل مشاهده است. مدیران ا گرچه تلاش می نمایند تا عدم قطعیت و پیچیدگی را به در پیاده سازی انتخابهای خود کاهش دهند اما هرگز نمی توانند همه آنها را حذف نمایند.

برای مقابله با چنین وضعیتی هم زمان نیاز به دو حرکت اصولی است حرکت اول تشخیص عوامل.

کلیدی موفقیت است و حرکت دوم تدوین راهکارهایی است که توان برخورد با عوامل تهدید و ضعف و بهره گیری از فرصت‌ها و قوت‌ها را در چنین محیطی برای مقاطع زمانی کوتاه مدت و بلند مدت پدید آورد. شناسایی مهمترین عوامل کلیدی موفقیت و تلقیق با الگو و راهکارهایی که در رسیدن به آن اهداف ما را یاری نمایند در قالب مدیریت استراتژک یک ابراز چند بعدی است که نیازهای سازمان را در محورهای مختلف پاسخ می دهد.

مطلب مشابه :  تعاریف و مؤلفه‌های هوش هیجانی

عناصری که در محیط رقابتی و محیط پرابهام و با تغییرات سریع می تواند چاره ساز چگونگی حرکت برای رسیدن به مقصد باشد شامل نگرش و رویکرد، عوامل، سطوح، سیستم‌های اطلاعاتی و کنترل، ویژگیهای تصمیم گیرنده و تفکر حا کم در یکپارچه سازی می باشند. از این رو برای سناریوهای بازی در عرصه بین المللی و کاهش هزینه، زمان ریسک و اطمینان  از بیشتر بودن عملکرد و اثربخشی، تبعیت از اصول و الگوهای پویا و قابل تغییر در محیط متغیر به  عنوان یک روش علمی- کاربردی توصیه می گردد.

در سالهای اخیر روشهای بسیاری برای فرموله کردن و پیاده سازی تصمیمات  استراتژیک پیشنهاد گردیده است و بسیاری از این روش‌ها برای تطبیق سازی و قابل اندازه گیری در سازمان‌های دولتی بکار برده شده است که با ملحوظ نمودن تاثیرات محیط رقابتی (با تغییرات سریع به همراه فشارهای شکننده) توانسته درجه رضایت ذی نفعان اعم از مردم یا مشتریان و کارکنان دولتی یا خصوصی را فراهم نماید.

تامین اثر بخشی در محیط رقابتی، واحدهای ملی کسب و کار را برای حضور پایدار و دراز مدت سخت به مخاطره انداخته است. از این رو طراحی و پیاده سازی فرایند تدوین و اجرای استراتژی به عنوان مهمترین وظیفه مدیریت تلقی می گردد. فعالیت‌های استراتژیک مدیران در جهت بهره وری سازمان، بصورت دراز مدت و با جهت گیری مشخص و توسعه اثر بخش و تامین انتظارات ذینفعان به ظهور می رسد.

می توان مدیریت استراتژیک را بدین گونه تعریف کرد، هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیمات وظیفه ای چندگانه که سازمان را قادر می سازد به هدف‌های بلند مدت خود دست یابد. همانگونه که از این تعریف استنباط می شود در مدیریت استراتژیک برای کسب موفقیت سازمانی بر چندین عامل تاکید می شود، هماهنگ کردن مدیریت، بازاریابی، امور مالی (حسابداری)، تولید (عملیات)، تحقیق و توسعه و سیستم اطلاعات رایانه ای (فردآر، 2010)

مطلب مشابه :  موانع و مشکلات  استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش     

مدیریت استراتژیک در حقیقت آرایه ای از گزینه‌های مختلف استراتژی می باشد که از تعامل شرایط داخلی و خارجی سازمان منتج می شود. به عبارت دیگر تصمیم گیری استراتژیک، تصمیم گیری روی منافع اصلی و اصولی سازمان است که به تحول و تغییرات دراز مدت و اثربخشی آن منتهی می گردد. (سیرت، 1993)

از منظر دیگر مدیریت استراتژیک با دو نگرش کلی به مسائل سازمانی انجام میگیرد. حل مسائلی فعلی و قابلیت حل مشکلات آتی در بطن فرایند تصمیم گیری استراتژک قرار دارد. (جانسون، 1993)

شندل و هوفر در تعریفی جامع از مدیریت استراتژیک ارائه داده اند. آنها معتقدند که مدیریت استراتژک بر چهار جنبه متمرکز می شود. 1)تعیین اهداف 2)تدوین استراتژی براساس ‌آن اهداف 3)اجرای استراتژی  4)کنترل استراتژی (استونو، 1995)

مدیریت استراتژیک نوعی مدیریت آینده نگر، انطباق پذیر و پویا است. مدیریت خاص دورهبحران، دوره تغییرات سریع محیط درونی و بیرونی سازمان، عصر دگرگونی‌های ساختاری نظام اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فن آوری،عصرتحولات ناگهانی و پیش بینی ناپذیر، عصر کمیابی، بحران انرژی و منابع اولیه، عصر محدویت‌ها و الودگی‌های محیط زیست و عکس العمل طبیعت در برابر بی خردی‌ها و حرص و آز انسان معاصر و عصر عصیان‌های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است.

مدیریت در چنین وضع دشوار و ناپایداری قبل از هر چیز به فکری خلاق، ذهنی گشوده برای کسب اطلاعات، شامه ای تیز برای دریافت  علائم خطر، نگرشی آینده نگر و برنامه ریز و برخوردی واقع گرا و منطقی نیاز دارد.

مدیریت استراتژیک عبارت است از هنر و علم فرمول بندی، اجرا و ارزیابی تصمیمات چندبعدی با تاکید بریکپارچه سازی عوامل مدیریت، بازاریابی، امور مالی، تولید یا خدمات، تحقیقات و توسعه، سیستم‌های اطلاعاتی و غیره؛ جهت رسیدن به اهداف سازمانی (داوری، 1380).

مدیریت استراتژیک با هدف ایجاد هماهنگی و انسجام هرچه بیشتر در اهداف برنامه ریزی سازمانی و نیز اطمینان از اجرا و پیاده سازی طرح‌ها ظهور کرد و اصطلاحی است که جهت تشریح فرایند تصمیم گیری و اجرا مورد استفاده قرار می گیرد. به این ترتیب  استراتژیک عبارت است از جریان تصمیم‌ها و فعالیت‌هایی که منجر به ایجاد یک یا چند استراتژی موثر برای نیل به اهداف می شود(علی احمدی، 1382).

مطلب مشابه :  کیفیت زندگی از نظر علم روانشناسی

در راستای این فراگرد مدیریت استراتژیک باید چهار عامل را که متفقا موجب تحقق برنامه می شوند در نظر داشته باشد. این عوامل عبارت انداز:

-محیط اجرای برنامه (نحوه ارتباطات، سازگاری و غیره)

-استراتژی و برنامه (اهداف، راهبرد، سیاست‌ها و طرح‌های عملی)

-ساختار سازمانی(وظایف محوله، تعیین حدود مسئولیت‌ها و اختیارات تفویض شده، سیستم گزارش دهی و غیره)

-فرایند ارتباطات درونی سازمانی (تاثیرگذاری بر رفتار کارکنان، روشهای جلب مشارکت، تخصیص منابع و اجرای برنامه و غیره) (علی احمدی،1382).

موارد زیر در مدیریت استراتژک حائز اهمیت است (حاتمی، 1384):

1-مشخص کردن آرمان‌ها و تعیین اهداف و سطوح آنها

2-پیش بینی عملکرد آینده با توجه به استراتژی‌های جاری

3-تشخیص شکاف‌های موجود بین پیش بینی‌ها و هدف‌ها و تحلیل آنها

4-ارزیابی استراتژیک مبتنی بر مزیت‌های رقابتی (ارزیابی درونی و بیرونی)

5-تعریف مجدد اهداف

6-تنظیم استراتژی و اتخاذ تصمیم

7-استراتژی کاربردی با طراحی برنامه‌های کاری، بودجه بندی، نظارت و کنترل

از منظر دیگر مدیریت استراتژیک با دو نگرش کلی به مسائل سازمانی انجام می گیرد. حل مسائل فعلی و قابلیت حل مشکلات آتی در بطن فرایند تصمیم گیری استراتژیک قرار دارد. (جانسون و اسکولز، 1993)

مدیریت استراتژیک  عبارت است از فرایند تضمین دستیابی سازمان به فوائد ناشی از بکارگیری استراتژی‌های سازمانی مناسب طبق این بیان، یک استراتژی مناسب مطابق با نیازمندی‌های یک سازمان در زمان مشخص تعریف می شود.

به عبارت دیگر مدیریت استراتژیک شامل شش گام متوالی است:

-تجزیه و تحلیل محیطی

-پایه گذاری جهت گیری‌های سازمانی

-هدف گذاری

-تعیین و تدوین استراتژی‌ها

-بسترسازی و اجرای استراتژی‌ها

-کنترل استراتژی‌ها (داوری،1380)