مدل درمانی فراشناختی و رویکردهای ان

– خلاصه ای از مدل درمانی فراشناختی

در مجموع درمان فراشناختی بر این اصل بنیادین استوار است که اختلال روانشناختی به دلیل اثرات سبک تفکر، یعنی، سندرم شناختی- توجهی بر تجارب هیجانی و دانش (باورها) تداوم می یابند. سندرم شناختی – توجهی از طریق مسیرهای خاص موجب تداوم احساس منفی فرد درباره ی خودش و ادراک تهدید می شود.

سندرم شناختی- توجهی با فعال سازی باورهای فراشناختی مثبت و منفی مرتبط است. جداسازی سطح فراشناختی از سطح شناختی متداول، این پیامد را در بردارد که ممکن است تجارب وقایع درونی ( مثل افکار، باورها و هیجان ها) در ذهنیت های شناختی و فراشناختی پردازش شوند. این مدل دامنه ای از روش درمانی احتمالی را ارائه می کند. این مدل دامنه ای از روش های درمانی احتمالی را ارائه می کند که متمرکز بر کنار نهادن سندرم شناختی- توجهی، اصلاح باورهای  فراشناختی، شکل دهی شیوه های متفاوتی از تجربه و رابطه با وقایع درونی می باشند ( ولز، 2009).

2-7-15- مدل بازسازی شده A-B-C

یکی از راه های درک مدل فراشناختی و فهم تفاوت موضع آن با نظریه های شناختی- رفتاری اولیه، بررسی تغییراتی است که مدل فراشناختی در الگوی استاندارد A-B-C که اساس کار شناخت درمانگران تلقی می شود، ایجاد نموده است. مدل استاندارد A-B-C در شکل 2-2 نشان داده شده است. واقعه ی فعال ساز (A) باعث راه اندازی طرحواره یا باور  غیر منطقی (B) می شود که خود این باورها به پیامدهای هیجانی و رفتاری (C) دامن می زنند ( ولز، 2009).

همان طور که در ادامه اشاره می شود، مسأله ی مهم لاینحل در نظریه های شناختی اختلال روانشناختی تبیین ارتباط بین ارزیابی ها و باورهای منفی متداول با تداوم هیجان ها و افکار منفی می باشد. علاوه بر این، سؤال دیگری نیز در نظریه های شناختی بی پاسخ مانده است:  چه چیز باعث می شود افراد مبتلا به مشکلات روانشناختی در کنترل الگوهای فکری مشکل پیدا کنند؟

مطلب مشابه :  لیفت صورت چیست؟‏

 

 

 

در درمان فراشناختی با قرار دادن باورهای فراشناختی در وسط مدل استاندارد A-B-C و جایگزین کردن تجربه درونی یک فکر منفی یا باور معمول به جای رویداد فعال ساز، فرمول بندی جدیدی از مدل A-B-C ارائه می کند. این فرمول بندی جدید تحت عنوان A-M-C در شکل 2-3 ارائه شده است. در مدل A-M-C بر خلاف مدل استاندارد A-B-C، لازم نیست واقعه ی فعال ساز موقعیت های بیرونی باشند، بلکه حوادث شناختی درونی نیز می توانند در حکم واقعه ی فعال ساز عمل کنند ( ولز، 2009).

 

 

2-7-16- رویکرد درمانی فراشناختی

درمان فراشناختی را می توان درمانی تلقی کرد که بیماران را در شناسایی الگوهای فکری و مقابله ای ناکار آمد که باعث آشفتگی های هیجانی مزمن می شوند، توانمند می سازد. همچنین درمان فراشناختی به بیماران کمک می کند تا این الگوها را تغییر دهند و به اصلاح فرا باورها درباره ی افکار و احساساتشان بپردازند ( ولز، 2009).

در درمان فراشناختی بر خلاف درمان شناختی – رفتاری تمرکز اولیه  بر ارزیابی واقعیت باورهای منفی متداول ( درباره ی خویشتن و جهان ) نیست.

فراشناخت درمانگر برای درمان بیمار افسرده ای که در بالا ذکر شد، به دنبال واقعیت آزمایی باورهای بیمار (هیچ امیدی نیست) از طریق نقد و بررسی شواهد تأیید کننده و رد کننده نیست، بلکه به او کمک می کند از طریق چالش باورهای فراشناختی و حذف سندرم شناختی – توجهی، در واکنش به افکار خشم و عصبانیت یا بی ارزش بودن خود (در پژوهش حاضر) به شیوه جدیدی پاسخ بدهد. فکر یا باور فرد درباره ی این که هیچ امیدی به تغییر پیش روی خود نمی بیند به این دلیل پایدار و تغییر ناپذیر است که سندرم شناختی- توجهی، به تقویت آن دامن می زند ( ولز، 2009).

مطلب مشابه :  طبیعت و اثرات خشونت بازیهای کامپیوتری و ویدئویی بر کودکان و نوجوانان