عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی

عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی زناشویی

شخصیت

چگونگی استفاده از مهارتهای کارآمد زوجین برای حل اختلافات و مناقشات، اینکه مسأله­مدار باشند و یا هیجان مدار.(اسچورمن ـ کروک، 2001)

نگرش

‏باورها و احساسات و ارزشیابی‏ها و نحوه تفکر روی رفتار اطرافیان بر رضایتمندی زناشویی تأثیر می‏گذارد. (الیس1993)

اگر نگرش خوب نسبت به کسی داشته باشیم به احتمال زیاد رفتاراو به گونه‏ای مثبت ارزیابی خواهیم کرد. بک معتقد است که در زمینه رضایت از زندگی زناشویی برداشت زن و مرد از رفتار یکدیگر بیشتر از خود رفتار حائز اهمیت است.

تحصیلات و طبقه‏‏‏ اجتماعی

‏‏تحصیلات معمولاً چون شاخصی در نوع فرهنگ، اندیشه و جهان‏بینی انسانهاست. تحقیقات نشان می‏دهد که در 71 درصد ازدواج‏ها نظام فکری و سطح تحصیلات زوجین یکی بوده است. (جلیلی، 1375) تحصیلات معمولاً در زمره عوامل مؤثر بر رضایتمندی زناشویی است و گرایش انسانها به گزینش، در اکثر موارد به معنای همگونی طبقات نیز هست.. پس تشابه تحصیلی به معنای تشابه دیدگاه‏ها نیز می‏باشد که این خود بر رضایتمندی زناشویی تأثیر دارد. (مرادی، 1386)

عقاید مذهبی

‏‏ارتباط زوج‏ها با هم ریشه در اعماق گرایش‏ها و نیازهای روحی و روانی انسان دارد و در بحث ارتباط آن چه مطرح است، این است که کیفیت ارتباط تحت تأثیر عقاید مذهبی شکل ویژه‏ای به خود می‏گیرد و عدم شباهت باعث درجاتی از اختلاف می‏شود. (اعرافی، 1385) شاملو می‏گوید: شباهت عقاید مذهبی به قدری در سعادت زناشویی اهمیت دارد که عده­ای از روانشناسان ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معمولاً غیرعاقلانه می‏دانند. (هاشمی گلشن‏آبادی، ‏1386)

مسائل مالی

‏مسائل مالی مربوط به دخل و خرج از جمله مسائل عمده در روابط زناشویی است و گاهی موجبات بروز اختلاف بین زوجین را فراهم می‏سازد و بر رضایتمندی تأثیر سوء می‏گذارد.مشکل زمانی بروز می‏کند که زوجین و معمولاً کسی که بیشتر درآمد خانواده را تأمین می‏کند در صدد کنترل مخارج، طبقه‏بندی اولویت‏ها و سهمیه‏بندی برمی‏آید و طرف مقابل به عنوان یک اقدام تلافی‏جویانه در برابر اعمال کنترل، پول بیشتری خرج کند و گرفتاری زمانی بروز می‏کند که زوجین هر دو از درایت لازم در امر زندگی بی‏بهره باشند. (مرادی، 1386)

فرزندان

‏تولد فرزند به طور مشخص روی ازدواج تأثیر می‏گذارد. برای برخی از زوج‏ها تهدید به کاهش توجه فیمابین و رو به رو شدن با مسئولیت جدید به قدری زیاد است که بارداری را تا حد امکان به تعویق می‏اندازند. گاهی یکی از زوجین خواهان فرزند است اما دیگری مخالف آن  است. دیگر این که نوزاد باعث می‏شود که تمام وقت مادر به وی اختصاص داده شود و مادر ممکن است خود و شوهرش را فراموش کند و این شرایط بر رضایتمندی زناشویی تأثیر می‏گذارد. (رحیم‏زاده، 1375)

مطلب مشابه :  شکل گیری کنترل فردی و عوامل تعیین کننده آن

در واقع تغییراتی که به وسیله انتقال به دوره پدری و مادری در زندگی زناشویی به خصوص در زندگی زنان پدید می‏آید در خشنودی و لذت از زندگی زناشویی مؤثر است و رضایت از زندگی زناشویی نسبت به دوره زندگی قبل کاهش می‏یابد. و همسران کودکان را عامل تهدید کننده در ارتباط زناشویی می­دانند و تغییراتی که روابط شوهرانشان پدید آمده را بدان نسبت می­دهند. ضمناً تعداد فرزندان نیز بر رضایتمندی زناشویی مؤثر است. هر چه تعداد فرزندان بیشتر باشد فشار بیشتری در روابط زناشویی وارد می‏شود. هر بار که عضوی به خانواده اضافه می‏شود، وقت محدود شده و منابع دیگر خانواده باید به اجزای کوچکتر تقسیم شود و در نتیجه فشارها آن  چنان شدید می‏شود که باعث ضعیف شدن روابط زناشویی می‏گردد. (ترک، 1385)

طول مدت ازدواج

‏‏پژوهش‏ها نشان می‏دهد که افرادی که مدت کوتاهی از آشنایی با همسرانشان می‏گذرد دامنه وسیعتری از عکس‏العمل‏های رضایتمندی زناشویی را بروز می‏دهند در حالیکه افرادی که مدت طولانی‏تری از روابطشان می‏گذرد، رضایت و سازگاری آن ها کاهش می‏یابد. (هیوستون‏و همکاران، 1986)

همکاری

‏روحیه همکاری، لذت بخش و شادی آفرین است. گاه تقسیم وظایف و تعیین مسئولیت‏های بین زوجین منجر به اختلاف می‏شود. خصوصاً با پدیدار شدن مسئولیت دوگانه برای زن (کار در بیرون و وظایف درون خانه) ، زوجین در کار تأمین و انجام وظایف خانه‏داری با هم مشارکت می‏کنند یعنی وظایف زوجین به وظایف مردانه و زنانه تقسیم نمی‏شود. بلکه هر دو در مواقع مقتضی هر دو نقش را ایفا می‏کنند. این تحول با آن  که در زمینه‏هایی باعث تحکیم پیوند زناشویی می‏شود در بعضی مواقع به خصوص در مواردی که نقش‏ها نامشخص هستند باعث بروز اختلافاتی می‏شود. (گاتمن، 1993)

درک همسر

‏‏یافته‏‏ها نقش میزان درک همسر را در تعیین رضایتمندی زناشویی خاطر نشان ساخته و نشان داده است که زوج‏هایی که از شیوه‏های کنش متقابل که ارتباط آن ها را سهولت بخشیده و فهم آنها را در خصوص احساسات وعواطف دیگران بهبود می‏بخشد،  استفاده می‏کنند، رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود دارند.(مرادی، 1386)

مطلب مشابه :  کارایی رواندرمانی حمایتی در درمان سرطان

ابراز محبت

‏‏پیوند زناشویی با ابراز محبت و علائق استحکام پیدا می‏کند و از این رهگذر دوام می‏یابد. اکثر خانواده‏ها به خاطر عدم شناخت چگونگی ابراز مهر و محبت و یا عدم ابراز آن  در میان خود، دارای مشکلاتی در روابط بین خود و در روابط با فرزندانشان می‏باشند چرا که فرزندان در صورتیکه گرمی و محبت را حاکم بر روابط خویش ببینند بیشتر احساس امنیت می‏کنند و همچنین شیوه ابراز محبت را فرا می‏گیرند و نیز گرمی و محبت الدین نسبت به یکدیگر، روابط فرزندان را مستحکم‏تر و بر پایه مهربانی و عواطف پایه‏ریزی می‏کند. (رحیم‏زاده، 1375)

توجه و علاقه و حمایت

‏تمایل وتوجه به باور داشتن و این باور و انتقال این که تو برای من مهم هستی و به آن  چه برای تو اتفاق می‏افتد، بها می‏دهم و مراقب تو هستم، دو نشانه مهم تمایل و توجه به همسر، توجه به رفاه او و آمادگی برای کمک و حمایت از اوست که خود یکی از عوامل مؤثر در ازدواج‏های موفق است و مهمترین نیروی پیوند دهنده روابط زوج‏ها می‏شود و محبت متقابل، دریافت صمیمیت، وفاداری، اعتماد و دوستی به هم گره خورده، عشق عمیق‏تری را پایه‏گذاری می‏کند. پژوهش‏ها حاکی از آن  است که رابطه بین رضایتمندی زناشویی و حمایت در زنان قویتراز همسران آنهاست. با کمک کردن به همسر، او درک می‏کند که در سختی‏ها، همسرش یارویارو او می‏باشد. ضمناً حمایت می‏تواند به زوجین احساس نزدکی بیشتری بدهد. (مرادی، 1386)

مسائل جنسی

‏‏به اعتقاد بسیاری رابطه بین زوجین مهمترین عامل تعیین کننده زندگی زناشویی است. رابطه جنسی در پنج سال اول زندگی زناشویی فاقد پیچیدگی است و مشکلات جنسی در این مرحله معمولاً منشأ عاطفی ندارند بلکه بیشتر ناشی از شیوه‏های نامناسب برقراری رابطه جنسی است و با تولد فرزندان، نارضایتی جنسی با کاهش میل جنسی در زن شدت می‏گیرد. (پروینیان، 1383) بایستی توجه داشت که یکی از عمده‏ترین تفاوتهای بین زنان و مردان در معنایی است که آنها به رابطه جنسی می‏دهند. زنان رابطه جنسی را به حس عاطفی و نزدیکی ربط می‏دهند ولی مردان تمایل دارند رابطه جنسی را به پیشرفت، ماجراجویی و نمایش اراده و قدرت یا کسب لذت جنسی ربط دهند با وجود این باید توجه داشت که اینها تفاوتهای آثاری است و تفاوتهای فردی را منعکس نمی‏کند. بیشتر مردان مثل زنان عشق و رابطه جنسی را با هم ترجیح می‏دهند و به عشق به خاطر اهمیت آشکارش در زندگی ارزش بیشتری قائل می‏شوند. (فرانکن، ترجمه شمس‏اسفندآباد، محمودی وامامی‏پور، 1384)

مطلب مشابه :  مدل مربوط به انجمن غنی سازی ازدواج

از عوامل دیگری که موجب رضایت زن از زندگی زناشویی می‏َشود ارضاء نیازهای جنسی زن است ارضاء نیازهای جنسی زن مشروط به آگاهی مرد نسبت به نیازهای روانی و جسمی همسرش و چگونگی ارضاء آن نیازهاست و چنانچه مرد در این مورد موفق نباشد زن دچار نارضایتی می‏شود و اغلب اوقات سردمزاجی زن حاصل عملکرد شوهر است. در روابط زناشویی سه عامل وجود دارد که سبب ارضاء لذت بخش خواهد شد. یکی از اینها داشتن اطلاعات کافی در مورد امور جنسی و دیگری آزاد بودن از ترس‏ها، تعصبات و انحرافات مربوط به موضوعات جنسی و سوم توازن میان مقدار تمایل جنسی زن و مرد است. (شاملو، 1381)

دخالت اقوام و دوستان

ترمن وابستگی شدید زوجین را به خویشان و دوستان یکی از عواملی می‏داند که می‏تواند موجب کاهش رضایت زناشویی گردد. (سلیمانیان، 1372) پارسونز‏معتقد است که دخالت‏های دیگران، خوشبختی و همبستگی خانوادگی را بر هم می‏زند. (رحیم‏زاده، 1377)

صرف اوقات فراغت با هم

‏کم شدن برنامه‏ریزی فعالیت‏های لذت‏بخش و تفریحات و کاهش زمان فراغت و جانشین شدن تکالیف و کارهای روزمره خانه‏داری باعث کاهش رضایت زناشویی می‏شود. (هیوستون وهمکاران، 1986)

اشتغال

‏‏پژوهش‏ها نشان داده عزت نفس، رضایتمندی و سازگاری زناشویی در زنان شاغل نسبت به زنان خانه‏دار بیشتر و اضطراب و ناامیدی در آنها کمتر است. در یک پژوهش که اشتغال زن روی روابط خانوادگی تحقیق شد نتایج نشان داد  که زوجین زمانیکه موقعیت شغلی زن بر اساس تمایلشان بود کمتر افسرده بودند و چنانچه شغل زن در خارج از خانه با موافقت همسر باشد و مردان نیز به همسران شاغل خود درکارهای خانه کمک کنند اشتغال زن نمی‏تواند روی نوع روابط خانوادگی تأثیر بدی بگذارد.(مرادی، 1386

[1] Ellis

[2]Huston

[3]Turman

[4]Parsonz