عملکرد زنجیره تأمین .اندازه گیری آن

به منظور ارزیابی دقیق عملکرد در زنجیره­های تأمین موجود و فرآیندهای مرتبط با آن، ضروری است که اطلاعات واقعی عملکرد زنجیره را در دسترس داشته باشیم. در حالت ایده­آل، این اطلاعات باید تمام محورهای عملکردی زیر را تحت پوشش قرار دهند:

·       محصولات و خدمات ارائه شده، فروش، سهم بازار، هزینه، کیفیت، تحویل، زمانهای سیکل، دارائی­های مورد استفاده، مسئولیت­ها و خدمت به مشتری

جمع­آوری اطلاعات فوق برای فعالیت­های داخلی زنجیره تأمین، یک تعهد همه جانبه را ایجاب می­کند. بدست آوردن و مشارکت در اطلاعات با دیگر اعضای زنجیره تأمین، یکی از مهمترین چالشهایی است که سازمان­ها در مراحل اولیه مشارکت در زنجیره­های تأمین با آنها مواجهند. به هر حال در صورتی که زنجیره­های تأمین در راه بهبود قدم بر می­دارند، باید این تصمیمات براساس اطلاعات واقعی عملکرد، اتخاذ شوند که در این راه نیز به مشارکت اطلاعاتی اعضای کلیدی زنجیره تأمین نیاز خواهد بود. سازمانی که تمایل به دریافت اطلاعات از دیگر اعضای زنجیره تأمین دارد، اما از به اشتراک گذاشتن اطلاعات با دیگران اکراه دارد، نامزد ضعیفی برای وارد شدن به چرخه SCM  می­باشد (غضنفری و فتح­اله، 1389، ص 263).

2-13- اندازه­گیری عملکرد زنجیره تأمین

یکی از اجزای SCM که حتی در سالهای اخیر هم تقریبا نادیده گرفته شده است، ارزیابی عملکرد زنجیره تأمین است. اهمیت اندازه­گیری عملکرد در نظریه SCM قابل انکار نیست. در سیستم­های بین سازمانی نظیر زنجیره­های تأمین، ارزیابی دقیق و به موقع عملکرد کل سیستم و اجزای منفرد آن از اهمیت زیادی برخوردار است. یک سیستم مؤثر اندازه­گیری عملکرد، دارای ویژگی­های زیر می­باشد:

مطلب مشابه :  تاثیر ساختار و جو سازمانی برای سازمان‌های دانش محور

1)     مبنایی برای درک سیستم فراهم می­کند.

2)     رفتار کل سیستم را تحت تأثیر قرار می­دهد.

3)     اطلاعاتی در مورد فعالیتهای سیستم برای اعضای زنجیره تأمین و دیگر شرکای خارج از زنجیره فراهم می­کند.

در حقیقت اندازه­گیری عملکرد، چسبی است که اجزای سیستم پیچیده خلق ارزش را کنار هم نگه داشته و از آن برای فرموله کردن استراتژی­ها بهره می­گیرد. به علاوه، نقش مهمی را در کنترل و نظارت بر پیاده سازی آن استراتژی­ها ایفا می­کند. همچنین، یافته­های تحقیقات بیان می­کنند که اندازه­گیری عملکرد هر یک از سازمان­های منفرد عضو زنجیره، منجر به بهبودهایی عملکرد کلی زنجیره می­گردد. بر طبق یکی از مطالعات انجام شده، بهبودهای عملکردی در زمینه­های کاهش زمان سیکل، تعیین مسیر و زمانبندی و حمل و نقل مؤثر، راهکارهای مفیدی برای کاهش زمان سیکل می­باشند. اما به رغم اهمیتی که این راهکارها دارند، تا قبل از 1990، عملکرد زنجیره تأمین در شرایط بسیار سطحی و حتی در بعضی مواقع ضد تولیدی (مبتنی بر کاهش هزینه) اندازه­گیری می­شد. در واقع، فقدان یک سیستم مناسب برای اندازه­گیری عملکرد، به عنوان مانعی بزرگ بر سر راه مدیریت مؤثر زنجیره تأمین عنوان شده است (همان، ص 285).

تأثیرات یکپارچه­سازی زنجیره تأمین (SCI) بر عملکرد شرکت مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. بالتبع، عملکرد بسیاری از شرکتها به شدت تحت تأثیر دسترسی به هنگام به اطلاعات مربوط به بازار قرار می­گیرد (لی و همکاران، 2008). هر چند ایران به عنوان یک کشور در حال گذر از اقتصاد برنامه­ریزی شده به اقتصاد بازار محور، فاقد مؤسسات رسمی کافی برای حمایت از بازار آزاد است. در مقایسه با کشورهای دارای اقتصاد بازار پیشرفته، شرکتهای ایرانی با مشکلات عدیده­ای، که ناشی از قوانین مبهم و غیر قابل پیش­بینی در خصوص رقابت در بازار می­باشد، دست به گریبان هستند. علاوه براین، ایران دارای سابقه طولانی در استفاده از رویه­ها و قیود غیررسمی در هماهنگ ساختن معاملات است، که برخی از آن به عنوان «خون حیاتی» کسب و کارها برای فعالیت در جامعه ایران نام برده­اند. اتکا زیاد به این قیود و رویه­های غیررسمی، این سؤال را مطرح می­سازد که: «آیا استراتژی­های بازار­محور، مانند SCI، تأثیرات مشابهی بر عملکرد شرکتهای ایرانی به مانند آنچه که بر اقتصادهای دارای بازار کامل و پیشرفته دارند، می­گذارند؟». پاسخ به این سؤال، اطلاعات مهمی را درخصوص چگونگی تحت تأثیر قرار گرفتن عملکرد شرکت از طرف SCI به دست می­دهد. تحقیقات زیادی چگونگی تأثیر SCI بر عملکرد شرکت و تأثیر محتمل آن بر ویژگی­ها و مشخصات ضمنی، صورت گرفته است. منافع بالقوه و تأثیرات مثبت SCI به طور گسترده­ای مورد تأیید قرار گرفته است  (روسن زوئک، 2009، کانون، 2010، وارت و دونک، 2008).

 به طور خاص، بسیاری از شرکتها در حال تحول و دگرگونی طرز فکر و ذهنیت مدیریتی خود به سمت بازارگرایی بیشتر هستند.